‏نمایش پست‌ها با برچسب صوت و تصویر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب صوت و تصویر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۱/۱۶

مستند "خون سبز" يادآور دلاوريهاي ملتي سبز و آزاده

مستند "خون سبز" يادآور دلاوريهاي ملتي سبز و آزاده

. ادامه راه سبز«ارس»: سال هشتاد و هشت با تمام فراز و نشیب‌ها،‌ اشک‌ها و لبخند‌ها پایان يافت. روزهای آخر اسفندماه هشتاد و هفت هیچ یک از ما فکرش را هم نمی‌کردیم که در عرض سیصد و شصت و پنج روز تا به این اندازه دست‌ها و دل‌هامان با یکدیگر رفیق و آشنا شود و بی‌شمار شویم.

هیچ یک از ما مادر سهراب و ندا و کیانوش و اشکان و یا حتی خود آن سروهای سبز به خاک افتاده را نمی‌شناختیم و گمان نمی‌بردیم نامشان بر تارک تاریخ این کشور چنان جاودانه شود که هیچ دستی توان پایین کشیدنشان را نداشته باشد. هیچ یک از ما فکر نمی‌کردیم بیست و پنجم خرداد در ایران حماسه‌ای چنان شگرف و سبز رقم بخورد و مردی از تبار فروتنی و اخلاق ردای رهبری به تن کند و قلندروار پای به میدان گذارد و شانه به شانه ما بجنگد و بگرید و بایستد.

هیچ یک از ما گمان نمی‌بردیم پاسخ رای سبزمان گلوله و باتوم و کهریزک و اوین باشد. اما همه این‌ها اتفاق افتاد و این شد که ما، ما شدیم. بی‌شماران سبز ایران پهناور که اگرچه غم سروهای افتاده بر خاک به دل داریم اما همچنان استوار و یکپارچه ایستاده‌ایم. ما امسال پس از دو دهه دوباره رهبری داریم که می‌توانیم به او ببالیم و به منش و اخلاقش اقتدا کنیم. ما رهبری داریم که در کنارش زنی بزرگ ایستاده است و با زنانمان سخن می‌گوید. ما امسال با اقتدا به رهبر خود سال‌مان را نام‌ نهاده‌ایم. رهبری که خودخوانده نیست و از دل مردم جوشیده است و به میدان آمده است. این اتفاق میمون و مبارکیست. نتیجه خون‌هایی است که در تابستان داغ بر سنگفرش خیابان‌ها ریخت. نتیجه سرهایی است که به دار بی‌عدالتی آویخته شد. نتیجه حبس و شکنجه صدها تن پاکدست و بزرگوار است. ما همه این‌ها را به چشم خود دیده‌ایم و اینچنین است که نه به اندازه سیصد و شصت و چهار روز که گویی به اندازه سالیانی دور و دراز قد کشیده‌ایم و بزرگ شده‌ایم. و مستند "خون سبز" يادآور بخشهاي كوچكي از رشادتهاي ملتي سبز و آزاده در برابر پليديها و دروغ ها و سياهيهاست كه تقديم تمامي ملت ايران ميگردد:


مستند "خون سبز" قسمت اول




مستند " خون سبز" قسمت دوم




مستند "خون سبز" قسمت سوم




مستند "خون سبز" قسمت چهارم




مستند "خون سبز" قسمت پنجم




مستند "خون سبز" قسمت ششم




جهت دانلود، بر روي تصوير كوچك زير قسمت كليك نماييد

كليپ زيباي "نقاب افتاده" در سال صبر و استقامت

كليپ زيباي "نقاب افتاده"
با آهنگي از آريا آرام نژاد "علي برخيز"

تقديم به مبارزان راه آزادي،
و

شهداي جنبش سبز ايران،

كمترين وظيفه ما آگاهي يافتن و آگاهي دادن است،
و
در سال سبز صبر و استقامت به اين وظيفه اهتمام ورزيم.


جهت دانلود بر روي تصوير كوچك بالا كليك كنيد

مشاهده آنلاين كليپ



آریا آرام‌نژاد، خواننده پاپ که از بیش از یک ماه و نيم پیش (بهمن ماه 88) در سلول هاي انفرادي زندان بابل در بازداشت بود، در يازدهم فروردين 89 آزاد شد. آقای آرام‌نژاد در جریان تبلیغات انتخاباتی آهنگ «یک یاحسین تا میرحسین» و بعد از وقایع عاشورای ۸۸ آهنگ «علی برخیز» را خوانده است. كليپ بالا به همت همراهاني از جنبش سبز با استفاده آهنگ علي برخيز با صداي آريا آرام نژاد بمناسبت آغاز سال "صبر و استقامت" (1389) تهيه شده است.

دلنوشته همسر آريا را كه چند روز قبل از آزادي وي در بلاگش قرار داده بود در زير ميخوانيد:

سلام ،آرزو مي كنم ايامتون بهاري و پر شكوفه باشه .

الان كه دارم اين سطر هارو مي نويسم 40روز و2 ساعت از نبودن آريا ميگذره ؛40روز كه بي شرمانه روز هاي بهار هم جزء اونها بود، الان كه مي نويسم قطره هاي بي امان اشك روي كيبورد داره كلافه ام ميكنه ...

متاسفم كه بايد بگم آرياي عزيز اشتباه كرد، آره! اشتباه كرد ؛كه خواست هنرمند بمونه ،اشتباه كرد كه خواست يه هنرمند متعهد بمونه ،اشتباه كرد كه وطنشو مثل جونش دوست داشت ،اشتباه كردكه مي خواست به ايراني بودنش افتخار كنه، اشتباه كردكه عقايد مذهبيش براش خيلي خيلي مهم بود، اشتباه كرد كه دزد نبود، اشتباه كرد كه معتاد نبود، اشتباه كرد كه انحرافات اخلاقي نداشت، آره! اشتباه كرد كه مي خواست صادقانه وپاك زندگي كنه، اشتباه كرد كه مي خواست به مسلمونيش بباله ...!

اشتباه كرد كه فكر ميكرد توي كشور عزيزش ،قانون، آزادي، آه! آزادي! كرامت وعدالت ،كاربردي بيشتر از يك كلمه دلفريب دارن ؛اشتباه كرد كه نمي دونست اينجا ايرانه ،جائي كه هر اتفاقي ميشه بيفته .

وهركس كه قدرتشو داره مي تونه هر كاري بكنه! چ................را ؟

به يه دليل خيلي منطقي: چون دلش ميخواد!

اينجا زنده بودن يا نبودن ؛حرف زدن يا نزدن ؛راه رفتن يا نرفتن ،خنديدن يا نخنديدن ويا هر كار ديگه اي ميتونه ،تعبير اعتقادي، اجتماعي، سياسي ،اقتصادي يا هر تعبير ديگه اي كه نياز باشه؛ داشته باشه. متاسفم كه شعور مردم ايران ومردم دنيا اينقدر دست كم گرفته ميشه ...

آريا اشتباه كرد كه نمي خواست افتخارات ايران فقط مربوط به گذشته ها باشه ،اشتباه كرد كه ميخواست بگه كه خيلي از جوون هاي هنرمند امروز ايران مي تونن معتقد به همه چارچوب ها باشن .

اين روز ها پرده دري ها، زير سوال بردن اخلاق وعرف ومذهب ، خيلي راحت، مد روز ومورد استقباله. شايد درسته واين ،كاريِ كه ما رو سربلند توي هنر موسيقي توي دنيا ميكنه !

آره! آرياي نازنين شايد اشتباه كرد كه آهنگ هاي عاشقانه اش عفت كلام داشت ،يا بوي اميد وروشني مي داد.

اشتباه كرد كه جنگ رو نديده ، آهنگي ساخت كه هر بار با گوش دادنش گريه ميكرد،متاسفم وشرمنده از اينكه آريا ميخواست براي قدس آهنگ بسازه ،متاسفم كه آريا جائي هست كه نبايد باشه...

متاسفم كه اشتباه كرد ونبايد ايران و ايراني بودنش رو زياد جدي ميگرفت.

متاسفم كه باهمه وجودش ميخواست در پيشرفت هنر موسيقي كشورش سهمي داشته باشه.

عادله

به اميد آزادي تمامي زندانيان سياسي جنبش سبز از چنگال خونين كودتاچيان

۱۳۸۸/۱۲/۲۷

ويدئو پيام نوروزي مهندس موسوي: اراده ملت باید تجلی کند، بترسید از پشت کردن به خواست مردم

ويدئو پيام نوروزي ميرحسين:
اراده ملت باید تجلی کند، بترسید از پشت کردن به خواست مردم

. ادامه راه سبز «ارس»: میرحسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و بهار سبز طبیعت پیامی ویدئویی خطاب به ملت ایران صادر کرد. مهندس موسوی سال ۸۹ را سال استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قاونی ملت ایران دانسته و تاکید دارد: «سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم.ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمی‌توانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.»

پیشاپیش به دلیل آنکه اکثر کاربران اینترنت در ایران از اینترنت کم سرعت استفاده می کنندو کیفیت ویدئو بر اساس توان استفاده ی این عزیزان تنظیم شده است از علاقمندان عذر خواهی می کنیم و خشنودیم که جنبش سبز ایران با پر و بال شکسته پریدن را هنر خود می داند.

به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:

"مشاهده پيام ويدئويي"


جهت دريافت ويدئو مناسب نسخه موبايل روي تصوير كوچك كليك كنيد


"پيام بصورت شنيداري"


"متن پيام نوروزي ميرحسين موسوي"

قافله ی به هم پیوسته ی شهدا

فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک می‌گویم. جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و آسیب‌دیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را در طول تاریخ کشور به هم پیوسته می‌دانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی آزاد داریم ناشی از این فداکاری‌ها و رنج‌ها است.
شهدا زندگان واقعی هستند. نزد خدا روزی می خورند و در سرنوشت ما تاثیر می گذارند. طبیعی است که مردم خواستار حفظ حرمت این خانواده ها باشند.

تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت همبسته

جا دارد به اقشار، اقوام، قومیت‌ها، فرهنگ‌ها و جناح‌ها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، ایرانی می‌دانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت می‌کشند و سعی می‌کنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانی‌ها و خسارت را دادند.

در سال جدید یاد و یار خانواده شهدا و آسیب دیدگان باشیم

تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به همه آنان تبریک می‌گویم. خانواده‌های آسیب‌دیدگان و شهدا در این باره نقش والایی داشته‌اند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای اول سال یار این خانواده‌ها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی آنان را فراهم آورند.

سالی که بر ما رفت…

سالی که گذشت برای ملت ما سال ویژه‌ای بود. ملت عزیز ما شاهد شور و هیجان وسیعی به خاطر انتخابات بودند و آنچه زیبا بود محبت مردم به یکدیگر و صفوف متحد مردم از همه جناح‌ها بود که دراین سال شاهد بودیم. این انتخابات می‌توانست به یک جشنواره بزرگ برای ملت تبدیل و سرآغاز حرکت جدید در تاریخ کشور شود. این حرکت منجر به حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رأی شد و شما به طور وسیع و بی‌سابقه در این انتخابات شرکت کردید و عزم خود را برای تغییر، دگرگونی و استقلال کشور و حاکمیت عدالت و آزادی نشان دادید. اما پاسخی که به این حضور داده شد متأسفانه منجر به این شد که در فاصله کوتاهی پس از انتخابات مردم با شعار «رأی من کجاست» و یا «رأی من را پس بده» به خیابان‌ها آمدند. ریشه این مسئله از روز ۲۲‌خرداد شروع شد. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یکی از ستادهای مهم انتخاباتی بنده مورد حمله قرار گرفت و ساعت ۸ شب ستاد مرکزی انتخابات اینجانب نیز مورد حمله قرار گرفت و تا فردا صبح چند بار تیتر روزنامه کلمه سبز با حضور نیروهای امنیتی عوض شد.

پاسخی از سوی حاکمیت که در شان ملت ایران نبود

وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاه‌های دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.

اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل می‌شد و مردم باید اقناع می‌شدند و به مردم توضیح می‌دادند. اما اینگونه نشد و پاسخ‌ها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنی‌ترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز تعیین‌کننده‌ای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.

مردم چه می خواستند؟

مردم به صورت مسالمت‌آمیز در حالی که شعارهای ملی و اسلامی می‌دادند و بدون ایجاد هیچ‌گونه تنش، رأی و نظر خود را اعلام کردند و ما انتظار داشتیم پاسخی درخور این روحیه لطیف ملت داده شود اما اتفاقات بعدی آن را نشان نداد و ما شاهد برخوردهایی از نوع دیگر بودیم که مسئله را دشوار کرد.

در ۲۲ خرداد مردم می‌خواستند با شرکت در انتخابات آزاد در سرنوشت خود سهیم باشند و آینده را خود شکل بدهند اما اتفاقاتی که بعداً افتاد منجر به بیداری در میان ملت ما شد. ملت اشکالات و انحرافاتی را کشف کردند و مطالبات جدیدی با طیفی وسیع شکل گرفت. این روند از خواسته‌هایی مثل رأی و تعیین تکلیف انتخابات آغاز و به مطالبات دیگر رسید. آنچه جنبش عظیم سبز با تعاملی که بین افراد شکل داد نتیجه‌گیری کرد که همه مطالبات در تحقق اهداف قانون اساسی و آن هم بدون تنازل باید تجلی یابد و این امر تبدیل به شعار گسترده‌ای شد که اکثریت هم آن را قبول کردند.

نادیده گرفتن بخشی از قانون اساسی بی معنا کردن همه آن است

حقیقت این است که این شعار اهمیت فوق‌العاده‌ای برای سرنوشت کشور ما دارد. قانون اساسی یک میثاق ملی است. بدون آن ما وحدت نداریم بلکه هرج و مرج داریم و دورنمای تاریکی داریم. قانون اساسی مجموعه‌ای به هم پیوسته است و باطل کردن بخشی از آن یا تضعیف آن سایر بخش‌ها به مثابه بی‌معنا ساختن آن است.

قانون اساسی را باید یکپارچه دید. زمانی که قانون اساسی تدوین شد، حتی آن کسانی که آن عناصر را تدوین می‌کردند برای آن که انسجام قانون آسیب نبیند، مقدمه‌ای برای آن تهیه کردند که اهمیت آن هم زیاد است. در تمام اینها اصول به یک مجموعه از ارزش‌ها، خواست‌ها و مطالباتی یکپارچه تأکید می‌شود که نمی‌توانند از هم جدایی بگیرند. اکنون هم مردم که مشکلات اجرایی، سیاسی و انتخاباتی و .. را دیدند راه حل را در این می‌بینند که راه گشودن به آینده درخشان برای ملت بازگشت به قانون اساسی آن هم بدون دخالت دادن سلایق سیاسی است.

عقب نشینی از اجرای بی تنازل قانون ؛ خیانت به ایران و اسلام

مطالبه ای که از آن کوتاه نمی آییم…

اگر اصلی از قانون اساسی ایراد هم دارد باز هم راه اصلاح آن معلوم است و باید با نظر مردم و مطابق سازوکارهای موجود در قانون اساسی اصلاح شود. اینگونه نیست ما بتوانیم حق داشتن رسانه‌های آزاد و یا آزادی‌های مطرح در قانون اساسی، یا انتخابات آزاد، غیرگزینشی و رقابتی، عدم تجسس بر احوال مردم و وارسی نامه‌های مردم را بنا به مصلحت خود و برخلاف قانون اساسی در کشور جاری کنیم و فکر کنیم می‌توانیم یک نظام منظم داشته باشیم و مشکلات را حل نماییم.

سال ۸۹ با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکل‌گیری این مطالبات بازمی‌گردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناح‌ها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم. ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمی‌توانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.

آنچه که ذهن موسوی را به خود مشغول کرده است

با همه مشکلات کاش نظام اجرایی کار آمد بود

در کنار این مسئله، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که قبلاً هم بود و امسال تشدید می‌شود که امیدوارم اینگونه نشود. دورنمای اقتصادی کشور دورنمای روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست می‌داشتم که علی‌رغم تمام مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات می‌دیدم ولی آن را نمی‌بینم. پیش‌بینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است معنای این روند در کنار کاهش سرمایه‌گذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف دیگر به دلیل نبود سیاست‌های روشن، ماجراجویی و بی‌تدبیری وضعیت پیرامونی ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل داریم و به نظر می‌رسد سایر تحریم‌ها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.

جنبش سبز دامنه امواج خود را گسترش دهد

در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیت‌ها و استان‌ها بکشاند و در عین حال اصل‌ جاودان تکافل اجتماعی–اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راه‌های دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.

ساده تر زندگی کنیم به همنوعان کمک کنیم مشکلات مردم را کم کنیم

زندگی‌ها را ساده‌تر کنیم و با کم کردن تشریفات بیشتر به فکر مردم باشیم و بتوانیم مقدار زیادی از مشکلاتی که تصور می‌شود مردم با آن روبرو می‌شوند را کم کنیم. رسیدگی به خانواده شهدا و آسیب‌دیدگان و رفت و آمد با آنها، یقیناً هم موجب رضایت حضرت حق خواهد بود و هم باعث می‌شود نور امیدی بتابد.

راهی که گریزی از آن نیست…

اراده ملت باید تجلی کند بترسید از پشت کردن به خواست مردم

من اعتقاد دارم راه عظمت ملت ما از این مسیر می‌گذرد و یقیناً ملت امیدوار است که این راه را برود و چاره‌ای نداریم تا این راه را برویم و انشاء‌الله خداوند ما را به نتیجه قطعی خواهد رساند چرا که ملت خواسته غیرعادی ندارد. یک انتخابات درستی که گزینشی نباشد که عده‌ای درجه دو انتخاب کنند و عده‌ای از روی انتخاب آنها، انتخاب کنند درخور شأن ملت ایران نیست. ملت ایران، ملتی بزرگ، پیشرفته و متمدن است و درست نیست مثل یک ملت غیرمتمدن و نادان با آن برخورد شود و برای او تعیین تکلیف کنند. اجازه دهید افکار و اندیشه‌های ملت و اراده ملی آنان حضور تجلی یابد و یقیناً اسلامی خواهد بود و نتایجی خواهد داشت و ایران پیشرفته و آباد توأم با عدالت و آزادی را برای ما به ارمغان می‌آورد.نباید بترسیم، باید از پشت کردن به خواسته‌های ملت هراس داشته باشیم .

نیایش روح الله از زبان فرزند رو ح الله

این سخنان را با یک دعا از حضرت امام(ره) پایان می‌برم که مناسبتی با وضعیت کنونی ما هم دارد.

حضرت امام(ره):

بارالها، تو خود شهدای ما را در جوار رحمت خود جای گزین. و معلولان ما را شفا و مقتولان و اسیرانمان را به دامان خانواده‌هایشان بازگردان و به همه ما صبر و توفیق عنایت فرما.

پيام نوروزي رهنورد: حول حالنا الی احسن الحال در واقع همان خواست جنبش سبز است + ويدئو

پيام ويدئويي دكتر زهرا رهنورد بماسبت نوروز:
حول حالنا الی احسن الحال در واقع همان خواست جنبش سبز است

. ادامه راه سبز «ارس»: دکتر زهرا رهنورد به مناسبت فرا رسیدن سال نو و فرا رسیدن بهار طبعیت پیامی را خطاب به مردم ایران منتشر کرد.

دکتر رهنورد در این پیام با تاکید بر اینکه جنبش سبز یک جنبش تحول خواه و آزادی خواه است و پیش به سوی آرمان های بلند اسلامی دارد عنوان کرده است: «در این آغاز سال می خواهیم که آزادی به سرزمین مان بازگردد ، این تحول حال است . می خواهیم قانون مداری که می توان گفت دویست سیصد سال است که انسان ها به شکل مدرن برای آن تلاش کرده اند مجددا بر سرزمین ما حاکم شود.تقلبات و شائبه ها کنار رود ، تبعیض در هر شکلی که هست چه تبعیض برای مسائل مادی ، طبقاتی ، اقتصادی ، فرهنگی و تبعیض در مورد مسائل زنان برطرف بشود.»

به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:


"ويدئو پيام نوروزي دكتر رهنورد"


جهت دانلود نسخه مناسب موبايل بر روي تصوير كوچك كليك كنيد

"پيام بصورت شنيداري"

بسم الله الرحمن الرحیم

این ایام نوروز باستانی کهن و همیشه جاودان را به هموطنان عزیزمان در ایران و هر گوشه ای از جهان که هستند تبریک عرض می کنم .

یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبراللیل و النهار ، یا محول الحول والاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال

چقدر عجیب است که این مراسم باستانی با چنین روایت زیبای اسلامی عجین شده و نه تنها با روایت زیبای اسلامی ، بلکه با امروز ما در جامعه ی مدرنی که وجود داریم و در این ایام سبزی که جنبش سبز در واقع بر آن مهر و امضای زیبایی های خودش را زده .

حول حالنا الی احسن الحال در واقع همان خواست جنبش سبز است. جنبش سبز خواهان تحول وضعیت خود است ، وضعیت ملت خودش . و چه تقارن زیبایی است تحول در هر زمینه ای . جنبش سبز که جنبش برانداز نیست . جنبش تحول خواه است، تحول از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب . ولی اجازه بدهید که از حافظ مدد بگیرم و از اعتمادی که به او داریم در همه ی ایام زندگی مان خط مشی بگیریم یا صحبتی :

عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ ***** قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت

این چهارده روایت که در واقع حافظ خود درباره ی خودش گفته و آن را با عشق توأم کرده حکایت از این دارد که خیلی می توان به آن اعتماد کرد. فال نیست به فال اعتقاد ندارم چون قرآن کریم هم می فرماید : طائرکم معکم ، خودتان هر چه باشید همان ، گردن کسی نباید چیزی انداخت. بلکه تأسی می گیریم به او :

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ***** چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم ***** رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر میزند همه را ***** کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است ***** چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه ***** این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

حافظ عزیز مورد اعتماد همه ی ما در شب های چله ، در روزهای عید ، در موقعی که غم و اندوهی داریم ، در موقعی که خوشحال و شاد هستیم ، ” عشق را به فریادمان می رساند” . دلمان می خواهد در این ایام همدیگر را دوست داشته باشیم . قبلا هم گفتیم که جنبش سبز را همه دوست داریم با هیچ کس دشمن نیست ، فقط یک مطالبات و آرمان هایی دارد .

در این آغاز سال می خواهیم که آزادی به سرزمین مان بازگردد ، این تحول حال است . می خواهیم قانون مداری که می توان گفت دویست سیصد سال است که انسان ها به شکل مدرن برای آن تلاش کرده اند مجددا بر سرزمین ما حاکم شود.

تقلبات و شائبه ها کنار رود ، تبعیض در هر شکلی که هست چه تبعیض برای مسائل مادی ، طبقاتی ، اقتصادی ، فرهنگی و تبعیض در مورد مسائل زنان برطرف بشود. آزادی های شخصی و فردی احترام گذاشته شود ، این به معنای این نیست که به جمع و خواسته های جمع احترام نمی گذاریم ولی فرد هم حق دارد و معمولا حکومت های رسمی ایدئولوژیک به فرد حق نمی دهند که برای خود نظر و سلیقه داشته باشد اما جنبش سبز این را می خواهد .

مردم ما در جنبش سبز سازنده ی آن هستند ، جنبش سبز یک کتابخانه نیست که چند کتاب در آن گذاشته باشند .در واقع جنبش سبز همان مردم و آرمان هایش هستند . ما همه با هم هستیم ، ما بی شماریم . مردم ما با همه ی تنوعی که کشور ما دارد ، کشور ما یکی از پیچیده ترین موقعیت های ژئوپولتیک و نژادی و زبانی را دارد ، ولی خدا را شکر قرآن کریم می فرماید :که احترام بگذاریم به این قضیه ، شعوب و قبایل اگر باشید همدیگر را بشناسید . رنگ و زبان ، الوان و السنتکم این ها از آیه الهی است . نشانی از خداوندی است . این تنوع و تکثر بسیار زیباست .

جنبش سبز مجموعه ای از جنبش های زیر مجموعه ی خودش است ، جنبش کارگران ، جنبش معلمان ، جنبش زنان و جنبش های دیگر . و هم چنین مجموعه ای از گروه های مرجع است مثل گروه هنرمندان ، گروه ورزشکاران ، گروه هایی دیگری مثل طرفداران حقوق بشر که البته همه مان هستیم و در این طرف داری همه به نوعی هم پای هم هستیم ، و گروه های مرجع دیگر. جنبش سبز در واقع حکایت یک نورافشانی است ، نورافشانی مردم که نور وجودشان به یک منشور می تابد و تنوع رنگارنگ و قوس و قزحی زیبا در پرده ی تابلو الهی در سطح جامعه ایجاد می کند . جنبش سبز یک جنبش تحول خواه و آزادی خواه است و پیش به سوی آرمان های بلند اسلامی . جنبش سبز جنبش لطیفی است. جنبش خشن نیست ، نمی خواهیم بگوییم ” نرود میخ آهنین در سنگ ” آن را می دانیم که یک ضرب المثل است ولی ما در دنیای مدرن می خواهیم بر همه ی این ها پیشی بگیریم و حرف تازه ای بزنیم و هیچ سنگی را فکر نمی کنیم وجود دارد که راجع به آن میخ آهنین به کار ببریم و امیدواریم همه مان با هم با نرمش پیش رویم و کل ملت ما ، نظام و مردم ما موفق باشند در آن آرمان های بلند.

اما نمی توانم راجع به زنان حرف نزنم . بر تارک آرمان های زنان آزادی ها و رفع تبعیض می درخشد ، این آرمان زنان ایران فقط نیست ، آرمان تمام زنان جهان است منتها برخی از نقاط جهان موفق تر از ما بوده اند در رفع تبعیض ولی ما موفق نبودیم، واقعیت این است . من همیشه حرفم این بوده که انقلاب اسلامی یک پروژه ی ناتمام بود . و امیدوار بودیم که در جمهوری اسلامی آرمان های بلند انقلاب اسلامی و آرمان های بلند حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب در جمهوری اسلامی تحقق پیدا کند ، چون به نحو خاصی انقلاب ما با یک سرعت خاصی موفق شد و ادامه ی آرمان هایش را منتظر بودیم در جمهوری اسلامی انجام بگیرد که آزادی ها بود ، قانون خواهی بود ، مساوات بود ، رفاه مردم بود ، رفع تبعیض های طبقاتی بود و نظایر آنها، ولی نشده . جنبش سبز می خواهد همان ها را دوباره پیگیری کند از جمله مسئله زنان را . زنان ما در شرایط فعلی از تبعیض های زیادی رنج می برند، مثل تبعیض های حقوقی ، تبعیض های فرهنگی ، تبعیض های قانونی و نظایر آنها.

بعضی ها خیال می کنند تا بحث رفع تبعیض پیش می آید و مساوات طلبی ، نقش ها فراموش می شوند و یک جامعه ی خشنی که همه مثل هم می خواهند استالینی عمل کنند ، سرها بریده شود همه اندازه همدیگر شوند و مثل هم . نه این حرف نیست اصلا ، جنبش سبز نقش ها را می شناسد . حتی نه تنها جنبش سبز بلکه تمام فعالیت های رفع تبعیض در سطح جهان نقش ها را می داند و می شناسد . این طور نیست که لطافت ، مادرانگی ، عشق آفرینی ، ایجاد شور و هیجان ، تداوم حیات بشری ، در جنبش سبز فراموش بشود در رفع تبعیض . رفع تبعیض در واقع همان ادبیات دینی ما را می خواهد به یک شکلی در مورد زنان بکار ببرد . ریحانه است ، نه قهرمانه . یعنی لطافت و درخشندگی دارد اما قهرمانانه نباید با آن رفتار کرد .

قهرمان البته در اینجا به معنای ادبیات فارسی مان نیست بلکه یعنی با قهر و خشونت . وقتی تبعیض هست در واقع آن ریحانه اسیر قهرمانه شده است یعنی آن قهرها و شدت هایی که فرهنگ یا یک نظامی ممکن است بر او وارد کند . ما در واقع به طور جدی این قضیه را در کنار تمام آرمان های جنبش سبز پیگیری می کنیم که رفع تبعیض و اعطای آزادی ها به زنان و آن را از قیمومیت درآوردن ( چه قیمومیت قانون باشد چه قیمومیت های دیگر ) خارج کند و زن واقعا در شأن و منزلتی که همه ی فرهنگ های بدیع و ارزشمند جهان برای آن قائل اند ، و از جمله اسلام عزیز خودمان بر آن قائل است ما به آن شأن و منزلت برسانیم هم در قلمرو فرهنگ هم در قلمرو قانون .

در نهایت تبریک می گویم به همه ی انسان های بزرگی که با هزینه های سنگینی که پرداختند این انقلاب کبیر را حفظ کردند ، جنگ تحمیلی را به پیروزی رساندند و جنبش سبز را سرفراز کردند در تمام جهان ، به خانواده های زندانیان ، به خانواده های شهدا در تمام قلمرو تاریخ ایران به ویژه این سی ساله اخیر تبریک عرض می کنم . امیدوارم زندانیان آزاد شوند و بر سر سفره های هفت سین در کنار خانواده های خود بنشینند و به ترجیع بند سبز جنبش سبز که پر از سین های پر شکوه است ، علاوه بر سین های هفت سین ، سین سرفرازی ، سین سعادت ، سین سلامت و سین های خوب دیگر را به عنوان یک زنجیره ی ابدی سبزی های جنبش سبز در کنار خانواده هایشان بر سر سفره ی هفت سین داشته باشند. و ما بی شماریم ، ما با هم هستیم، ما ایستاده ایم.

جنبش سبز هزینه ی سنگینی پرداخت کرده و پای آرمان های خود ایستاده است . منتها این آرمان ها را ما می خواهیم ، مطالبات ما باید تحقق پیدا کند .هر کس این کار کرد فرقی نمی کند ، مهم این است با سرفرازی این آرمان ها که آرمان های خود انقلاب کبیر اسلامی هم هست تحقق پیدا کند و می دانم که حتما چنین خواهد شد و امیدواریم که همه خوشبخت و سعادتمند باشیم .

۱۳۸۸/۱۲/۲۴

نمآهنگ "بهار غم انگيز" به ياد تمامي شهداي جنبش سبز مردمي

نمآهنگ "بهار غم انگيز" با صداي بامداد فلاحتي
(به ياد تمامي شهداي جنبش سبز مردمي)

"پخش و دريافت نماهنگ بهار غم انگيز با صداي بامداد فلاحتي"


جهت دانلود نمآهنگ در فرمت mp4 بر روي تصوير كوچك كليك كنيد

"پخش و دانلود آهنگ بهار غم انگيز با صداي بامداد فلاحتي"

جهت دانلود آهنگ در فرمت mp3 "اينجا" كليك كنيد

شهدایی که هیچ گاه تعدادشان اعلام نشد...


. ادامه راه سبز «ارس»: به گزارش منابع رسمی ایران در حوادث بعد از انتخابات تا شهریور ماه 29 نفر کشته شده اند . اما علیرضا حسینى بهشتى، عضو كمیته پیگیرى امور زندانیان و کشته شدگان حوادث پس از انتخابات، اعلام كرد كه شمار كشته شدگان اعتراض هاى خیابانى به ۷۲ نفر رسید .این آمار بدون در نظر گرفتن کشته شدگانی است که خانواده های آنان به جایی اعلام نکرده اند .

روز عاشورا ،13 آبان و 16 آذرهم کشته شدگانی داشتند که اختلاف بر سر تعداد آن ها میان منابع رسمی ایران و منابع خبری مردمی بسیار است

"بکشید ما را ملت ما آگاه تر می شوند " شاید این جمله آیت الله خمینی شاه بیت کسانی بود که جان خود از دست دادند تا جامعه آگاه تر شود.

کسانی که رفته اند و خانواده هایشان اجازه ندارند صدای گریه خود را در غم نبودن عزیزانشان بلند کنند.

عزاداری در سکوت

25 خرداد ماه اولین گردهمایی خیابانی معترضین بود .هرچند که از این روز تصویر ندا آقا سلطان در جهان ماندگار شد اما او تنها قربانی نبود .

گزارشگران بدون مرز روز 7 مرداد ماه خبر کشته شدن علیرضا افتخاری خبرنگار سابق روزنامه ابرار اقتصادی را تائید کرد. این روزنامه نگار ٢٩ ساله در اثر ضربات باتوم بر سرش و خونریزی مغزی در ٢٥ خرداد ماه کشته شد. اما پیکرش ٢٢ تیر ماه به خانواده اش تحویل داده شد.

محرم چگينى 34 ساله نیزاز قربانيان 25 خرداد است. او در روز تجمع سكوت مقابل پايگاه بسيج مقداد در خيابان آزادى با شليك گلوله کشته شد و در بى خبرى دفن شد .پس از هفت ماه ، برادر وی خبر کشته شدنش را منتشر کرد .

او دو روز بعد ازاین حادثه فیلم کشته شدن برادرش را می بیند. به گفته وی برادرش وقتى داشت به سمتى كه گلوله ها از پايگاه بسيج شليك مى شد نگاه مى كرده یک گلوله به گونه او برخورد مى كند و از پشت سرش خارج مى شود.

على چگينى مى گويد: " در روز مراسم خاكسپارى از طرف معاونت سياسى استاندارى تهران به سراغ ما آمدند كه ما درباره مرگ محرم شلوغ نكنيم و اطلاع رسانى هم نكنيم. "

مهدی کرمی 20 ساله از دیگر کشته شدگان این روز است که بی هیچ مراسمی در قطعه 256 بهشت زهرا به خاک سپرده شد .

داود صدر 25 ساله نیز در این روز در پی شلیک گلوله از بام پایگاه بسیج مقداد، جان خویش را از دست داد.

پیکر نیمه جان وی به همراه 17 مضروب و مجروح دیگر به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل گردید و ساعاتی بعد بر اثر شدت جراحات وارده ناشی از اصابت گلوله به قلب و طحال وی درگذشت.

خانواده وی در همان ساعات اولیه به جستجوی فرزند خود پرداختند ولی تا 5 روز پس از آن تنها با اظهار نظرهای ضد و نقیض مسئولین امر در خصوص نحوه کشته شدن، ضاربان و محل نگهداری جنازه وی مواجه شدند.

محمود رئیسی نجفی یکی دیگر از کسانی است که در جریان حمله ماموران دولتی به معترضان جان خود را از دست داد.

شغل این فرد کارگری بود و هنگامی که روز 25 خرداد پس از چند ساعت تاخیر از کار به خانه بازگشت، به شدت زخمی شده بود.

محمود نجفی به اعضای خانواده خود گفت که هنگام عبور از محلی در نزدیکی میدان آزادی تهران که گروهی از تظاهرکنندگان در آن شعار می دادند، ماموران امنیتی او را گرفتند و به شدت از ناحیه سر و سایر نقاط بدن هدف ضرب و جرح قرار دادند . او مدتی در بیهوش به سر برده است.

ماموران او را در حالت بیهوشی داخل اتومبیلی که ظاهرا حامل تعدادی افراد زخمی یا اجساد کشته شدگان بود انداختند اما او پس از به هوش آمدن، به سروصدا و التماس پرداخت و سرانجام یکی از ماموران، او را از این خودرو به پایین انداخت

خانواده نجفی گفته اند که از بیم واکنش مقامات دولتی، محمود را به بیمارستان منتقل نکردند اما پس از ده روز بستری بودن در خانه، وضع جسمی او رو به وخامت گذاشت و خانواده را ناگزیر به مراجعه به بیمارستان طرفه کرد.در بیمارستان تشخیص داده شد که محمود هدف اصابت گلوله هم قرار گرفته بود و پزشکان از خانواده خواستند تا روز بعد برای بستری کردن او مراجعه کنند ولی محمود رئیسی نجفی قبل از بستری شدن در بیمارستان درگذشت.

ماموران دولتی جنازه او را به پزشکی قانونی کهریزک انتقال دادند و برای چند روز، با وجود پیگیری خانواده، از تحویل آن برای تدفین خودداری کردند.

سرانجام جنازه تحویل و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد اما اعضای خانواده از بیم مشکلاتی که ممکن بود برای آنان ایجاد شود، در اطلاعیه های مجلس ترحیم از علت درگذشت محمود سخنی نگفتند.

کيانوش آسا دانشجوی كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ،در ميدان آزادي بر اثر اصابت گلوله توسط افراد لباس شخصی به شهادت رسيد. پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد.

دانشجویان بی جان

حمله به کوی دانشگاه در شب 25 خرداد ماه نیز کشته شدگانی به جا گذاشت .حکومت ایران البته نپذیرفت که در این حملات کسی کشته شده است. اما دفتر تحکیم وحدت خبر از کشته شدن 7 نفر داد .شاهدان عینی آن روز می گفتند که تعداد بیشتری کشته شده اند و جنازه هایشان همان شب توسط نیروهای امنیتی به جایی نا معلوم منتقل شده است.

بعد ها نیز خبر و عکس هایی منتشر شد از خانواده های دانشجویانی که جسد فرزندانشان را به شرط سکوت تحویل گرفته بودند.بیشتر آنها در بهشت زهرا دفن هستند.

مصطفی غنیان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دركوي دانشگاه، تهران در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي کشته شد . پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم امام رضا به خاک سپرده شده است.

مبینا احترامی ، فاطمه براتی ،کامبیز شعاعی ،کسری شرقی و محسن ایمانی در كوي دانشگاه، تهران کشته شد ند و پیکرشان بدون اطلاع خانواده ها به صورت مخفیانه به خاك سپرده شد.

ایمان نمازی دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران نیز از جمله کشته شدگان در حوادث كوي دانشگاه، تهران بود.

خیابان های خونبار

اما آن روزها خیابان ها از هر جای دیگری نا امن تر بود .بسیاری از کشته شدگان کسانی بودند که در خیابان و بر اثر گلوله یا ضربه باتوم و حتی در مواردی بدون اینکه در گرد همایی شرکت کرده باشند کشته شدند.

بهزاد مهاجر 47 ساله بر اثر اصابت گلوله به سينه کشته شد و پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده است.

ناصر امیر‌نژاد دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا در خیابان محمد علی جناح، تهران بر اثر تیراندازی نیروهای بسیج کشته شد پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.

فاطمه رجب پور38 ساله و سرور برومند 58 ساله در خیاابان محمدعلی جناح، تهران کشته شدند .

فهيمه سلحشور 25 درميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي کشته شد .

مسعود هاشم زاده، ۲۷ ساله در ناآرامی های ۳۰ خرداد ماه در محدوده خیابان شادمان و نصرت در تهران به ضرب گلوله کشته شد.خانواده او اجازه نیافتند برای او مراسم بگیرند.ندا صالحی شانزده ساله بر اثر اصابت گلوله جان باخت .اشکان سهرابی دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین18 ساله در تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج کشته شد .امير حسين طوفانپور 32ساله بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود ، کشته شد .

سعید عباسی فر گلچینی 24 ساله بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی کشته شد .علی فتحعلیان روبروی مسجد لولاگر کشته شد .نادر ناصری در خیابان خوش، تهران کشته شد.واحد اكبري در خيابان ونك، تهران بر اثر اصابت گلوله به پهلو کشته شد . حامد بشارتی ، فرزاد جشني ،بابک و تينا سودي نیز بر اثر اصابت گلوله در خیابان انقلاب کشته شدند .

خانواده هیچ کدام ازاین کشته شدگان اجازه نیافتند که برای از دست رفتگانشان مراسم بگیرند.

تکذیب می کنیم

با این همه حکومت ایران این تعداد کشته شده در در گیری های خیابانی را قبول نداشت .به گفته محمد علی جعفری 29 نفر در این حوادث کشته شدند که 20 نفر انها نیروی بسیج بوده اند و 9 نفر را معترضان تشکیل می دادند .این خبر را وی شهریور ماه در حالی اعلام کرد که کشته شدگان مرداد ماه و 18 تیر نیز به این لیست اضافه شده بودند و 20 مرداد ماه نماینده میرحسین موسوی اعلام کرده بود که لیست 60 نفره از کشته شدگان را به مجلس ارائه کرده است .

تا این زمان پرده از کهریزک هم برداشته شده بود و مقامات رسمی ایران خبر از کشته شدن 3 نفر محسن روح الامینی ،امیر جوادی فر و محمد کامرانی داده بودند .سه نفری که بعدا یک نفر دیگر نیز به آنها اضافه شد.

عاشورایی که دوباره خونین شد

روز عاشورا به گفته مقام های رسمی 15 نفر کشته شدند. اما تصاویری که در روزهای بعد در اینترنت منتشر شد، نشان از کشته شدگان بیشتری داشت .

سرشناس ترین چهره در میان کشته شدگان خواهر زاده میر حسین موسوی بود .اما تصویری که از کشتار عاشورا در جهان منتشر شد و بسیار صدا کرد ،زیر گرفتن یک نفر توسط پاترول نیروی انتظامی بود .

ایران عزادار

اما این کشتار به تهران ختم نشد . در روزهای بعد از انتخابات شهرستان ها هم صحنه تظاهرات و در گیری میان مردم و نیروهای انتظامی و لباس شخصی بود .

اميد مداح شورچه فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی در مشهد چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده جان باخت. پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.

حسين طهماسبی 25 ساله در خيابان نوبهار، كرمانشاه مورد حمله‌ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده کشته شد.

حسام حنیفه، 19 ساله، ساکن کیان‌مهر کرج، در روز ۲۵ خرداد در میدان آزادی از ناحیه چانه هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد. خانواده وی پس از چند روز در پی تماس نیروهای امنیتی جسدش را تحويل گرفته و در امامزاده عبدالله كرج به خاک سپردند.

مهرداد حیدری، روزنامه‌نگار روز 21 تیرماه در مشهد کشته شد. وی پیش از مرگ در آخرین یادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در کسب اطلاعاتی ساختگی ، این وزرات خانه را محکوم به نداشتن اطلاعاتی کرد که با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد. حیدری که پیشتر در روزنامه خراسان فعالیت داشت به هفته نامه نسیم مشهد رفت و در این نشریه محلی به فعالیت پرداخت.

حسین اخترزند ٣۲ ساله ، در اصفهان و به وسیله افراد منسوب به نیروی بسیج از روی یک ساختمان سه طبقه به پایین پرت شده و در اثر جراحات وارده در گذشته است. مقامات امنیتی در استان اصفهان سقوط وی را ناشی از سهل‌انگاری شخصی دانستند در حالی که طبق گفته شاهدان بر روی جسد وی آثاری از ضرب و شتم قبل از سقوط مشاهده ه است.

مشتی از خروار

آنچه ازاسامی کشته شدگان در ایران بر روی اینترنت منتشر شد تنها نام و تصویر کسانی بود که یا مرگ بستگانش را اطلاع داده بودند و یا کسی با دوربین شاهد مرگ آن ها بوده است .

اما این آمار به هیچ وجه تمام واقعیت را نشان نمی دهد و گویای وضعیت کشته شدگان ماههای پس از انتخابات در ایران نیست. چرا که بسیاری از خانواده ها تحت فشار ، نامی از عزیزانشان را نبردند و مراسم بستگان خود را در سکوتی تلخ برگزار کردند .

همه می دانند

"مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است."

این ها سخنان میر حسین موسوی بود بعد از آنکه پس از تظاهرات سکوت خرداد ماه برای تسلیت گویی راهی خانه کسانی شد که فرزندانشان در راه آزادی کشته شده بودند .

عجبا بعداز هزاران سال، اكنون آيين و رسوم ملی و سنتی ایرانیان بايد مجوز شرعي بگيرد!

عجبا كه بعداز هزاران سال،
اكنون اجراي آيين و رسوم ملی و سنتی ایرانیان بايد مجوز شرعي بگيرد!



. ادامه راه سبز«ارس»: آیت الله خامنه ای اعلام کرد که مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و "مستلزم ضرر و فساد زیادی" است. اظهار نظر رهبر جمهوری اسلامی پس از آن منتشر شده که مقامات امنیتی و انتظامی از روزهای پیش نسبت به امکان حضور معترضان در مراسم چهارشنبه سوری و ادامه اعتراضات مردمی در این روز ابراز نگرانی کرده بودند.

مراسم چهارشنبه سوری یکی از آیین های ملی و سنتی ایرانیان است که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تریبون های رسمی حکومتی به عنوان خرافه آتش پرستی از آن یاد کردند و در صدد حذف این آیین دیرینه برآمدند. آیینی که از 1700 سال قبل از میلاد، ایرانیان طی آن با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند.

طی سالهای گذشته حکومت که از حذف این سنت ایرانی ناامید شده بود ترفند جدیدی به کار گرفت و در حالیکه این مراسم در آخرین شب چهارشنبه هر سال برگزار می شود، یک هفته قبل را به عنوان چهارشنبه سوری اعلام کرد و از مردم خواست در این روزبه برگزاری مراسم بپردازند؛ امری که با استقبال مردم ایران مواجه نشد و جوانان با دولتی خواندن این روز، هر سال دو مراسم چهارشنبه سوری برگزار کردند. یکی در حلقه حکومتی ها و براساس ضوابط و مقررات دولتی و دیگری آیین کهن ایرانی در آخرین شب چهارشنبه هر سال.و اکنون آیت الله خامنه ای در حالی مراسم چهارشنبه سوری را مغایر با شرع دانسته و خواهان اجتناب از برگزاری آن شده که سال گذشته این آیین با حضور مسئولان و كارشناسان ميراث فرهنگي در زمره ميراث معنوي ايرانيان به ثبت ملي رسيد.

آیین سنتی در سالی متفاوت

از سوی دیگر مراسم چهارشنبه سوری هر ساله به مراسمی برای نشان دادن اعتراضات جوانان به سرکوب های اجتماعی از سوی حکومت تبدیل شده است؛ اعتراضاتی که به علت ایجاد محدودیت های بسیار برای برگزاری آیین هایی از این دست، باعث شده تا جوانان برای برگزاری آن به روش های خطرناکی روی بیاورند. به همین جهت طی سالیان گذشته هم چهارشنبه سوری همواره با تقابل پلیس و بازداشت عده ای از جوانان از یک سو و از سوی دیگر انفجار بمب های دستی و ترقه و مجروح شدن عده ای از مردم... منجر شده است.

اما امسال با توجه به حوادث پس از انتخابات و سرکوب اعتراضات مردمی، چهارشنبه سوری هم رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و مسئولین دولتی ـ امنیتی نگران آن شده اند که مردم از این فرصت نیز برای ابراز اعتراضات خود استفاده کنند.

سخنان آیت الله خامنه ای که به فاصله دو روز مانده به چهارشنبه سوری از سوی پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر شده، نمونه ای از این نگرانی ها است که در پس فتوایی شرعی و تهدید نهفته است.

رهبر جمهوری اسلامی پیشتر هم گفته بود که "چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد".

همزمان، این پایگاه اطلاع رسانی به انتشار برخی استفتا ها از برخی اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پرداخته که محتوای پاسخ آنها تفاوت چندانی با نظر رهبر جمهوری اسلامی ندارد.

جعفر سبحانی، سید هاشم حسینی بوشهری و محمود رجبی، سه چهره نه چندان شناخته شده جامعه روحانیت نیز گفته اند که "مراسم چهارشنبه آخر سال، علاوه بر اینکه مبنای شرعی ندارد، نوعی آتش پرستی است و خواندن اشعاری مانند «زردی من از تو و سرخی تو از من» مصداق حاجت خواستن از آتش است."

هفته گذشته نیز، سایت تابناک، متعلق به محسن رضایی، نظرات چند سال پیش تعدادی از مراجع تقلید شیعه درباره چهارشنبه سوری و سیزده به در را منتشر کرد. فاضل لنکرانی، بهجت، تبریزی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و سیستانی در آن زمان آیین چهارشنبه سوری را دارای اشکال دانسته و گفته بودند برگزاری این مراسم "مشروعیت ندارد و شایسته مسلمانان نیست".

چهارشنبه سوری بدون سطل زباله!

اما ابراز مخالفت با آیین چهارشنبه سوری به همین جا ختم نمی شود. مقامات نظامی و امنیتی ایران طی روزها و هفته های گذشته بارها با هشدار و تهدیدهای فراوان تلاش کردند مردم را از برگزاری این آیین و تبدیل آن به بیان اعتراضات مردمی منصرف کنند.

مدیرعامل سازمان آتش نشانی شهر تهران،اولین کسی بود که در این مورد به ابراز نظر پرداخت و در جمع خبرنگاران گفت که "برای چهارشنبه سوری امسال قطعا مشکل داریم و باید برنامه های ویژه ای پیش بینی کنیم."

در خبری دیگر، مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني از شهرداري تهران خواست تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.

محمد رضا حاجی بیگی علت این امر را به صراحت چنین بیان کرده است: "اخلالگران نتوانند با استفاده از ضايعات، اقدام به آشوبگري کنند".

او البته توضیحی درباره برنامه ویژه ای که گفته نداده اما احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي از توقيف و بازداشت افرادي كه اقدام به مزاحمت در چهارشنبه سوري امسال كنند تا پايان تعطيلات نوروزي خبر داده است.

حسن نوروزی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس نیز اعلام کرده که کنترل نامحسوس از مراسم شب چهارشنبه سوری امسال انجام می گیرد و اغتشاشگران باقی مانده از جنبش فتنه انگیز سبز نمی توانند در این شب مرتکب عمل خلاف قانون شوند.

وی با بیان اینکه "سران فتنه نباید سعی کنند ترقه های این شب را به پرتاب ترقه توسط هواداران خودشان نسبت دهند"،به خبرگزاری برنا گفته: با توجه به اینکه کلان شهر تهران زیر پوشش 400 تا 500دوربین مدار بسته است، هر تحرک خلاف نظام توسط زیر مجموعه میر حسین موسوی و سران فتنه در روز چهارشنبه سوری کنترل می شود.

مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني هم از شهرداري تهران خواسته تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.از سوی دیگر به کسبه مناطق مختلف تهران دستور داده شده که در این روز مغازه های خود را قبل از ساعت 14 تعطیل کنند.

اما با همه این تهدیدها و هشدارها، مراسم چهارشنبه سوری امسال، بحث داغ سایت ها، وبلاگ ها و وب سایت های ایرانی است و مردم ایران از یکدیگر برای حضوری پررنگ تر در این مراسم دعوت می کنند. البته همگان هم تاکید بر عدم خشونت دارند و در عوض از ایجاد خشونت از سوی حکومت نگران اند تا بدانجا که زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی که چهارشنبه سوری را روز شادی ها دانسته، اعلام کرده است که : "جنبش سبز جنبش مهربانی مقاومت و ‏آرامش است و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهد ورزید.‏ بنابراین اگر خشونتی باشد بدانید از سوی ‏حاکمیت است".

نمآهنگ "چهارشنبه سوری جشنواره نور علیه تاریکی"



فرشته قاضی

حمله جديد ارازل و اوباش تخریب گر به منزل کروبی + عكس و فيلم

جديد ارازل و اوباش تخریب گر به منزل کروبی از زبان فاطمه کروبی:
نیروی انتظامی نظاره گر تخریب و سرقت از ساختمان بود

. ادامه راه سبز«ارس»: برای دومین بار در ماه جاری، تعدادي از اوباش مواجب بگير حكومتي با تجمع در برابر منزل مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي، اقدام به تخريب و ايجاد رعب و وحشت در ميان ساكنان آن محل كردند.

بنابر عکسهای منتشر شده، این افراد بر دیوار ساختمان محل زندگی کروبی شعارنویسی کردند و به این ساختمان چند طبقه رنگ قرمز پاشیدند.کروبی که پیش از این نیز در تظاهرات ۲۲ بهمن، سفر به قزوین، تظاهرات روز قدس و … مورد تهاجم گروههای تندرو قرار گرفته بود، بارها اعلام کرده که چنین اقداماتی نمی تواند او را از مسیر خود بازدارد.پیش از این خانواده کروبی اعلام کرده بودند که تجمع کنندگان از لباس شخصی ها و بسیجیان هستند و هیچ ربطی به خانواده شهدا ندارند.

هیچ گزارشی مبنی بر برخورد نیروهای انتظامی با تجمع غیرقانونی این افراد که منجر به ایجاد آزار و اذیت برای همسایگان شده است، مخابره نشده است.

به دنبال حمله عده ای از اوباش به منزل آقای کروبی، سحام نیوز مصاحبه ای با خانم کروبی درباره چگونگی و علت اینگونه رفتارهای غیرمعقول از سوی حکومت انجام داده است که مشروح آن بشرح زیر می باشد:
1. فيلم حملهء مواجب بگيران حكومت به خانه كروبي 23-اسفند | 2. نماي ساختمان پس از حلمه مزدوران حكومتي به منزل كروبي
|
حمله کاملا خود جوش! مردمی به منزل کروبی

خانم کروبی دیروز عده ای در مقابل منزل شما تجمع کردند، شعارها و خواسته آنان چه بود؟

بله. دیروز از ساعت ۱۶:۳۰ عده ای قریب ۵۰ نفر که در میان آنان ۴ یا ۵ خانم دیده می شد در حمایت نیروهای امنیتی و انتظامی در مقابل آپارتمان مسکونی ما تجمع کرده و ضمن ایجاد رعب و وحشت برای همسایگان شعارهای علیه آقای کروبی، موسوی و خاتمی و در حمایت از رهبری و آقای احمدی نژاد سردادند و سپس اقدام به تخریب و سرقت از ساختمان کردند. ما اخیرا در یک واحد از این مجتمع ساکن شدیم و تخریبهای انجام گرفته متاسفانه نسبت به اموال دیگر مالکان این مجتمع نیز صورت گرفته که از این امر بسیار متاسفیم. من ضمن عذرخواهی از آنان به مزاح گفتم هزینه افشای جنایات فراموش نشدنی در کهریزک و سایر بازداشتگاهها را نه تنها ما بلکه شما نیز باید بپردازید.



در عکسها نیروی انتظامی دیده می شود، چطور این نیرو در مقابل تخریب و سرقت عکس العملی نشان ندادند؟

نیروی انتظامی همانگونه که در فیلم ما موجود است در صحنه حضور داشت اما با صحبتی که سرکرده اوباش با وی می کند این نیرو صحنه را ترک و به عنوان تماشاچی نظاره گر وحشی گری آنان می شود.



آیا این تجمع دارای مجوز فانونی بوده است ؟

سوال عجیبی می کنید. اینها اراذل و اوباش مواجب بگیری هستند که نیازی به مجوز ندارند. به همین دلیل نه تنها نیروی انتظامی بلکه هیچکس جلودار و پاسخگوی اعمال آنان نیست. مجوز برای مردم است که در قانون آمده و آنهم که اصلا صادر نمی شود.




بعضی از سایتهای دولتی ادعا کردند آنان دانشجوی دانشگاه تهران و خانواده های شهدا بودند. نظر شما چیست؟


من قبلا نیز گفته ام. استفاده از نام خانواده شهدا و بدنام کردن آنان، ظلمی نابخشودنی است که عده ای از افراد فاسد دولت برای پنهان کردن فساد خود و غارت اموال بیت المال در چند سال اخیر به آن متوسل شده اند. اینکه خانواده شهدا دارای تفکر و علایق سیاسی متفاوت هستند برکسی پوشیده نیست. بسیاری از خانواده های محترم شهدا از حامیان پر و پا قرص یاران واقعی امام هستند که هم اکنون بخشی از آنان در زندان بسر می برند و عده ای نیز طرفدار گروهی دیگر هستند. تفکر آنان هر آنچه که باشد برای همه قابل احترام است. اتفاقا برخلاف استفاده ابزاری از خانواده های شهدا و ادعای بسیاری از آنان، من و آقای کروبی به تناسب کارمان بیشترین ارتباط را در میان مسئولین نظام از بدو انقلاب تاکنون با خانواده شهدا و جانبازان داشته و داریم. نسبت اعمال خلاف شرع، قانون و اخلاق از قبیل فحاشی ، سرقت و تخریب به خانواده های محترم شهدا بزرگترین خیانت به خون شهدایی است که برای دفاع از این کشور بدون هیچ ادعایی فداکاری نمودند.




علت اصلی این همه فشار به آقای کروبی چیست؟


به عقیده من آقای کروبی به دلیل افشای جنایات کثیفی که علیه مردم و جوانان این مملکت پس ازانتخابات صورت گرفت تحت فشار، ظلم و تهدید قرار گرفته است. به همین خاطر است که دفتر آقای کروبی پلمب می شود، به سمت وی در قزوین تیراندازی می شود، در راهپیمایی سیزده آبان و بیست و دوم بهمن هدف گلوله اشک آور قرار می گیرد، علی را تا سرحد مرگ می زنند و شکنجه می کنند، محمد تقی که استاد دانشگاه و جانباز این جنگ است دیگر برای انجام کار علمی و کتب تحقیقی مجاز به خروج از کشور نیست، حسین ممنوع الخروج است و مسائل متعدد دیگری که هیچکس در این حکومت نسبت به آن پاسخگو نیست.



خانم کروبی با توجه به شرایط بوجود آمده برای خود و خانواده از انتخاب این راه پشیمان نیستید؟

شخصا ابدا. من از ابتدای ازدواجم با آقای کروبی در سال ۱۳۴۱ وارد مبارزه و تحمل سختیهای دوران مبارزه شدم. این نو کیسه ها که از انقلاب و مبارزه چیزی نمی دانند. خوب است از آنان که سابقه ای دارند بپرسند فاطمه کروبی چگونه به خانواده های زندانیان روحیه می داد.در شرایط کنونی برای رضای خدا و تلاش در جهت احقاق حقوق مردم ستم دیده این مصائب به هیچ وجه تاثیری در روحیه من ندارد.

اما از سوی دیگر هم خشنودم هم متاسف. خشنودم که در شرایط نابسامان اقتصادی کنونی دولت مجبور به اجیر کردن مزدورانی شده که با مواجب دادن به آنها مقاصد خود را دنبال می کند و کمی اشتغال زایی کرده است. کمترین سود این عمل مشغول شدن اراذل و اوباش به تخریب و فحاشی یاران انقلاب است که موجب دورماندن دست آنان از نوامیس مردم و آزار جوانان می شود. و متاسفم از اینکه کسانی که مدعی مدیریت جهان در همه امور هستند به جای پاسخگویی به ابتدایی ترین مشکلات مردم، به عقده گشایی آنهم به روشهای بدوی اینچنینی مبادرت می ورزند که نشانگرشگردهای مدیریتی آقایان است.

آیا پیش از این نیز به منزل شما حمله شده بود؟

اخیرا جلوی منزل قبلی، تعدادی تجمع کرده بودند. دو هفته پیش نیز عده ای در پوشش ماموران امنیتی و بطور غیرقانونی با ارعاب نگهبان وارد منزل شده که خدا عالم است چه منظوری داشتند و برای نصب چه ادواتی. البته این موضوع را طی نامه ای به اطلاع وزیر اطلاعات رساندم که منتظر پاسخ مناسب می باشم و در صورت عدم پاسخگویی نامه را برای اطلاع عموم منتشر خواهم کرد.



خانم کروبی، از آینده و اتفاقات پیش رو نمی ترسید؟

به هیچ وجه. از معدود نصایح خداوند در قران به بشر گفتن حق هست که البته باری تعالی بلافاصله به هزینه های آن اشاره کرده و می گوید حق را بگویید حتی اگر برای شما ضررهایی به همراه داشته باشد. تاریخ ثابت کرده است هیچ انسان والایی با اهانت معدودی جاهل و مزد بگیر نزد مردم تنزل پیدا نکرده است. مهم بودن در مسیر حق است و بالاترین مقام، شهادت در مسیر حق طلبی. فاطمه و مهدی کروبی برای اعده حقوق مردم و رضایت حق تعالی آماده پرداخت هر هزینه ای هستند. به عقلای جریان حاکم توصیه می کنم دست از این روشهای بدوی برداشته و اوضاع را از اینکه هست وخیم تر نکنند و مطمئن باشند در صورت تداوم این امور جاهلانه، نکات گفتنی بیشماری برای محرمان اصلی انقلاب که مردم هستند خواهم داشت.

۱۳۸۸/۱۲/۲۳

نماهنگ "گذشت" بياد آناني كه در راه آزادي ايران گمنام جان دادند و رفتند

نماهنگ "گذشت" بياد آناني كه در راه آزادي ايران گمنام جان دادند و رفتند

"خواننده: گمنام - ترانه سرا: گمنام"

جهت دانلود بر روي تصوير بالا كليك كنيد
Link:



نماهنگ "ترنج" با آواز محسن نامجو (مرور 9 ماه مقاومت ملتي سبز)

نماهنگ "ترنج" با آواز محسن نامجو

"همراه با مرور تصويري از 9 ماه مقاومت جانانه ملتي سبز در برابر جعفريان کذّاب"



(جهت دانلود بر روي تصوير كوچك كليك نماييد)
================
پيوندهاي مرتبط با اين مطلب:
» جعفر کذّاب كيست...؟!

پنج شنبه آخر سال با شهداي جنبش سبز مردمي

پنج شنبه آخر سال با شهداي جنبش سبز مردمي

نقشه محل دفن تعدادي از شهداي جنبش سبز مردمي ايران در بهشت زهراي تهران


كليپ "اينجا ايران است" بياد شهداي جنبش سبز مردمي

بهشت زهرا و قبور بی نام؛ میعادگاه سبزها

. ادامه راه سبز «ارس»: اسفند است .... یاد روزی می افتم که امام آمد و در بهشت زهرا مقدمش را گرامی داشتیم. صدایش در گوشم است که می گفت:" شاه قبرستانهای ما را آباد کرد..." قطعه 257 بهشت زهرا، از شلوغ ترین قطعات است، هم برای اینکه قبر رفتگانیست که در این قطعه دفن شده اند، آنان که هنوز سالی بر آن نرفته است و هم برای اینکه مدفن شهدای شناخته شده 30 خرداد است و مردم هر گاه که برای دیدار رفتگانشان می آیند، سری هم به این جا می زنند.

ندا آقا سلطان، سنگ قبرش همیشه شسته و پر از گل است، اماحتی بر روی چهر ه اش در روی سنگ قبرش ، زخم هایی وجود دارد، یکی روی چشمش، همان چشم هایی که که آخرین نگاهش دنیا را تکان داد، و چند تا روی گونه و پیشانی، عده ای می گویند قبل از سالروز تولدش عده ای آمده اند و از بغض روی سنگ قبرش شلیک کردند و این زخم ها جای شلیک گلوله است. زخم ها تقریبا یک اندازه است. هدیه آنان که حتی نمی توانند پیکر بی روح او را هم شاهد باشند و بر مزارش نیز تیر می افکنند.

سهراب اعرابی هم آن جا دفن است با عکسی که همه دیده ایم، با تی شرت راه راهش، شال سبز بر گردن و نوار سبز بر سر، اشکان سهرابی، علیرضا افتخاری و رامین رمضانی هم این جا منزل دارند. کسی قبر دیگری را نشان می دهد که هنوز سنگ قبر ندارد و می گوید، این را چند روز پس از بقیه بچه ها آورده اند، گلوله ای در قلبش شلیک شده بود. احتمالا از جنازه هایی بوده است که مخفیانه به خانواده ها تحویل داده اند و تهدیدشان کرده اند که حرفی نزنند. عکسی بالای قبر گذاشته شده است و اسمش را با رنگ قرمز به سبک اسم شهدا که خون از آن می چکد، بالای عکس نوشته اند،"فرشاد حسینی خامنه" ، 27 ساله است و روی سنگ قبر تاریخ مرگش 31 تیر ذکر شده است. تاریخ مرگ ها مخدوش است، تاریخ ها را برای آن عده از کشته شدگان که مخفیانه به خانواده ها تحویل داده اند، برای انکه معلوم نشود، همان روز خاکسپاری زده اند.

شهید مظلوم

دنبال امیر جوادی، محمد کامرانی و محسن روح الامینی، شهدای کهریزک و باقی کشته شده های 25 و 30 خرداد می گردم، حداقل آنهایی که اسم شان را می دانم، پیدایشان نمی کنم.

خانواده یکی از شهدا می گوید: محسن را در قطعه شهدا دفن کردند و نمی دانیم کدام قطعه. هنوز فرصت نکرده ایم برای محسن عزاداری کنیم و به خانواده اش تسلیت بگوئیم، او را به دلیل اینکه پدرش سردار سپاه بوده و وفادار به نظام از ما جدا کردند، ما به وفاداری پدرش احترام گذاشتیم اما آنها از نجابت و وفاداری اش سوءاستفاده کردند و مرد دروغگویی که در بی شرمی جهان را حیرت زده کرده است، محسن را در زمره حامیان دولت خواند! او مظلوم تر از دیگر شهدایمان است، هر چند مرگ مظلومانه اش پر برکت بود.

غم انگیزترین قطعه بهشت زهرا

به قطعه 302 می روم که غم انگیز ترین قطعه بهشت زهرا است. در گوشه جنوب شرقی این قطعه، قبرهایی هستند که نامی ندارند، این قبرها فقط شماره جواز دفن دارند و هیچ نامی روی سنگ قبرهای سیاه و کوچکی که روی این قبرها قرار دارد، به چشم نمی خورد. حنیف مزروعی در تابستان از دفن عده ای بدون اسم در این قطعه گزارش شجاعانه تهیه کرده بود و بعد هم ناگزیر از ترک ایران شده بود.

سنگ های بی اسم را می شمرم، 18 عدد قبر هستند. همه مردمی که در آن جا عزیزی دارند از این قبرها اطلاع دارند و به هم نشان می دهند. مردم می آیند و برایشان فاتحه می خوانند و زیر لب زمزمه می کنند که خدا رحمت شان کند اما بعد بی اختیار می گویند، این جوانان بی گناه که حتما آمرزیده هستند، خدا ما را بیامرزد. از یکی در باره قبر بچه هایی که در عاشورا شهید شده اند، می پرسم، می گوید، همه جنازه های عاشورا را به جز چند مورد هنوز تحویل نداده اند. نمی دانم این خبر صحیح است یا نه. جوان هر چه می داند به من و دیگران می گوید. می گوید، شاید می خواهند آنها را هم بی نام و نشان در گوشه ای دیگری از این قبرستان بزرگ دفن کنند اما چشمان مردم همه جا آنها را می بیند.

سبزها در قبر

دنبال قبر های بی نام که می گردم از تعداد جوانان مدفون در این قطعه حیرت می کنم، صاحبان قبور همه جوان هستند، از هر ده قبر، نیمی قبرهای جوانانی است که عکس شان با ژست های زیبا، زینت قبرشان است و قلبم را به درد می آورد، اینهمه جوان،غیر عادی به نظرم می آید، بخصوص که روی عکس و گاه یواشکی پشت عکس برخی از این جوانان، نواری سبز گره خورده است، نگاه شان و علامت سبز آشناست، مثل نگاه همه کسانی که در راهپیمایی ها می بینیم. از ما بوده اند و هستند، دیر یا زود اسرار هویدا می شود. عکس قبر ها و علامت های سبز را می گیرم.

شهیدان گمنام

از اینکه جای آنها نبوده ام، از خود خجالت می کشم، ساعتی می ایستم و نمی دانم چند فاتحه می خوانم، هر چه می خوانم به نظرم کافی نمی آید. با آنها حرف می زنم و کمک می خواهم تا بتوانیم اسم شان را پیدا کنیم؟ نمی دانم خانواده های این قبرهای بی نشان چه می کنند. می دانم که خانواده دختر 17 ساله ای که از روز 25 خرداد گم شده است، هنوز امید بازگشتش را دارند، به آنها گفته اند حتما دخترتان فرار کرده است و آنها از ترس آبرو و شاید به امید اینکه اگر چیزی نگویند، دخترشان را به آنها باز پس می دهند هیچ نمی گویند. شاید این دخترک صاحب یکی از این قبرها باشد. دختران دیگری هم هستند که گم شده اند، در روز عاشورا، دختری را از ماشینش بیرون کشیده اند و برده اند، اسمش در فهرست اوین است اما خودش نیست، همه چشم انتظارش هستند، او را در کدام گور بی نشانی دفن خواهند کرد؟

بهشت زهرا را با همه سبزیش وداع می کنم. با قبور عزیزانی که فقط به جرم یک پرسش " رای من کجاست؟ " امروز به جای اینکه قهقهه خنده شان خانه ها را پر کند، ساکت و بی روح در سرمای زمستان تنها و بی کس در بهشت زهرا غریبانه خفته اند. آنان که حتی خانواده هایشان نمی توانند برای تسلی دلشان هم های های بگریند و باید بغضهایشان را فرو خورند.

با بغضی در گلو و چشمانی پر آب از در اصلی بهشت زهرا خارج می شوم تا پنجشنبه آخر سال و دیداری دیگر...

۱۳۸۸/۱۲/۲۲

نمآهنگ "موج سبز" با گزيده اي از سخنان ميرحسين موسوي

نمآهنگ "موج سبز" با گزيده اي از سخنان ميرحسين موسوي

. ادامه راه سبز«ارس»: ميرحسين در بخشي از اعلامبه‌ كانديداتوري خود در انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: «به ویژه جا دارد که ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندین‌باره قرار گیرد. این آرمانی است که خرازی‌ها و باقری‌ها و باکری ها در پای آن جان داده‌اند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمی‌ایستادند از جمله نخستین نعمت‌هایی که از ما سلب می‌شد آزادی بود. ما را چه می‌شود که به کمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب می‌کنیم تا به جایش برج‌هایی از جاه‌طلبی خود بسازیم؟ باید بدانیم که گشودگی در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز کوشش برای یافتن راه حل هایی که به نیرومند شدن اقتصاد کشور بیانجامد، فضای کسب و کار را رونق دهد و از نیروهای مولد و تولید ملی حمایت همه جانبه کند از اهمیت نخواهد انداخت.»

نمآهنگ زير به همت برخي از همراهان جنبش سبز مردمي تهيه شده كه شامل برگزيده اي از سخنان ميرحسين ميباشد و به تمامي رهپويان جنبش سبز مردمي و ملت ايران تقديم ميگردد:



جهت دانلود بر روي تصوير كوچك بالا كليك نماييد

۱۳۸۸/۱۲/۲۰

كليپ تصنیف رزم مشترک (همراه شو عزيز) بدون موزيك توسط گروه آوازي تهران

«اجرای تصنیف رزم مشترک (همراه شو عزيز) بدون ساز»

همراه شو عزیز ...
همراه شو عزیز ...
تنها نمان به درد کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود

"گروه آوازی تهران"



جهت دانلود بر روي تصوير كوچك بالا كليك نماييد

۱۳۸۸/۱۲/۰۹

حضور موسوي و رهنورد در مراسم يادبود شهيدان باكري + ويدئو

حضور موسوي و رهنورد در مراسم يادبود شهيدان باكري


"حضور مهندس موسوي در منزل شهید حمید باکری:
مراسم یادبود شهدای باکری (علی، مهدی و حمید باکری)"
. ادامه راه سبز«ارس»: مراسم یاد بود شهدای باکری به رسم هر ساله در منزل شهید حمید باکری پنج شنبه شب گذشته بعد از نماز مغرب و عشا برگزار شد.

به گزارش خبرنگار کلمه میر حسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ و دکتر زهرا رهنورد به دعوت خانواده این شهدای بزرگوار در مراسم یادبود شهدای باکری شرکت کردند.

این مراسم با استقبال گسترده مردمی و حضور برخی چهره های سیاسی و مذهبی مواجه شد.

در حالی که در منزل شهید حمید باکری سخنرانان از خصوصیات اخلاقی و منش این دو شهید بزرگوار سخن می گفتند ، جمعی موتورسوار و لباس شخصی در سر و ته کوچه شعارهایی سر داده و تلاش برای ایجاد فضای رعب و وحشت و برهم زدن مراسم را داشتند. مدعیان دروغین حرمت این شهدای بزرگوار و مراسم یاد بود آنها را هم رعایت نکردند. علی رغم این فضا سازی ها با حضور آگاهانه مردم مراسم به خوبی برگزار شد و اجازه برهم زدن مراسم به این نیروهای خودسر داده نشد.

اما برخی سایت های حامی دولت با شایعه پراکنی و دروغ پردازی حضور میرحسین در این مراسم را تنها برای دقایقی عنوان کردند و ادعا کردند میرحسین موسوی به دلیل اعتراض های مردمی! سریع منزل شهید باکری را ترک کرد. البته بر اساس گزارش شاهدان حاضر، این مردم معترض! شوکر و باتوم در دست داشتند. ویدئوی زير خود گویای واقعیت هست:



بهترین مراسم سالگرد شهید باکری از زبان همسر

به گزارش «ارس»، همسر و دختر شهید باکری به ادعای روزنامه رسالت در مورد اعتراض مردمی به میرحسین موسوی در مراسم یادبود شهدای باکری واکنش نشان دادند.

این روزنامه نوشته بود: به محض ورود موسوی به منزل شهید حمید باکری و فضای سنگینی که نسبت به عملکرد غیرمعقول وی بر اعضای جلسه حاکم بود به سرعت فضای جلسه و مردم این شهرک که از حضور وی مطلع شده بودند تغییر کرد. این روزنامه همچنین مدعی شده بود عصبانیت مردم برای اعتراض به عملکرد موسوی به نحوی بود که محافظان وی برای حفظ جان موسوی ناگزیر شدند دست به اسلحه ببرند تا بتوانند جناب میرحسین را از مهلکه نجات دهند. خودرو حامل موسوی و همراهان در میان اعتراض و شعارهای مردم به سرعت شهرک را ترک کرد!!!

اما همسر شهید باکری در واکنش به این ادعای کذب روزنامه رسالت عنوان کردند: “آنچه در روزنامه رسالت آمده داستان است. روز ۶ اسفند مثل ۲۵ سال قبل دوستداران شهدا با هر تفکر سیاسی در منزل ما جمع شدند ویکی از بهترین سالگر د ها بود. جناب آقای مهندس موسوی بعد از صرف شام تشریف بردند وخود من ایشان را راه انداختم”.

همچنین دختر شهید بزرگوار باکری در مطلبی پیرامون مراسم یادبود شهید در فردای مراسم نوشت: “بعضی ها فکر می کنند که حق دارند در مورد شهدا اظهار نظر کنند و ما را منحرف می دانند. البته اینها از همان دسته آدمهایی هستند که قبل از شهادت پدرم او را منحرف می دانستند… به هر حال آنها نتوانستند دیشب (شب مراسم یاد بود شهدای باکری)کاری بکنند. اما واقعا برایشان متاسفم چون هر کاری هم که بکنند نمی توانند پدر و عمویم را از خانوادشان بگیرند کاری که با خیلی از شهدا کردند.”