‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه و اطلاعیه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه و اطلاعیه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۱۲/۲۹

ويدئو پيام نوروزي مهدي كروبي: اين ديگر كشتي نظام نيست بلكه قايق نظام است!

ويدئو پيام نوروزي مهدي كروبي:
اين ديگر كشتي نظام نيست بلكه قايق نظام است!

. بگزارش ادامه راه سبز«ارس»، در بخشی از این پیام آمده است: “اگر شما نظام رو سلیقه میگید، نظام رو فرد میگید، نظام یه دسته خاصی رو میگید که یه جمع کوچکی را در درون خودش جا بده؛ مثلا روحانیونش آقای جنتی باشه، آقای یزدی باشه، آقای مصباح باشه، آقای شجونی باشه، آقای طائب باشه… یا نفراتش قاضی مرتضوی باشه، محمود احمدی نژاد باشه، الهام باشه، نقدی باشه و از این قبیل افراد؛ اگه نظام این رو بگید، بله! ما مخالف این جور نظامی هستیم!”

مهدی کروبی در این پیام از آیت الله خامنه ای انتقاد کرده که پیش تر گفته بود همه باید در کشتی نجات نظام باشند. مهدی کروبی گفته وقتی روحانی وشخصیت های نظام به جنتی ، احمد خاتمی و محمود احمدی نژاد منحصر شود دیگر نمی توان شعار داد کشتی نظام. باید گفت ، قایق نظام !


"مشاهده پيام كامل نوروزي مهدي كروبي"


جهت دريافت ويدئو نسخه مناسب موبايل روي تصوير كوچك كليك كنيد

"پيام بصورت شنيداري"


بسم الله الرحمن الرحیم

سال جدید و نوروز باستانی را به هموطنان در سراسر جهان، ایرانیان عزیز، پارسی زبانان و به کل آنهایی که نوروز را برگزار می کنند، تبریک می گویم و از خداوند منان،بزرگی عظمت، استقلال، آزادی، عدالت و رفاه همه را خواستارم.

متاسفانه سال جاری سال خوبی نبود، سالی بود همراه با مشکلات، دشواریها سختی ها تلخیها، هم از نظر اقتصاد و تورم که مردم با همه وجودشان دشواریها و تنگناهای اقتصادی را احساس کردند و از طرف دیگر به خاطر یک انتخابات پرشوری، به جای اینکه از آنها سپاس و تقدیر بشود، وقتی سرنوشت انتخابات را – که نظارت و اجرا برای اولین بار کاملا با هم هماهنگ بودند – را دگرگون کردند، مردم متین و ساکت به صورت ملیونی اعتراض کردند و به جای اینکه به خواسته های آنها رسیدگی کنند، با آنها برخورد کردند، جمعی به شهادت رسیدند، برخی زیر شکنجه کشته شدند، به طور بی سابقه ای، هزاران انسان زندانی شدند. از مسئولین جمهوری اسلامی در سطوح بالا عده زیادی زندانی شدند. مطبوعات و روزنامه ها تعطیل شدند، خبرنگاران به طور بی سابقه ای روانه زندان شدند. همه متاسف شدند و به خواسته ها عمل نشد.

اساس این قضیه و ماجرا و حادثه تلخ به خاطر این بود که جمعی تن به قانون ندادند و به مصالح نظام فکر نکردند و پافشاری کردند بر اینکه اگر کسی غیر از آن چیزی که ما می گوییم بگوید، فتنه گر است، آشوبگر است و وابسته به بیگانه است. در حالی که خود آنها هم می دانستند که خواسته ، خواسته های مردم و مشروع است و همه این افراد چهره و شخصیتشان در راه نظام و جمهوری اسلامی هستند. متاسفانه با این کار نظام را تضعیف کردند و تازه متهم کردند که شما بر علیه نظام کار می کنید.

ما می گوییم، نظام یعنی چه؟ اول نظام را معنا کنیم. آیا نظام به معنی ارزشها، نظام یعنی ۷۵ میلیون جمعیت ، نظام یعنی قانون اساسی، نظام یعنی جمهوری اسلامی است؟ ما مطمینا طرفدار نظام هستیم و فدایی نظام و برای منافع ملی و کشور و اسلام و جمهوری اسلامی حاضریم جان خود را هم بدهیم. و ما معتقدیم ظرفیت قانون اساسی وسیع است و همه را در بر می گیرد وکشتی نجاتی است که ۷۵ میلیون در آن سوارند. این را نظام می گوییم.

اما اگر منظور از نظام، فرد یا دسته خاصی است که یک جمع کوچکی را درون خودش جا می دهد، مثلا روحانیونش آقای جنتی، یزدی، مصباح، شجونی، طائب، رسایی، حسینیان، سید احمد خاتمی ، حسنی امام جمعه ارومیه، … باشند، یا نفراتش قاضی مرتضوی، محمود احمدی نژاد، الهام، نقدی، مرندی، جلال الدین افغانی، … باشند، اگر منظور از نظام این است، ما مخالف این جور نظام هستیم، مخالف نظامی که در حد یک قایق است. آن موقع کشتی نظام را باید یک قایق کوچک بنامیم که جمع کوچکی را درون خودش جا داده است. ولی جمهوری اسلامی ، جمهوری وسیع و گسترده است و قابل اینکه همه جمعیت ها با همه اندیشه های گوناگون پذیرایش باشند و در آن زندگی کنند.

من در همین جا عرضم را خاتمه می دهم و توفیق همه را از خداوند خواستارم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

۱۳۸۸/۱۲/۲۷

سخن نوروزي «ارس» با همراهان جنبش راه سبز

« نوروز ۱۳۸۹تان سبز باد »


قلمت را بردار و بنويس هموطن،



بنويس كه اين بهار آرزوهاي ماست كه از راه رسيده است .

بنويس: اين عطر انديشه هاي ماست كه خانه به خانه ميگردد .

بنويس: اين آفتاب نوبت ماست كه بر بلندترين قلهء انسانيت تابيده است.


بنويس،


بنويس كه ما به پا خاسته ايم .

ما ميخواهيم ،

ما ميشناسيم ،

ما ميدانيم ،

ما ميتوانيم ،

ما ميتوانيم سرنوشت خويش را به دست خويش رقم زنيم .

و

بخوان،


بخوان ترانه هاي عشق و انسانيت را ،

بخوان سرود آزادي انديشه ها را ،

بخوان حماسه پايداري انسان را .

و


بگو،


بگو كه بر ستيغ سترك دانش و شناخت خيمه خواهيم زد،

بگو كه نام ميهنمان را بر تارك تاريخ خواهيم نوشت،

بگو كه دست دوستي همه مردم جهان را خواهيم فشرد،

بگو كه بهارمان را بهاران خواهيم كرد،

و نوروزمان را هر روز


سالي سرشار از "سبزي و سلامت" ، "صبر و استقامت" را براي يكايك افراد "جنبش راه سبز اميد" آرزومنديم

ادامه راه سبز
« ارس »

پي نوشت: در نگارش اين متن از فونت استاندار فارسي و زيباي "ايران نستعليق" استفاده شده و لذا چنانچه تاكنون اين فونت را در ويندوز خود نصب نكرده باشيد، اندازه متن فوق تا حدودي نامعقول و بزرگ به نمايش در مي آيد. درصورت تمايل به نصب اين فونت ميتوانيد آنرا از "اينجا" دانلود كرده و در دايركتوري fonts ويندوز خود كپي و نصب نماييد. آدرس دايركتوري fonts در ويدوز شما درصورتيكه ويندوز در درايو :c نصب شده باشد بدين صورت است c:\windows\fonts

ويدئو پيام نوروزي مهندس موسوي: اراده ملت باید تجلی کند، بترسید از پشت کردن به خواست مردم

ويدئو پيام نوروزي ميرحسين:
اراده ملت باید تجلی کند، بترسید از پشت کردن به خواست مردم

. ادامه راه سبز «ارس»: میرحسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و بهار سبز طبیعت پیامی ویدئویی خطاب به ملت ایران صادر کرد. مهندس موسوی سال ۸۹ را سال استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قاونی ملت ایران دانسته و تاکید دارد: «سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم.ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمی‌توانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.»

پیشاپیش به دلیل آنکه اکثر کاربران اینترنت در ایران از اینترنت کم سرعت استفاده می کنندو کیفیت ویدئو بر اساس توان استفاده ی این عزیزان تنظیم شده است از علاقمندان عذر خواهی می کنیم و خشنودیم که جنبش سبز ایران با پر و بال شکسته پریدن را هنر خود می داند.

به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:

"مشاهده پيام ويدئويي"


جهت دريافت ويدئو مناسب نسخه موبايل روي تصوير كوچك كليك كنيد


"پيام بصورت شنيداري"


"متن پيام نوروزي ميرحسين موسوي"

قافله ی به هم پیوسته ی شهدا

فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک می‌گویم. جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و آسیب‌دیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را در طول تاریخ کشور به هم پیوسته می‌دانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی آزاد داریم ناشی از این فداکاری‌ها و رنج‌ها است.
شهدا زندگان واقعی هستند. نزد خدا روزی می خورند و در سرنوشت ما تاثیر می گذارند. طبیعی است که مردم خواستار حفظ حرمت این خانواده ها باشند.

تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت همبسته

جا دارد به اقشار، اقوام، قومیت‌ها، فرهنگ‌ها و جناح‌ها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، ایرانی می‌دانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت می‌کشند و سعی می‌کنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانی‌ها و خسارت را دادند.

در سال جدید یاد و یار خانواده شهدا و آسیب دیدگان باشیم

تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به همه آنان تبریک می‌گویم. خانواده‌های آسیب‌دیدگان و شهدا در این باره نقش والایی داشته‌اند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای اول سال یار این خانواده‌ها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی آنان را فراهم آورند.

سالی که بر ما رفت…

سالی که گذشت برای ملت ما سال ویژه‌ای بود. ملت عزیز ما شاهد شور و هیجان وسیعی به خاطر انتخابات بودند و آنچه زیبا بود محبت مردم به یکدیگر و صفوف متحد مردم از همه جناح‌ها بود که دراین سال شاهد بودیم. این انتخابات می‌توانست به یک جشنواره بزرگ برای ملت تبدیل و سرآغاز حرکت جدید در تاریخ کشور شود. این حرکت منجر به حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رأی شد و شما به طور وسیع و بی‌سابقه در این انتخابات شرکت کردید و عزم خود را برای تغییر، دگرگونی و استقلال کشور و حاکمیت عدالت و آزادی نشان دادید. اما پاسخی که به این حضور داده شد متأسفانه منجر به این شد که در فاصله کوتاهی پس از انتخابات مردم با شعار «رأی من کجاست» و یا «رأی من را پس بده» به خیابان‌ها آمدند. ریشه این مسئله از روز ۲۲‌خرداد شروع شد. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یکی از ستادهای مهم انتخاباتی بنده مورد حمله قرار گرفت و ساعت ۸ شب ستاد مرکزی انتخابات اینجانب نیز مورد حمله قرار گرفت و تا فردا صبح چند بار تیتر روزنامه کلمه سبز با حضور نیروهای امنیتی عوض شد.

پاسخی از سوی حاکمیت که در شان ملت ایران نبود

وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاه‌های دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.

اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل می‌شد و مردم باید اقناع می‌شدند و به مردم توضیح می‌دادند. اما اینگونه نشد و پاسخ‌ها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنی‌ترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز تعیین‌کننده‌ای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.

مردم چه می خواستند؟

مردم به صورت مسالمت‌آمیز در حالی که شعارهای ملی و اسلامی می‌دادند و بدون ایجاد هیچ‌گونه تنش، رأی و نظر خود را اعلام کردند و ما انتظار داشتیم پاسخی درخور این روحیه لطیف ملت داده شود اما اتفاقات بعدی آن را نشان نداد و ما شاهد برخوردهایی از نوع دیگر بودیم که مسئله را دشوار کرد.

در ۲۲ خرداد مردم می‌خواستند با شرکت در انتخابات آزاد در سرنوشت خود سهیم باشند و آینده را خود شکل بدهند اما اتفاقاتی که بعداً افتاد منجر به بیداری در میان ملت ما شد. ملت اشکالات و انحرافاتی را کشف کردند و مطالبات جدیدی با طیفی وسیع شکل گرفت. این روند از خواسته‌هایی مثل رأی و تعیین تکلیف انتخابات آغاز و به مطالبات دیگر رسید. آنچه جنبش عظیم سبز با تعاملی که بین افراد شکل داد نتیجه‌گیری کرد که همه مطالبات در تحقق اهداف قانون اساسی و آن هم بدون تنازل باید تجلی یابد و این امر تبدیل به شعار گسترده‌ای شد که اکثریت هم آن را قبول کردند.

نادیده گرفتن بخشی از قانون اساسی بی معنا کردن همه آن است

حقیقت این است که این شعار اهمیت فوق‌العاده‌ای برای سرنوشت کشور ما دارد. قانون اساسی یک میثاق ملی است. بدون آن ما وحدت نداریم بلکه هرج و مرج داریم و دورنمای تاریکی داریم. قانون اساسی مجموعه‌ای به هم پیوسته است و باطل کردن بخشی از آن یا تضعیف آن سایر بخش‌ها به مثابه بی‌معنا ساختن آن است.

قانون اساسی را باید یکپارچه دید. زمانی که قانون اساسی تدوین شد، حتی آن کسانی که آن عناصر را تدوین می‌کردند برای آن که انسجام قانون آسیب نبیند، مقدمه‌ای برای آن تهیه کردند که اهمیت آن هم زیاد است. در تمام اینها اصول به یک مجموعه از ارزش‌ها، خواست‌ها و مطالباتی یکپارچه تأکید می‌شود که نمی‌توانند از هم جدایی بگیرند. اکنون هم مردم که مشکلات اجرایی، سیاسی و انتخاباتی و .. را دیدند راه حل را در این می‌بینند که راه گشودن به آینده درخشان برای ملت بازگشت به قانون اساسی آن هم بدون دخالت دادن سلایق سیاسی است.

عقب نشینی از اجرای بی تنازل قانون ؛ خیانت به ایران و اسلام

مطالبه ای که از آن کوتاه نمی آییم…

اگر اصلی از قانون اساسی ایراد هم دارد باز هم راه اصلاح آن معلوم است و باید با نظر مردم و مطابق سازوکارهای موجود در قانون اساسی اصلاح شود. اینگونه نیست ما بتوانیم حق داشتن رسانه‌های آزاد و یا آزادی‌های مطرح در قانون اساسی، یا انتخابات آزاد، غیرگزینشی و رقابتی، عدم تجسس بر احوال مردم و وارسی نامه‌های مردم را بنا به مصلحت خود و برخلاف قانون اساسی در کشور جاری کنیم و فکر کنیم می‌توانیم یک نظام منظم داشته باشیم و مشکلات را حل نماییم.

سال ۸۹ با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکل‌گیری این مطالبات بازمی‌گردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناح‌ها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم. ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمی‌توانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.

آنچه که ذهن موسوی را به خود مشغول کرده است

با همه مشکلات کاش نظام اجرایی کار آمد بود

در کنار این مسئله، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که قبلاً هم بود و امسال تشدید می‌شود که امیدوارم اینگونه نشود. دورنمای اقتصادی کشور دورنمای روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست می‌داشتم که علی‌رغم تمام مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات می‌دیدم ولی آن را نمی‌بینم. پیش‌بینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است معنای این روند در کنار کاهش سرمایه‌گذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف دیگر به دلیل نبود سیاست‌های روشن، ماجراجویی و بی‌تدبیری وضعیت پیرامونی ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل داریم و به نظر می‌رسد سایر تحریم‌ها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.

جنبش سبز دامنه امواج خود را گسترش دهد

در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیت‌ها و استان‌ها بکشاند و در عین حال اصل‌ جاودان تکافل اجتماعی–اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راه‌های دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.

ساده تر زندگی کنیم به همنوعان کمک کنیم مشکلات مردم را کم کنیم

زندگی‌ها را ساده‌تر کنیم و با کم کردن تشریفات بیشتر به فکر مردم باشیم و بتوانیم مقدار زیادی از مشکلاتی که تصور می‌شود مردم با آن روبرو می‌شوند را کم کنیم. رسیدگی به خانواده شهدا و آسیب‌دیدگان و رفت و آمد با آنها، یقیناً هم موجب رضایت حضرت حق خواهد بود و هم باعث می‌شود نور امیدی بتابد.

راهی که گریزی از آن نیست…

اراده ملت باید تجلی کند بترسید از پشت کردن به خواست مردم

من اعتقاد دارم راه عظمت ملت ما از این مسیر می‌گذرد و یقیناً ملت امیدوار است که این راه را برود و چاره‌ای نداریم تا این راه را برویم و انشاء‌الله خداوند ما را به نتیجه قطعی خواهد رساند چرا که ملت خواسته غیرعادی ندارد. یک انتخابات درستی که گزینشی نباشد که عده‌ای درجه دو انتخاب کنند و عده‌ای از روی انتخاب آنها، انتخاب کنند درخور شأن ملت ایران نیست. ملت ایران، ملتی بزرگ، پیشرفته و متمدن است و درست نیست مثل یک ملت غیرمتمدن و نادان با آن برخورد شود و برای او تعیین تکلیف کنند. اجازه دهید افکار و اندیشه‌های ملت و اراده ملی آنان حضور تجلی یابد و یقیناً اسلامی خواهد بود و نتایجی خواهد داشت و ایران پیشرفته و آباد توأم با عدالت و آزادی را برای ما به ارمغان می‌آورد.نباید بترسیم، باید از پشت کردن به خواسته‌های ملت هراس داشته باشیم .

نیایش روح الله از زبان فرزند رو ح الله

این سخنان را با یک دعا از حضرت امام(ره) پایان می‌برم که مناسبتی با وضعیت کنونی ما هم دارد.

حضرت امام(ره):

بارالها، تو خود شهدای ما را در جوار رحمت خود جای گزین. و معلولان ما را شفا و مقتولان و اسیرانمان را به دامان خانواده‌هایشان بازگردان و به همه ما صبر و توفیق عنایت فرما.

پيام نوروزي رهنورد: حول حالنا الی احسن الحال در واقع همان خواست جنبش سبز است + ويدئو

پيام ويدئويي دكتر زهرا رهنورد بماسبت نوروز:
حول حالنا الی احسن الحال در واقع همان خواست جنبش سبز است

. ادامه راه سبز «ارس»: دکتر زهرا رهنورد به مناسبت فرا رسیدن سال نو و فرا رسیدن بهار طبعیت پیامی را خطاب به مردم ایران منتشر کرد.

دکتر رهنورد در این پیام با تاکید بر اینکه جنبش سبز یک جنبش تحول خواه و آزادی خواه است و پیش به سوی آرمان های بلند اسلامی دارد عنوان کرده است: «در این آغاز سال می خواهیم که آزادی به سرزمین مان بازگردد ، این تحول حال است . می خواهیم قانون مداری که می توان گفت دویست سیصد سال است که انسان ها به شکل مدرن برای آن تلاش کرده اند مجددا بر سرزمین ما حاکم شود.تقلبات و شائبه ها کنار رود ، تبعیض در هر شکلی که هست چه تبعیض برای مسائل مادی ، طبقاتی ، اقتصادی ، فرهنگی و تبعیض در مورد مسائل زنان برطرف بشود.»

به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:


"ويدئو پيام نوروزي دكتر رهنورد"


جهت دانلود نسخه مناسب موبايل بر روي تصوير كوچك كليك كنيد

"پيام بصورت شنيداري"

بسم الله الرحمن الرحیم

این ایام نوروز باستانی کهن و همیشه جاودان را به هموطنان عزیزمان در ایران و هر گوشه ای از جهان که هستند تبریک عرض می کنم .

یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبراللیل و النهار ، یا محول الحول والاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال

چقدر عجیب است که این مراسم باستانی با چنین روایت زیبای اسلامی عجین شده و نه تنها با روایت زیبای اسلامی ، بلکه با امروز ما در جامعه ی مدرنی که وجود داریم و در این ایام سبزی که جنبش سبز در واقع بر آن مهر و امضای زیبایی های خودش را زده .

حول حالنا الی احسن الحال در واقع همان خواست جنبش سبز است. جنبش سبز خواهان تحول وضعیت خود است ، وضعیت ملت خودش . و چه تقارن زیبایی است تحول در هر زمینه ای . جنبش سبز که جنبش برانداز نیست . جنبش تحول خواه است، تحول از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب . ولی اجازه بدهید که از حافظ مدد بگیرم و از اعتمادی که به او داریم در همه ی ایام زندگی مان خط مشی بگیریم یا صحبتی :

عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ ***** قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت

این چهارده روایت که در واقع حافظ خود درباره ی خودش گفته و آن را با عشق توأم کرده حکایت از این دارد که خیلی می توان به آن اعتماد کرد. فال نیست به فال اعتقاد ندارم چون قرآن کریم هم می فرماید : طائرکم معکم ، خودتان هر چه باشید همان ، گردن کسی نباید چیزی انداخت. بلکه تأسی می گیریم به او :

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ***** چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم ***** رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر میزند همه را ***** کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است ***** چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه ***** این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

حافظ عزیز مورد اعتماد همه ی ما در شب های چله ، در روزهای عید ، در موقعی که غم و اندوهی داریم ، در موقعی که خوشحال و شاد هستیم ، ” عشق را به فریادمان می رساند” . دلمان می خواهد در این ایام همدیگر را دوست داشته باشیم . قبلا هم گفتیم که جنبش سبز را همه دوست داریم با هیچ کس دشمن نیست ، فقط یک مطالبات و آرمان هایی دارد .

در این آغاز سال می خواهیم که آزادی به سرزمین مان بازگردد ، این تحول حال است . می خواهیم قانون مداری که می توان گفت دویست سیصد سال است که انسان ها به شکل مدرن برای آن تلاش کرده اند مجددا بر سرزمین ما حاکم شود.

تقلبات و شائبه ها کنار رود ، تبعیض در هر شکلی که هست چه تبعیض برای مسائل مادی ، طبقاتی ، اقتصادی ، فرهنگی و تبعیض در مورد مسائل زنان برطرف بشود. آزادی های شخصی و فردی احترام گذاشته شود ، این به معنای این نیست که به جمع و خواسته های جمع احترام نمی گذاریم ولی فرد هم حق دارد و معمولا حکومت های رسمی ایدئولوژیک به فرد حق نمی دهند که برای خود نظر و سلیقه داشته باشد اما جنبش سبز این را می خواهد .

مردم ما در جنبش سبز سازنده ی آن هستند ، جنبش سبز یک کتابخانه نیست که چند کتاب در آن گذاشته باشند .در واقع جنبش سبز همان مردم و آرمان هایش هستند . ما همه با هم هستیم ، ما بی شماریم . مردم ما با همه ی تنوعی که کشور ما دارد ، کشور ما یکی از پیچیده ترین موقعیت های ژئوپولتیک و نژادی و زبانی را دارد ، ولی خدا را شکر قرآن کریم می فرماید :که احترام بگذاریم به این قضیه ، شعوب و قبایل اگر باشید همدیگر را بشناسید . رنگ و زبان ، الوان و السنتکم این ها از آیه الهی است . نشانی از خداوندی است . این تنوع و تکثر بسیار زیباست .

جنبش سبز مجموعه ای از جنبش های زیر مجموعه ی خودش است ، جنبش کارگران ، جنبش معلمان ، جنبش زنان و جنبش های دیگر . و هم چنین مجموعه ای از گروه های مرجع است مثل گروه هنرمندان ، گروه ورزشکاران ، گروه هایی دیگری مثل طرفداران حقوق بشر که البته همه مان هستیم و در این طرف داری همه به نوعی هم پای هم هستیم ، و گروه های مرجع دیگر. جنبش سبز در واقع حکایت یک نورافشانی است ، نورافشانی مردم که نور وجودشان به یک منشور می تابد و تنوع رنگارنگ و قوس و قزحی زیبا در پرده ی تابلو الهی در سطح جامعه ایجاد می کند . جنبش سبز یک جنبش تحول خواه و آزادی خواه است و پیش به سوی آرمان های بلند اسلامی . جنبش سبز جنبش لطیفی است. جنبش خشن نیست ، نمی خواهیم بگوییم ” نرود میخ آهنین در سنگ ” آن را می دانیم که یک ضرب المثل است ولی ما در دنیای مدرن می خواهیم بر همه ی این ها پیشی بگیریم و حرف تازه ای بزنیم و هیچ سنگی را فکر نمی کنیم وجود دارد که راجع به آن میخ آهنین به کار ببریم و امیدواریم همه مان با هم با نرمش پیش رویم و کل ملت ما ، نظام و مردم ما موفق باشند در آن آرمان های بلند.

اما نمی توانم راجع به زنان حرف نزنم . بر تارک آرمان های زنان آزادی ها و رفع تبعیض می درخشد ، این آرمان زنان ایران فقط نیست ، آرمان تمام زنان جهان است منتها برخی از نقاط جهان موفق تر از ما بوده اند در رفع تبعیض ولی ما موفق نبودیم، واقعیت این است . من همیشه حرفم این بوده که انقلاب اسلامی یک پروژه ی ناتمام بود . و امیدوار بودیم که در جمهوری اسلامی آرمان های بلند انقلاب اسلامی و آرمان های بلند حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب در جمهوری اسلامی تحقق پیدا کند ، چون به نحو خاصی انقلاب ما با یک سرعت خاصی موفق شد و ادامه ی آرمان هایش را منتظر بودیم در جمهوری اسلامی انجام بگیرد که آزادی ها بود ، قانون خواهی بود ، مساوات بود ، رفاه مردم بود ، رفع تبعیض های طبقاتی بود و نظایر آنها، ولی نشده . جنبش سبز می خواهد همان ها را دوباره پیگیری کند از جمله مسئله زنان را . زنان ما در شرایط فعلی از تبعیض های زیادی رنج می برند، مثل تبعیض های حقوقی ، تبعیض های فرهنگی ، تبعیض های قانونی و نظایر آنها.

بعضی ها خیال می کنند تا بحث رفع تبعیض پیش می آید و مساوات طلبی ، نقش ها فراموش می شوند و یک جامعه ی خشنی که همه مثل هم می خواهند استالینی عمل کنند ، سرها بریده شود همه اندازه همدیگر شوند و مثل هم . نه این حرف نیست اصلا ، جنبش سبز نقش ها را می شناسد . حتی نه تنها جنبش سبز بلکه تمام فعالیت های رفع تبعیض در سطح جهان نقش ها را می داند و می شناسد . این طور نیست که لطافت ، مادرانگی ، عشق آفرینی ، ایجاد شور و هیجان ، تداوم حیات بشری ، در جنبش سبز فراموش بشود در رفع تبعیض . رفع تبعیض در واقع همان ادبیات دینی ما را می خواهد به یک شکلی در مورد زنان بکار ببرد . ریحانه است ، نه قهرمانه . یعنی لطافت و درخشندگی دارد اما قهرمانانه نباید با آن رفتار کرد .

قهرمان البته در اینجا به معنای ادبیات فارسی مان نیست بلکه یعنی با قهر و خشونت . وقتی تبعیض هست در واقع آن ریحانه اسیر قهرمانه شده است یعنی آن قهرها و شدت هایی که فرهنگ یا یک نظامی ممکن است بر او وارد کند . ما در واقع به طور جدی این قضیه را در کنار تمام آرمان های جنبش سبز پیگیری می کنیم که رفع تبعیض و اعطای آزادی ها به زنان و آن را از قیمومیت درآوردن ( چه قیمومیت قانون باشد چه قیمومیت های دیگر ) خارج کند و زن واقعا در شأن و منزلتی که همه ی فرهنگ های بدیع و ارزشمند جهان برای آن قائل اند ، و از جمله اسلام عزیز خودمان بر آن قائل است ما به آن شأن و منزلت برسانیم هم در قلمرو فرهنگ هم در قلمرو قانون .

در نهایت تبریک می گویم به همه ی انسان های بزرگی که با هزینه های سنگینی که پرداختند این انقلاب کبیر را حفظ کردند ، جنگ تحمیلی را به پیروزی رساندند و جنبش سبز را سرفراز کردند در تمام جهان ، به خانواده های زندانیان ، به خانواده های شهدا در تمام قلمرو تاریخ ایران به ویژه این سی ساله اخیر تبریک عرض می کنم . امیدوارم زندانیان آزاد شوند و بر سر سفره های هفت سین در کنار خانواده های خود بنشینند و به ترجیع بند سبز جنبش سبز که پر از سین های پر شکوه است ، علاوه بر سین های هفت سین ، سین سرفرازی ، سین سعادت ، سین سلامت و سین های خوب دیگر را به عنوان یک زنجیره ی ابدی سبزی های جنبش سبز در کنار خانواده هایشان بر سر سفره ی هفت سین داشته باشند. و ما بی شماریم ، ما با هم هستیم، ما ایستاده ایم.

جنبش سبز هزینه ی سنگینی پرداخت کرده و پای آرمان های خود ایستاده است . منتها این آرمان ها را ما می خواهیم ، مطالبات ما باید تحقق پیدا کند .هر کس این کار کرد فرقی نمی کند ، مهم این است با سرفرازی این آرمان ها که آرمان های خود انقلاب کبیر اسلامی هم هست تحقق پیدا کند و می دانم که حتما چنین خواهد شد و امیدواریم که همه خوشبخت و سعادتمند باشیم .

۱۳۸۸/۱۲/۲۴

مصادیق محاربه از نظر آیت الله دستغیب

مصادیق محاربه از نظر آیت الله دستغیب

. ادامه راه سيز«ارس»: آیت الله دستغیب در پاسخ به سوال یکی از مقلدان در باره حکم محاربه جوان معترض اظهار داشته است که کسی که در مقام دفاع از خودش برآید و از خود دفاع کند، این را نباید جز محارب محسوب کرد. ايشان همچنين فرموده اند: «افرادی که به تجمّعات حمله و شرکت کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار دهند مصداق محارب می‌باشند» - ايشان بيان داشته اند: «مردم حق دارند به طور مسالمت‌آمیز و با حفظ آرامش و بدون این که مخل به مبانی اسلام باشد، راهپیمایی و اعتراض نمایند و هیچ کس حقّ منع مردم از این حقّ قانونی‌شان را ندارد.چنانچه افرادی به صورت غیر قانونی به این گونه تجمّعات حمله کنند و شرکت کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار دهند و یا برای مردم ایجاد رعب و وحشت نمایند، مصداق محارب می‌باشند و مردم می‌توانند برای حفظ جان، از خود دفاع نمایند.»

متن این پرسش را به همراه پاسخ آن، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله دستغیب می خوانید:


پرسش:

با توجه به اینکه در اخبار نقل شده که برای جوانی به جرم پرتاب سنگ، حکم محاربه و اعدام صادر شده، بفرمایید آیا این فعل ایشان می تواند از مصادیق محاربه بوده و موجب صدور حکم اعدام شود؟

پاسخ:

اولاً: همانگونه که در متن «محارب کیست و جزای او چیست؟» آمده است؛ بطور کلی باید گفت: اگر کسی به عنوان اعتراض به حق از دست رفته خود(ولو به حساب خودش) اعتراض کند، نه در مقام اینکه بخواهد مثلاً کسی را بکشد یا مال کسی را ببرد و یا براندازی کند؛ در مقام دفاع از خودش برآید و از خود دفاع کند این را نباید گفت جزء محارب است. محارب از حَرب به معنای جنگ است. و کسی را گویند که با مردم ستیز دارد و روبروی مردم بایستد؛ نه در مقام دفاع از حق خودش، بلکه می خواهد یک چیزی را به مردم تحمیل کند؛ می خواهد با ظلم، آزادی مردم را سلب کند و با اسلحه و چوب و… با ملت در گیر شود مانند منافقین اوائل انقلاب.

ثانیاً: بر فرض اینکه به نظر بعضی این شخص از مصادیق محارب باشد، ولی أصحّ این است که این عقوباتی که در قرآن است به حساب ترتیب است. در این مسائل شرعی باید دقت شود در جاهایی که شبهه است باید احتیاط کرد(تدرء الحدود بالشبهات)؛ خصوصاً در موقعیتی که حکومت در دست روحانیون است که مردم از ایشان توقّع لطافت و مهربانی دارند؛ خوب اینها باید لحاظ شود نه اینکه با خشونت با مردم برخورد شود. آن افرادی که اعتراض داشته اند یک نفر و دو نفر که نیستند؛ شاید هزاران نفر باشند که ممکن است اعتراضی داشته باشند و اینکه همه آنها را محارب نامید به نظر بنده درست نمی باشد.

پاسخ تفصیلی در خصوص محاربه

محضر مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله سیّد علی محمّد دستغیب (مدّ ظلّه العالی)

احتراماً با توجّه به این که این روزها لفظ «محارب» در کلام خطباء و سخنرانان، زیاد مطرح می‌شود، لطفاً بفرمایید از نظر حضرتعالی «محارب» کیست و جزای او چیست؟ و آیا شرکت در راهپیمایی‌ها و تجمّعات و انتقاد از مسئولین نظام، محاربه شمرده می‌شود؟ و حمله‌ی افراد خودسر به این اجتماعات و مضروب نمودن ایشان چه حکمی دارد؟

بررسی محارب در قرآن، سنّت و فتوای فقهاء:

محارب از نظر قرآن: قال الله تعالی: «انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه و یَسعَونَ فی الارضِ فَساداً أن یُقَتَّلوا أو یُصَلَّبوا أو تُقَطَّعَ أیدیهم و أرجُلهم من خِلافٍ أو یُنفَوا مِنَ الارض ذلک لهم خِزیٌ فی الدنیا و لهم فی الاخرة عَذابٌ عَظیمٌ الّا الذین تابوا مِن قَبل أن تَقدِروا عَلَیهِم فَاعلَموا أنّ الله غَفورٌ رَحیم». (سوره مائده آیات ۳۳ و ۳۴)

ترجمه: کیفر آنها که با خدا و پیامبر به جنگ برمی‌خیزند و در روی زمین دست به فساد می‌زنند (و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله می‌برند) این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند، یا (چهار انگشت از) دست راست و پای چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایی آنها در دنیا است و در آخرت مجازات بزرگی دارند مگر آنها که قبل از دست یافتن شما به آنان توبه کنند؛ بدانید خداوند آمرزنده و مهربان است (و توبه آنها را می‌پذیرد).

در مورد شأن نزول آیه در وسائل الشیعة از ابوصالح روایتی را که از جهت سند ضعف ندارد و به اصطلاح موثّقه است از امام صادق علیه السلام نقل کرده که عده‌ای از طایفه بنی ضبّه بر پیغمبر صلی الله علیه و آله وارد شدند در حالی که مریض بودند؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آنها فرمود: در نزد من باشید تا هنگامی که صحّت یافتید شما را به همراه عدّه‌ای از مسلمانان برای جهاد می‌فرستم. آنها گفتند: ما را از مدینه بیرون فرست. حضرت آنها را به خارج از مدینه در مکانی که شترهای صدقه و زکات محافظت می‌شدند فرستاد تا از آنها استفاده کرده و از شیرهای آنها بخورند. هنگامی که سلامتی را یافتند و قوی شدند به سه نفر از نگهبانان و محافظین شترها حمله کردند و آنها را به قتل رساندند. این خبر به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) رسید، پس علی(علیه السلام) را به سوی آنها فرستاد، در حالی که در یک دره‌ای مانده بودند و راه خروج نداشتند ـ نزدیکی زمینهای یمن ـ پس علی(علیه السلام) آنها را اسیر کرده و به نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) آورد، در این هنگام این آیه نازل شد. پس رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) قطع را اختیار کرد، و دستور داد دست راست و پای چپ آنها را قطع کردند. (وسائل الشیعة ج ۲۸ باب ۱ از ابواب حد محارب حدیث ۷)

از این آیه با در نظر گرفتن شأن نزول استفاده می‌شود که اگر کسی یا کسانی ناگهانی بر افرادی که از یاران و دوستان خدا و رسول(صلّی الله علیه و آله) هستند حمله کنند و آنها را یا بعضی از آنها را بکشند محارب بوده و مفسد فی الارض هستند.

حال ببینیم روایات در این باره چه می گویند و مصداق محارب کیست؟

محمد بن مسلم در روایت صحیحه از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: کسی که سلاح بر مردم بکشد در شهری از شهرها، پس آنها را زخمی کند، قصاص می‌شود و تبعید می‌گردد و کسی که سلاح بر مردم بکشد در شهری از شهرها، بزند و زخمی کند و مال مردم را ببرد، امّا کسی را نکشد پس او محارب است و جزایش جزای محارب است و امرش به نظر امام است اگر خواست او را بکشد و دار بزند و اگر خواست دست و پایش را قطع کند. فرمود: و اگر زد و کشت و مال برد پس بر امام است که ید راست او را بخاطر دزدی قطع کند؛ سپس او را به اولیای مقتول تحویل دهد که مال را از او بگیرند و سپس او را بکشند. محمد بن مسلم می گوید: ابوعبیده سوال کرد: اگر اولیای مقتول او را عفو کردند چه می‌فرمایید؟ حضرت باقر(علیه السلام) فرمود: اگر از او عفو کردند بر امام است که او ر ابکشد؛ چون محارب است و قتل کرده و سارق هم هست. محمد بن مسلم می گوید: ابوعبیده پرسید: اگر اولیای مقتول خواستند که از او دیه بگیرند و رهایش کنند می توانند؟ فرمود: نه باید کشته شود. ( وسائل الشیعة ج ۲۸ باب ۱ از ابواب حد محارب حدیث۱)

و در صحیحه برید بن معاویه آمده است که می‌گوید از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم درباره قول خدای تعالی: انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه»؟ فرمود: این به نظر امام است که هر چه خواست انجام می‌دهد. راوی می گوید گفتم: آیا کاملا در اختیار او است؟ فرمود: نه و لکن به اندازه جنایتی که انجام داده. (همان مأخذ حدیث۲)

و عبید الله بن اسحاق مدائنی در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده که از حضرت درباره قول خدای تعالی: «انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه و یَسعَونَ فی الارضِ فسادا» سؤال شد که مورد هر کدام از چهار جزایی که در آیه ذکر شده را بیان فرمائید. فرمود: زمانی که با خدا و رسول محاربه کند و فساد در زمین نماید پس بکشد، کشته می‌شود؛ و اگر بکشد و مال ببرد، کشته می‌شود و دار زده می‌شود؛ و اگر مال مردم را بگیرد و برباید امّا کسی را نکشد، دست راست و پای چپش قطع می‌شود؛ و اگر شمشیر بکشد و با خدا و رسولش محاربه کند و فساد در زمین کند و نکشد و مال کسی را نبرد تبعید می‌گردد. (همان مأخذ حدیث۴)

روایات دیگری نیز هست که هر چند از جهت سند ضعیف می‌باشند اما همانند همین چند روایتی است که ذکر شد. هنگامی که در این روایات که در مقام بیان آیه محاربه است نظر می کنیم به سه مطلب می‌رسیم: ۱ ـ محارب به کسانی گفته می‌شود که به ناحق به مردم حمله می‌کنند، می‌کشند یا می‌زنند یا می‌ترسانند. ۲ ـ منظور از امام در این روایات امام معصوم(علیه السلام) است در زمان حضور یا نائب عام او که همان مرجع تقلید عادل و یا قاضی که مجتهد عادل باشد در زمان غیبت. ۳ ـ امام یا حاکم بر طبق جنایتی که محارب انجام داده حکم کند؛ چون اطلاق روایت محمد بن مسلم به وسیله روایت برید بن معاویه و عبیدالله بن اسحاق مقیّد می‌شود.

حال فتوای فقها را هم ببینید تا بعد مطالب دیگری عرض شود.

نظری به فتاوای علما از قدیم الایام تا به حال

شیخ طوسی(رحمه الله) در کتاب النهایه می‌فرماید: محارب کسی است که سلاح بر مردم بکشد و از اشقیا باشد؛ در شهر باشد یا در خارج از شهر، در شهرهای کفار باشد یا مسلمانان، شب باشد یا روز، پس هرگاه چنین کرد محارب بوده، چنانچه کسی را بکشد کشته می‌شود و اگر بکشد و مال مردم را هم ببرد واجب است که مال را از او بگیرند و بخاطر دزدی قطع دست و پا کنند و بعد او را بکشند و به دار آویزند. (النهایة ص۷۲۰)

و شیخ مفید(رحمه الله) در کتاب مقنعه می‌فرماید: کسی که برروی مردم سلاح بکشد و آنها را بکشد و به عنوان یاغی قلمداد شود، کشته می‌شود یا به دار آویخته می‌گردد. (المقنعة ص ۸۰۵)

و ابن حمزه در کتاب وسیله می‌گوید: کسی که به طور علن با سلاح مال مردم را ببرد محارب است. (الوسیلة ص۴۲۳)

و قاضی ابن برّاج در کتاب المهذّب البارع همانند شیخ طوسی فرموده. (مهذب البارع ج۲ ص ۵۵۴)

و ابن ادریس در کتاب سرائر پس از ذکر آیه می‌فرماید: بین فقها خلافی نیست که مراد از آیه قطّاع الطریق و دزدهای سرگردنه هستند و در نزد ما شیعه هر کس بر مردم سلاح بکشد تا آنها را بترساند در خشکی باشد یا دریا، در آبادیها باشد یا شهرها، یا صحراها و در هر حال هر گاه ثابت شود، امام مخیّر است بین یکی از چهار جزایی که قرآن فرموده. (کتاب سرائر ج۳ ص۵۰۵)

اینها فقها تا قرن ششم هجری می باشند.

محقّق حلّی صاحب شرایع (متوفّی ۶۷۶) می‌فرماید: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح بکشد در هر جا و هر زمان. (شرایع ج۴ ص۱۸۰)

و شهید اول (متوفّی ۷۸۶) و شهید ثانی (متوفّی ۹۶۵) در کتاب لمعه و شرح آن می‌فرمایند: محارب کسی است که بر مردم سلاح بکشد تا مردم را بترساند در هر مکان و یا زمان. و اگر مردم را سنگباران کند و یا عصا و چوب بزند و یا آنها را با قدرت بگیرد، محارب است. (لمعه و شرح آن ج۹ ص ۲۹۰ تا ۲۹۲)

و در جواهر (متوفّی ۱۲۶۶) می فرماید: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح می‌کشد یا سلاح حمل می کند برای ترساندن هر کس که ترساندن او حرام است. و کشیدن عصا و چوب و سنگ هم برای ترساندن مردم مشمول محارب است و همچنین هر چیزی که موجب ترساندن مردم و فساد در زمین باشد. (جواهر الکلام در شرح شرایع ج ۴۱ ص۵۶۴ تا ۵۶۶)

و مرحوم امام خمینی(رحمه الله) در تحریر الوسیله می‌فرماید: در مسأله ۱: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح می‌کشد یا آماده می‌کند و اراده فساد دارد. و در مساله ۵ می‌فرماید: جزای محارب یکی از چهار چیز است : قتل یا دار زدن یا قطع دست و پا و یا تبعید. و بعید نیست که به ترتیب جنایت باشد. که بر عهده حاکم است که با اثبات موضوع حکم کند. (تحریر الوسیلة ج۲ ص ۴۹۲)

امّا پاسخ به سؤال

همچنان که از آیات و روایات و فتاوای فقهاء ظاهر است و در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز تصریح شده است: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است».

مردم حق دارند به طور مسالمت‌آمیز و با حفظ آرامش و بدون این که مخل به مبانی اسلام باشد، راهپیمایی و اعتراض نمایند و هیچ کس حقّ منع مردم از این حقّ قانونی‌شان را ندارد.

و چنانچه افرادی به صورت غیر قانونی به این گونه تجمّعات حمله کنند و شرکت کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار دهند و یا برای مردم ایجاد رعب و وحشت نمایند، مصداق محارب می‌باشند و مردم می‌توانند برای حفظ جان، از خود دفاع نمایند.

صرف توهین به مسئولین، صدق محاربه نمی‌کند. البته توهین کننده استحقاق تعزیر دارد و منحصراً سبّ و دشنام دادن به پیامبر اکرم(ص) و ائمّه‌ی اطهار(ع) حکم قتل دارد

۱۳۸۸/۱۲/۲۲

هشدار: هك شدن سايت خبرگزاري هرانا و سرقت بعضي از دامنه هاي آن

هك شدن سايت خبرگزاري هرانا و سرقت بعضي از دامنه هاي آن

. از دقايقي پيش سايت خبرگزاري هرانا (مجموعه فعالان حقوق بشر) hra-iran.org موردحمله سارقان اينترتي قرار گرفته و از دسترس خارج شده است. لازم به ذكر است كه بعضي از دامنه هاي سايت فوق مانند hra-news.org نيز سرقت و بر روي سايت گرداب سپاه منتقل ميگردد و لذا به هيچ عنوان بدون نرم افزار فيلتر شكن اقدام به وارد شدن به اين سايت را ننماييد.

اطلاعيه سايت هرانا:
وب سايت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و بالطبع تمامي سايتهاي آن مورد حملات تيم هاي خرابکاري وابسته به دولت ايران قرار گرفته است، به زودي اين وب سايتها راه اندازي خواهند شد، با تشکر - تيم فني مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

سایت اصلی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ( http://hra-iran.org )، به همراه تمام زیر مجموعه های آن ( هرانا - رادیو هرانا-هرانا انگلیسی -کمیته وکلا-کمیته رکن چهارم )مورد حمله گروه سایبری سپاه پاسداران قرار گرفته و هم اکنون DNS تمام دومین های موجود برای سایت گرداب تغییر داده شده است . این حمله سازمان یافته در نیمه شب بیست و دوم اسفند انجام شد . عموم حمله ها از نوع DNS بوده اما بنا به دلایلی برخی از سرور ها نیز به تصاحب مهاجمین در آمده است . در حال حاضر تلاش از راه های قانونی برای بازپس گیری ادامه دارد ُ که به زودی تمامی دومین ها باز پس گرفته خواهد شد . این اقدام در پی برنامه ای هدف مند از سوی نهاد امنیتی و قضایی ایران صورت گرفته و همزمان با این حمله های سایبری روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران،اطلاعیه ای را منتشر نموده و در آن مجموعه فعالان را متهم به همکاری با آمریکا و گروه های مخالف دولت ایران نموده است . در این بیانیه تلاش شده مجموعه فعالان را نه یک سازمان حقوق بشری ، بلکه یک سازمان سیاسی و خرابکار نمایش بدهد . و همچنین با فرض قرار دادن این تصویر غلط ، دستگیر شده گان را تحت این اتهام ، مورد مجازات قرار دهد . مجموعه فعالان ضمن محکوم نمودن این اقدام تا ساعاتی دیگر موضع گیری رسمی خود را در این زمینه اعلام خواهد کرد.

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که در سایت خبری هرانا به انتشار اخبار مربوط به زندانیان می پرداخت، بدنبال انسداد این سایت از سوی ارتش سایبری سپاه، با صدوربیانیه ای این هجمه و سناریوی جدید،را محکوم کرد و اعلام نمود که این اقدام سرسوزنی تردید و کُندی در فعالیت های حقوق بشری مجموعه ایجاد نخواهد کرد . این تشکل همانند گذشته با تمام قوا از امکانات و ظرفیت های خود در جهت دفاع از اعضاء، فعالین و قربانیان نقض حقوق بشر استفاده خواهد کرد.

(بروزرساني) اطلاعيه:
هرانا مقابل تروریسم اینترنتی سپاه عقب نخواهد نشست


ارس: بدنبال اطلاعیه دیروز دادستانی عمومی مبنی شناسایی سایتهایی که اخبار ایران را منتشر می کنند، سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس اعلام کرد که " پاسداران حريم ولايت در تكميل نمايش اقتدار خويش، تعداد 29 سايت متعلق به شبكه جاسوسي مذكور را كه با پوشش دروغين فعالين حقوق بشر فعاليت مي‌كردند منهدم كردند." سایت هرانا هم یکی از این شبکه ها بود.

در همین رابطه دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در اولین اطلاعیه خود اعلام کرد که این هجمه از آنجا شکل می گیرد که تمامی فشارها، خاصه بازداشت های گسترده بهمن ماه و 11 اسفند که قاطبه آن را همکاران سابق یا حتی افراد بی ارتباط با مجموعه تشکیل می دهند و همینطور توسل نهادهای امنیتی به گروگانگیری اعضای بیگناه خانواده ها و تلاش برای متوقف کردن فعالیت های مجموعه باعث انصراف مجموعه از حضور در نشست ژنو نشد.

این اطلاعیه می افزاید: این تشکل درتاریخ هشتم مارس 2009 ، در نشست ژنو حاضر و نسبت به افشای نقض حقوق بشر در ایران اقدام کرد و از جامعه بین الملل خواستار پایان دادن به مماشات با دولت ایران و لزوم هزینه سازی برای ناقضان حقوق بشر شد. نماینده مجموعه در نشست در سخنرانی خود نسبت به اقدامات تلاقی جویانه دستگاه امنیتی به دلیل حضور در این نشست هشدار داده بود.

در ادامه آمده است: دادستانی تهران و نشریات نزدیک و وابسته به دولت با تیتر نمودن عنوان "انهدام شبکه بزرگ جاسوسی"، بدون ارائه هیچ سند و مدرک قابل قبول، بنا به تحلیل فوق و صرفاَ با بیان اطلاعات کذب و تحلیلهای مغرضانه به جهت باورمند کردن سناریو با سوء تفسیر و قلب واقعیت از تصویر افراد مختلفی نیز استفاده کرده اند .

این دبیر خانه با رد اتهامات دادستانی عمومی می افزاید: طرح اتهاماتی همچون شناسایی دانشمندان هسته ای! جذب نیرو و اعزام افراد به عراق، ارتباط یا وابستگی با سازمانهای اپوزیسیون و مسائلی همچون برنامه ريزي براي اختلال در سيستم مديريت شهري، ایجاد پوشش امنیتى براى ورود به فاز اقدام مسلحانه علیه نظام جمهورى اسلامى! و ... که بی بهره از هرگونه مستندات و عقلانیت تلاش نموده تا ارتباط مجرمانه ای را بین افراد و گروهای مختلف دستگیر شده پس از انتخابات ایجاد کند.

اطلاعیه در ادامه به شیوه خرابکاری ارتش سایبری می پردازد و می نویسد: دستگاه امنیتی ایران پس از این بازداشت ها به قصد ایجاد رعب و هراس در فضای وب فارسی اقدام به خرابکاری در تارنماهای این تشکل نیز نموده است، موضوعی که بررسی تیم فنی مجموعه نشان میدهد که نوع خرابکاری تیم گرداب، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به هیچ وجه مبتنی بر کار علمی نبوده و این نوع خرابکاری با بازداشت برخی از اعضای شرکت خدمات دهنده فنی به این مجموعه در داخل کشور و سپس شکنجه آنها و دریافت اطلاعات صورت گرفته است.

این بیانیه می افزاید: مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن رد قاطعانه تمامی اتهامات بی اساس مندرج در اطلاعیه دادستانی و با هشدار نسبت به سناریوی خونینی که با قربانی کردن مدافعان حقوق بشری در جریان است، اعلام می کند که این اقدام حکومت ایران سرفصلی جدیدی است در برخورد با فعالان مدنی،ضرورت حضور، حمایت و اتحاد تمامی نیروهای مدنی در این باب امری است ضروری و اجتناب ناپذیر.

فعالان حقوق بشر اظهار می دارد افراد فوق الذکر در اطلاعیه دادستانی آمادگی و علاقه خود را برای روبه رو شدن با نمایندگان حقوقی حکومت ایران در هر دادگاه صالحه ای اعلام می کنند.

شایان ذکر است این تشکل با زیر نظر گرفتن تحرکات نهاد امنیتی در ماه های گذشته ، پیش بینی چنین اقدامی را از ناحیه آنان نموده و ماه پیش با ایجاد تغییراتی در ساختار خود، کلیت مجموعه را از آسیب جریانات قانون گریز خارج نموده بود. از این رو دستگیری ها و حمله به تارنماهای این تشکل آسیب خاص یا مانعی در فعالیتهای مجموعه محسوب نمی شود.

۱۳۸۸/۱۲/۲۰

زهرا رهنورد: جنبش سبز اهتمام ویژه ای به خواسته های زنان دارد

دكتر زهرا رهنورد در گفت و گو با کلمه :
جنبش سبز اهتمام ویژه ای به خواسته های زنان دارد

. ادامه راه سبز«ارس»: دکتر زهرا رهنورد ، استاد دانشگاه تهران، نقاش و مجسمه ساز گفته هایش را با آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی بویژه زندانیان زن آغاز می کند.می گوی :”امیدوارم همه زنان زندانی تا پیش از فردا رسیدن سال نو آزاد شوند ،همه آنها از فعالان جنبش زنان تا روزنامه نگاران ، فعالان حقوق بشر و فعالان حقوق کودک تا زنان گمنامی که در کف خیابا نها و در تجمع های اعتراضی بازداشت شده اند و البته دختران دانشجویی که گناهی جز طلب حق خود ندارند.

رهنورد مادران داغدار را هم از یاد نمی برد :”در عین حال همه ما همدل و هم درد مادران عزاداری هستیم که گلهای آنها پرپر شده است .مادران ندا ،سهراب ، سید علی ،اشکان ،کیانوش ،رامین رمضانی ،علیرضا افتخاری ،محرم چگینی ، و مادران شهدای مظلومی چون ناصر امیر نژاد ،ایمان نمازی ، کاوه سبز علی پور و بقیه ای که حتی نامشان را نمی دانیم و همانطور مادران و همسرانی که در حوادث پس از انتخابات عزیزان شان آسیب های جدی دیده اند ،برخی در تظاهرات ها مجروح شده ، بعضی در بازداشتگاهها مورد شکنجه قرار گرفته و برخی ماهها در زندان بوده اند.”

و در آخر هم پیشاپیش سال نو را به همه زنان و مردان آزادی خواه و عدالت خواه تبریک می گوید :”امیدوارم سال آینده ،سال تحقق آزادی، مردمسالاری، عدالت، رفع تبعیض از همه بویژه زنان باشد.”

خبرنگار کلمه در آستانه سال نو مصاحبه مفصلی با دکتر رهنورد انجام داده است ،که می خوانید:

شاید بد نباشد که این مصاحبه را با سوالاتی درباره حوزه زنان و جنبش سبز شروع کنیم .چندی پیش فعالان جنبش زنان با صدور بیانیه ای اعلام کردند که در هیچ یک از بیانیه ها و مواضع نامزدهای معترض از فردای انتخابات به این سو به خواست های زنان توجهی نشده است . این فعالان زن نوشته بودند که ما بر این باوریم که مسایل زنان بخش عمده ای از بحران جاری است و بدون دیدن و ارائه راهکار برای حل آن ،هیچ راه حلی پاسخگو نخواهد بود. به همین دلیل هم گروهی از فعالان جنبش زنان نامه ای انتقادی به آقایان موسوی و کروبی نوشتند . شما در این باره چطور فکر می کنید ؟ آیا واقعا کاندیداها از فردای انتخابات به زنان بی توجهی و بی اعتنایی نشان داده اند ؟

به راستی ما زنان ،چرا باید منتظر دیگران باشیم تا برای ما مادری بکنند؟ خودمان باید پا پیش بگذاریم . از ماجراهای زنان بزرگ تاریخ می توان درس ها گرفت ، خوشبختانه تجربه کمون اولیه هزاران سال پیش از تاریخ کم و بیش در اختیارمان قرار دارد. آن زمان که به قول قران کریم انسانها امت واحدی بودند ،یا به قول نظریه پردازان در آن کمون زنها همه کاره بودند و به قول مدارک باستان شناسی ایزد بانوها و الهه ها بر تارک پرستش ها می درخشیدند.حداقل تاریخ تمدن به ما گفته است که اولین صنعتگران ، پارچه بافان ، سفالگران و کشاورزان ( ونه شکار گران )زنان بوده اند ،البته در آن زمان یک تقسیم کار نانوشته و خود به خودی بود که بر اساس مختصات فیزیکی و شرایط اقتصادی و پرستشی و آیینی زن و مرد ایفای نقش می کردند ، اما در آن زمان زنان اگر نه در راس سر رشته داری امور (چون جامعه مادر سالاری هنوز ثابت نشده ) اما همواره با نقش درجه یک در اداره امور و سر منشا بسیاری از قوانین و مناسبات بوده اند .

اما حالا چرا به آنها تاسی نکنیم و از آنها مدل رفتاری نپذیریم ؟بگذار در هزاره سوم در زمان انتخابات دهم زنان شهروند درجه یک و پس از آن با سرعت نور از مقام و منزلت خود هبوط کنند اما ما همچنان به دنبال آزادی های والا، رفع تبعیض، رفع خشونت، حذف چند همسری و سایر مطالبات خود هستیم و آن را دنبال می کنیم.

نسبت جنبش سبز با مطالبات زنان را در چه می دانید ؟

جنبش سبز و مطالبات زنان در مواردی عمومی انطباق های آرمانی دارند و در مواردی راه زنان خاص و شاخه ای جداگانه می شود . در مورد مطالبات آزادی خواهانه ، عدالت طلبانه، دمکراسی خواهی و قانون گرایی ، مطالبات جنبش مردمی سبز و مطالبات زنان یکی است. اما من می خواهم با قاطعیت بگویم که تجربه اقدامات اصلاحی در جهان و انقلاب های بزرگ نشان داده است که زنان برای مساواتهای جنسیتی –حقوقی باید فعالیت جداگانه و متفاوتی از جنبش های دمکراتیک داشته باشند. نمی توان در ایران آرمانهای رفع تبعیض و رفع خشونت و مساوات طلبی های قانونی در قلمرو” دیه”و “قضاوت “،”حضانت،” ” چند همسری” ،”قوانین طلاق ” ، “تابعیت ” و نظایر آنرا درون جنبش های اصلاحی یا حرکتهای انقلابی به دست آورد. باید مصمم و جداگانه شاخه های زنان ، احزاب و جنبش ها و یا گروه های خاص زنان فعالیت کنند . نه در انقلاب صنعتی ، نه در انقلاب فرانسه و نه در دمکراسی آمریکا و نه در انقلاب شوروی سابق و پس از فروپاشی شوروی و … هیچ گلی به سر زنان زده نشد. آری هیچ گلی به سر زنان زده نشد و زنان همچنان از تبعیض ها و خشونت ها رنج بردند تا خودشان دست به کار شدند و تا حد زیادی احقاق حقوق کردند .

وظیفه جنبش سبز در باره رفع تبعض از زنان چیست ؟

به طور ایده آلی باید بگویم جنبش سبز در هر صورت باید بداند همچون انقلاب اسلامی که زنان پیشتاز بودند در این جنبش هم زنان پیشگامی ، فداکاری و از خود گذشتگی شگفت انگیزی نشان دادند و نباید جنبش ،حساب خود را از زنان جدا کند .باید آرمانهای جنبش زنان را در ادبیات خود لحاظ کند و آنرا بخشی از آرمانهای خود تلقی کند .چنانچه موسوی نیزدر یکی از مصاحبه های خود گفت ما با جنبش زنان ، دوست هستیم و این دوستی یعنی همراهی . اما واقعیت ملاحظات دیگری را نشان می دهد و آن این است که چند جنبش بزرگ مثل جنبش زنان ، جنبش کارگران ،جنبش دانشجویان ، جنبش معلمان ، درون جنبش عظیم سبز قرار دارند که شعارهای عمومی آزادی، رفع تبعیض ، قانون گرایی و دمکراسی خواهی ، ضمن آنکه این جنبش ها را در بر می گیرد اما چه بسا تکیه بر هر یک یا گرایش بیشتر به هر یک از آنان ، خواستها و مطالبات عمومی جنبش را تحت الشعاع قرار می دهد . همانطور که عرض کردم در این میان جنبش زنان ،در عین وحدت با جنبش سبز ، به دلیل ویژگی کثرت گرایی جنبش اما لازم است به طور جداگانه نیز فعال باشد.

در عین حال ، جنبش سبز باید در بیانیه ها و نظرات خود به اهمیت و مطالبات هر یک از این جنبش ها اشاره کنند و خواهان بهبود و پاسخ به مطالبات آنان باشند بدون اینکه از مسیر عمومی منحرف شود .

در اینجا وظیفه دولت چیست ؟

بارها گفته ام ، این دولت نامشروع است ولی در هر حال چون مراحل تنفیذ انجام شده و دولت، خودش، خودش را قبول دارد ، باید به وظایفش عمل کند و بیش از این با بی اعتنایی به مطالبات زنان ، سرکوب زنان، با ارائه لوایح ضد زن ،به نام حمایت از خانواده ، اما به کام عشرت طلبان ، در انهدام خانواده و فلاکت زنان و کودکان ، مصر نباشد . اگر خیلی مدعی دولت بودن است باید و می تواند فورا لوایح ضد زن را پس بگیرد و کار گروهی را برای اعاده حقوق زنان معین کند و طی تعاملی در این رابطه با مجلس و قوه قضاییه با الهام از آرمانهای جنبش زنان عمل کند . اگر چه این گونه کارها از دست این دولت بر نمی آید .

در فضای ایجاد شده پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، مجددأ گروهی از نمایندگان مجلس با حمایت حامیان خود و در شرایطی که کوچکترین اعتراض توسط دانشجویان، معلمان، کارگران و روزنامه نگاران منتقد نسبت به نقض حقوق شهروندان با ارعاب، دستگیری و محاکمات غیرعادلانه همراه بود، تصمیم به تصویب لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده گرفتند، چرا در چنین شرایطی آنها برای تصویب چنین قانونی که ، نه تنها از قانون ۳۵ سال پیش یعنی قانون مصوب سال ۱۳۵۳ بسیار عقب تر است،اینقدر مصرند و قصد دارند چندهمسری مردان را قانونی کنند، این همه عجله دارند؟

این یک مقوله بهت انگیزاست. از یک طرف آنها دلشان را صابون زده اند که از آب گل آلود ماهی بگیرند و تا تنور داغ است نان خود را بپزند و نان زنان آزاده این سرزمین را آجر کنند. آنها فکر می کنند جنبش سبز از مسایل زنان غافل است لذا از فرصت استفاده می کنند تا خواست های ارتجاعی خودشان را جامه عمل بپوشانند اما این یک فرصت برای آنهاست و نه علت .بسیار خوب پس علت چیست ؟اصولا ساختار ذهنی این دولت واپس گرا و خشونت جوست. اینها وابسته به جریانی از گروه فشار سرکوبگری هستند که از سالها پیش در زیر بخشی از نا خوداگاه جامعه اسلامی اعمال نفوذ می کردند، قتل های زنجیره ای می کردند ، تهمت می زدند، جو می ساختند ، مخالفین خود را در مجامع کتک می زدند تا محیط بسته ای به وجود آورند . اما امروز این جریان قدرت را در دست دارند و با در دست داشتن اتوریته در مقام اعمال نظر و عمل خود به صورت دل بخواه شان هستند . البته حتی اگر کوته زمانی هم موفق شوند در دراز مدت شکست خواهند خورد . باید بدانند آنها همیشه نمی توانند نظریات ارتجاعی خود را به نام اسلام جا بزنند . اسلام دین مترقی است و قابلیت تعامل با دنیای مدرن و اندیشه های جدید را داراست و اجتهاد زنده و پویا فرصت نو آوری و زمانه شناسی را به آن اعطا کرده است . در مجموع من معتقدم این دولت است که به مجلس فشار می آورد تا این لوایح ضد زن را تصویب کند .

شما در مصاحبه ای اعلام کردید که دولت را به رسمیت نمی شناسید و با آن سازش نمی کنید ،این مصاحبه بازتاب گسترده ای داشت و بسیار موردتوجه قرار گرفت .خودتان دلیل این همه توجه را به این گفته های خودتان در چه می بینید؟

در آن وقت شایعاتی مطرح شده بود مبنی بر اینکه سران جنبش هر یک به نحوی راه سازش پیش گرفته اند که البته این برداشت غلطی بود .شانتاژ روانی از سوی روزنامه های دست راستی محافظه کار (حیفم می اید واژه اصول گرا را برای آنها به کار ببرم .) در جریان بود که ناخنهایشان را به هم میزدند و لبه های قیچی را به هم می کوبیدند و باتوم هایشان را در هوا می چرخاندند و بر کوس موفقیت می زدند که جنبش سبزی ها ترسیدند ، توبه کردند،باختند و نظایر آن تا روحیه مردم را خراب کنند که البته موفق هم نشدند. من به عنوان فردی از جنبش سبز و همدل و همراه مردم حرف مردم را اعلام کردم .نوبر نبود. حرف دل مردمی بود که هر گز حاضر به عقب نشینی نبوده اند و همانها هستند که سران جنبش را به سوی خواست های آزادی خواهانه و دمکراتیک خود هدایت می کنند .

آینده جنبش را چگونه می بینید؟

اگر قومی بخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد حتما پیروز خواهد شد این مژده ی قران کریم است یا اگر خدا را یاری دهید او هم شما را یاری خواهد داد و شما را ثابت قدم خواهد کرد . “: ان تنصر الله ینصر کم و یثبت اقدامکم ” این وعده الهی در قرآن مجید است . در صورت ثابت قدم بودن حتما پیروزی با ما خواهد بود و با جنبش سبز نفس های پر اکسیژنی از آزادی را به ریه های اندیشه و زندگی خواهیم فرستاد .

کسانی از وقوع خشونت در چهارشنبه سوری به شدت نگران اند.راهکار شما برای جلوگیری از خشونت چیست؟

چهارشنبه سوری یکی از روزهای ملی و باستانی ایرانی است. روز شادی هاست روزی که زردی چهره ها می سوزد و دود می شود و سرخی و شادی و حیات و آفرینش بهاری گونه ها را گل رنگ می کند. به پاس نوروز و عمو نوروز مهربان و هدیه های آزادیش در این روز قطعا جنبش سبز شاد و سر فراز خواهد بود . اما جنبش سبز جنبش مهربانی و مقاومت و آرامش است . یاد نداها ،سهراب ها ، سید علی ها ، اشکانها و روح الامینی ها و… را گرامی خواهیم داشت و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهیم ورزید . همه مردم را دوست خواهیم داشت ،چه سبز باشند و چه رنگ دیگر .به نظامی ها هم می گوییم شما را هم دوست داریم ، برادر مردم باشید و به آنها گل تقدیم کنید نه باتوم و گلوله . بنابراین اگر خشونتی باشد بدانید از سوی خود حاکمیت است.

طی ۹ ماه گذشته حمله به شما زیاد بوده ، گاهی فیزیکی مثل ایام ۱۶ آذر و ۲۲ بهمن و گاهی اهانت ها و تهمت ها و حمله های کلامی در نشریات وابسته به حاکمیت. حتی یکی از سران و سخنگویان مخالفان جنبش سبز گفته بود که شما صهیونیست و طرفدار بهایی ها هستید که فقط افکارتان پوشیده است. فکر می کنید علت این همه خشونت علیه شما چیست ؟

آنها خیلی خوب توانایی های ذهنی ،علمی و اجرایی زنان را می شناسند و به نقش متعهدانه و دلسوزانه من در جنبش سبز واقفند و چون فعلا زندان کردن من برای شان سودی ندارد، پس سعی می کنند به خیال خود مرا در سطح خیابان و در قلمرو رسانه ها شکنجه دهند اما زهی خیال باطل !هنوز جوهر خادم القرانی و سی جلد کتابی که نگاشته ام در ذهن مردم خوب مان خشک نشده که چنین تهمت می زنند . باید بگویم آنچه از ذهن و علم و اجرا دارم تفضل خداست و آنرا متعلق به خودم نمی دانم. به قول قرآن کریم “ذلک من فضل ربی” فقط به آنها می گویم با خدا دادگان ستیزه مکن که خدا داده را خدا داده است.

و ضمنا من از این بیدها نیستم که به آن بادهای سیاه طوفانی جادویی از پا دربیایم . زیرا اکسیژن آزادی خواهی جنبش سبز تمام ریه ها ی روح و جسم مرا سرشار از شوق و وجد و جانفشانی کرده است .

در یکی از همین تهاجم های رسانه ای مخالفان جنبش سبز گفته شده بود که موسوی می خواست در صورت رای آوردن و رییس جمهور شدن رهنورد را به معاون اولی برگزیند آیا این یک حمله به شماست یا تعریف از یک زن ؟

این آقایان دست راستی که این چنین سخن پراکنی می کنند طعم آزادی خواهی ، روشنفکری و هنرمندی را که پیشه من بوده است نچشیده اند که بدانند ما طایفه روشنفکران –هنرمندان و آزادیخواهان اگر آفتاب را هم در دست راست و دفتر و دستک و پست ومقام را هم در دست چپ مان قرار دهند، هر دو را به دامن خود آنها پرتاب می کنیم و به توانایی و شرافت قلم خود و هنر خود و یا دیدن روی سرشار ار نجابت دانشجویان عزیزمان پیوسته در جشن و سرور و رضایت هستیم .در عین حال قبلا هم گفتم من در روند انتخابات حضور فعال را پیشه خود کردم تا از وجوه مغفول قانون اساسی ، آزادی ها ، قانون گرایی و دمکراسی دفاع کنم و باز هم این مطالبات را پی گیری می کنم . اما شاید به قول شما این اقدامات که بیشتر به طنز و فکاهی شبیه است ، تعریف از توانایی یک زن است تا تقبیح او و همین جا به آنها می گویم من نمونه کوچکی از زنان جنبش سبز هستم و قطعا همه زنان جنبش سبز و زنان ایرانی از رهنورد تواناترند. با آنها چه می کنید ؟

خانم رهنورد ،شما بیشتر به عنوان یک زن هنرمند شناخته شده اید و در این سالها فعالیت های زیادی در زمینه نقاشی و مجسمه سازی انجام داده اید که یکی از معروف ترین آنها مجسمه مادر است که از سالها پیش در میدان مادر تهران نصب شده که تبدیل به یکی از مشهورترین مجسمه های دو دهه بعد از انقلاب شد.وقتی دیدید گروهی از مخالفان شما به گردن مجسمه مادر و بچه ،طناب انداخته اند ،دچار چه احساسی شدید؟

ببینید برای هنرمندان ،آثارشان مثل پاره تن شان است.چون با عشق قصه های روح خود را ،زمزمه های خود را ،دردها ،شادی ها ،ناله ها و زاری ها،حرفهایی را که به هیچ کس نمی توانند بگویند ،یا آرمانها و ارزوهایشان را به اثر هنری خود دمیده اند وبا آن نجواها داشته اند.اما وقتی جریانهای واپس گرا،انسان ها را فقط به جرم آزادیخواهی شهید می کنند ،حالا یا با دار زدن ،یا شهید کردن و یا کتک زدن های وحشیانه یا روش های دیگر حالا از رفتار آنها با یک مجسمه برنزی چه انتظاری داریم؟آنها چه فهمی از واژه نرگس عاشقان “که نام این مجسمه است و چه فهمی از مادرانگی و چه فهمی از هنر دارند؟شما دیدید که مردم خوب ما هم واکنش نشان دادند و گفتند اگر مجسمه را سرنگون کنید رهنورد را بر میدان می نشانیم.من هم اکنون برای همه آثار هنری ام نگرانم ،نقاشی ها ،مجسمه ها ،همه در معرض این گونه تهدیدها و رفتارهای وحشیانه قرار دارند.امیدوارم خداوند همه ما را از شر توهم این جریان در امان نگه دارد.

در این ایام چه چیزی جنبش سبز را بیشتر آزرده و چه انتظاری دارید که در آینده تحقق پیدا کند ؟

انقلاب اسلامی با همه شکوه و عظمتش یک پروژه ناتمام بود که می بایست تکمیل آرمانهایش در جمهوری اسلامی تحقق می یافت که فعلا نشده است. بنابراین مقولات آزادی و دمکراسی حقوق زنان و قانون گرایی اینها مطالباتی است که جنبش سبز در پی تحقق آن است .

اما چون پرسیدید جنبش سبز را چه چیزی بیشتر آزرده است از من نخواهید که فهرستی از رنج ها و ناملایمات را که جنبش در طی این ایام چشیده است تنظیم کنم آن وقت مثنوی هفتاد من کاغذ می شود . بلاتشبیه در تاریخ استبداد ، شکستن قلم ها ، بریدن دست ها ، از سرها مناره، از کله ها پشته ثبت شده است . امیدوارم حاکمیت فعلی و جمهوری عزیز ما از بدنامی فجیع و تلخی این چنین عبرت بگیرد و خود را در این رده تاریخ قرار ندهد .

پس چه کند ؟ چه انتظاری داریم؟چگونه راضی خواهیم شد ؟ مهم این است که کار درست انجام شود به دست هر کس که شد مهم نیست. پس انتظار داریم که رژیم روزنامه ها و رسانه ها و روزنامه نگاران و زنان و مردان و جوانان و پیران را آزاد کند و به پادگانهایش گل بفرستد تا به جبران جفاهای گذشته به مردم تقدیم کنند. آن چنان زندانی ها را آزاد کند تا در زندان هایش به جای آدم ها و آزادیخواهان در زنجیر گل بکارد و آنها را به باغ های وسیع سرو و گل و سوسن ، فرهنگسراها و آزمایشگاه های علمی تبدیل کنند و برای شکوفایی تولید ،صنعت و کشاورزی کمربندها را سفت کند تا اشتغال و ازدواج و تحصیل جوانان فزونی یابد . در سطح بین المللی نیز با سیاستهای حساب شده و دوستانه اما از دیدگاه منافع ملی موجب سر افرازی ملی شود . مطالبات جنبش های زنان ، کارگران ، معلمان و هنرمندان را بر اورده کند .آزادی قلم و بیان واندیشه را تضمین کند و این کارها و بیش از آن از دست و قلم و قدم هر نظام دلسوزی بر می آید .اما جنبش سبز در میان این جنبش ها اهتمام ویژه ای به خواسته های جنبش زنان دارد.جنبش سبز خواهان آزادی همه زندانیان بویژه زنان زندانی است که این روزها همسران ،مادران و فرزندان شان چشم به راهها آنها هستند.

۱۳۸۸/۱۲/۱۵

زهرا رهنورد: مطمئنم که مردان آزاده کشورمان نیز از این تبعیض ها رنج می برند

پيام دكتر زهرا رهنورد بمناسبت روز جهاني زن:
کجای تاریخ سرزمین ما بدون زن ایرانی در اوج است؟


. ادامه راه سبز«ارس»: دکتر زهرا رهنورد در آستانه ی روز جهانی زن در پیامی ضمن انتقاد از قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و نیز ظلمی که در ایران امروز به صورت مضاعف بر بانوی ایرانی روا داشته می شود حاکمیت و مردم را به بازگشت به ارزش های والای رحمانی و انسانی برای پاسداشت کرامت زن ایرانی فرا خواند: «در کجای تاریخ سرزمین ما ، بدون حضور زنان ، نقطه اوجی مشاهده شده است ؟ همان زنانی که از پیش از مشروطه در جنبش تنباکو به آفریدن حرکتی ضد استعماری و وطن فروشانه قیام کردند و سپس زنانی که در انقلاب مشروطه برای تحقق مجلس و قانون اساسی و مطبوعات زندان و شکنجه شدند و زنانی که برای تحقق انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی حضوری مضاعف داشتند ابتدا خودشان و سپس پدران شان ، همسران شان و پسران شان را ترغیب کردند تا قدم در راهی نهند و به آنان بگویند که گر مرد رهی میان خون باید رفت.زنان پیشتاز در جنبش سبز ، حیرت زده همچنان شاهد نگاه ها، رفتارها و قوانین تبعیض خواهانه ای هستند که نقاب زده ، هر روز در گوشه ای مطرح می شوند.جنبش سبز تبلور آرمانهای هر انسان آزاده و عدالت طلبی است .و جنبش سبز به خاطر همین آرمانهای والای انسانی و اخلاقی است که زنان را ارج می نهد و نقش بزرگ آنان را در طول تاریخ بشری و در تاریخ ملی و اسلامی ایران قدر می شناسد.امیدوارم جنبش سبز در جهت رفع تبعیض قدم های بلندی بردارد.»

متن کامل پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جنبش سبز تبلور آرمانهای هر انسان آزاده و عدالت طلبی است .و جنبش سبز به خاطر همین آرمانهای والای انسانی و اخلاقی است که زنان را ارج می نهد و نقش بزرگ آنان را در طول تاریخ بشری و در تاریخ ملی و اسلامی ایران قدر می شناسد .زنان پیوسته در تاریخ مبارزات آزادی خواهانه همپای مردان درسرنوشت ملی و انسانی بشری سهمیم بوده اند.

هشتم مارس(هفده اسفند) ،روزجهانی زن در پیش است . جنبش سبز اهمیت این روز بزرگ را می شناسد و می داند چه رنج ها و نامرادی هایی که زنان تحمل کردند تا عصاره مطالبات آنان در این روز رخ نمود و برگی پرشکوه و زرین به فهرست پویش های تعالی خواهانه ، آزادی خواهانه و مساوات طلبانه افزود.

تاریخ مذهبی و اسلامی و تاریخ ملی ما سرشار از روزهای بزرگی چون تولد حضرت زهرا( س ) و پیام آوری زینب( س) است. و نیز سرشار از شخصیت های بزرگ ایران باستان چون آذر میدخت ها و ایران دخت ها و زنان ایثارگر شاهنامه ای و اسطوره ای چون آناهیتا و تهمینه و رودابه و گردآفرید است. و اینک به پاس همه روزهای بزرگ زنان و همه شخصیتهای والای زن در سرزمین ایران و به پاس بزرگداشت روز جهانی زن فرصت را غنیمت شماریم و شخصیت ارجمند زن ایرانی را در آینه تاریخ بنگریم و ببینیم آیا سزاوار چنین شخصیت بزرگی این گونه رفتارهای تبعیض خواهانه و ضد زنی است که فرهنگ حاکم و قوانین من

در آوردی مجلس بدان پرداخته است ؟

در کجای تاریخ سرزمین ما ، بدون حضور زنان ، نقطه اوجی مشاهده شده است ؟ همان زنانی که از پیش از مشروطه در جنبش تنباکو به آفریدن حرکتی ضد استعماری و وطن فروشانه قیام کردند و سپس زنانی که در انقلاب مشروطه برای تحقق مجلس و قانون اساسی و مطبوعات زندان و شکنجه شدند و زنانی که برای تحقق انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی حضوری مضاعف داشتند ابتدا خودشان و سپس پدران شان ، همسران شان و پسران شان را ترغیب کردند تا قدم در راهی نهند و به آنان بگویند که گر مرد رهی میان خون باید رفت.

اما امروز ، زنان پیشتاز در جنبش سبز ، حیرت زده همچنان شاهد نگاه ها، رفتارها و قوانین تبعیض خواهانه ای هستند که نقاب زده ، هر روز در گوشه ای مطرح می شوند. گویی برای هر یک از مطالبات به حق زنان برای کسب آزادی و رفع تبعیض پاسخی متضاد در آستین نیروهای واپس گرا و حاکمیت پنهان شده و در موعد مساعد روی میز محکمه گذاشته می شود .

در میانه هزار و پانصد سال پس از ظهور اسلام عزیز با همه رافت و شفقت ونگاه های نو آورانه به زنان و در آستانه هزاره سوم میلادی ، دنیای ماهواره و دیجیتالیسم و قدرت رسانه ها همچنان متحجرانه به زنان می نگرند در این دنیای مدرن و پیچیده فهرست شگفت انگیزی پیش روی ماست ، مالامال از ظلم و تبعیض و بی عدالتی به بهانه حمایت از خانواده ، قانون چند همسری مطرح می شود. توجه کنید اینک زمانه کمون اولیه نیست بلکه دنیای امروزیست ، دنیای فردیت ها دنیای عشق و محبت یک زن و یک مرد به یکدیگر ،دنیای فرزندانی که به آغوش یک پدر و یک مادر نیازمندند .و نه یک پدر و چندین مادر ، راستی آیا لازم

است برای ایجاد یک نظام هدونیستی لذت گرا قانون تدوین شود، پیشنهاد این است که لذت گرایان را به حال خود بگذارید! آنان کار خود را خوب بلدند. لازم نیست با هدف دلسوزی برای آنها کانون خانواده، این مهمترین واحد تحقق جامعه ای سالم را منهدم و ویران کنید. بهتر است به جای آن حمایت از خانواده را با ارج نهادن به زنان و حمایت از آنان و کودکان در خانواده و همچنین آموزش عشق و محبت و رافت و گذشت در فرهنگ جامعه جایگزین کنید. به رسانه ملی بیاموزید از ارائه الگوی رفتاری زن سلیطه بد اخلاق ، زن مطیع ، زن سلطه طلب دست بردارند و زنان واقعی را که در سرزمین ما عزت و عظمت آفریدند الگوسازی کنند .

اما به این فهرست تبعیض هایی هر روزه اضافه می شود. در قوانین واپس گرا زن به عنوان جنس دست چندم تلقی شده، در کدام قلمرو است که تبعیض وبی عدالتی در قوانین ما لحاظ نشده .. دیه نامساوی زن و مرد ،قوانین تبعیض آمیز مربوط به طلاق و تابعیت ،سن پایین مسوولیت کیفری برای دختران و …آیا روح وانسانیت و جسم زن را خدا نیافریده؟ مطمئنم که مردان آزاده کشورمان نیز از این تبعیض ها رنج می برند و سر افکنده اند .مشکل قانونی حضانت مادران ، صحنه زجر آور دیگری است که به قول سعدی دلی از سنگ بباید به سر راه فراق تا تحمل کند ، آن روز را که مادر از فرزند جدا می شود.

اما گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. زنان زندانی که جرم شان عدالت طلبی و آزادی خواهی است و این همه را در جنبش سبز یافته اند. زنان روزنامه نگار زنان مبارز ، زنانی که در کوچه و خیابان و در عرصه های مختلف از فعال جنبش زنان تا فعال حقوق بشر و کودکان، زنان کارگر و زنان معلم ،همه و همه مصمم و استوار گام برمی دارند و از تحمل زندان و دیگر تهدیدها و مشقت ها نیز هراسی ندارند. کدام را بگویم؟

آبروی یک نظام ومشروعیت آن در گرو احترام به ملت و مطالبات آنان و به ویژه آبروی یک نظام به میزان ارج نهادن به زنان است. باز هم به حاکمیت توصیه می کنم به پاس تمام روزهای بزرگی که به نوعی به شخصیت زن مربوط است زنان را ارج نهید و در جهت سعادت آنان قدم بردارید.

در پایان ، با تمام احترام این روز بزرگ را به همه زنان ومردان عدالت خواهی که رفع تبعیض و ارج نهادن به زنان را بخشی از مبارزات آزادیخواهانه بشری می دانند تبریک می گویم و امیدوارم جنبش سبز در جهت رفع تبعیض قدم های بلندی بردارد.

۱۳۸۸/۱۲/۱۳

آيت الله صانعي: بیان اعتراض به اعمال و رفتار حکومت محاربه نیست

آیت الله یوسف صانعی:
معترضان محارب نیستند، حتی اعتراضشان در برخی مراحل واجب است

. ادامه راه سبز«ارس»: همزمان با انتشار تکذیبۀ دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی پیرامون ادعای استناد به فتوای ایشان برای صدور حکم اعدام یک دانشجو، آیت الله العظمی صانعی نیز امروز طی فتوایی اعلام کرد “هرگاه جمعیتی متشکل، به اعمال و رفتار حکومت اعتراض داشته و آنرا اعلام نمایند، قطع نظراز آنکه معترضین قطعاً محارب نمی باشند وعمل آنها دفاع از حقوق خودشان می باشد، بلکه اعتراضشان جایز- بلکه در برخی از مراحل- واجب است.”

طی چند روز گذشته برخی رسانه های خاص، با طرح این ادعا که به استناد به یکی از فتاوی آیت الله مکارم در مورد حوادث عاشورای امسال، خبر از صدور حکم اعدام برای یک دانشجوی جوان بنام محمد امین ولیان داده اند که در پی تماس و سوال شهروندان از دفتر آن مرجع، ایشان این موضوع را تکذیب کرده و آنرا “شیطنت برخی سایت ها و سوء استفادۀ افراد معلوم الحال که همواره و به هر بهانه در صدد ضربه زدن به نهاد مرجعیت شیعه هستند” اعلام نمودند.

آیت الله العظمی یوسف صانعی، امروز درپاسخ به استفتائی مبنی براینکه “معیار تشخیص محارب چه می باشد و مجازات آن چیست؟” مصادیق اصلی محاربه را -از مجموع کتاب و سنت و فتاوای فقها- کسانی معرفی کرد که “برای ایجاد رعب و وحشت و ناامنی درجامعه و سلب آزادی های مردم، بوسیله سلاح اقدام نماید و موجب ترس و وحشت مردم شوند؛ به نحوی که فساد در ارض بر آن صدق نماید.”

این مرجع تقلید شیعه، همچنین خاطرنشان نمود “بنابراین هرگروه یا جمعیت متشکلی که در برابر حکومت مشروع و قانونی که حافظ نظم وامنیت جامعه و اجراء عدالت باشد، برای ایجاد ناامنی و هرج و مرج و فضای رعب و وحشت قیام مسلحانه نماید، افراد آن جمعیت که سلاح بدست گرفته اند محارب میباشند و بقیه آنها حسب نظر اینجانب محارب نبوده گرچه مجرم و گناهکار و مستحق تعزیر می باشند و اما اگرکشیدن اسلحه برای ترساندن چند نفر حقیقی یا حقوقی بدون آنکه جنبه عمومی داشته باشد، بلکه برای اهداف شخصی و اختلاف با آنها باشد، محاربه نبوده و فساد فی الارض بر او صدق نمی کند.”

آیت الله صانعی همچنین تاکید فرمودند “ناگفته نماند هرگاه جمعیتی متشکل، به اعمال حکومت و رفتار آن اعتراض داشته باشند و اعتراض خودشان را بیان نمایند قطع نظر از آنکه قطعاً محارب نمی باشند و عمل آنها مشمول عنوان دفاع از حقوقشان و تظلم از ظلمی است که بر آنها رفته و اعتراض آنها نه تنها جایز بلکه در برخی از مراحلش واجب می باشد؛ بنابراین از نسبت محارب دادن به آنها و امثال آن هم، با انتخاب مجازات کشتن و اعدام که از مصادیق افترا به اسلام و از اکبر کبائر است، به خداوند عز و جل باید پناه برد.”

این مرجع تقلید جهان تشیع، از اختلاف بین علما در نحوه مجازات محارب، “حتی در صورت اثبات” خبر داد و اعمال تروریستی را نیز از “عوامل نادر” در جهت صدور حکم محاربه ذکر نمود و تصریح کرد “مجازات محارب در فرض اثبات با شرایط ذکر شده، یکی از چهار موردی است که در کتاب و سنت آمده و در کیفیت اجراء آنها اختلاف فراوان بین فقهاء وجود دارد که آیا به نحوه تخییر است یا ترتیب؟ و قطعاً برای رعایت احتیاط در دماء، قتل و یا صلب منجر به کشته شدن را باید محکمه و قانون، مختص بموارد بسیار نادر همانندعلمیات های تروریستی بداند و در موردی اجراء کند که جامعه آن را مناسب با جرمش بداند و سبب مفسده و وهن به اسلام نگردد و چگونه چنین نباشد بااینکه کشتن، از مجازاتهایی می باشد که اگر بعد معلوم شود اشتباه بوده قابل جبران نمی باشد .”

آيت‌الله مکارم شيرازی صدور فتوا برای اعدام معترضان را تکذيب کرد

آيت‌الله مکارم شيرازی،
مطلقاً چنین فتوایی درباره چنین اشخاصی نداده‌ایم




.
ادامه راه سبز«ارس»: آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، از مراجع تقلید‎‏‎ْ، فتوای اعدام برای یک دانشجویی دامغانی را که برخی سایت ها به ایشان منتسب کرده بودند با موضع گیری صریح خود تکذیب کردند.

به گزارش کلمه، در سایت رسمی آیت‌الله مکارم شیرازی، از مراجع تقلید، در پاسخ به پرسشی در مورد معتبر یا غیرمعتبر بودن صدور فتوای اعدام از جانب ایشان در مورد یک فعال دانشجویی، اعلام شده است : «مطلقاً چنین فتوایی درباره‌ی چنین اشخاصی» صادر نشده است.»

متن کامل این پرسش و پاسخ به شرح زیر است:

پرسش: سلام. متاسفانه در بسیاری از بنگاه‌های خبری خودی و غیرخودی شایعه شده که حکم اعدام به ناحق دانشجوی دامغانی بر اساس حکم آیت‌الله مکارم شیرازی صورت گرفته است. خواهشاً معتبر یا غیرمعتبر بودن این خبر را در سایت به اطلاع عموم برسانید.

با تشکر، بنده‌ای از بندگان خدا

پاسخ: ما مطلقاً چنین فتوایی درباره چنین اشخاصی نداده‌ایم و این شیطنتی است که بعضی از سایت‌ها انجام داده‌اند. ان‌شاءالله طبق موازین اسلام عمل کنید و عجولانه قضاوت نفرمایید. خداوند همه را مشمول لطف خود قرار دهد. در ضمن ما می‌دانیم بعضی از جوان‌ها تحت تأثیر هیجانات خاصی دست به بعضی از خشونت‌ها زده‌اند که باید آنها را ارشاد و راهنمایی کرد و در صورتی‌که وابسته به گروه‌های خاص فاسد و مفسد بیگانه نباشند، مشمول عفو واقع شوند.

پیشتر برخی سایت‌های خبری که گویا دسترسی به پرونده داشتند ،حکم اعدام محمد امین ولیان، دانشجوی ۲۰ ساله ی دانشگاه دامغان ره با استناد به فرمایشات حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در خصوص محارب بودن حرمت‌شکنان روز عاشورا اعلام کرده بودند که خوشبختانه با موضع گیری صریح ایشان روشنگری لازم صورت گرفت.

سایت ندای سبز آزادی پیشتر گزارش داده بود در پرونده این دانشجوی ۲۰ ساله محکوم به اعدام به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی در خصوص محارب بودن حرمت‌شکنان روز عاشورا استناد شده است و این سخنان به عنوان یک فتوای شرعی تلقی گشته و بر اساس آن حکم اعدام صادر گشته است و در دادگاه تجدید نظر تایید شده و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد.

روز سه شنبه دادستانی انقلاب طی اطلاعیه‌ای تأیید حکم اعدام این جوان ۲۰ ساله در دادگاه تجدید نظر را اعلام کرد. محمدامین ولیان، عضو فعال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان و ستاد انتخاباتی دانشجویی میرحسین موسوی در این شهر، برآمده از خانواده‌ای مذهبی و انقلابی است، همواره مواضعی در چارچوب قانون اتخاذ کرده است و هیچ‌گونه وابستگی فکری و تشکیلاتی به گروه‌های معاند نظام جمهوری اسلامی و تشکل‌های غیرقانونی ندارد و تنها با اتهام در دست داشتن سنگ در روز عاشورا بازداشت شده است.

ولیان فردی مذهبی، متدین و با مواضع اصلاح‌طلبانه است و صدور حکم اعدام برای او با استناد به یک عکس موجی از بهت و حیرت و نگرانی را در میان خانواده مذهبی و دوستان و آشنایان این دانشجوی خوش‌خلق و نجیب ایجاد کرده است.

مظلومیت ولیان و عذاب وجدان دانشجوی بسیجی

گفتنی است چند روز پیش از بازداشت محمدامین ولیان شبنامه‌ای مبنی بر شرکت او در تظاهرات اعتراض‌آمیز روز عاشورا در تهران توسط طیفی از دانشجویان افراطی وابسته به بسیج دانشجویی در دانشگاه پخش شد که طی آن خواهان برخورد جدی نیروهای امنیتی و مسئولین دانشگاه با وی شده بودند. پس از انتشار این شبنامه محمدامین ولیان بازداشت و به تهران منتقل شد و در دادگاه متهمان روز عاشورا به محاربه و افساد فی‌الارض متهم گشت.

جالب اینجاست که مظلومیت او چنان آشکار بوده‌است که پس از محکومیت او به اعدام همان دانشجوی بسیجی که مطالب شبنامه را تنظیم و او را معرفی کرده دچار عذاب وجدان شده و برای درخواست لغو حکم اعدام او اقدام به گردآوری امضا از دانشجویان دانشگاه خود کرده است. ریاست دادگاه محمدامین ولیان را قاضی صلواتی برعهده داشت و او را به محاربه، افساد فی‌الارض، اجتماع و تبانی جهت انجام جرائم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و توهین به مقامات ارشد نظام متهم کرد.

بنا به گزارش خبرگزاری ایسنا محمدامین ولیان در جلسه دادگاه خود گفت: «من وقتی در زندان بودم در تلویزیون دیدم که سران بزرگ اصلاحات در این دادگاه ایستاده‌اند.» مطلبی که حاکی از تحت فشار قرار دادن وی و دادن اخبار دروغ و کذب توسط بازجویان به او است. گفتنی است در این دادگاه امین ولیان هیچ یک از اتهامات را نپذیرفت و حتی نماینده دادستان در پاسخ به ولیان و وکیل تسخیری وی که اتهام محاربه و افساد فی‌الارض را رد کردند، به طور غیرمستقیم از ایراد این اتهام به این فعال دانشجویی دانشگاه دامغان عقب‌نشینی کرد و گفت: «در باب محاربه اختلاف نظر زیادی وجود دارد که این موضوع جای بررسی دارد و تصمیم با ریاست دادگاه است».

همچنین گفتنی است در این دادگاه در مورد بیانیه‌های انجمن اسلامی دانشگاه دامغان و دفتر تحکیم وحدت و همچنین برگزاری مناظره انتخاباتی بین مصطفی تاج‌زاده و اسماعیل گرامی مقدم به وی اتهاماتی وارد شد. ولیان در جریان دادگاه فقط پذیرفت که در تظاهرات برای دفاع از خود و به دلیل عصبانی ناشی از اقدامات وحشیانه نیروهای نظامی و لباس شخصی در سه مرحله سنگ پرتاب کرده است، اما این سنگ‌ها به کسی آسیب نزده است و از دادگاه خواست که بررسی کنند که چرا احساسات و نارضایتی او به این شکل بروز کرده است.

محمدامین ولیان از روز بازداشتش تاکنون هیچ‌گونه ملاقاتی با خانواده و امکان انتخاب وکیل تعیینی و ملاقات با وی نداشته است و مستقیما از سلول انفرادی در بازداشتگاه‌های نامعلوم اطلاعات سپاه به دادگاه منتقل شده است.

۱۳۸۸/۱۲/۱۱

بيانيه دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به حكم اعدام دانشجوي 20 ساله

بيانيه دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به حكم اعدام دانشجوي 20 ساله

. ادامه راه سبز«ارس»: شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه به اقتداگرایان هشدار داد که در صورتیکه حکم اعدام صادر شده برای محمدامین ولیان را لغو نکنند تاوان سنگینی خواهند پرداخت.

در بخشي ازاين بيانه آمده است: «محمدامین ولیان، آخرین قربانی صدور این گونه احکام، در حالی به اعدام محکوم شده است که کلیه فعالیت های او در چارچوب قانون و به صورت کاملا مسالمت آمیز بوده است. شنیده ها حاکی از آن است که محمدامین ولیان با شانتاژ و فشار نیروهای بسیج دانشگاه دامغان توسط نیروی سپاه بازداشت و از بدو بازداشت تاکنون در بند 2-الف در بازداشت به سر می برد. این عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در طول دوران بازداشت خود، حتی پس از تشکیل دادگاه و صدور حکم اعدام، از ملاقات با خانواده و وکیل خود محروم بوده است. با این وجود و در حالی که خانواده و وکیل وی از تشکیل دادگاه اطلاع نداشتند این دانشجو با شجاعت مثال زدنی از خود در مقابل ادعاهای واهی دادستانی به دفاع پرداخت»

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

خبر تایید حکم اعدام برای محمدامین ولیان، دانشجوی 20 ساله دانشگاه دامغان، تنها به جرم شرکت در مراسم روز عاشورا و دفاع از خود در مقابل حمله وحشیانه نیروی انتظامی بلافاصله پس از انتشار فیلمی تکان دهنده از حمله این نیرو به کوی دانشگاه تهران، جامعه دانشگاهی و مدنی ایران را در بهت و حیرت فرو برد که دامنه قساوت و شناعت کودتاچیان تا به کجاست. صدور و تایید این حکم در کنار احکام گوناگون و فراوان حبس های طویل المدت برای اساتید و دانشجویان طی هشت ماه گذشته نشان از شدت بغض اقتداگرایان از دانشگاه و دانشگاهیان است.

نحوه برخورد حاکمیت با دانشجویان و اعتراضات مسالمت آمیز دانشگاه ها و بررسی آن طی چندین سال گذشته نشان از ترسی عمیق و درخور توجه از سوی اقتدارگرایان در این زمینه است. در همین چند ماه گذشته هنوز چند روز از انتخابات نگذشته که کوی دانشگاه تهران مورد حمله از پیش برنامه ریزی شده و ددمنشانه گارد ویژه نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی قرار می گیرد و پس از ضرب و جرح دانشجویان آن ها را بازداشت می کنند. پس از آن در 18 تیر، سالروز فاجعه حمله اول بار به کوی دانشگاه، بدترین برخوردها با دانشجویان و افراد بازداشت شده در این روز می شود و بازداشت شدگان با دستور مستقیم مقامات عالیرتبه قضایی به بازداشتگاه کهریزک منتقل می شوند و پس از چند روز شکنجه چند نفر از بازداشت شدگان جان می سپارند.

بعد از آن نیز احضار گسترده دانشجویان به دادگاه ها، مراکز امنیتی، کمیته های انضباطی و در پی آن بازداشت و صدور احکام سنگین برای دانشجویان در دستور کار قرار می گیرد. این راه نیز عطش اقتدارگرایان را برای نسق کشی از دانشگاه برطرف نمی کند و حمله مغول وار به دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه آزاد مشهد در دستور قرار می گیرد و این حمله با موج بعدی بازداشت گسترده دانشجویان تکمیل می شود. کار به این جا نیز ختم نمی شود و صدور و تایید حکم اعدام برای یک فعال دانشجویی صادر می شود.

فارغ از آن که این حکم ننگین تا چه میزان قابلیت اجرا داشته باشد، صدور و اعلام عمومی آن به نوعی هشدار اقتدارگرایان به دانشگاه و جامعه مدنی ایران است که آن ها برای حفظ اقتدار پوشالی خود تا هر آن جا که لازم باشد ایستاده اند و حتی از اعدام یک دانشجوی 20 ساله نیز ابا ندارند. همچنین این حرکت ممکن است جهت فراهم نمودن خوراک لازم جهت بازی نمایشنامه تقاضای عفو و بخششی که خبر آن پیش از این در رسانه ها منتشر شده نیز باشد.

البته جامعه دانشگاهی ایران در یک دهه گذشته سابقه دریافت حکم اعدام از اقتدارگرایان را دارد. صدور حکم اعدام برای جمعی از دانشجویان بازداشت شده در 18 تیر 78 و همچنین صدور حکم اعدام برای دکتر هاشم آقاجری از جمله این نمونه هاست. اما با ایستادگی و مقاومت جامعه مدنی و دانشگاهی ایران این احکام بی فرجام ماند و رودخانه زلال جنبش دانشجویی ایران با استواری به راه خود ادامه داد.

محمدامین ولیان، آخرین قربانی صدور این گونه احکام، در حالی به اعدام محکوم شده است که کلیه فعالیت های او در چارچوب قانون و به صورت کاملا مسالمت آمیز بوده است. شنیده ها حاکی از آن است که محمدامین ولیان با شانتاژ و فشار نیروهای بسیج دانشگاه دامغان توسط نیروی سپاه بازداشت و از بدو بازداشت تاکنون در بند 2-الف در بازداشت به سر می برد. این عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در طول دوران بازداشت خود، حتی پس از تشکیل دادگاه و صدور حکم اعدام، از ملاقات با خانواده و وکیل خود محروم بوده است. با این وجود و در حالی که خانواده و وکیل وی از تشکیل دادگاه اطلاع نداشتند این دانشجو با شجاعت مثال زدنی از خود در مقابل ادعاهای واهی دادستانی به دفاع پرداخت.

به باور ما صدور حکم اعدام برای یک فعال دانشجویی شروع فصل جدیدی در برخوردها و سرکوب های پس از انتخابات ریاست جمهوری است. از این رو فعالین سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه، خصوصا آقایان کروبی و موسوی، بایستی با تمرکز بر این موضوع و واکنش مناسب به این مسئله با این جسارت ورزی اقتدارگرایان پاسخ دهند. همچنین بر کلیه فعالین مدنی و حقوق بشری است که با جدیت مانع از حرکت های خطرناک بعدی حاکمیت در این راستا شوند. علاوه بر این از آن جا که حکم اعدام به استناد یک استفتاء مبهم صادر شده است انتظار می رود مراجع آزاده به دفاع از حقوق این دانشجو برخیزند و با مواضع شجاعانه خود مانع از ادامه این روند شوند.

دفتر تحکیم وحدت همچنین اعلام می کند که حرکات مذبوحانه این چنین مانع حرکت جنبش دانشجویی نخواهد شد و جنبش دانشجویی به مسیر پرافتخار خود ادامه خواهد داد. همچنین به اقتدارگرایان نیز به صورت جدی هشدار می دهیم که کلیه عواقب اجرای این حکم بر عهده ایشان است و آنان تاوان سنگینی در این خصوص خواهند پرداخت. دفتر تحکیم وحدت همچنین خواستار آزادی هر چه سریعتر محمدامین ولیان، 4 عضو در بند شورای مرکزی این اتحادیه، خانم بهاره هدایت و آقایان مهدی عربشاهی، میلاد اسدی و مرتضی سمیاری و سایر اعضای شورای عمومی این اتحادیه و دیگر دانشجویان و اساتید در بند است.

شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت
12 اسفند 1388

نامه سرگشاده فاطمه كروبي: این رفتارهای غیر معقول محکوم به شکست است

نامه سرگشاده فاطمه کروبی دبيركل مجمع اسلامی بانوان:
این رفتارهای غیر معقول محکوم به شکست است

«بسمه تعالی»

در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی ره به جایی می بریم که نه تنها دیگر آرمان و اندیشه های بنیانگذار کبیر امام خمینی به فراموشی سپرده شده است بلکه جریانی تمامیت خواه و تحجرگرا که همواره حضرت امام نیز نسبت به نفوذ آن به عرصه حاکمیت دل نگران بودند ، با استقرار در این عرصه مترصد بهره گیری از هر فرصتی برای به مسلخ بردن اصول مترقی قانون اساسی، حذف وفاداران به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و اندیشه های آن حضرت بدان جهت که با اندیشه خودشان قرابتی ندارد ، هستند و تما میت خواهان حاکم این روزها نه تنها فعالان سیاسی معتقد به اصلاحات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی را بر نمی تابند بلکه برآنند تا با بهره گیری از توان افرادی که مفهوم ” آزادی حد اقل هم ” در اندیشه شان معنایی ندارد به استقرار حاکمیت یکدست مورد خواستشان دست یابند ؛ و وااسفا که در این عرصه بر خلاف روال گذشته حتی قائل به پذیرش فضای نقد حد اقلی در میدان مطبوعات هم نیستند .

۱ – اینجانبه فاطمه کروبی متاسفم از اینکه این روزها باید داد از فراموشی قانون و حاکمیت تمامیت خواهی جریانی برآورم که هیچ حرکتی را تحمل نمی کنند ، وقتی همسرم به سنت همیشه برای تجدید بیعت با آرمان های امام در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور می یابد با باتوم و گاز فلفل به او حمله می کنند و در همان جا فرزندم علی را دستگیر کرده و مورد آزار،کتک و شکنجه قرار می گیرد و مورد سخیف ترین و زشت ترین فشحها و توهین ها نسبت به خود و خانواده قرار می گیرد و هیچ گروهی مسئولیت چنین برخوردی را نمی پذیرد ،جالب آنکه دادستان هم اظهار بی اطلاعی می کند در حالیکه در آخرین مرحله او را به یکی از مراکز نیروی انتظامی می برند که موبایلش تا چند روز پیش در آنجا بود.

۲-روز یکشنبه گروهی بی نام و نشان با عنوان همیشگی ستادهای خودجوش مردمی با بلندگو و فریادهای مکرر در مقابل منزل مسکونی و استیجاری مان در ساختمان ۵ طبقه ای در خیابان نیاوران که تنها در یک طیقه آن ما سکوت داریم ، تجمع کرده و با فریاد ها و پرتاب کردن اشیایی چون گوجه و تخم مرغ به سمت ساختمانی که محل رفت و آمد دیگر همسایگان ماست به ایجاد رعب و وحشت میان سایر ساکنان محله پرداختند . گروهی که چنین فریاد بر می آوردند و خواستار برخورد با مهدی کروبی بودند گویی فراموش کرده اند که آقای کروبی سالهاست که نسبت به چنین بی مهری هایی در دوران مبارزه با رژیم پهلوی و چه در نظام جمهوری اسلامی عادتی دیرینه دارند و از این سخنان سخیف و بی محتوای عناصری معلوم الحال صحنه را خالی نخواهند کرد. جبهه رسانه ای تمامیت خواهان ،حقوق بگیران اجیر شده را خانواده معزز و محترم شهدا نامیدند که لازم است یاد آوری شود این خانواده ها دارای شأن و منزلت و مورد احترام همه هستند ،اگر لازم باشد فیلم و حرکات این اوباشها را منتشر خواهم کرد .

۳- اینک باید تاسف بخورم به حال کشور و دولتمردانش که حتی تحمل تنها روزنه های تنفس عرصه نقد از سوی مطبوعات را هم ندارند . دیگر جای تاسفی باقی نمی ماند برای آنکه مرگ مجله ام ” ایران دخت ” ‌۹ ساله ام را به نظاره بنشینم که در طول این سالها فقط دو مورد تذکر داده شده و رعایت هم نمودیم چرا که مدت هاست فریاد خاموشی ” قانون “‌را می شنوم . اما امروز اینکه ” ایران دخت “‌ را نه به جرم ناکرده مطبوعاتی اش بلکه به اتهام عدم التزام مجمع اسلامی بانوان به قانون اساسی ! به مسلخ بردند انتظار نبود . مجمع اسلامی بانوان که از سال ۲۰/۹/۷۷ سیاسی شده ، از تشکلهای فعالی بوده که در عرصه های مختلف اعم از سیاسی،اجتماعی و فرهنگی نقش به سزایی داشته و در بین احزاب ،امتیاز سوم یا چهارم را از وزارت کشور کسب نموده است.

۴- متاسفم که باید بگویم مجله ایران دخت با پیشنهاد فردی بسته شد که علی رغم ادعاهایش مبنی بر آنکه با فرهنگ دموکراسی آشنایی دارد هیچ اعتقادی به آزادی ندارد . مجله ایران دخت با پیشنهاد جناب محمد علی رامین بسته شد که دو روز قبل از آنکه چنین تصمیمی اعلام شود طی تماس تلفنی با اینجانبه با ادبیاتی زشت و ناپسند گفتند “‌اگر آقای کروبی در هر کشور دیگری بود باید اعدام می شد “‌ به نظر می رسد جناب رامین که سخت ترین روزهای انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را در اروپا سیر می کردند و این روزها به نحو عجیبی انقلابی ؛البته از نوع خود شده اند ؛نه تنها می خواهند آقای کروبی را به عنوان فردی که از سال۱۳۴۱به مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی پرداختند به پای چوبه دار در نظام جمهوری اسلامی ببرد بلکه مجله ایراندخت را در جلسه ای که متعلق به جریان فکری نزدیک به ایشان است بی هیچ بهانه ای و شاید تنها بدان دلیل که مورد اقبال و خواست عمومی قرار گرفته بود به تعطیلی می کشاند و آن را اعدام می کند .

اما اکنون من به آقای رامین و دیگر همفکرانشان می گویم که هیچ گاه نمی توانید اندیشه ای را به مسلخ ببرید و اعدام کنید ،تفکر و اندیشه همواره می ماند و این گونه رفتارهای غیر قانونی و غیر معقول محکوم به شکست است از آنجا که دستور صادره علیه ایراندخت غیر قانونی صادر گردیده ،مجمع اسلامی بانوان به شکایت قضایی از این رفتار اقدام خواهد کرد و امیدوارم دستگاه فضایی مطابق وظیفه ذاتی خود به تظلم رسیدگی کرده و اجازه ندهند قوه مجریه حقوق و آزادیهای اشخاص حقیقی و حقوقی را به همین سادگی پایمال کنند.

فاطمه کروبی