۱۳۸۸/۰۷/۰۵

درباره محمدجواد لاریجانی و پیشینه نه چندان درخشانش

آقای لاریجانی! نقش شما دقیقا چیست؟

ادامه راه سبز «ارس»: بررسی موضع‌گیری‌های آقای محمد جواد لاریجانی که چند سالی است در سمت بی ‌مسمای "دبیرستاد حقوق بشر قوه قضائیه" انجام وظیفه می‌نماید در ایام پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و تقلبی که احمدی نژاد را بار دیگر بر کرسی رئیس دولت نشان داد در برابر معترضان به این نتیجه و رفتار آقایان موسوی و کروبی بسیارقابل توجه و تامل است.

ایشان که در برابر همه فجایع و جنایات ضد حقوق بشری انجام شده پس از ۲۲ خرداد تاکنون، که دست بخشی از قوه قضائیه تا مرفق در رخداد اینها آغشته است، به عنوان دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه سکوت مطلق پیشه کرده و چشم فرو بسته است هر از گاهی لازم می‌بیند(لابد برای انجام وظیفه و تکلیف شرعی) مصاحبه ای انجام داده و مردم بی دفاع در جنبش سبز و رهبران آن را مورد نوازش قرار داده و از مواضع اصولگرایانه در انجام فجایع و جنایات ضد حقوق بشری شان دفاع نماید و به آنها پشتگرمی دهد که باز هم اسب سرکوب را در میدان سیاست بتازند و نگران توجیه و نظریه‌پردازی‌اش نباشند که ایشان آماده انجام آن است!

از این روست که آقای لاریجانی در آخرین مصاحبه‌اش از موضع دفاع از خط امام و نظام به شبیه‌سازی آقای موسوی با فردی پرداخته است که یکی از منفورترین افراد نزد ملت ایران است و در واقع از طریق این شبیه سازی خواسته محبوبیت ایشان را زایل و اسباب برخورد با وی را از طرقی که برهمه روشن است فراهم سازد و وظیفه حقوق بشری خود را به انجام رساند؟

سئوالی که مطرح می‌شود اینکه آقای لاریجانی در پی چیست ؟

برای پاسخ به این باید سوابق و عملکرد ایشان را در سالهای قبل و پس از انقلاب اسلامی بررسی و تحلیل کرد که در حوصله این مقال نیست اما به مناسبت دفاعی که ایشان از خط امام و نظام کرده اند فقط به دو فراز از سوابق و عملکرد ایشان در این باره اشاره می‌شود: در رابطه با خط امام مخالفت ایشان با حکم امام خمینی در باره ارتداد سلمان رشدی مشهورتر از آن است که نیاز به شرح و بسط داشته باشد، مخالفتی که به طرد او از مقام معاونت وزارت امورخارجه و هر شغل سیاسی دیگر تا رحلت امام منجر شد و پس از آنهم با رانت شورای نگهبان و محافظه کاران بااحتیاط تا مقام نمایندگی مجلس اسلامی ارتقاء یافت.

اما در مقام دفاع از نظام هم هیچکس افشای متن مذاکرات و مواضعه ایشان با مقام عالیرتبه انگلیس نیک براون را درآستانه هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و دعوت به دخالت در امر انتخابات به نفع محافظه کاران آنروز و اصولگرایان امروز را فراموش نمی‌کند. حال با این سوابق مشعشع الحق و الانصاف باید انتظار دیگری از آقای لاریجانی غیر از این مواضع نسبت به آقای موسوی و جنبش سبز ملت ایران داشت؟ بله آقای لاریجانی از این طریق هم انتقام خود را ازامام خمینی که در مقابل فتوایش ایستاد و هم از آقای موسوی بدلیل پایبندی گذشته و حالش به خط امام می گیرد چرا که امام خمینی تا آخرین لحظات حیاتش با حمایت از موسوی راهی برای ورود امثال لاریجانی به مسئولیت های سیاسی باز نگذاشت، و هم اینکه بدنبال پاکسازی پرونده اش از مسائلی همچون پرونده مذاکرات و مواضعه با نیک براون انگلیسی است که خود به خوبی می‌داند کجا و چه افرادی این پرونده را افشا و برآفتاب انداختند و او با اینکار می خواهد دل و اطمینانشان را بدست آورد! بله آقای لاریجانی می خواهد در این شرایط واویلا که اکثریت علمای عامل و نخبگان متدین و تحصیلکردگان و...از منتقدان وضع موجود و خواهان اصلاح نظام شده اند با اتخاذ اینگونه مواضع افراطی و تحویل نادرست خواست اصلاح طلبانه جنبش سبزبه ضدیت با نظام و شبیه سازی باطل وفاداری خود را به آقا وجناح حاکم اقتدارگرا اثبات کند و خلاء کمبود نخبه برای این جناح را همانگونه که خود درآخرین مصاحبه اش اشاره کرده است، جبران کند.

این همان خواستی است که او با این مصاحبه های سریالی دنبال می کند و این کاملا با سوابق و شاکله او که جزذوب درقدرت به هیچ موضوع دیگری نمی اندیشد همخوان است و البته تناسب کاملی هم با وظیفه شغلی اش در قوه قضائیه که حقوق بشر است دارد چراکه اینهمه انسانی که طی روزهای پس از 22خرداد بصورتی غیرقانونی و وحشیانه بازداشت و شکنجه و ...و مورد تجاوز قرار گرفتند چون به زعم ایشان رو در روی نظام ایستادند اصلا بشر نیستند تا حقوقی داشته باشند که ایشان بخواهد پیگیر آنها باشد و از نظر ایشان با اینها باید بدتر از اینها عمل می شد و الان هم ایشان ناراحت که چرا آقای موسوی هنوز زنده مانده است و حتی اینرا به بازمانده بیت امام نیز تسری می دهد و...

ظاهرا جناح حاکم اقتدارگرا هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی و کمبود نخبه بدجوری به پیسی دچار گشته و درمانده شده است واینرا از به میدان آمدن ژنرال های مکلای این جریان از قبیل لاریجانی و توکلی و...به رو در رویی با آقایان خاتمی، موسوی و کروبی می‌توان به خوبی مشاهده کرد چراکه هیچ عالم و روحانی معنون و جاافتاده و مقبولی حاضر نیست به چنین کار زشتی زند و توجیه کننده ظلم و جوری شود که بر مردم می رود. خدا آخر و عاقبت ایران و مردمش را با وجود آدمهایی چون لاریجانی و توکلی و...به خیر کند!


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر