۱۳۸۹/۰۳/۲۲
برگزيره هايي از كنفرانس مشترك خبري موسوي و كروبي
۱۳۸۹/۰۱/۱۵
سخنان مهندس موسوی ديدار با اعضای فراکسیون خط امام مجلس + عكس
امام زمینه حضور همه جناحها و سلائق را فراهم میکرد
در ابتدای این دیدار، دبیرکل فراکسیون خط امام(ره)مجلس با تبریک سال جدید به نخستوزیر مورد حمایت امام راحل ابراز امیدواری کرد که سال جدید قرین خیر و برکت برای ملت بزرگ ایران و نیز خانوادههای شهدا، ایثارگران، آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات و همه دلسوزان انقلاب اسلامی ایران باشد.
محمدرضا تابش سپس اظهار داشت: سال گذشته ملت در دفاع از دستاوردهای انقلاب و با حضور پرشکوه در انتخابات سنگ تمام گذاشت اما متاسفانه پاسخ درخوری نشنید و حاکمیت معامله خوبی با ملت انجام نداد.
وی سپس با اشاره به انتخاب نام خط امام(ره) برای فراکسیون اصلاحطلبان مجلس افزود: ما به عنوان اعضای این فراکسیون میبایست مبلغ و معرف اندیشهها و راه امام باشیم.
نماینده اصلاحطلب اردکان تصریح کرد: متاسفانه این روزها در کشور چهرهای از امام راحل بهویژه در صدا و سیما ارائه و به تصویر در میآید که جفای بزرگی در حق ایشان است و با پخش گزینشی فرمایشات ایشان بدون اشاره به فراز و فرودهای آن و اینکه مربوط به چه زمان یا کدام اتفاق است این سئوال را برای نسل جوان ایجاد کرده است که این امامی که همه آنقدر از او تعریف میکنند این است؟
تابش با اشاره به مسئولیت طولانی مهندس میرحسین موسوی در مقام نخستوزیری در دوره حیات امام خمینی(ره) از او خواست تا به عنوان یکی از یاران امام راحل گوشههائی از مشی ایشان در تعادل بخشی به روابط بین قوا و نیز روش و منش امام راحل در امر حکومت داری را بیان نماید.
در ادامه، مهندس موسوی با تبریک سال نو به نمایندگان حاضر در جلسه و آرزوی سربلندی ملت بزرگ ایران، ضمن ایراد سخنانی، بخشی از خاطرات خود در این خصوص را بیان نمود.
وی گفت: علیرغم حمایت موثری که امام راحل از دولت و اینجانب بهعمل میآوردند، هیچ تصمیمی که مربوط به سرنوشت مردم بود، به تنهایی اتخاد نمیکردند و برای اتخاد تصمیم با کسانی که لازم بود مشورت میکردند و اصولا برای مشورت خود در اینگونه تصمیمات وظیفهای شرعی و عقلی قائل بودند.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس افزود: برای نمونه خاطرم هست در آن زمان مسألهای در مورد رفع برخی محدودیتها برای انتقال برنج از شمال کشور به تهران و دیگر مناطق مطرح شده بود و دوستان مصر بودند که این محدودیتها برداشته شود تا قیمت پائین بیاید و در جلسه سران قوا، دوستان به اجماع رسیدند که این محدودیتها رفع شود اما من به دلایلی همچنان مخالف بودم. این مسأله به اطلاع حضرت امام رسید و به ایشان گفته شد که سران قوا موافق این تصمیم هستند اما موسوی مخالف است، امام هم در پاسخ گفتند هرچند که چشم من آب نمیخورد که قیمتها کاهش یابد ولی آنچه تصمیم اکثریت است انجام شود.
موسوی تصریح کرد: امام راحل علیرغم منزلت بینظیری که در بین مردم داشتند و همچنین اختیارات و تواناییهایی که بر اساس قانون و اقبال مردم به ایشان دارا بودند و نیز نگاه تیز و دقیق به مسائل، باز هم در مسائلی که به سرنوشت ملت مربوط میشد همواره مشورت با سران قوا و نخبگان در آن امر را در اولویت قرار میدادند و نظر شخصی یا یک گروه خاص را مبنا قرار نمیدادند. تشکیل جلسات سران قوا در آن زمان که هنوز مجمع تشخیص مصحلت وجود نداشت و سپس تشکیل مجمع تشخیص مصحلت نظام (قبل از تثبیت آن به عنوان یکی از اصول قانون اساسی در بازنگری آن ) ناشی از همین روحیه و تفکر امام راحل بود.
نخستوزیر مورد تائید امام راحل یادآور شد: یکی از دلایل کارآمد بودن نظام و عبور از بحرانها در آن زمان به این رویه و نیز ارتباطی که بهطور مستقیم مردم با نظام و حاکمیت و رهبری داشتند بر میگشت، به اضافه اینکه تصمیمات هم عقلانی و با مشورت جمعی اتخاد میشد.
وی سپس به بیان خاطره دیگری از آن دوران پرداخت و گفت: در اواخر دوران عمر امام راحل بودیم و دورنمای آینده برای من نیز این بود که تغییر و تحولاتی رخ خواهد داد و من دیگر نخواهم بود. بر اساس همین تحلیل هم نگرانیهایی درباره مشکلاتی که احتمالا بعد از تغییر و تحولات ممکن بود رخ دهد داشتم و یکی از آنها ضرورت تامین کالاهای اساسی مورد نیاز کشور بود، لذا در یکی از جلسات سران قوا پیشنهاد اختصاص ارز برای خرید گندم و پرکردن سیلوها را مطرح کردم که مورد توجه آقایان هم بود و به اجماع رسیدیم، قرار شد نامهای خدمت امام بنویسیم و ایشان را نیز در جریان موضوع قرار دهیم و از امام کسب تکلیف کنیم، نامه خدمت ایشان تقدیم شد و امام خمینی(ره) در پاسخ به این نامه نوشتند اگر نظر جمع آقایان موافق است برداشت شود.
موسوی ادامه داد: علیرغم اینکه امام میتوانستند این جمله را به این صورت ننویسند و صرفا موافقت خود را اعلام کنند ولی باز هم ایشان بر خرد جمعی تکیه داشتند و مایل بودند (وبلکه اصرار داشتند ) این مسأله بهعنوان یک اصل مطرح و مراعات شود. بهطور کلی ایشان همواره این اصل را رعایت میکردند که تصمیمات هرچه بیشتر به سمت مسیرهایی برود که در آن از عقل جمعی و مجاری قانونی استفاده گردد و استثناءها کمتر شود.
میرحسین موسوی سپس به وقایع سال گذشته اشاره کرد و اظهار داشت: اگر در این جریانات و حوادث بعد از انتخابات متناسب با این رویه و مشی امام به عقل جمعی رجوع میشد و این راه و منش امام راحل که نگاهی وسیع به قضایا داشتند و تنها یک فرقه یا جناح را نمیدیدند عمل میشد شاهد این اتفاقات تلخ نبودیم.
موسوی با بیان خاطره دیگری افزود: یادم هست همواره در انتخابات مجلس، وضعیت انتخابات اصفهان از حساسیت بالایی برخوردار بود و نتایج آن مورد توجه مسئولان بود، امام راحل هم به هر حال یک انسان بودند که ممکن بود از یک تفکر بیشتر خوششان بیاید و از تفکر دیگری کمتر، در یکی از انتخاباتهای مجلس هنگامی که نتایج اعلام شد و من اسامی منتخبان اصفهان را به آگاهی ایشان رساندم، امام خمینی(ره) با یک لبخندی فرمودند اصفهان را هم آنها بردند که این برخورد بسیار خوب امام با این قضیه مورد توجه بسیاری از حاضران در آن جلسه قرار گرفت.
وی یادآور شد:امام راحل زمینه حضور همه جناحها و سلائق را فراهم میکرد و مانع از حضور کسی نمیشد و این مردم بودند که با رای خود زمینه در مسئولیت قرار گرفتن یک گروه یا تفکر را فراهم میکردند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در این دیدار همچنین با بیان خاطرات دیگری در زمینه نحوه تصمیم گیری حضرت امام (ره) در مورد واگذاری اختیارات تعزیرات حکومتی به دولت و سپس واگذاری مجدد آن به قوه قضائیه و نیز چگونگی تصمیمگیری در خصوص مواردی که برای بازنگری قانون اساسی در سال 1368 از سوی امام ابلاغ شد، تاکید مکرر و دائمی امام بر مشورت و خرد جمعی و ضرورت عمل به قانون را یادآوری کرد و معرفی این شیوهها را اقدامی مناسب در معرفی خط امام و منش و روش ایشان ارزیابی کرد.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس سپس در رابطه با نحوه معرفی امام راحل در صدا و سیما گفت: این نوع تبلیغ در واقع ویران کردن پایههای نظام است چرا که رفتار و دکترین امام راحل را تخریب میکنند و این درست کاری است که رسانههای بیگانه هم انجام میدهند یعنی هم متاسفانه صدا و سیمای ما و هم رسانههای ضدانقلاب فراری از یک سخن امام راحل، بدون اشاره به موقعیت تاریخی بیان آن سخن و با هدف القاء چهره و منشی خاص از امام مطرح میکنند که این موجب ترسیم چهرهای غیر واقعی از امام میگردد و برداشت و ذهنیتی ناقص و نادرست از امام را در مخاطبان بهویژه نسل جوان ایجاد میکند و به نظر من رسانههای بیگانه و صدا وسیما دراین مورد دو تیغه یک قیچی هستند که به مخدوش کردن چهره نورانی امام راحل میپردازند.
وی تاکید کرد: اگر امام آنچنان که بود معرفی و شناسانده میشد مشروعیت نظام بیشتر میشد اما متاسفم که برخی از این ظرفیت بزرگ استفاده نمیکنند و برعکس ریشههای نظام را با این نوع تبلیغ مورد حمله و تخریب قرار میدهند.
موسوی خاطر نشان کرد: حوادث و جریانات سال گذشته موجب بازگشت به این واقعیت شد که خوب است یکبار دیگر به گذشته نگاه شود و با مبنا قرار دادن عقل جمعی و الگو قرار دادن امام آنگونه که بود و نه آنگونه که توسط برخی رسانهها معرفی میشود گذشته را جبران کرد
۱۳۸۸/۱۲/۲۷
گزارش تصويري از مراسم آخرین پنجشنبه سال بر مزار شهدای جنبش سبز
. ادامه راه سبز«ارس»: امروزدر آخرین پنج شنبه سال ۸۸ قبور شهدای جنبش سبز میعادگاه مردم بود. امروز بسیاری از خانواده ها برای گرامی داشت این روز راهی بهشت زهرا شدند و بسیار بیشتر از سالهای قبل سفره های هفت سین بر مزارها چیده شده بود . امسال بهشت زهرای تهران میزبان مادران عزاداری بود که معترضانه این روز را گرامی داشتند.
از در ورودی بهشت زهرا که رد شوی همه چیز بوی رهایی می دهد. می توانی بروی با خیال راحت گوشه ای بنشینی و گریه کنی. می توانی صدایت را بلند کنی ،داد بزنی و خودت را رها کنی از رنجی که از نبودن عزیزت می کشی .
خیابان های بهشت زهرا ،غسالخانه و زمینی که مردم بر آن برای از دست رفته شان نماز می خوانند. به یاد ندارند که گریه کردن اینجا ممنوع باشد .
بهشت زهرا به یاد ندارد که مادری را در آنجا به سکوت خوانده باشند .هوای آنجا هوای گریستن است و فریاد .
اما در سالی که گذشت مادران بسیاری منع شدند از آنکه بر مزار جوانشان ضجه بزنند .
مادرانی منع شدند از اینکه میزبان کسانی باشند که به دلداریشان آمده اند .
بهشت زهرا یعنی فرصت وداع آخر همان دیداری که از بسیاری از خانواده ها سلب شد، وقتی که فرزندشان را شبانه به خاک سپردند .
بهشت زهرا عید امسال یعنی سفره های هفت سینی که روی سنگ ها چیده شد تا مادرانی باور کنند که بی فرزندشان سال تحویل نخواهد شد .
و به سنت دیرینه از اولین ساعات بامداد مردم دسته دسته آخرین پنجشنبه سال را به زیارت عزیزان سفرکرده شان رفتند.قطعه شهدا مثل همیشه سبز بود اما امروز این سبزی به هفت سین هم اراسته بود. مردم در کنار خانواده های داغدار با شهیدان خود تجدید پیمان کردند که برآرمان آنان پابرجا بمانند.
بهشت زهرا امسال یعنی هفت سینی که نام جوانی خفته در خاک آخرین سین آن است:
با سپاس فراوان از هموطن عزیزی که این فیلم زير را با توضیحات ارسال نمودنده اند:
من ساكن قم هستم . براي پنجشنبه ي آخر سال و تجديد ميثاق با شهداي سبز راهيه بهشت زهرا شدم. مادر ندا رسيد، واي نميدونيد وقتي كه رسيد و ديد سر قبر فرزندش پر از سبزه و گله چه حالي شد. تا قبر پر از سبزه و گل رو ديد شروع به فرياد كرد و گفت الهي مادر برات بميره كه مردم تو رو فراموش نكردن. مادر ندا گريه ميكرد و مردم هم با ناله ي اون گريه ميكردند و ظالمين رو لعنت. كنار قطعه ۲۵۷ پر از نيروهاي گارد بود. هنوز گريه هاي مادر ندا به چند دقيقه نكشيده بود كه دو مامور اومدن به مادر ندا گفتن بلند گريه نكنه. اينقدر مامور بود كه نميذاشتن كسي فيلم و عكس بگيره، من چند دقيقه اي از مادر ندا فيلم گرفتم.
همه ميومدن سر قبر هاي شهداي سبز و با خانواده هاشون همدردي ميكردن. يكي زودتر از همه سر مزار شهداي سبز يك سبزه با روبان سبز گذاشته بود. خانواده ها وقتي دختر و پسرهاي جوون رو ميديدن كه اومدن به ديدنشون خيلي خوشحال ميشدن و ميگفتن خدا شما رو نگه داره تا راهشون رو ادامه بديد:
۱۳۸۸/۱۲/۲۶
مهدي كروبي: شعبان بی مخ اوباش بود و اینها با همان عمل حزب الله
مگر این نظام ملک مطلق افرادی خاص است که هرکاری دلش خواست بکنند؟!
. ادامه راه سبز (ارس): به گزارش سحام نيوز، روز دوشنبه اعضای شورای مرکزی دفتر سیاسی و جوان جبهه مشارکت با مهدی کروبی دیدار کردند. حجت الاسلام مهدي كروبي در بخشي از سخنانشان كه در اين ديدار ايراد كرد گفت: «در زمان انقلاب که بی بی سی اخبار را انتشار می داد و بگونه ای به پیشبرد انقلاب کمک می کرد اشکالی نداشت اما حالا انتشار اخبار اشکال دارد؟ اگر اینگونه استدلال شود پس باید حق را به شاه داد که می گفت انقلاب را بی بی سی راه انداخت و وحدت ارتجاع سرخ و سیاه ، چطور حرفهای شاه نادرست بود اما حرفهایی که با همان منطق و محتوا از زبان شما گفته می شود درست است؟»
متن کامل سخنان ايشان در این دیدار بدین شرح است:
ابتدا خیرمقدم عرض می کنم خدمت شما دوستان و عزیزان، و پیشاپیش تبریک می گویم فرارسیدن عید نوروز باستانی و سال جدید را ، و انشاالله امیدواریم سال جدید سالی پر خیر و برکت و آرامش همراه با اجرای قانون و رعایت حقوق شهروندان باشد . سالی که در روزهای پایانی هستیم سال تلخی شد البته از نعمت های خدا سپاسگزاریم اما به هرجهت حوادث خوبی پیش نیامد . بجای اینکه یک انتخاباتی موجب آرامش و اطمینان خاطر شود ، موجب شوق و شور و شعف شود ، تبدیل شد به زندان و کشتار و حوادث سختی که در موارد و مواقع مختلف پیش آمد . تا ۲۲ خرداد همه امور بخوبی پیش می رفت و تا برگزاری انتخابات خیلی خوب بود و شاهد حضور گسترده مردم بودیم اما حوادث بعدی ، که قطعا حوادث بی سابقه ای در جمهوری اسلامی ایران بود ، تلخ و تاسف بار بود . اینکه تعداد زیادی از مسئولان گذشته نظام از وزیر و وکیل و مدیرو… بدلیل فعالیت های سیاسی و انتخاباتی همراه با افرادی از دیگر اقشاراجتماعی پس از اعلام نتیجه انتخابات به این وسعت و گستردگی بازداشت و زندانی شوند ، یا فضای کاری مطبوعات سخت و بیش از ده روزنامه طی این مدت توقیف و تعطیل شود و حوادث غیرقابل تصور دیگری که رخداد و مجال ذکر آنها نیست و همه به آن واقفید . امیدواریم بعد خسارت وارده جبران شود و منظورم بیشتر خسارت های معنوی و حیثیتی است که به افراد و اشخاص وارد شده است .
اینروزها بین روز پیروزی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی قراردارد و به روز جمهوری اسلامی نزدیک می شویم و کمتر از بیست روز به روز رای دادن و همه پرسی در سال ۵۸ مانده است . لازم می دانم چند جمله ای راجع به اینروز جمهوری اسلامی بیان کنم . امام خمینی در دوران مبارزه و انقلاب وعده هایی به مردم داد . نظام حاکم برایران یک نظام سلطنتی و استبدادی بود . امام در صحبت ها و اعلامیه هایش همیشه خطابش به مردم بود و به رای و نظر مردم تکیه می کرد و و عده برقراری جمهوری می داد فلذا وقتی حکم تشکیل دولت موقت را می دهد تصریح می کند چون مردم مرا به عنوان رهبر انتخاب کرده اند این حکم را می دهم . وبه همین دلیل امام پس از پیروزی انقلاب برخلاف رویه جاری در دیگر انقلابها بلافاصله برای تعیین نوع نظام به رای مردم رجوع کرد . درآن موقع کشور هنوز فاقد نهادهای امنیتی و پلیسی مستقر بود اما در یک چنین شرایطی امام برانجام همه پرسی و رای مردم تاکید کرد و ۲/۹۸ درصد رای به جمهوری اسلامی دادند و گاهی برخی می گویند مردم رای دادند اما نمی دانستند به چه رای می دهند اما بنظرم این درست نیست اما قطعا آنچه امروز هست آن نیست که مردم به آن رای دادند . این مائیم که آمدیم با اعمال سلیقه و عملمان جمهوریت و اسلامیت را به اینصورت در آوردیم . دلیل براینهم قانون اساسی ماست که مبتنی بر همان رای و نگرش تدوین و تصویب شد و درآن حقوق اساسی ملت تعریف و تضمین شده است . حتی در نامه ای که امام به اعضای بازنگری در قانون اساسی نوشت تکرار همین حرفها بود و اینکه در مورد رهبرهم ، مجتهدی که رای خبرگان منتخب مردم را گرفت و بطور غیر مستقیم منتخب مردم است ، مسئولیت رهبری می یابد .
اوضاع ما متاسفانه به همین صورتی شده است که شاهدش هستیم . شما می خواهید که کنگره تشکیل دهید اما اجازه نمی دهند و این جای سئوال بسیار دارد و ایضا نسبت به بقیه امور ، آن جمهوری اسلامی که مردم رای دادند آنی نیست که الان هست . ما نه جاسوسیم و نه برانداز و…و آنهایی که این نسبت ها را بما می دهند خود بخوبی می دانند که اینها ناروا و دروغ و تهمت و بهتان است . ما بدنبال همان جمهوری اسلامی واقعی که مردم در سال ۵۸ به آن رای دادند ، هستیم . من روحانی هستم ، سابقا در کوچه و خیابان مردم به روحانی احترام می گذاشتند و بعضا متلکی هم می گفتند اما خدا شاهد است من امروز از این تبلیغات دروغ و تهمت و نسبت هایی که می دهند به اندازه آن متلک گفتن ها ناراحت نمی شوم چرا که خودم می دانم ضد انقلاب و نظام نیستم ، عامل بیگانه هم نیستم و نمی دانم اینها که اینها را می گویند و می نویسند چطور می خواهند جواب خدا را بدهند؟ اینها به دیگران همینگونه حمله می کنند . دو دفعه به درخانه ما آمده اند و بار دوم به درخانه جدید ما که هنوز ساکن آنجا نشده ایم ، آمدند و مزاحم مردم و همسایه ها شدند و به در و دیوار رنگ پاشیدند و شعار نوشتند و دوربین های مدار بسته مجتمع را به سرقت بردند و شیشه های ساختمان را شکستند و به خانم یکی از همسایه ها توهین کردند. آیا این وضع برای جمهوری اسلامی ننگ نیست؟ آیا اینها برای نظام خوب است و آبرو و اعتبار می آورد؟ مگر این نظام ملک طلق افرادی خاص است که هرکاری دلش خواست بکنند و امنیت روحی و روانی و مادی را از دیگران سلب کنند؟ و آدم از اینها نتاثر و متاسف می شود .
ما درتاریخ می خوانیم وقتی دکتر فاطمی را پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ در تجریش گرفتند در راه که اورا می بردند به فرمانداری نظامی مشتی اراذل و اوباش به او حمله کردند و دکتر فاطمی را زدند و مجروح و خونین کردند ، چطور آنها اراذل و اوباش بودند اما اینها با این کارهاشان نیستند؟ پس این وضعیت مصیبت مضاعف است . اگر در زمان شاه شعبون بی مخ دیگران را می زد از اراذل و اوباش بود اما اینها با همان عمل حزب الله هستند؟ واقعا آدم متاثر و متاسف می شود که اینها از همه مفاهیم و معانی دینی استفاده ابزاری می کنند و آنها را وارونه نشان می دهند و با این روشها جمهوری اسلامی با آن پشتوانه عظیم مردمی به این روز سیاه افتاده است . ما معتقدیم که نظام جمهوری اسلامی ایران حاصل انقلابی بزرگ است و باید بماند . ما جوانی و عمرمان را برای برپایی این نظام صرف کرده ایم و الان هم که تقریبا هر امکانی را از ما برای ارتباط راحت با مردم گرفته اند اما با این اجوال افکار عمومی با ماست برای اینکه معلوم شود حق با کیست و اکثریت مردم با کدام نظر و دیدگاه همراهی دارند اجازه بدهند ما یک تجمع و راهپیمایی برگزار کنیم .
بله با زور و قلدری می شود مردم را ساکت و کنترل کرد اما اداره نه . ما می خواهیم جمهوری اسلامی را حفاظت کنیم ، ساختار شکن هم نیستیم . ما اینجور افراد سیاسی و روزنامه نگار و…رابازداشت و زندانی کردن ، مطبوعات را بستن ، سانسور و خفقان را حاکم کردن قبول نداریم و اینها جز آزادی کشی و استبداد نامی ندارد و هیچ قرابتی هم با جمهوری اسلامی ای که امام می خواست و در قانون اساسی تعریف و تبیین شده ، ندارد . نه وابسته به بیگانه ایم و نه شما ، اما اتفاقا این شمائید که با این عملکرد آب به آسیاب دشمن می ریزید و با خشونت هایتان برای آنها خوراک تبلیغاتی فراهم می آورید. از قدیم گفته اند دوست نادان از دشمن دانا خطرناکتر است. اینها چون قدرت و امکانات دستشان است و داشتن قدرت هم شیرین است و لابد حفظش هم به هرقیمت واجب ! هرحرفی را می زنند و هرفردی را بخواهند به اینجا و اونجا وصل می کنند . در زمان انقلاب که بی بی سی اخبار را انتشار می داد و بگونه ای به پیشبرد انقلاب کمک می کرد اشکالی نداشت اما حالا انتشار اخبار اشکال دارد؟ اگر اینگونه استدلال شود پس باید حق را به شاه داد که می گفت انقلاب را بی بی سی راه انداخت و وحدت ارتجاع سرخ و سیاه ، چطور حرفهای شاه نادرست بود اما حرفهایی که با همان منطق و محتوا از زبان شما گفته می شود درست است؟ آیا در دوران مبارزه که آقای دعایی با اجازه و اطلاع امام رادیویی را که متعلق به دولت عراق بود و یا امام در فرانسه از همه خبرگزاری ها استفاده می کرد جهت انتشار اخبار نهضت، این دلیل وابستگی جریان مبارزه به حکومت عراق و بیگانگان بود؟ البته روشن است که این یک فرصت است البته هر جامعه و نظام سیاسی بدنبال منافع خودش است و برای تامین بیشتر منافعش عمل می کند و ما همه باید به این نکته توجه داشته باشیم اما این نباید ما را دچار داوری نادرست کند .
اینکه دائم دم از وحدت زده شود کافی نیست بلکه لازمه تحقق این شعار داشتن سعه صدر است و اینکه انقلاب و نظام را متعلق به همه مردم و ۷۵ میلیون شهروند ایرانی بدانیم و الان هم بنده اعلام می کنم که این دولت مستقر است و مسئولیت دارد و باید پاسخگوی مردم باشد هر چند مشروعیت ندارد و قانونی نیست چون رای مردم را نگرفته است . ما اعلام کرده و می کنیم که خواستار اجرای همین قانون اساسی هستیم چون خیلی ظرفیت دارد که مغفول مانده است و برخی اصول و بطور خاص اصولی که در فصل حقوق ملت آمده است در اجرا به فراموشی سپرده شده است منتهی آقایان می خواهند با عدول از قانون و با تکیه بر زور و چماق و تهمت امور را به پیش ببرند تا قدرتشان حفظ شود . به این جهت امیدواریم که اینها در نحوه نگرش و رفتارشان باید تجدید نظر کنند و دریابند که کشور را به نحو دیگر و قانونمند هم می شود اداره کرد که همه راضی باشند و بهره برند و آرامشی پویا و نه قبرستانی و استبدادی حاکم شود . ما براین باوریم که کل قانون اساسی باید اجرا شود و نه اینکه یک اصلش وحی منزل تلقی و اجرا شود و بقیه اصول به فراموشی سپرده شود و در مورد امام نیز باید کل سخنان و سیره عملی ایشان ملاک و معیار باشد و نه اینکه با نگاهی خاص سر و ته سخنان ایشان زده شود و به آن استناد شود. ما خواست و نظرمان روشن است و جنبش مردمی هم پس از انتخابات و در اعتراض به نتیجه اعلام شده براه افتاده است همین خواست را دارد و امیدوارم با صبر و بردباری مردم در سال آینده بتوانیم به این خواست دست یابیم .
سيد محمد خاتمي: سبز نماد طراوت و روشنی و دوستی است
. ادامه راه سبز (ارس): به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمي، رییس جمهور سابق کشورمان در دیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و نمایندگان انجمن در دانشگاههای تهران؛ تربیت مدرس؛ امیر کبیر؛ تربیت معلم و شهید بهشتی سخناني ايراد كردند. ايشان در بخشي از سخنانشان عنوان كردند: «نوروز نشانه نبوغ و موقع سنجی ایرانی؛ اعتدال خواهی و و نشاط جویی و طراوت خواهی ایرانی است.انتخاب این لحظه به عنوان اول سال درست در موقعیتی كه كل طبیعت در معتدل ترین موقعیت خود قرار می گیرد نشانه نبوغ و ابتكار است. من این عید را به همه ایرانیان عزیز در هركجا كه هستند تمام انها كه به ایران علاقه دارند و دلشان برای ایران می تپد تبریك عرض میكنم.» ايشان در بخشي ديگر از سخنانشان فرمودند: «بینید تهمت ها و نسبت های عجیبی که یک جریان به مخالفان خودش داده است و بدتر اینکه این مسائل مبنایی قرار بگیرد برای برخورد و مقابله با جریانی که نمی پسندد اینها مساله ای است که خطرناک است و بارها هم گفته ام اینجا مساله مواجه اصولگرایی و غیر اصول گرایی نیست کم نیستند اصولگرایان عاقل؛معتدل و منطقی ولی جریانی تند وجود دارد ؛جریانی که می کوشد مقدسات یعنی خدا و پیامبر واسلام را و نیزامام ورهبری را ؛همه آنچه که در جامعه ما مورد احترام است و نقش اساسی در جامعه دارد به نفع یک جریان فکری و رفتاری انحرافی مصادره کند.... آن کسی به نظام و امام و انقلاب لطمه می زند که سعی می کند این چنین وضعی را در جامعه ایجاد کند و بذر کینه و نفرت و برخورد و خشونت را بپراکند.»مشروح سخنان سيد محمد خاتمي را در زير مي خوانيد:
در آستانه عید نوروز قرار گرفته ایم در میان یادها و نام ها ؛نوروز ایرانی ترین نام و یاد است که مورد تایید اسلام هم قرار گرفته است و حتی دعای مخصوصی به این مناسبت نیز وارد شده است .نوروز واقعا برای ما ایرانیان و تمام کسانی که تحت تاثیرفرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی هستند و نیز کسانیکه علاقه مند به ایران و عظمت ایران در طول تاریخ بودند؛عید است.
نوروز نشانه نبوغ و موقع سنجی ایرانی ؛اعتدال خواهی و و نشاط جویی و طراوت خواهی ایرانی است.
انتخاب این لحظه به عنوان اول سال درست در موقعیتی که کل طبیعت در معتدل ترین موقعیت خود قرار می گیرد نشانه نبوغ و ابتکار است.
هر جا که که فرهنگ ایرانی مورد توجه است نوروز نیز مورد توجه است؛ همه ی سنت ها و رسم هایی که مورد نوروز در ایران وجود داشته درس اموز و قابل تامل است.نظیرخانه تکانی؛زدودن گرد و غبار از ظاهر زندگی و طبعا زدودن گرد و غبار از دل ها ؛از این موقعیت استفاده کردن برای دید و بازدیدها؛رفع کدورت ها برای تقویت دوستی ها و پیوستگی ها در جامعه ؛برای اینکه سال را با نزدیکی و محبت به همدیگر و پشت سر گذاشتن کدورت ها و مسائلی که در زندگی هست شروع کردن به امید اینکه سراسر سال نو باشد و ان شعار معروفی که هست و خیلی هم گرامی است"نوروزتان پیروز هر روزتان نوروزباد" این را در عمل هم ایرانی مورد توجه قرار می دهد.
من این عید را به همه ایرانیان عزیز در هرکجا که هستند تمام انها که به ایران علاقه دارند و دلشان برای ایران می تپد تبریک عرض میکنم و به خصوص برای ملت بزرگوار ایران که نوروز متعلق به اوست؛ملتی که افتخارات بزرگی داشته است و علاوه بر نوروز تقویمی؛نوروز های زیادی در تاریخش وجود داشته از جمله این نوروزها پذیرش اسلام با اغوش باز است.
ایرانی که هیشه نو خواهی ؛عدالت خواهی؛ حق طلبی؛ خدا پرستی در متن فرهنگش وجود داشته در چهره اسلام همه اینها را دید و با اغوش باز آن را پذیرفت و همه ظرفیت تاریخی و اجتماعی و فکری خودش را در اختیار اسلام قرار داد و سبب ایجاد تمدن بزرگ و فرهنگ فاخر اسلامی شد.
بخصوص ایرانی اعم از مسلمان و غیر مسلمان یک خصوصیت دیگر هم داشتند که پذیرفتن اسلام یا احترامشان به اسلام از دیدگاه و زاویه تعبیر و تفسیری بود که امام علی بن ابیطالب و اهل بیت عصمت و طهارت از اسلام داشتند یعنی اسلام عدالت و اسلام عقلانیت و این هم نشانه اعتدال طلبی و عدالت جویی ملت ایران است و ما هم به ان افتخار می کنیم.
در همه ایرانیان نه تنها شیعیان؛هر کس ایرانی است محبت و سرسپردگی به اهل بیت و نیز نگاه به اسلام و دین خدا از زاویه دید عدالت خواهانه و عقل گرایانه امیرالمومنین (ع) را می بینیم .
در دوران اخیر مشروطیت نوروز دیگری در تاریخ ما بود؛همچنین انقلاب اسلامی ما نوروز بزرگ تاریخی و معنوی دیگر بود و اغاز یک حیات طیبه جالب در جامعه ما بود.
انقلاب ما انقلاب بزرگی است و همه دنیا شاهد بود که بدون توسل به زور و سلاح در مقابل رژیمی که مجهز به انواع سلاح ها و سازمان های مقتدر اطلاعاتی و نظامی و امنیتی بود و نیز با پشتوانه و حمایت قدرت های بزرگ بین المللی با دست تهی با کلام و منطق با محبت با گل در برابر گلوله ایستاد و با حضور فراگیر مردم این انقلاب پیروز شد.
این نوروز نوروز بزرگی برای ما بود و چشم اندازی را به روی ما وبه سوی اینده بهتر گشود و از دل انقلاب ما جمهوری اسلامی بر امد.
حکومت هایی که نام جمهوری اسلامی دارند الان موجودند و حضور دارند یا مثلا یک نوع حکومتی در همسایگی ما تحقق پیدا کرد که نه تنها خیانت و جنایت به ان ملت بزرگ و با سابقه بود بلکه بسیار لطمه به اسلام زد؛چهره اسلام را خشن ضد حقوق بشر پیشزفت و علم و ترقی نشان داد.
اما در اینجا ملت ایران با بزرگواری خودش و با استمداد از همان عقلانیت و عدالت خواهی اسلامی که ایرانی پذیرفته بود و مورد احترامش بود و با رهبری ممتاز و شجاع حکیم و کار امد توانست که این انقلاب را پیروز کند و جمهوری اسلامی را تاسیس نماید.
همه ما دلبسته به اسلام و انقلاب هستیم.همه ما به اینکه در این موقعیت جمهوری اسلامی تحقق پیدا کرده خشنودیم البته ممکن است امروز هم بینش ها و گرایش هایی وجود داشته باشد که خیلی سازگاری با ان محتوای انقلاب اسلامی و راه و رسمی که امام معین کرد و مردم ما به ان رای دادند نداشته باشد
یکی از فاجعه های بزرگ همین است که تفکری که به ان اسلامی که در انقلاب بود ایمان ندارد با امام و اندیشه او هم سازگار نیست و بخواهد میداندار عرصه شود اسلام و انقلاب حاصل کارش جمهوری اسلامی و محوریت مردم؛ تامین امنیت مردم و زمینه سازی برای پیشرفت همه جانبه جامعه است ؛ ایجاد عدالت به عنوان معیار و ملاک رابطه میان افراد با یکدیگر و رابطه حکومت با مردم و نیز شخصیت دادن به مردم که بتواند حرف بزند انتقاد بکند حکومت را روی کار بیاورد؛حکومت را بدون توسل به زور کنار بگذارد؛برای انتقاد کردن از حکومت هزینه نپردازد.این اسلامی است که مورد توجه بود و ما این اسلام و جمهوری اسلامی را می ستاییم و هستند کسانی که این اسلام را قبول ندارند.هر چند خیلی هم تظاهر به اسلامیت و انقلابی گری می کنند.
اگر نگرانی وجود دارد به خاطر وجود این تفکر نیست اصلا ما معتقدیم که با تفکر نمی توان جنگید با تفکر می توان بحث و گفتگو کرد یا طرفین همدیگر را قانع کنند و یا حداقل این زمینه را بوجود اورند که مردم با ازادی کامل میان فکرها چیزی را انتخاب بکنند کسی متوسل به زور نشود اما خطر این است که تفکر انحرافی به نام اسلام"من جسارت به هیچ کس و هیچ چیز نمی کنم برای فکر هم احترام قائلم ولو اینکه ان تفکر را قبول نداشته باشم" اما جفا این است مردم انقلابی بکنند امام و راهکاری داشته باشند تفکری بیاید و خودش را به جای ان تفکر جا بیاندازد و اجازه بروز و ظهور به هیچ گرایشی ندهد.بدتر از اینکه راه انتخاب را به روی مردم ببندد.
مرزبندی شدیدی بکند توهم وتفکری که با اسلام سازگار نیست بگوید عین اسلام و انقلاب است و جز ان هم حق ظهور و بروز نداشته باشد و متاسفانه بخواهد در بعضی دستگاهها نفوذ کند و نیز دل های پاک و صاف جوانان خوب و فداکار ما تحت تاثیر قرار دهد و به جای اینکه این دلها پر از محبت به یکدیگر باشد خدای ناکرده پر از کینه توزی به بخش های جامعه و اتفاقا بخش هایی کند که نشان داده اند که دلبستگیشان به امام و انقلاب زیاد است این؛امر خطرناکی است.
مساله مهم این است که ما باید برای نظاممان و اندیشه هایی که معتقدیم ان اندیشه ها اصیل است و معتقدیم مردم ما به ان اندیشه ها و گرایش ها علاقه مند بودند و برای ان فداکاری کردند و جان دادند و به انتظار اینکه یک زندگی مطلوب و عالی داشته باشند به صحنه امدند این امر نباید لطمه نبیند ما در این موضع بوده ایم و هستیم و خواهیم بود و صحبت خواهیم کرد و معتقدیم باید فضایی فراهم شود که از این خط مشی و روال و روش استفاده شود و جلو برویم.
متاسفانه امروز می بینیم که راهها از هر جهت برای گروهها و جریاناتی باز است که همین تفکر انحرافی را دارند و با کمال بی باکی مخالفان اندیشه خودشان را متهم به انواع اتهامات می کنند راه برایشان باز است امنیت برایشان وجود دارد و حتی سعی می شود ان تفکر تفکر نظام و حکومت در جامعه القا شود .
از یک طرف راهها به سوی نیروهای نخبه جامعه بسته می شود و از طرف دیگر فضای نا مناسبی در جامعه ما ایجاد می شود.
ببینید تهمت ها و نسبت های عجیبی که یک جریان به مخالفان خودش داده است و بدتر اینکه این مسائل مبنایی قرار بگیرد برای برخورد و مقابله با جریانی که نمی پسندد اینها مساله ای است که خطرناک است و بارها هم گفته ام اینجا مساله مواجه اصولگرایی و غیر اصول گرایی نیست کم نیستند اصولگرایان عاقل؛معتدل و منطقی ولی جریانی تند وجود دارد ؛جریانی که می کوشد مقدسات یعنی خدا و پیامبر واسلام را و نیزامام ورهبری را ؛همه آنچه که در جامعه ما مورد احترام است و نقش اساسی در جامعه دارد به نفع یک جریان فکری و رفتاری انحرافی مصادره کند.همه جریان های دیگر منکوب و مطرود شوند نه تنها امکان حضور نداشته باشند بلکه به عنوان کسانیکعه باید با انها برخورد شود مطرح گردد و این امر خطر ناک است.
آن کسی به نظام و امام و انقلاب لطمه می زند که سعی می کند این چنین وضعی را در جامعه ایجاد کند و بذر کینه و نفرت و برخورد و خشونت را بپراکند .
در حالیکه جامعه ما به لحاظ مدیریتی اقتصادی روابط خارجی و مسائل امنیتی مشکلات فراوان دارد و بجای اینکه اندیشه ها ازاد باشند و اینها را نقد بکنند تا اصلاح شود و دست اندرکاران امور را وادار بکنند که به منطق و به معیارهای قانون تن بدهند و نیز با انتخاب ازاد ،مردم بیایند و انتخاب کنند ان چیزی که مورد خواستشان است .برای این با ایجاد مرزبندی ها تصنعی و توهمی زمینه گسست و بد بینی را فراهم آورند.
سابقه همه شما استادان و دانشمندان مومن؛ مشخص است دین داریتان ؛دلبستگیتان به انقلاب و به عنوان کسانیکه در مهمترین بخش جامعه ما یعنی جامعه دانشگاهی و فرهیخته ما حضور داشته اید. مشخصه شما دفاع از اسلام و انقلاب و ایران در مقابل بسیاری از افکار دیگرکه وجود داشته بوده است .البته شما معتقد بودید که با افکارباید با منطق روبرو شد نه با چماق؛نمی شود با زور و خشونت و ارعاب جلوی بروز اندیشه را گرفت با زور اندیشه از بین نمی رود.اندیشه درونی میشود و چون نمی تواند ازادانه با امنیت ابراز شود بصورت جریانات بسیار خطرناکی در میاید و منشا مشکلات بزرگ اجتماعی می شود.شما در مسیر دفاع از اسلام از حقوق و حرمت مردم و پیشرفت علم و دانش تلاش کرده و می کنید.
باعث تاسف است که این طور جریانات سالم و سابقه دار نه تنها برای حضور داشتن و فعالیت کردن محدودیت دارند بلکه گاه متهم به اتهام هایی نا روا می شوند و در معرض برخوردهای نا پسند قرار می گیرند.
امروز واقعیت هایی در جامعه وجود دارد که مخصوصا حاکمیت و حاکمان باید متوجه این مسائل باشد تا بتواند مشکلات را حل کنند.
با رجوع به روش و سنت پیامبر(ص) و امام علی(ع) و دیگر بزرگوارانی که در تاریخ بودند بیاییم ببینیم ایا واقعا اعتراض و انتقاد را به عنوان دشمنی براندازی و نابودی در نظر می گرفته اند یا تشویق می کردند که جامعه حرفش رابزند و انتقاد بکند؟حکومت اگر معتقد باشد برامده از اراده مردم است باید در مقابل اراده مردم تسلیم باشد و گوش به فرمان مطلبی باشد که در جامعه بیان می شود.
شنیدن حرف نخبگان یعنی شنیدن واقعیت هایی که در جامعه وجود دارد و نیز شنیدن راهکارهایی است که اگر به کار بسته شود دوام نظام و جامعه و سلامت ان بیشتر رعایت می شود.
اصرار ما این بوده و هست که باید در چارچوب قانون عمل کنیم ؛قانون اساسی یک کل منسجم است باید همه آن را مورد توجه قرار داد و به ان عمل کرد؛ نمیشود بخش خاصی از ان را با تفسیرها و تعبیرهایی که با روح قانون اساسی مخالف است گرفت و از بخش های عظیمی از ان غفلت کرد.
حرف ما اصلاح طبان برگشت به کل قانون اساسی و پذیرش داوری آن است.
دولت حق ندارد بر خلاف قانون اساسی عمل کند واگر کسی به ان اعتراض کرد او دلسوز انقلاب است و نه معاند نظام!و نیز گروهها و جریانات و افکار و افراد هم حق ندارند خارج از قانون اساسی حرکت کنند.
در این انتخابات اصلاح طلبی عنوان سبزرا انتخاب کرد که تعبیر قشنگ و خوبی است؛سبز نماد طراوت و روشنی و دوستی است.سبزی که مطرح شد سبزی است که دلبسته به انقلاب اسلامی است و نسبتی با سلطه طلبان و منحرفان ندارد.
ملت ما با انقلاب خود نظام سلطنتی و استبدادی وابسته را با قدرت کنار گذاشت و نیز تروریست ها و خشونت گرایان را دفع و رفع کرد محال است که دوباره به آن برگردد و جنبش سبز ؛حرکت اعتراضی یا عنوان دیگری که داشته باشد دلبسته به نظام است و اگر حرفی دارد اینکه بعضی رفتارها و سیاست هایی که با معیارهای اصلی انقلاب و قانون و مصلحت جامعه نمی سازد اصلاح شود.
اتفاقا یکی از دستاوردهای بزرگ جریانات اخیر این است که حتی دشمنان بیرونی که همیشه با اتکا به گروههای معدود منحرف؛ پر ادعای و مطرود از ملت را به عنوان اپوزوسیون انترناتیو مطرح می کردند متوجه شدند اینها در کشور ما جایگاه و پایگاه ندارند و مردم علاقه به اسلام و انقلاب و البته حق حاکمیت خود شان دارند.اتفاقا یکی از کارهایی که در روش های تبلیغاتی رسمی که می شود این است که دوباره همان جریانات مرده برای اینکه به دروغ حرکت اعتراضی ملت ایران را منتسب به انها کنند ؛ انها را زنده و بزرگ می کنند.
اگر همه بتوانند حرفشان را بزنند و انتخابات خوب داور مساله باشد خیلی از مسائل حل می شود.
توقع ما از قوه قضاییه برخورد با منطق طبق قانون اساسی و ایین دادرسی است چگونه است که کسانی با اتهاماتی سست به سختی مورد برخورد واقع می شوند ولی جریانات منحرف آزادانه به همه کس و همه چیز؛به مراجع تقلید به عالمان وارسته؛به شخصیت های انقلابی و با سابقه و هر کس که نمی پسندند بدترین اهانت ها و برخوردها را می کنند ولی کسی به کارشان کاری ندارد؟
انتظار ما این بود در استانه عید فضای نا سالم حاکم عوض شود؛زندانیان ازاد شوند و احزاب و گروهها بتوانند کارشان را در چارچوب انجام بدهند و مسئولیتش را هم بپذیرند.
باید از انچه در این مدت گذشت پند بگیریم و راهی دیگر جز انچه جریان داشته است انتخاب کنیم حال هم هنوز زمینه وجود دارد اگر زندانیان آزاد شوند بگیر و ببندهای مضر خاتمه یابد؛جریانات و افراد از ازادیهای مصرح قانونی برخوردار باشند حرفها و نقد ها و نیز فعالیت ها در چارچوب قانون میسر گردد و نیز زمینه سازی شود که انتخابات سالم و بی مساله و ازاد برگزار شود بسیاری از مسائل حل می شود.
جامعه می تواند با وجود تنوع ها و تفاوت ها با هدف وحدت برای استقرار همه جانبه مردم سالاری سازگار با دین و پیشرفت همه جانبه با نشاط به سوی اینده بهتر حرکت کند.
و چنین باد!بار خدایا ای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای پیاپی اورنده روزان و شبان ای گرداننده سالها و حالها ؛حال ما را بهترین حال کن.
- انجمن اسلامی دانشگاهها از اغاز دهه 1360 بر اساس تاکید بر خط امام و ارزش های انقلاب تشکیل شده و همچنان بر این هویت اصرار دارد.
- متاسفانه چندین نفر از متدین ترین نیروهای فعال انجمن از جمله اقای دکتر داوود سلیمانی و دکتر بهزادیان نژاد همچنان در بند هستند ان هم با اتهامات واهی.
- ما بر این باوریم که متاسفانه تداوم رفتارها و سلب ازادی ها مدنی مردم به بنیان های مشروعیت نظام اسیب می رساند.
- دلسوزان موثر باید در جهت کاهش فشارها و روش های نادرست که تنها راه بازسازی اعتماد مردم و حفظ و تقویت مشروعیت هاست تلاش نمایند و انجمن اسلامی مدرسین در این مسیر تلاش می کند.
- ما معتقدیم نیروهای اصلاح طلب باید مراقبت نمایند که کوچکترین بهانه برای طرح برچسب های ناروا به طرف مقابل ندهند.توده مردم؛متدین ها زیر فشار تبلیغات و اتهام زدن های یکسویه رسانه های دولتی هستند و ما باید برای روشن گری انها تلاش نماییم.
- همچنین ابعاد غیر سیاسی مشکلات مردم وهم باید سهم بیشتری در توجه منتقدین اصلاح طلب به خودش اختصاص دهد و نا کارامدیهای اقتصادی و فرهنگی بیشتر مورد توجه باشد.
- مقابله با طرح های تفرقه افکنانه که کوشش می کنند نیروهای اصلاح طلب و به ویژه سران شقاق و بدبینی ایجاد کنند؛ضرورت دیگری است که باید خیلی به ان توجه داشت.
- خبر دیدار ها و هماهنگی ها ی رهبران جبهه اصلاحات برای مردم امید افرین است و بر تداوم و تقویت ان تاکید داریم.
۱۳۸۸/۱۲/۲۴
عجبا بعداز هزاران سال، اكنون آيين و رسوم ملی و سنتی ایرانیان بايد مجوز شرعي بگيرد!
اكنون اجراي آيين و رسوم ملی و سنتی ایرانیان بايد مجوز شرعي بگيرد!
. ادامه راه سبز«ارس»: آیت الله خامنه ای اعلام کرد که مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و "مستلزم ضرر و فساد زیادی" است. اظهار نظر رهبر جمهوری اسلامی پس از آن منتشر شده که مقامات امنیتی و انتظامی از روزهای پیش نسبت به امکان حضور معترضان در مراسم چهارشنبه سوری و ادامه اعتراضات مردمی در این روز ابراز نگرانی کرده بودند.مراسم چهارشنبه سوری یکی از آیین های ملی و سنتی ایرانیان است که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تریبون های رسمی حکومتی به عنوان خرافه آتش پرستی از آن یاد کردند و در صدد حذف این آیین دیرینه برآمدند. آیینی که از 1700 سال قبل از میلاد، ایرانیان طی آن با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند.
طی سالهای گذشته حکومت که از حذف این سنت ایرانی ناامید شده بود ترفند جدیدی به کار گرفت و در حالیکه این مراسم در آخرین شب چهارشنبه هر سال برگزار می شود، یک هفته قبل را به عنوان چهارشنبه سوری اعلام کرد و از مردم خواست در این روزبه برگزاری مراسم بپردازند؛ امری که با استقبال مردم ایران مواجه نشد و جوانان با دولتی خواندن این روز، هر سال دو مراسم چهارشنبه سوری برگزار کردند. یکی در حلقه حکومتی ها و براساس ضوابط و مقررات دولتی و دیگری آیین کهن ایرانی در آخرین شب چهارشنبه هر سال.و اکنون آیت الله خامنه ای در حالی مراسم چهارشنبه سوری را مغایر با شرع دانسته و خواهان اجتناب از برگزاری آن شده که سال گذشته این آیین با حضور مسئولان و كارشناسان ميراث فرهنگي در زمره ميراث معنوي ايرانيان به ثبت ملي رسيد.
آیین سنتی در سالی متفاوت
از سوی دیگر مراسم چهارشنبه سوری هر ساله به مراسمی برای نشان دادن اعتراضات جوانان به سرکوب های اجتماعی از سوی حکومت تبدیل شده است؛ اعتراضاتی که به علت ایجاد محدودیت های بسیار برای برگزاری آیین هایی از این دست، باعث شده تا جوانان برای برگزاری آن به روش های خطرناکی روی بیاورند. به همین جهت طی سالیان گذشته هم چهارشنبه سوری همواره با تقابل پلیس و بازداشت عده ای از جوانان از یک سو و از سوی دیگر انفجار بمب های دستی و ترقه و مجروح شدن عده ای از مردم... منجر شده است.
اما امسال با توجه به حوادث پس از انتخابات و سرکوب اعتراضات مردمی، چهارشنبه سوری هم رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و مسئولین دولتی ـ امنیتی نگران آن شده اند که مردم از این فرصت نیز برای ابراز اعتراضات خود استفاده کنند.
سخنان آیت الله خامنه ای که به فاصله دو روز مانده به چهارشنبه سوری از سوی پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر شده، نمونه ای از این نگرانی ها است که در پس فتوایی شرعی و تهدید نهفته است.
رهبر جمهوری اسلامی پیشتر هم گفته بود که "چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد".
همزمان، این پایگاه اطلاع رسانی به انتشار برخی استفتا ها از برخی اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پرداخته که محتوای پاسخ آنها تفاوت چندانی با نظر رهبر جمهوری اسلامی ندارد.
جعفر سبحانی، سید هاشم حسینی بوشهری و محمود رجبی، سه چهره نه چندان شناخته شده جامعه روحانیت نیز گفته اند که "مراسم چهارشنبه آخر سال، علاوه بر اینکه مبنای شرعی ندارد، نوعی آتش پرستی است و خواندن اشعاری مانند «زردی من از تو و سرخی تو از من» مصداق حاجت خواستن از آتش است."
هفته گذشته نیز، سایت تابناک، متعلق به محسن رضایی، نظرات چند سال پیش تعدادی از مراجع تقلید شیعه درباره چهارشنبه سوری و سیزده به در را منتشر کرد. فاضل لنکرانی، بهجت، تبریزی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و سیستانی در آن زمان آیین چهارشنبه سوری را دارای اشکال دانسته و گفته بودند برگزاری این مراسم "مشروعیت ندارد و شایسته مسلمانان نیست".
چهارشنبه سوری بدون سطل زباله!
اما ابراز مخالفت با آیین چهارشنبه سوری به همین جا ختم نمی شود. مقامات نظامی و امنیتی ایران طی روزها و هفته های گذشته بارها با هشدار و تهدیدهای فراوان تلاش کردند مردم را از برگزاری این آیین و تبدیل آن به بیان اعتراضات مردمی منصرف کنند.
مدیرعامل سازمان آتش نشانی شهر تهران،اولین کسی بود که در این مورد به ابراز نظر پرداخت و در جمع خبرنگاران گفت که "برای چهارشنبه سوری امسال قطعا مشکل داریم و باید برنامه های ویژه ای پیش بینی کنیم."
در خبری دیگر، مديرعامل سازمان آتشنشاني و خدمات ايمني از شهرداري تهران خواست تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابانها جمعآوري کند.
محمد رضا حاجی بیگی علت این امر را به صراحت چنین بیان کرده است: "اخلالگران نتوانند با استفاده از ضايعات، اقدام به آشوبگري کنند".
او البته توضیحی درباره برنامه ویژه ای که گفته نداده اما احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي از توقيف و بازداشت افرادي كه اقدام به مزاحمت در چهارشنبه سوري امسال كنند تا پايان تعطيلات نوروزي خبر داده است.
حسن نوروزی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس نیز اعلام کرده که کنترل نامحسوس از مراسم شب چهارشنبه سوری امسال انجام می گیرد و اغتشاشگران باقی مانده از جنبش فتنه انگیز سبز نمی توانند در این شب مرتکب عمل خلاف قانون شوند.
وی با بیان اینکه "سران فتنه نباید سعی کنند ترقه های این شب را به پرتاب ترقه توسط هواداران خودشان نسبت دهند"،به خبرگزاری برنا گفته: با توجه به اینکه کلان شهر تهران زیر پوشش 400 تا 500دوربین مدار بسته است، هر تحرک خلاف نظام توسط زیر مجموعه میر حسین موسوی و سران فتنه در روز چهارشنبه سوری کنترل می شود.
مديرعامل سازمان آتشنشاني و خدمات ايمني هم از شهرداري تهران خواسته تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابانها جمعآوري کند.از سوی دیگر به کسبه مناطق مختلف تهران دستور داده شده که در این روز مغازه های خود را قبل از ساعت 14 تعطیل کنند.
اما با همه این تهدیدها و هشدارها، مراسم چهارشنبه سوری امسال، بحث داغ سایت ها، وبلاگ ها و وب سایت های ایرانی است و مردم ایران از یکدیگر برای حضوری پررنگ تر در این مراسم دعوت می کنند. البته همگان هم تاکید بر عدم خشونت دارند و در عوض از ایجاد خشونت از سوی حکومت نگران اند تا بدانجا که زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی که چهارشنبه سوری را روز شادی ها دانسته، اعلام کرده است که : "جنبش سبز جنبش مهربانی مقاومت و آرامش است و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهد ورزید. بنابراین اگر خشونتی باشد بدانید از سوی حاکمیت است".
ميرحسين موسوي: سال آینده را باید "سال صبر و استقامت" بدانیم و بنامیم
متن کامل سخنان مهندس موسوی در این دیدار به شرح زیر است:

این مساله در کشور ما هم بی ریشه نیست و از قدیم مشابه اینگونه نهادها در جامعه ما وجود داشته و تشکل های کوچک محله ای داشته ایم و همین ها جامعه ما را حفظ کرده است . بطور نمونه می توان به بافت و ساختار شهر کاشان اشاره کرد که در درون محلاتش نهادهایی اینگونه وجود داشته و همین ها موجبات حفظ و رشد این شهر را فراهم آورده و این نهادها از طریق صدقات جاریه تامین مالی می شده است یا وجود هیئت ها نمونه دیگری است ، در جامعه مدرن وجود این نهاد ها به لحاظ شکل و محتوا گسترده تر شده و اهمیت ویژه ای پیدا کرده تا به تشکیلات سیاسی رسیده است . قانون اساسی ما در مورد حق تشکیل اجتماعات و احزاب وتشکل ها صراحت و تاکید دارد .
غفلتی که هست اینکه برخی فکر می کنند اینگونه تشکیلات تحفه ای است که از طرف دولت به مردم داده شده است . اشکال کار این است که فکر می کنیم این تشکلات باید توسط دولت ساخته و به مردم تحویل داده شود، در حالی که این یک خواست اجتماعی است و مردمی بودن آن باعث سلامت جامعه می شود، و دولت نباید مانع فعالیت آنها شود. مردم اگر تحت فشار نباشند و این تشکلات مردمی امکان فعالیت داشته باشند لازم نیست مردم به خیابان ها بیایند و اگر در خیابان ها هم حق انها پایمال نشود و خشونت اعمال نشود مردم آرامش خود را حفظ می کنند. متاسفانه در این نه ماه تمام این مسائل زیر پا گذاشته شده و بیشترین خسارت متوجه مردم شده است به خاطر خشونت بسیار زیاد خیابانی. این وضعیتی که با آن روبرو هستیم و وضعیتی که حزب مشارکت دارد خود دلیل اعتراض مردم است و اگر به خواست و حقوق مردم شود دلیلی وجود ندارد که مردم به خیابانها بیایند یا به سمت شعارهای تند بروند . مردم بدنبال استیفای حقوق خودشان هستند و آنچه در این نه ماه اتفاق افتاده است ناشی از هجمه و هجوم نیروهای دولتی به مردم بوده و آنها از این ناحیه خسارت بسیار دیده اند . بر راهپیمایی 25 خرداد که در آن راهپیمایی مردم مراقب شعارهای خود و مراقب همدیگر بودند، هرچند متاسفانه حادثه تلخ آخر آن پیش آمد. اوج حضور مردم راهپیمایی در روز 25 خرداد بود که باید تاکید و تکرار زیادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود، نوع اجتماع و حرکت مردم در آنروز نشانگر نظم و نشاط و مراقبت بود و مردم مراقب شعارهای خود و مواطی همدیگر بودند و متاسفانه آن حادثه تلخی که در انتها رخ داد آنروز پرشکوه را تلخ کرد اما باید بیش از این به این واقعه و روز پرداخت تا ماهیت مردمی و سبز این جنبش برای همگان و آیندگان روشن شود .
نوشتن مقالات متعدد در مورد 25 خرداد می تواند باعث شود که ماهیت جنبش و سرچشمه های آن شناسایی و بر آنها تاکید شود. خوشبختانه این تفکر همچنان در بین مردم باقی مانده و مردم در سطوح مختلف به آن عمق داده اند.و به رغم اتفاقات تلخی که در این نه ماه رخداده است روحیه مردم همانند آنروز حفظ و وجه مسالمت آمیز و مدنی جنبش برجسته شده و عمق گرفته است . البته این جنبش فراز و نشیب هایی داشته اما همه لازمه جریان است و باید هوشیارانه با آنها روبرو شویم،مخالفان این جریان با اتهامات و برچسب زدن ها تلاش کردند سران و متفکران این جریان و از جمله اعضای مشارکت را به جاهایی بچسبانند که مردم نمی پسندند،البته در این مسیر جنبش افت و خیزها و فشارهایی بوده ، که ازجمله حزب مشارکت در معرض بیشترین فشارها بوده و نسبت هایی به آن داده شده که نادرست و ناروا بوده است و ملت هم آنرا نمی پذیرد ،و ما نباید در مقابل این تهمت ها و بی اخلاقی ها حالت انفعالی بگیریم و باید تعادل خودمان را در هرلحظه و نقطه ای در مقابل فشارها حفظ کنیم .
بنده در یکی از مصاحبه ها اینرا مطرح کردم که گروهی می گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگلیس بوده، واز قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هرکاری ما بکنیم ممکن است روس ها یا انگلیسی ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اینطور باشد پس ما نباید کاری بکنیم؟ نه ، ما باید رفتار خود را بگونه ای تنظیم کنیم که درست باشد و به این اتهامات توجه نکنیم . ما نباید بر اساس خوش حالی و بد حالی بقیه کارها و برنامه های خود را تنظیم کنیم، ما باید کار خود را بکنیم . بخشی ار این تخریب ها برای این است که ما را به انفعال دچار کنند و بخشی برای اینکه بین ما و مردم فاصله ایجاد کنند و نسبت به ما بد بینشان کنند. ما نباید نسبت به اینگونه مسائل و تهمت ها و تحلیل ها منفعل باشیم .
اخیرا نشریه ای در نوشته ای حزب مشارکت و آقای خاتمی و...را با اوباما و ریگی بهم وصل کرده و نتایجی گرفته است عجیب و لابد اینگونه می خواهند برخی ها را توجیه کنند که اینها ریشه در خارج دارند و...اما ما باید روی اصول خودمان حرکت کنیم و در دام اینها نیفتیم و در عین حال که روی حفظ اصول و استقلال خود پافشاری می کنیم، نباید تعادل خود را از دست دهیم و دچار افراط و تفریط شویم. ما می خواهیم روابط خارجی را با توجه به مصالح خویش پیش ببریم، نه اینکه در هر سخنرانی برای خود کلی دشمن بتراشیم و یک دوست برای خود باقی نگذاریم. نباید این همه ماجراجویی کرد.یکی از نعمت هایی که انقلاب اسلامی برای ما آورده است استقلال ماست و ما نباید اینرا از دست بدهیم . البته ما مسائلی با جهان خارج داریم ، با آمریکا و اروپا ، اما روابط خارجی مان را باید بگونه ای شکل دهیم که در جهت تامین منافع و امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی و رشد و توسعه کشور باشد و سیاست خارجی ما نباید ماجراجویانه و تنش زا باشد و ما دوستان قابل اطمینان و همراهی در شرایط سخت نداشته باشیم .ما نباید این حالت تعادل را چون زیر فشار هستیم از دست بدهیم . حقیقت این است که در چند سال اخیر مدام از حربه ارتباط با بیگانه برای انفعال و سرکوب مردم و نیروهای متفکر جامعه استفاده شده و این باید روشن شود .
اطلاعات رسیده بما می گوید که مخالفان راجع به وقایع و جریانات پس از انتخابات یک افسانه ساخته اند و ظاهرا خودشان هم این افسانه را باور کرده اند و افراد و احزاب را با قلب اطلاعات در جایگاه هایی که می خواهند می نشانند، در این داستان برای هرکس و هر حزب یک نقش قائلند، یک تصویری از حرکت های مردمی و جنبش می سازند اما همه ابعاد این افسانه باید باز و شکافته شود . تصویری از ماهیت جنبش سبز و حرکت مردم ساخته اند که نادرست است و البته می خواهند از این تصویر ساخته شده برای توجیه مراجع و روحانیون و متدینین و...استفاده کنند و در این تصویر نقشی هم برای احزاب و گروهها قائلندکه اینها را وابسته به خارج نشان دهند . در برگه های تبلیغاتی که روز 22 بهمن توزیع می شد تحلیلی برهمین مضمون ارائه شده بود و این نشان می دهد که اینگونه تحلیل ها پشتوانه در برخی جاها دارد ! این کارها و رفتار ها مبتنی بر تحلیل هایی است که در پس پرده انجام می دهند و علاوه بر این یک باور نسبت به دورغ هایی که گفته اند و داستان هایی که گفته اند در ذهنشان به وجود آمده است.
آنچه ما باید انجام دهیم اینکه تلاش کنیم نشان دهیم که این حرکت و جنبش یقینا وابسته به بیگانه نیست، منافاتی با دین ندارد، در راستای زنده کردن قانون اساسی و احیا اسلام رحمانی است. ما باید ریشه های حرکت مردم و جنبش سبز را نشان دهیم و اینکه ریشه این حرکت در انقلاب اسلامی و حتی قبل از آن در جنبش مشروطیت است و این حرکت مخالف با اسلام نیست و برآمده از باورهای دینی مردم و ظلم ستیزی آنهاست . برآمده از قانون اساسی ماست که میراث گرانسنگ انقلاب و خونبهای هزاران هزار شهید است . این میثاق ملی مجموعه و منظومه ای بهم پیوسته از اصول است که با هم معنا دارد و مردم به این مجموعه رای داده اند و همه آنها باید با هم اجرا شود نه اینکه بخشی از آن را برداریم و سوء استفاده کنیم و به بخش های دیگر هیچ توجهی نکنیم . مردم به همه این اصول رای داده اند و همه آن را میثاق می دانند و هر نوع کم رنگ کردن بخشی از اصول لطمه های بزرگی را در پی دارد. جلوگیری از برگزاری کنگره یک حزب قانونی قطعا لطمه به این قانون و میثاق است، خراشی براین میثاق ملی و صورت نظام است و همه اینها باید برای مردم توضیح داده شود . در این شرایط همه ما باید باید از تکیه بر نخبه ها فراتر رویم و به گروههای مرجع دیگر و تاثیر گذارجامعه متوجه شویم ، باید به سمت معلمان ، کارگران و اقشار مختلف برویم و مسائل را برای آنها توضیح دهیم و اگر فراگیری هرچه بیشتر امواج حق خواهی رامی خواهیم باید این ندا به گوش همه اقشار جامعه برسد .
نکته دیگر استفاده از روحیه مذهبی مردم است و باید به گرایش مذهبی مردم توجه تام داشت . ما همه مذهبی هستیم، اما صرف اینکه مذهبی هستیم کافی نیست، تبلیغات پر شدتی که در جامعه براه انداخته اند برخی ها را دچار تردید کرده است به طوری که گاهی من با برخی افراد روحانی و مذهبی که به خوبی من را می شناسند صحبت می کنم گمان می کنند که پشت پرده اتفاقاتی افتاده و ماتغییر کرده ایم، اما وقتی با آنها صحبت می کنم و توضیح می دهم آرام می شوند . ما باید مردم را توجیه کنیم که اینگونه نیست و اینها دروغ و تهمت هایی بیش نیست . ارتباط با مراجع و روحانیت باید بیشتر و قوی تر شود، حداقل با ان بخشی که آمادگی ذهنی داردو دلسوز است. باید آنها را با اهداف جنبش آشناتر و نزدیک تر کرد، در راهپیمایی ها هم بعضی از روحانیون شرکت می کنند ولی باز هم لازم است که این ارتباطات بیشتر شود. این می تواند خنثی کننده افسانه آنها باشد. در ذهن مردمی که اطلاعاتی ندارند بعضا این افسانه می نشیند. اگر جنبش بخواهد پیش برود و عقبگرد نداشته باشد باید دامنه اهدافش را در بین مردم توسعه داد، هم در میان اقشار مختلف مردم و هم در شهر های مختلف، باید مسائل اقتصادی را برا ی مردم توضیح داد، باید به مردم نشان دهیم که برای کم شدن فشار اقتصادی، برای ثبات زندگی، برای کاهش طلاق و بسیاری مشکلات دیگرو کاهش اسیب های اجتماعی باید به اصول قانون اساسی برگشت. این را مردم باید حس کنند. نباید حس کنند این جنبش فقط در رای مردم خلاصه شده است و تنها خشم ناشی از پایمال شدن رای شان است. باید ایران پیشرفته و سعادتمند را با اهداف جنبش پیوند دهیم و یکی کنیم و به مردم نشان دهیم.
سال آینده سال صبر و استقامت ماست و نبودن دوستانی امثال آقای میردامادی در میان ما خسارت است اما در بند بودن همین ها اثراتی دارد که قابل مشاهده است . بنظرم زندان دیگر خاصیت و اثر خود را در مقابله با جنبش سبز از دست داده است . بارها در این هشت نه ماه گذشته فرصت هایی پیدا شده که دعا می کردم اینها زندانی ها را آزاد کنند ، روزنامه ها را آزاد کنند ، اما اینگونه نشد و مدیریت این تحولات انجام نشد . قطعا اگر روزنامه ها و رسانه های کشور محدود نبودند اقبال مردم به رسانه های خارجی کمتر می شد . اگر اینها تدبیر داشته باشند راه حل مسائل و مشکلات کشور از لشکر کشی و پادگانی کردن جامعه نمی گذرد ، راه حل در آزادی های قانونی است . اگر روزنامه ها رانبسته بودند، اگر محدودیت ایجاد نکرده بودند، اگر فضا را کمی باز گذاشته بودند، مردم خیابان ها را خالی می کردند، اگر این آزادی های حداقلی را داده بودند هم دولت قوی تر بود هم مجلس و در مجموع ارکان قوی تری داشتیم. البته این آزادیها برای صاحبان قدرت محدودیت ایجاد می کند اما این بنفع نظام و کشور است و ارکان نظام هم در سطح ملی و بین المللی قدرتمندتر می شوند . این ناراحت کننده است که قوه قضاییه که قرار بود مستقل باشد و هیچ کس نتواند برآن اعمال نظر کند، اکنون چنین وضعی داشته باشد که اطلاعات و سپاه به او دستور دهند که کی را بگیر، کی را ازاد کن، فلان حکم را بده... در اوایل انقلاب شورای عالی قضایی برای همین تشکیل شد که کسی نتواند به قوه قضائیه دستور دهد و متاسفانه این وضعیت تغییر کرد . نه اینکه قاضی دلسوز نداشته باشیم و اتفاقا همان قاضی های دلسوز و شریف بیشتر این ظلم را لمس می کنند و رنج می برند. قضات شریف و دلسوز زیادی در این قوه وجود دارند اما بازتاب بیرونی اینگونه نیست .
به هرحال امیدواریم چرخشی در راستای اهداف جمهوری اسلامی در مجموعه حاکم ایجاد شود. و در خود نظام و حکومت چرخشی متناسب با قانون اساسی در اداره امور ایجاد شود و فضای آزادی بوجود آید تا در سایه آن مسائل و مشکلات کشور و بحران حادث حل شود . احساس من نسبت به آینده این است که حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است، ما هیچ وقت به یکسال گذشته بر نخواهیم گشت، این تغییر ایده ها را باید غنیمت شمرد. من به آینده بسیار امیدوارم، باید به مردم صبر و امید را منتقل کرد، صبر در معنای ایمانی آن، این جنبش چیزی برای خود نمی خواهد، آزادی و بهروزی و سعادت و پیشرفت مردم را می خواهد وقطعا به آن دست خواهد یافت . حرکت بعد از انتخابات و خود انتخابات مردم را به حقوقشان آگاه کرد، باید مردم را به صبر و استقامت دعوت کرد، سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم. سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتیجه رسیدن .
در ابتدای این دیدار آقای کاشفی مسئول ستاد برگزاری کنگره مشارکت گزارشی از اقدامات انجام شده برای برپایی این کنگره و ممانعتی که از سوی وزارت کشور و اطلاعات در این باره به عمل آمد ،داد و با یادبودی از اعضای در بند مشارکت و دیگرافرادی که بدلیل همراهی با جنبش سبز در زندان بسر می برند و آرزوی آزادی همگی آنها در آستانه نوروز و سال جدید ، از مهندس موسوی بواسطه پایداری و همراهی اش با جنبش سبز تشکر و قدردانی کرد و از او خواست همچون گذشته در نیروبخشی و خط دهی یاریگر افراد و گروههای جنبش باشد . پس از سخنان مهندس موسوی نیز افراد حاضر به بیان نظرات و دیدگاههای خود در باره شرایط حادث و اینکه برای پیشبرد و موفقیت هرچه بیشتر جنبش سبز چه باید کرد به بحث و تبادل نطر با مهندس پرداختند و همگی براین موضوع توافق داشتند که سال آینده بدلیل مسائل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و بین المللی سالی سرنوشت ساز برای کشور به شمار می رود و باید آنرا سال صبر و استقامت برای پیروزی جنبش سبز قلمداد داد .
كروبي: جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است
دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه افزود: من همیشه در برای خوب برگزار شدن انتخابات تلاش کردم ، همچنین برای گرفتن صلاحیت افرادی که واقعاً به ناحق رد صلاحیت شده بودند.من احساس کردم که انتخابات مجلس هشتم دیگر از آن قماش نیست؛ هرچه تلاش میکنیم کمتر به نتیجه میرسیم و اینکه در شورای نگهبان به جز یکنفر و آنهم دبیر شورا کسی کاره ای نیست و برخی پرونده ها در شورا اصلاً مطرح نمیگردد و برای اولین بار بود که شنیدم یک گروه پرونده افراد را کارشناسی و تعیین میکنند ؛ حالا این گروه چه کسانی هستند نمیدانم!؟ تا اینکه بعد از انتخابات مجلس هشتم از دوست محترممان، جناب آقای امامی جمارانی خواستم تا جلسه ای را ترتیب دهند و از بزرگان مجمع روحانیون مبارز و دوستان دعوت کردند و من گزارشی در آن جلسه ارائه کردم که بسیار برایشان تازگی داشت. به آنها گفتم”انتخابات سالم دیگر برگزار نخواهد شد،اگر این موضوع حل نشود ماجرای مشروطه و انتخابات بی خاصیت را در پی خواهد داشت”. لذا این اندیشه و فکر من صرفاً بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری نیست و این انفجار و اعتراضات مردمی فقط برای این انتخابات نبود چراکه از مجالس هفتم و ریاست جمهوری نهم به بعد و رد صلاحیت های کشترده باعث این انفجار و حوادث این چنینی شد.
بحث ما اینست که باید علت ریشه یابی شود؛ حاکمیت که از بررسی آن سر باز میزند و بجای حل مشکل، آن را به بیگانگان ارتباط میدهد و ما شاهد گرفتاری عده ای از مدیران عالی رتبه کشور با سابقه مدیریتی بالا و حمله به مطبوعات و بازداشت شدن روزنامه نگاران و دانشجویان به این گستردگی هستیم که قطعاً بی سابقه بوده. در همین سال جاری بیش از ۱۰ روزنامه و نشریه توقیف شد؛ به مراکز علمی حمله و بسیاری از دانشجویان را دستگیر و محاکمه کردند، آنهم در سطحی وسیع!
کروبی افزود: آقایان میگویند ۸۵% مردم بر سر صندوق های رای رفتند و رئیس جمهورشان را با رای بسیار بالایی رقبای خود را شکست داد. در صورتی که سه رئیس جمهور قبلی کشور در ۲۴ سال و هرکدام دو دوره پیاپی؛ رئیس جمهور این کشور بودند. دوتن از این بزرگان در انتخابات دوره دومشان با آراء کمتر و فاحش و قابل تاملی نسبت به دور اول پیروز شدند و تنها نفر سوم توانست با آراء نسبتا بیشتری یعنی ۱میلیون و نیم رای بیشتر نسبت به دور اول در انتخابات پیروز شود، در عین حال که شرکت کننده کمتر بود. حال چگونه باید باور کرد که دولت فعلی با اینهمه تورم و اعتراضات و بیکاری و روابط بین الملل ضعیف اینبار از طرفی ۷ میلیون(نتایج دور دوم سال ۸۴) و از طرف دیگر ۱۷ میلیون(نتایج دور اول سال ۸۴) رای بیشتر کسب کند!! مگر در دوره اول چه معجزه و شق القمری کرده که مردم بخواهند دوباره ریاست ایشان بر قوه مجریه تکرار شود؟ دولتی که بیشترین اعتراضات و جابجایی مدیران و البته لطایف زیادی را نیز به همراه داشت. آیا تعداد زیاد شرکت کننده در انتخابات و آراء خاموشی که اینبار به پای صندوق رای آمدند برای تغییر رئیس جمهوری که میخواست جهان را مدیریت کند نبود؟چرا که روسای جمهور قبلی مدعی نشده بودند برای ۶۰ کشور الگو هستند و در سازمان ملل هاله نور آنها را فرا گرفته باشد!! آیا شرایط سخت اقتصادی انگیزه برای حضور مردم در پای صندوق رای نشد و یا نمیخواستند که مسافتی را تا محل سکونت ایشان بروند و گوجه فرنگی تهیه کنند؟
شاید مردم از اینکه خس خاشاک خطاب شوند و به پای صندوق رای آمدند؟
مهدی کروبی در ادامه این دیدار گفت: من همچنان تاکید میکنم انتخابات غیر طبیعی را داشتیم و این دولت متکی بر رای مردم نیست که نتیجه اش همین انفجار مردمی بود.
مهدی کروبی افزود: البته مثالهای کوچکی زدم که عدله و اسناد فراوانی من جمله دخالت مدیران-توزیع پول-دخالت نیروهای مسلح-تصرف صندوق و تعرفه ها و گزارش تخلفات بسیاری قبل،حین و بعد از انتخابات دوستان از ۲ستاد انتخاباتی معترض در گزارش ۳۷۰ صفحه ای جمع آوری و ارائه دادند که آقایان عنایت و توجه نمیکنند و مکرر میگویند که آنها بدون سند و ارائه هیچ مدرکی صحبت میکنند و یا اصرار بر این دارند مه با ستون پنجم و عامل بیگانه همکاری میکنند.
خودشان هم خوب میدانند که ما نه جاسوسیم و نه از بیگانه خط میگیریم.تنها دلسوز این نظام هستیم و برای حفظ آن تلاش میکنیم و فقط معترضیم.مهدی کروبی در پایان این دیدار از دانشجویان خواست: هیچ گاه مایوس نشوند و مصمم و با اراده به فعالیت خود ادامه دهند. و در راه ایران و امام و شهدا همیشه کوشا باشند.
۱۳۸۸/۱۲/۲۳
پنج شنبه آخر سال با شهداي جنبش سبز مردمي
| نقشه محل دفن تعدادي از شهداي جنبش سبز مردمي ايران در بهشت زهراي تهران |
كليپ "اينجا ايران است" بياد شهداي جنبش سبز مردمي
بهشت زهرا و قبور بی نام؛ میعادگاه سبزها
. ادامه راه سبز «ارس»: اسفند است .... یاد روزی می افتم که امام آمد و در بهشت زهرا مقدمش را گرامی داشتیم. صدایش در گوشم است که می گفت:" شاه قبرستانهای ما را آباد کرد..." قطعه 257 بهشت زهرا، از شلوغ ترین قطعات است، هم برای اینکه قبر رفتگانیست که در این قطعه دفن شده اند، آنان که هنوز سالی بر آن نرفته است و هم برای اینکه مدفن شهدای شناخته شده 30 خرداد است و مردم هر گاه که برای دیدار رفتگانشان می آیند، سری هم به این جا می زنند.شهید مظلوم
دنبال امیر جوادی، محمد کامرانی و محسن روح الامینی، شهدای کهریزک و باقی کشته شده های 25 و 30 خرداد می گردم، حداقل آنهایی که اسم شان را می دانم، پیدایشان نمی کنم.
خانواده یکی از شهدا می گوید: محسن را در قطعه شهدا دفن کردند و نمی دانیم کدام قطعه. هنوز فرصت نکرده ایم برای محسن عزاداری کنیم و به خانواده اش تسلیت بگوئیم، او را به دلیل اینکه پدرش سردار سپاه بوده و وفادار به نظام از ما جدا کردند، ما به وفاداری پدرش احترام گذاشتیم اما آنها از نجابت و وفاداری اش سوءاستفاده کردند و مرد دروغگویی که در بی شرمی جهان را حیرت زده کرده است، محسن را در زمره حامیان دولت خواند! او مظلوم تر از دیگر شهدایمان است، هر چند مرگ مظلومانه اش پر برکت بود.
غم انگیزترین قطعه بهشت زهرا
به قطعه 302 می روم که غم انگیز ترین قطعه بهشت زهرا است. در گوشه جنوب شرقی این قطعه، قبرهایی هستند که نامی ندارند، این قبرها فقط شماره جواز دفن دارند و هیچ نامی روی سنگ قبرهای سیاه و کوچکی که روی این قبرها قرار دارد، به چشم نمی خورد. حنیف مزروعی در تابستان از دفن عده ای بدون اسم در این قطعه گزارش شجاعانه تهیه کرده بود و بعد هم ناگزیر از ترک ایران شده بود.
سنگ های بی اسم را می شمرم، 18 عدد قبر هستند. همه مردمی که در آن جا عزیزی دارند از این قبرها اطلاع دارند و به هم نشان می دهند. مردم می آیند و برایشان فاتحه می خوانند و زیر لب زمزمه می کنند که خدا رحمت شان کند اما بعد بی اختیار می گویند، این جوانان بی گناه که حتما آمرزیده هستند، خدا ما را بیامرزد. از یکی در باره قبر بچه هایی که در عاشورا شهید شده اند، می پرسم، می گوید، همه جنازه های عاشورا را به جز چند مورد هنوز تحویل نداده اند. نمی دانم این خبر صحیح است یا نه. جوان هر چه می داند به من و دیگران می گوید. می گوید، شاید می خواهند آنها را هم بی نام و نشان در گوشه ای دیگری از این قبرستان بزرگ دفن کنند اما چشمان مردم همه جا آنها را می بیند.
سبزها در قبر
دنبال قبر های بی نام که می گردم از تعداد جوانان مدفون در این قطعه حیرت می کنم، صاحبان قبور همه جوان هستند، از هر ده قبر، نیمی قبرهای جوانانی است که عکس شان با ژست های زیبا، زینت قبرشان است و قلبم را به درد می آورد، اینهمه جوان،غیر عادی به نظرم می آید، بخصوص که روی عکس و گاه یواشکی پشت عکس برخی از این جوانان، نواری سبز گره خورده است، نگاه شان و علامت سبز آشناست، مثل نگاه همه کسانی که در راهپیمایی ها می بینیم. از ما بوده اند و هستند، دیر یا زود اسرار هویدا می شود. عکس قبر ها و علامت های سبز را می گیرم.
شهیدان گمنام
از اینکه جای آنها نبوده ام، از خود خجالت می کشم، ساعتی می ایستم و نمی دانم چند فاتحه می خوانم، هر چه می خوانم به نظرم کافی نمی آید. با آنها حرف می زنم و کمک می خواهم تا بتوانیم اسم شان را پیدا کنیم؟ نمی دانم خانواده های این قبرهای بی نشان چه می کنند. می دانم که خانواده دختر 17 ساله ای که از روز 25 خرداد گم شده است، هنوز امید بازگشتش را دارند، به آنها گفته اند حتما دخترتان فرار کرده است و آنها از ترس آبرو و شاید به امید اینکه اگر چیزی نگویند، دخترشان را به آنها باز پس می دهند هیچ نمی گویند. شاید این دخترک صاحب یکی از این قبرها باشد. دختران دیگری هم هستند که گم شده اند، در روز عاشورا، دختری را از ماشینش بیرون کشیده اند و برده اند، اسمش در فهرست اوین است اما خودش نیست، همه چشم انتظارش هستند، او را در کدام گور بی نشانی دفن خواهند کرد؟
بهشت زهرا را با همه سبزیش وداع می کنم. با قبور عزیزانی که فقط به جرم یک پرسش " رای من کجاست؟ " امروز به جای اینکه قهقهه خنده شان خانه ها را پر کند، ساکت و بی روح در سرمای زمستان تنها و بی کس در بهشت زهرا غریبانه خفته اند. آنان که حتی خانواده هایشان نمی توانند برای تسلی دلشان هم های های بگریند و باید بغضهایشان را فرو خورند.
با بغضی در گلو و چشمانی پر آب از در اصلی بهشت زهرا خارج می شوم تا پنجشنبه آخر سال و دیداری دیگر...
۱۳۸۸/۱۲/۱۷
گردهمايی سبز زنان به مناسبت روز جهانی زن در تهران
. ادامه راه سبز«ارس»: جنبش زنان ایران با یاد ندا آقا سلطان و تمامی زنان گمنام جان باخته ی جنبش سبز و نیز همه زنان دربند شده ی این جنبش، روز جهانی زن را در کنار زهرا رهنورد، دور هم گرامی داشتند.
به مناسبت روز جهانی زن ،جمعی از طیف های مختلف فکری جنبش زنان ایران با حضور و در کنار زهرا رهنورد استاد دانشگاه در دفتر میرحسین موسوی گردهم آمدند و پیوند جنبش زنان ایران را با جنبش سبز بار دیگر یادآوری کرده و مطالبات زنان ایران را مطرح کردند.
رهنورد، حلقه ی میان جنبش سبز و جنبش زنان ایران
زهرا رهنورد جنبش زنان ایران را یکی از جنبش های سازنده ی جنبش سبز یاد می کند. او مانند گذشته با روسری رنگی و با آرامش همیشگی اش در این مراسم به عنوان یکی از فعالان حقوق زنان و نیز یکی از رهبران جنبش سبز حضور دارد. بعد از شنیدن سخنان فعالان جنبش زنان پشت تریبون می رود و از اشتراکات ، تفاوت ها ی دو جنبش سبز و جنبش زنان و نیز نقش جنبش زنان در شکل گیری جنبش سبز ایران سخن می گوید.
رییس سابق دانشگاه الزهرا سخنانش را اینگونه آغاز می کند:” این روز و نیز روزهای مبارزه با خشونت برای دستیابی به عدالت و آزادی روزهای با شکوهی هستند.هر روز که ندا و شمیمی از عدالت به مشام می رسد روز پرشکوهی است. آزادی و عدالت دو ویژگی در ذات انسان هاست و امید برای دستیابی به آنهاست که ما را به حرکت وامی دارد.”
همین امید بود که زهرا رهنورد را وا داشت تا در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشته باشد و برای رسیدن به عدالت و آزادی دست از تلاش برندارد. او از آن روزهایش می گوید:”اولین سخنرانی من پس از پیروزی انقلاب در روز جشن تولد حضرت زهرا بود و در آن روزها ما نیز به آزادی خواهی ، دمکراسی طلبی و حقوق زنان امید داشتیم و امیدوار بودیم که در جمهوری اسلامی این مفاهیم عملی شود اما حقوق برابر زنان نیز مانند بسیاری از پروژه های دیگر نا تمام ماند.هر چند از نظر آگاهی سطح آگاهی زنان بالا رفت اما به لحاظ اجرایی این پروژه ناتمام ماند و امیدواریم آرمان های زنان عملی شود.”
این استاد دانشگاه همچنین جنبش زنان ایران را با استفاده از چهار رهیافت بررسی می کند و ادامه می دهد:” وقتی از وجود تبعیض علیه زنان در قوانین صحبت می کنیم ، نیروهای واپس گرا و ارتجاعی خیلی فوری فریاد وااسلاما سر می دهند. آنها با جولان دادن و برائت جویی از اسلام ،قوانین مدنی ای ساخته اند و مهر ایدئولوژیک بر آن زده اند. اما حرف ما این است که به اسلام واقعی عمل شود و به محض شنیدن حقوق زنان نظیر حق طلاق و حضانت ،نیروهای واپس گرا وااسلاما سر ندهند. این رهیافتی است که نسبت میان جنبش زنان و کل نظام را مشخص می کند. جنبش زنان باید بداند که انتظارش از نظام چیست و نظام وظیفه دارد حقوق زنان را رعایت کند و منظور من از نظام هم دولت نیست.”
دومین رهیافتی که رهنورد به آن اشاره می کند نسبت میان جنبش زنان و توده ی زنان است. این که چگونه می توان صدای جنبش زنان را که اتفاقا خواسته زنان توده است ؛ به گوش زنان توده رساند. که در این بخش نیاز به تحقیق و پژوهش ضروری به نظر می رسد.
او در این باره توضیح می دهد:” جنبش زنان در درون خود نیاز به تحقیق دارد این که با بازشناسی نقص های خود با یقین بیشتری خواسته هایش را پی گیری کند. مثلا بازتعریف سنت در دنیای مدرن مهم است چرا که همین سنت های بسته و ایستا بلاهای بسیاری را بر زنان وارد می کنند و بسیاری از مسائل زنان از همین سنت ها ناشی می شود.”
رهیافت دیگری که همسر میرحسین موسوی می گوید نسبت میان جنبش زنان و جنبش سبز است:”جنبش سبز جنبشی متکثر است که علاوه بر قومیت ها و زبان های گوناگون شامل جنبش های مختلف کارگری ،دانشجویی و زنان می شود. جنبش زنان ایران امروز سرشار از خرد و اندیشه است و به عنوان یکی از جنبش های سازنده ی جنبش سبز ایران ، در پی دستیابی به آزادی ،برابری و دمکراسی که از مشترکات این دو جنبش است؛ تلاش می کند. اما بخشی از خواسته ها متعلق به جنبش زنان است که خود باید آنها را پی گیری کند.”
او سخنانش را با یاد نداها،ترانه ها و به یاد زنانی که در درگیری های پس از انتخابات کشته شدند و با یاد زنانی که خیابان ها را با حضور سبزشان پر کردند؛ به پایان می رساند و امیدوار است با یاری جنبش زنان ایران،جنبش سبز به پیروزی برسد.
می مانیم و کشورمان را ترک نمی کنیم
“جنبش زنان در سال های اخیر هزینه های بسیاری داده و به همین دلیل جایگاهی پابرجا یافته است.” نسرین ستوده یکی از وکلای فعال در جنبش زنان ایران با گفتن این مطلب مروری گذار بر سختی های جنبش زنان می کند و تاکید می کند که به خاطر همین سختی هاست که در وطن می ماند و به قول خودش:” هرگز خانه مان را ترک نمی کنیم و می مانیم.”
نسرین ستوده با یاد کردن از عالیه اقدام دوست،شیوا نظرآهاری،عاطفه نبوی و جمعی دیگر از زنان زندانی که او حالا وکالت پرونده هایشان را برعهده دارد؛ می گوید:” در سال های اخیر جنبش زنان ایران با تلاش های بسیار حتی نتوانسته به ده درصد از مطالباتش برسد اما با این وجود پابرجا ماند. جنبش زنان ایران سالیان دراز بگیر و ببندها و کنترل های مداوم را پشت یر گذاشت اما به یک جریان ساری و جاری تبدیل شد و به دلیل همین هزینه ها بود که جایگاهش را یافت.”
آذرافزا از اعضای جبهه مشارکت یکی دیگر از سخنرانان این جلسه نیز به این نکته اشاره می کند که موج سبز حاصل سه دهه موج بوده و زنان نیز در این جریان نقشی پر رنگ داشته اند.
فاطمه گوارایی از دیگر فعالان جنبش زنان نیز در سخنانش این نکته را یادآوری می کند که حضور زهرا رهنورد در جنبش سبز و زنان باید موجب شود که مسائل زنان در پیام ها و بیانیه ها فراموش نشود.
او سه مسئله در درباره جنبش زنان و جنبش سبز مطرح می کند اینکه آیا جنبش زنان باید در جنبش سبز حل شود یا مستقل باشد و یا موضع جداگانه ای داشته باشد و بعد می گوید:” تا کنون جنبش سبز فراجنسیتی برخورد کرده است . در خیابان ها زنان و مردان با هم حضور داشتندو حتی در جان دادن هزینه دادن نیز زنان نقش داشتند.
شهلا لاهیجی ،مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان سخنران بعدی این مراسم است. او می گوید:” اهمیت مسائل زنان را از برخوردی که با آنها می شود، می توان سنجید. چرا به زنان به عنوان مخالف درجه یک نگاه می شود؟چرا با زنان فعال در حوزه محیط زیست و زنان حقوق دان برخوردهای خشن می شود؟ چرا انها با کمال آزادی بیان می گویند این زنان باید حذف شوند؟ اما آیا می توان این ملت را حذف کرد؟
لاهیجی می گوید: این جنبش تمام شدنی نیست تا زمانی که خواست آزادی وجود دارد و تا زمانی که در این سرزمین هستیم این جنبش وجود دارد و اکنون زمان آن است که با درایت و الزامات جامعه ی مدنی حرکت کنیم.
او بار دیگر مشکلات ایران را نه از مردسالاری که از پدرسالاری می داند:” مردان ما سالاران جامعه نیستند بلکه این قوانین از بالا و پدرسالارانه است که بر مردان و زنان حکم می کند و موجب بی عدالتی می شود.
آموختن نشاط و عشق در زندان زنان
“در جریان حوادث پس از انتخابات ، زنان و به ویژه مادران عزادار و زنانی که همسران دربند دارند ، با نوشتن و قلم زدن درحال تولید و پایه گذاری ادبیات جدیدی هستند ادبیاتی که به دور از خشونت به دنبال دستیابی به صلح است.”
این را فریده ماشینی،سرپرست کمیته زنان جبهه مشارکت می گوید. او در ادامه به پایداری و مقاومت زنان دربند اشاره می کند و اینکه هم حزبی او آذر منصوری که ماههاست در زندان اوین زندانی است چگونه به دختران و زنان روحیه می دهد فضای نشاط و امید و حتی عشق را در زندان ایجاد کرده است. و یا دختران جوان دربندی که اینگونه بر اعتقادات سبزشان استوار بوده اند. این ثابت قدمی زنان مثال زدنی است.
ماشینی در بخشی از سخنانش از این سخن می گوید که جنبش زنان با رکود مواجه نشده است: این جنبش در حال حرکت به لایه های عمیق تر جامعه است و باور دارم که مطالبات زنان به شکل جدی در حال پی گیری است .
ماشینی باور دارد که جنبش سبز بار زنانه ی بیشتری دارد:”در این جنبش زنان و مردان در کنار هم و با باور برابری حقوق انسان ها در کنار هم حرکت می کنند و میل به دوری از خشونت و میل به در کنار هم بودن از ابزارهای زنانه ای است که در این جنبش نشان داده شده است.”
فاطمه راکعی از دیگر اعضای جبهه مشارکت نیز از زنان به عنوان پیام آوران صلح یاد می کند:” ما از خشونت بیزاریم و در این شرایط بحرانی باید نشان دهیم که ما زنان نگران جان و کرامت و حیثیت انسان ها هستیم و به معنای واقعی پرچم داران دمکراسی در ایران هستیم.
او در ادامه می گوید:”در این شرایط که عده ای کودتا کرده اند و می خواهند هر صدایی جز صدای خود را در نطفه خفه کنند و با استفاده از این شرایط در پی اعمال قوانین علیه زنان نیز هستند.
او همچنین از ارسال نامه ای از طرف کمیسیون زنان جبهه مشارکت به قوه قضاییه برای آزادی زنان زندانی خبر می دهد نامه ای که با وجود بارها ارسال به دفتر قوه قضاییه پاسخی به ان داده نشده است.
رهنورد گزینه ی مناسب برای رهبری جنبش
نامه های عاشقانه همسران زنداینان دربند این روزها ادبیات جدیدی را تولید کرده است. پرستو سرمدی روزنامه نگاری است که برای همسر دربندش تا کنون نامه های بسیاری نوشته است. می گوید:بلایی که بر نسل ما آورده اند را تنها می توان در واژگان احساسی بیان کرد. نسل ما به هزار زحمت ازدواج کرد و کار پیدا کرد و حالا این خوشبختی کوچک را نیز از ما گرفته اند.”
پرستو سرمدی می گوید:” شاید این بار قدر زنان دانسته شود و حق زنان ایران است که در جنبش سبز زنی نقش رهبری را برعهده بگیرد که زهرا رهنورد این ویژگی ها را دارد.”
مینو مرتاضی لنگرودی از دیگر فعالان جنبش زنان حضور زهرا رهنورد را به عنوان استاد دانشگاه و اندیشمند مغتنم می شمارد و بحثش را وارد حوزه اندیشه می کند:”رهنورد به عنوان یکی از هشت زن اندیشمند جهان شناخته شده است و او در همین شرایط سخت به اینجا رسیده است به همین دلیل می خواهم درباره معنابخشی به برخی از مفاهیم کهن حرف بزنم.”
او می گوید:”در حوزه اندیشه زنان نتوانسته اند به مفاهیمی نظیر عدالت، سرمایه،ازادی و غیره وارد ش.ند. این مفاهیم توسط تفکر مردانه معنی شده و زنان باید به این مفاهیم ابعاد انسانی و فراجنسیتی بدهند.
مادران صلح با تحریم های اقتصادی مخالفند
شهلا فروزانفر یکی از مادران صلح با یادآوری خاطره لی لی فرهادپور یکی از زنان دربند می گوید:” شاخص عدم خشونت برای مبارزه مدنی یکی از دغدغه های ذهنی مادران صلح است.خشونت ابعاد وسیعی دارد و ما تحریم های اقتصادی را نوعی خشونت تلقی می کنیم. تحریم یک جنگ خاموش علیه ملتی است که برای آزادی و دمکراسی و رفاه و خوشبختی به پا خواسته و سرکوب خشونت را تشدید می کند.”
به گفته او اولین گروه اسیب دیده از این تحریم ها زنان و کودکان هستند.
او در پایان به نمایندگی از مادران صلح شالی سبز رنگ که رویش شعر صلح نوشته شده را به زهرا رهنورد هدیه می دهد.
در پایان مراسم نیز منصوره شجاعی از دیگر فعالان جنبش زنان که به تازگی از زندان آزاد شده است بیانیه ی امسال هشتم مارس را می خواند:
برای رفع تبعيض و خشونت و برقراری دموکراسی همچنان قدم برخواهيم داشت
۸ مارس، روز جهانی زن، يادآور اعتراضات همبسته زنان در سراسر جهان است. زنان در جای جای اين کره خاکی همواره تلاش کرده اند تا با توجه به شرايط زمانی و مکانی زندگی اجتماعی خود، از فرصت اين روز برای اعلام خواسته ها و مطالبات شان بهره ببرند و زنان ايرانی نيز در طول تاريخ معاصر ايران در جای جای سرزمين مان، همت خود را به کار برده اند تا در اين روز، صدا و خواسته های خود را در جامعه گسترده سازند.
اما امسال ما زنان ايرانی، روز جهانی زن را در زمانه ای برگزار می کنيم که جنبشی زنده و پويا برای احقاق «حق انتخاب شهروندی » و «آزادی های مدنی» در جريان است، جنبشی که اگر نگوييم بخش پيشتاز آن را زنان تشکيل می دهند اما به جرات می توانيم بگوييم زنان سهمی مساوی و برابر در آن دارند و بار مسئوليت تحقق خواسته های اين جنبش را به تساوی بر دوش گرفته اند و در راه آن از پرداخت هزينه هايی چون ضرب و شتم، حبس و زندان، محروميت از کار و تحصيل و ممنوعيت از خروج، محروميت از انواع حقوق مدنی و حتا مرگ و شهادت ابايی نداشته اند. هرچند زنان ايرانی همواره در تحولات اجتماعی برای رسيدن به عدالت، آزادی و توسعه در يکصدساله تاريخ ايران (همچون انقلاب مشروطه، جنبش تنباکو ، ملی شدن صنعتی نفت، انقلاب ۵۷، جنگ و جنبش های گوناگون اجتماعی سی ساله اخير) همپای مردان نقش داشته اند، اما اين بار زنان، آگاهانه تر و پيگيرانه تر از گذشته حضور يافته اند و با آگاهی جنسيتی در اين جنبش نقشی تاثيرگذار و فعال بازی کردند.
به ويژه تجربيات گروه های مختلف زنان برای مبارزه با بی عدالتی و تبعيض در طول يک دهه اخير در قالب هم انديشی ها، همگرايی ها، کمپين ها، همبستگی ها و ائتلاف های گوناگون، همه و همه حامل تجارب ناب و ارزنذه ای بود که آگاهانه و مسئولانه توسط زنان به جنبش سبز انتقال يافت. زنان نشان دادند که فارغ از تفاوت های قومی، نژادی، مذهبی و طبقاتی می توان در جهت مطالبه ای مشترک، حرکت کرد و برای حل معضلات اجتماعی و بويژه عبور از بحران های سياسی، از طريق گفتگو راه حل های مناسب و هوشمندانه ای پيدا کرد. همين تجربيات بود که نشان داد تنها با پايبندی و تعهد به اصل «پرهيز از خشونت» و صبر و مقاومت و پايداری برای رسيدن به خواسته های مدنی خود، می توان به تغيير اميد بست و و بخشاَ همين تجربيات مدنی و تجربيات مشابه بود که جنبش سبز را تا امروز از واکنش های خشونت آميز و تقابلی مصون داشته است. همسو با اين تلاش ها و مبارزات تاريخی است که زنان ايرانی انتظار دارند مطالبات آنها نيز نه لزوما به عنوان خواسته های گروهی خاص بلکه به عنوان يک خواست عمومی به منظور پيشبرد و اعتلای جامعه به سمت دموکراسی و پيشرفت تلقی گردد.
از اين رو ما فعالان جنبش زنان امروز به مناسبت «روز جهانی زن» ، مطالباتی را که طی سال ها از سوی زنان مطرح شده، بار ديگر اعلام می کنيم:
۱- رفع تبعيض عليه زنان در کليه قوانين مدنی از جمله قانون خانواده، قوانين کيفری و...
۲- الحاق ايران به کنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان
۳- تعبيه راهکارهای قانونی، اجتماعی و سياسی برای کاهش خشونت های خانوادگی، قانونی، اجتماعی، سياسی در جامعه
۴- ايجاد فرصت های برابر در کليه حوزه های سياسی و اداری و مديريتی برای زنان
۵- رفع کليه تفکيک های آمرانه جنسيتی از جمله سهميه بندی و تفکيک جنسيتی در دانشگاه ها، فضاهای عمومی و...
۶- آزادی برای فعاليت های مسالمت آميز زنان در جهت احقاق حقوق شان
۷- آزادی زندانيان سياسی و عقيدتی از جمله کليه زنان زندانی و رفع اتهامات از آنان.
ما در آستانه ۸ مارس، به بانگ بلند اعلام می کنيم که در کنار مردم و کنشگران جنبش سبز خواهيم بود اما همچنان مصرانه برای تحقق خواسته ها و مطالبات مستقل مان نيز تلاش خواهيم کرد و تا تحقق کامل آنها، لحظه ای از پای نمی نشينيم، زيرا که «ما بی شماريم.»

















