۱۳۸۸/۰۷/۰۹

رمضان زاده همچنان بر مواضع خود استوار است

رمضان زاده همچنان بر مواضع خود استوار است

ادامه راه سبز «ارس»: دکتر عبدالله رمضان زاده، قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت روز ۵شنبه با خانواده خود ملاقات کرد.

به گزارش نوروز، این ملاقات که در محل زندان اوین انجام شد، سومین دیدار این عضو ارشد جبهه مشارکت با خانواده اش در طول بیش از سه ماه بازداشت در سلول انفرادی است.

قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی، در این دیدار تاکید کرد که درآخرین بازخوانی پرونده، هیچ کدام از اتهامات را نپذیرفته است. به گفته خانواده این فعال سیاسی اصلاح طلب، دکتر رمضان زاده بر مواضع سیاسی قبلی خود تاکید داشته و پیگیر مسایل حقوقی پرونده خود بوده است. عبدالله رمضان زاده، بیش از صد روز است که در بند کودتاچیان گرفتار است. او تمام این مدت را در سلول انفرادی به سر برده است.

سخنگوی دولت اصلاحات، یکروز پس از کودتای انتخاباتی، در حال رانندگی و درحالی که پسر نوجوانش نیز در کنارش بود مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت و بازداشت شد.

تقدیم به سه آموزگار انسانیت: مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی و فیض‏ الله عرب‏ سرخی

تقدیم به سه آموزگار انسانیت: مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی و فیض‏ الله عرب‏ سرخی

طاقتم طاق شده وطاق های خانه ام پر شده از قاب عکس های تو، هر لحظه دل ام را سوی تو می کنم. نیت می کنم، قربـة الی الاوین، این روزها دیگر دلتنگت نیستم عاشقت هستم، عاشق مرامت، عاشق ایثارت، عاشق مقاومتت و چه زیباست وقتی کلام پروردگارت را می خوانی «واصبروماصبرک الا باالله ولا تحزن علیهم ولاتک فی ضیق مما یمکرون».

«ان الله مع الصابرین»

هر لحظه با تو مرور می کنم آیه های وحی را و به خود می بالم که یاد گرفتم از تو خواندن، فهمیدن و عشق ورزیدن را معلم صبر و پایداری . از تو یاد گرفتم که نه زمان، بلکه عشق مرهم همه ی زخم هاست. از تو یاد گرفتم که انسان بودن، مهم تر از حق بودن است و چه بدبخت کسی که به نام حق تو را در بند کرده. دیگر دلتنگت نیستم، دیگر شکوه نمی کنم، اسیر بودنت هم خار چشمشان شده، برادر.

معنای لا اله الا لله، را از تو و همرزمانت یاد گرفتم. آن جا که آموختید سرمان را در پیشگاه هیچ بشری خم نکنیم و تنها، قادر متعال شایسته ستایش است، آن زمان که یاد دادید زبانمان را خرج تملق و چاپلوسی حاکمان دو روزه دنیای فانی نکنیم. لا اله الا لله را از تو آموختم که خدای جز خدای یکتا نیست و یادم دادی این رمز مبارزه با مستبدان عالم است. خار چشمشان و آغاز مبارزه با هر مستبدی.

قضاوت خدا نزدیک است برادر، میان تو و آنها که حضورت را سخت دیده اند. خدا چقدر نزدیک است به ما حتی از رگ گردن نزدیک تر و تو او را حس کردی و قدم در راه مجاهدت او برداشتی ،قسم به کلام خودش که اجر تو نزد او جاودانی خواهد بود و جزای ظالم نیز نزدیک، برادر.

برادر خطابت می کنم چون آئین برادری و انسانیت را از تو آموختم، آموختم که مظلومان عالم همه برادرند و راهشان ریشه کن کردن ظلم وظالم است. نصرت الهی برای تو و من چقدر نزدیک است، برادر.

اینک بعد از سه، سی روز آغاز می کنم فصل جدید دلتنگی هایم را با عشق به مقاومتت. شکوه هایم را پایان می بخشم به درگاه قادر متعال؛ به کلامش رجوع می کنم که از تو آموختم در روزهای سیاه زندگی دست به دامان او شوم و خدا این گونه پاسخ می دهد:

«و لا تحسبن الله غفلا عما یعمل الظلمون انما یوخر هم لیوم تشخص فیه الایصر »
(گمان مبر خدا از کارهای که ظالمان می کنند بی خبر است. آنان را به روزی حواله می کند که چشمها در آن بازمیماند)

پس می آموزم هرچه آموختم از تو به برادرانم، که میراثت نیز خار چشمشان است، برادر. از حالت خبر دارم برادر، می دانم از آن چه به تو نسبت می دهند ناراحتی اما برادر غمگین نباش، این ظالم پروری ها رسم تاریخ است و آزمایش خدا که آزادگان و شجاعان جهان در بند ظالمان و سفاکان شوند و چه آموختنی خدای بی همتا پیامبرش را صبر می دهد.

«ولقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون»
(و ما می دانیم که سینه ات از آنچه می گویند تنگ می شود)
«فسبح بحمد ربک و کن من السجدین»
(پس به حمد وثنای پروردگارت بگشای و از زمره سجده کنندگان باش)

برادر ، اما پایان کار من و تو این نیست. همیشه اندر پس تاریکی، روشنایی شیرینی است، این را به شهادت تاریخ می گویم.

چراغ ظلم ظالم تا سحر هرگز نمی سوزد / اگر سوزد شبی سوزد، شب دیگر نمی سوزد

برادر می بینم روزهایی را که آزادِ آزاد در پناه قادر متعال باز در کلاس درس انسانیت و معرفتِ تو نشسته ام.

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند / چنان نماند چنین نیزهم نخواهد ماند

و این بار با تجربه های بیشتر، به ما می آموزی که چگونه در راه به سامان رساندن مملکتمان و آئین مان قدم برداریم و باز در دام امپراطورهایِ مستبدِ دروغ ، تزویر و ریا نیافتیم.

آری برادر، اندکی صبر سحر نزدیک است

دادستان تهران به مردمی بودن جنبش سبز اعتراف کرد

دادستان تهران به مردمی بودن جنبش سبز اعتراف کرد

ادامه راه سبز «ارس»: دادستان تهران اعتراف کرد که رویدادهای پس از انتخابات «عقبه‌های مردمی» داشت و گفت: بعد از انقلاب، جریاناتی چون بنی صدر، جنگ و ۱۸ تیر اتفاق افتاد، اما جریان بعد از انتخابات یک جریان ممتازی بود که عقبه‌های مردمی داشت.

عباس جعفری دولت آبادی افزود: انتخاباتی رخ داد و بعد از آن بحران‌هایی به وجود آمد. مبارزه با این بحران مشکل‌تر از بحران‌های قبلی بود. دادستان تهران در حالی از پشتوانه «مردمی» رویدادهای پس از انتخابات سخن می‌گوید که رهبران کودتا، اعتراض‌های پس از ۲۲خرداد را اقدامی از پیش برنامه‌ریزی شده در راستای انقلاب مخملی عنوان کرده و چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب را با همین اتهام به اسارت کشیدند.

با این حال جعفری دولت آبادی عملکرد دستگاه قضایی پس از انتخابات را مستقل و فارغ از سیاسی‌کاری دانسته و ادامه این روش را «راه نجات» عنوان کرد.

دلتنگی­‌های مادر حسین نورانی‌­نژاد

یادداشتی از پروانه رضا، مادر حسین نورانی‏نژاد برای عزیز در بندش.

در زمانی نه چندان دور یعنی 33 سال پیش در خانواده کوچکی در این دنیای غریب پسری به دنیا آمد با چشمهایی سبز به زیبایی فصلی که در آن به دنیا آمده بود؛ به زیبایی بهار. اسمش را حسین گذاشتیم چرا که خیلی مظلوم و معصوم بود. حسینِ ما از همان آغاز، با داستانگویی‌­های شبانه پدرش، شیفته قصه امام حسین (ع) و حضرت علی (ع) شد آنچنان که در هر محفلی، جمعیتی از دوستان و آشنایان را به واسطه زبانِ شیرین کودکانه­اش مجذوب نقل­های خود می­کرد.

تاثیر این قصه‌­ها در شکل­گیری شخصیت حسینم برای هر کسی که او را می­شناسد و با روحیات او از نزیک آشناست به راحتی قابل تشخیص است. حسین سه ساله بود که انقلاب شکل گرفت؛ او عاشق امام خمینی بود و به واسطه این علاقه­‌اش، میان همه شهره بود. آن روزها بعضی همبازی­‌هایش به او حسین اُرودا می‌­گفتند؛ چون با زبان شکل نگرفته کودکی، فرودگاه را اُرودا تلفظ می­کرد و همیشه شعار می­داد: اُرودا اُرودا سنگر انقلابه.

حسین بزرگ‌تر که شد اعتقادات دینی­‌اش عمق بیشتری یافت و تمام دلمشغولی­‌اش مردم و مشکلاتشان بود. این بود که مراسم شب‏های یلدا را بر پا کرد و با همیاری دوستانش به کمک کارتون­خواب‏ها می­رفت و به آن‏ها لباس گرم و غذا می­رساند تا در بلندترین شب سال لبخندی بر لبان آن‏ها نشانده باشد. گاهی اوقات نیز به خانه سالمندان می­رفت و از آن‏ها دلجویی می­کرد. حسین همیشه اهل مطالعه و دست به قلم بود؛ گاهی هم شعر می‌­گفت. این یکی از شعرهای اوست:

کسی آن سوی میز
پشت عینک اش نشسته
و مرا با خط کش کج و معوج اش
اندازه می گیرد
و من
در قاب عینک او
می رقصم

پدر و مادر حسین عاشق اویند چرا که همیشه حسین به واسطه پاکی­، خوش‌­خلقی و کمک رساندن به دیگران در میان دوستان و اقوام و آشنایان باعث افتخارشان بوده و هست. سرانجام روزی حسین عاشق شد؛ عاشق دختری فرهیخته و زیبا به نام پرستو، از خانواده‌­ای نجیب و بسیار محترم. همه به انتخاب حسین احترام گذاشتند و تحسینش کردند چرا که می­‌دانستند حسین هیچ وقت اشتباه نمی­‌کند. این روزها پدر، مادر و پرستو خیلی دلشان برای او تنگ شده است.

مادر که هر روزش را با صدای حسین و احوال­پرسی با مهربان­فرزندش آغاز می­کرد، هیچ‌وقت روزهایی را به تلخی این روزها تجربه نکرده است. وقتی حسین را بردند نگاهش از همیشه مظلوم­تر بود. کاش آنها می­دانستند که سنگ صبور مادری را با خود می­برند، کاش می­‌دانستند که آرام جان مادری را با خود می‌­برند؛ فرزندی را می­برند که مادر ایمان دارد در تمام زندگی جز ثنای پرودگار، کمک به دیگران، و طلب حقیقت کاری نکرده است؟ مادر می­‌خواهد به نوشتن ادامه دهد اما گریه مجال نم‌ی­دهد.

حسین جان، عزیزدلم، همه ما این روزها بیش از همیشه به تو افتخار می‌­کنیم. تو این روزها از همیشه مظلوم­تری. محکم باش و به کارهای خیرت ادامه بده چرا که به بزرگی خدا ایمان دارم و مطمئنم خیرخواهی­‌هایت و دعای همیشگی من و پدرت حافظ تو در برابر جور زمانه و تلخی­های روزگار خواهد بود. با این همه، کاش زودتر بیایی، مادر چشم به راهست...


حذف مقالات دزدی و ساختگی کامران دانشجو و حمید بهبهانی از آرشیو مقالات علمی انگلیسی

در پی تایید سرقت‌های علمی وزرای علوم و راه و ترابری توسط نشریات معتبر جهان صورت گرفت:
حذف مقالات دزدی و ساختگی کامران دانشجو و حمید بهبهانی از آرشیو مقالات علمی انگلیسی!

ادامه راه سبز «ارس»: پس از رو شدن سرقت‌های علمی وزرای دولت کودتا توسط مجلات معتبر علمی دنیا و تایید این سرقت علمی از سوی سردبیران مجلات معتبر علمی، این مقالات ساختگی از آرشیو تحقیقات علمی دانشگاهی حذف شد. جالب اینجاست که آقایان هنوز هم حاضر به پذیرفتن این اشتباه خود نیستند و جناب بهبهانی دیروز در مصاحبه‌ای که به لطیفه بیشتر شبیه بود گفت بیش از ۵۰۰ مقاله علمی منتشر کرده است و معنای استفاده از دسترنج علمی دیگران هم تقلب نیست.

این ننگ و افتضاح علمی متاسفانه آنقدر دامنه‌دار و در سطح گسترده بوده که با هیچ آبی نمی‌توانش شست. هنوز یک هفته از علنی شدن سرقت‌های علمی وزرای متقلب علوم و راه و ترابری، کامران دانشجو و حمید بهبهانی، نگذشته است که مجله معتبر علمی نیچر در تاریخ سی‌ام سپتامبر ۲۰۰۹ ( دیروز) و طی یک یادداشت اختصاصی، از به اثبات رسیدن سرقت‌های علمی دانشجو و بهبهانی خبر داده و نوشته است که بر اساس این تایید که از سوی سردبیران مجلات معتبر علمی صورت گرفته، مقالات ساختگی دانشجو و بهبهانی از آرشیو مقالات علمی دانشگاهی حذف و به ناشرانشان بازگردانده شد.

همچنین در خبر دیگری که مورخ امروز اول اکتبر ۲۰۰۹ در سایت مجله علمی نیچر منتشر شده آمده است که چهارمین سرقت علمی توسط وزیر راه متقلب دولت کودتا نیز علنی شده و درخواست بازگرداندن این مقاله ساختگی به ناشر آن نیز به دو زبان فارسی و انگلیسی در همین خبر آورده شده است.،

در خبر سی‌ام سپتامبر سایت نیچر امده است که با تحقیقات صورت گرفته توسط نیچر و با تایید سردبیر مجله جی. ام. اس. تی، مارک دی جان، متاسفانه ۵۰ درصد محتوا مقالات منتسب به دانشجو و بهبهانی شامل تعریف سرقت علمی می‌شود و منتشرکنندگان این مقالات، محبور به پس گرفتن این آثار شده‌اند. جای بسی تاسف است که وزیر علوم کشور که مهم‌ترین وظیفه‌اش رسیدگی به کیفیت علمی دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های علمی است، چنین گاف‌های بزرگ علمی‌ای در زندگی آکادمیکش داده است و در حال حاضر در مقام استاد تمام در یکی از دانشگاه‌های معتبر کشور مشغول تدریس است. به راستی چه کسی پاسخگوی زیر سوال رفتن و بی‌ ارج و قرب شدن آکادمیسین‌ها، محققان و دانشجویان ایرانی در دانگاه‌های مختلف جهان است؟ نمایندگان مجلس تا کی می‌خواهند نظاره‌گر تقلب‌های پی‌در‌پی باشند و سکوت کنند؟ آیا زمان استیضاح فرا نرسیده است؟

گزارش تصویری از دیدارعبدالله نوری با جانباز اصلاحات

در دیدارعبدالله نوری با جانباز اصلاحات:
دستگيری حجاريان، زیان جبران‌ ناپذیری برای حکومت داشته است

ادامه راه سبز «ارس»: عبدالله نوری به همراه جمعی از دوستان سعید حجاریان صبح پنج شنبه با حضور در منزل وی با او دیدار کرده و به گفت‌و‌گو نشست.

در ابتداي اين ديدار سعيد حجاريان به بیان خلاصه‏ای از وضعیت خود در طول دوره بازداشت پرداخت. در ادامه عبدالله نوری ضمن ابراز خوشحالی از آزادی سعید حجاریان و تجلیل از وضع روحی مناسب وی، رفتار پس از انتخابات حکومت را اشتباهی فاحش دانست و گفت: "حکومت از این دستگیری ها چه نتیجه ای به دست آورد؟ به نظر من همه دستگیری‌های مربوط به انتخابات به ویژه دستگیری آقای حجاریان با جسمی معلول و ناتوان زیان جبران ‌ناپذیری برای حکومت دربر داشته است."

وي با بيان اينكه پس از اعلام نتایج انتخابات مردم در دو گروه تقسیم شدند؛ اظهار داشت: "گروهی معتقد به صحت انتخابات و البته آراء 25 ملیونی! برای رییس جمهورشان بودند و گروه دیگری چنین اعتقادی نداشتند، حال سئوال این است که آیا با مجموعه رفتاری که در طول این صد و چند روز از سوی حکومت انجام پذیرفت از دستگیری‌های گسترده تا دادگاه‌های کذایی، از برخوردها و خشونت‌های خیابانی تا اتفاقات ناهنجار بازداشتگاه‌ها و از اعترافات متهمان تا مصاحبه‌های به اصطلاح در محیط آزاد آیا حتی یک نفر از افرادی که جزو گروه دوم و البته بیرون از زندان بوده‌اند به گروه اول پیوسته است؟"


عبدالله نوری خاطر نشان كرد: "چنانچه چنین نتیجه‌ای گرفته نشده باشد قطعا حکومت حتی در راستای اهداف خودش هم شکست خورده است، اگر هم هدفش ارعاب ملت بوده باز هم سئوال این است که آیا با رصد راهپیمایی روز قدس به نتیجه مطلوب خود رسیده است؟ تنها در یک حالت، حکومت ممکن است به نتیجه دلخواه خود رسیده باشد و آن هم توجیه گروه اول و جلوگیری از ریزش هر چه بیشتر حامیان خود."


نوری در پایان ضمن دعا برای سلامتی دکتر سعید حجاریان استخلاص همه زندانیان بی گناه را از خداوند منان خواستار شد.

گفتني است سعید حجاريان پيش از ظهر چهارشنبه بعد از تحمل بيش از صد روز زندان، با قيد وثيقه و به صورت موقت آزاد شده است.


حسین طائب با دستانی آلوده به خون ملت از بسیج رفت

حسین طائب با دستانی آلوده به خون ملت از بسیج رفت

ادامه راه سبز (ارس): حسين طائب از فرماندهي کل بسيج مستضعفين به يک نهاد مهم در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منتقل شد.

حسين طائب، پس از تصدي مسئوليت‌هاي مختلفي چون معاون فرهنگي ستاد مشترك و فرمانده دانشكده فرهنگي دانشگاه امام حسين(ع) سپاه، به عنوان فرمانده نيروي مقاومت بسيج منصوب شد.

وي مدتي معاون هماهنگ‌كننده دفتر رهبر انقلاب و همچنين مدت بيش از سه سال معاون فرهنگي ستاد مشترك سپاه و نيز فرمانده دانشكده فرهنگي دانشگاه امام حسين(ع) بود.

پیش از این در گزارشی دقیق از نقش حسین طائب به عنوان فرمانده بسیج در سرکوب‌های پس از انتخابات پرده برداشته بودیم و نشان دادیم که وی بر اساس پیشینه رفاقتش با مجتبی خامنه‌ای چطور به سرحلقه سرکوب‌های اخیر بدل گردید. او رفت تا مزد این خوش خدمتی و ملیجک ولایت بودن خود را از فرمانده کل قوایش دریافت کند!

بعد از اینکه به کرات در رسانه‌های مختلف نقش حسین طائب به عنوان فرمانده بسیج در سرکوب‌های بعد از انتخابات پرده برداشته شد و نیز پس از اینکه مهدی کروبی نیز در افشاگری شجاعانه خود درباره ترانه موسوی، نقش حسین طائب در سرکوب‌ها و حضورش در بازجویی‌ها را علنی نمود، باخبر شدیم که جناب طائب از فرماندهی بسیج مستضعفین برکنار و به یک نهاد مهم در سپاه (که هنوز هویتش احراز نشده) منتقل گردیده است.

این اتفاق بیش از هر چیز همگان را به یاد انتقال سعید مرتضوی از مقام دادستانی کل تهران به معاونت دادستانی کل کشور می‌اندازد. البته از یک دولت برآمده از کودتا بیش از این هم انتظار نمی‌رود که مهره‌های سرکوبگر خود را به جای محاکمه کردن ارتقا می دهد. اما نباید از نظر دور داشت که این ارتقاء یافتن‌ها و جابجایی‌های صوری گرچه توفیری در نقش پشت پرده این افراد در آنچه پیش از این جابجایی‌ها نیز بدان مشغول بودند، ندارد، اما برای سبزها به مثابه یک پیروزی است.

جابجایی مرتضوی، شخصی که حضورش در یکی از حساس‌ترین پست‌های قضائی کشور، منجر به خفقان در عرصه مطبوعات کشور و دستگیری عزیزترین فرزندان این آب و خاک شده بود، به مقامی که علی رغم عنوان پرطمراقش، هیچ یک از این اختیارات را به وی نمی‌دهد، در نتیجه فشارهای رسانه‌ای و بازتاب بین‌المللی میسر شد و برای سبزها اتفاقی میمون و مبارک بود. حال چنین اتفاقی درباره حسین طائب نیز رخ داده است و آنان که دست بالاتر را در قدرت داشتند گویا بالاخره فهمیدند که گره خوردن نام بسیج که از سال‌های دفاع مقدس تا به امروز، میرحسین موسوی از آن به عنوان مدرسه عشق یاد کرده بود، با نام کودتاگری چون حسین طائب چندان به نقع نظام نیست.

با حضور حسین طائب در بسیج و ارتباطات نزدیک وی با افرادی چون محقق که سردستگی نیروهای لباس شخصی را عهده‌دار است، نفوذ لباس شخصی‌ها به نهاد بسیج شدت گرفت و تشخیص بسیجی حقیقی از بسیجی درووغین را برای همگان دشوار کرد. از عوارض حضور طائب در مقام فرماندهی بسیج این بود که نام بسیجی را در اذهان مردم مخدوش کرد. در این بین بسیجیان مخلص و جان برکفی که در سال‌های تلخ جنگ از جان و مال و خانواده خویش گذشتند و برای دفاع از کیان میهنشان به جبهه‌های نبرد شتافتند، قربانیان اصلی این عزل و نصب‌های ناسنجیده بودند.

بی‌شک روزگاری می‌رسد که افرادی چون حسین طائب باید تاوان خون شهدای بیگناه سبزی که برای گرفتن رای خود به خیابان آمده بودند و با سینه‌ای دریده از آتش گلوله‌‌های بسیجیان غیرواقعی مسلح برای همیشه در گورستان بهشت زهرا آرمیدند را بدهد. شاید نه در دوره عمر دولت مستعجل کودتا، اما آن روز بی‌شک فرا خواهد رسید که وعده خداوند حق است.

اندکی صبر، سحر نزدیک است