۱۳۸۸/۰۷/۱۰

برگ زرین دیگری از جنایات لباس شخصی ها رقم خورد

برگ زرین دیگری از جنایات لباس شخصی ها رقم خورد
قتل یک پسر جوان در اثر ضرب و شتم مامور نماها

پسر جوانی به نام "امیرمهدی حمزه لوئی" بر اثر ضرب و شتم نیروهای لباس شخصی کشته شد.

به گزارش نوروز، نیروهای مزبور که دارای یک اتومبیل ون و یک پژو ۲۰۶ بودند، این پسر جوان را به همراه دو نفر دیگر از دوستانش در کنار پارک قیطریه بازداشت کرده و به داخل ون هدایت می کنند.

در این فاصله یکی از این جوانها اجازه می یابد تا با تلفن همراه، پدرش را از موضوع بازداشت مطلع کند.

این سه جوان خواستار ارائه کارت شناسایی از بازداشت کنندگان که خود را پلیس معرفی کرده بودند می شوند، اما این درخواست آنها واکنش شدید بازداشت کنندگان را درپی داشت.

بازداشت کنندگان با بیان اینکه "این بچه ها چقدر پررو شده اند که از ما کارت شناسایی می خواهند" آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده تا جایی که ناگهان امیرمهدی بر اثر ضربات آنها که مجهز به بیسیم و تجهیزات پلیس بودند، بیهوش می شود. ماموران با دست پاچگی این 3 نفر را از اتومبیل بیرون انداخته و صحنه را ترک می کنند. دستپاچگی آنها به حدی بود که در هنگام ترک محل، با ماشین از روی پای امیرمهدی که بیهوش بر زمین افتاده بود، عبور می کنند.

امیرمهدی حمزه لوئی در راه انتقال به بیمارستان شهدا از دنیا می رود.

از علت بازداشت اولیه این سه جوان اطلاع دقیقی در دست نیست، اما عدم انتشار خبر این حادثه در رسانه ها، تخلف پلیس در این ماجرا را محرز می کند.

بعد از تقلب و سرقت علمی، اینک پرونده فساد اداری معاون اول رئیس دولت کودتا

بعد از تقلب و سرقت علمی، اینک پرونده فساد اداری معاون اول رئیس دولت کودتا
ادامه راه سبز «ارس»: محمدرضا خاتمی به درستی اشاره کرده است که «دولت بعد از نهم برای ما موضوعیت ندارد». با این حال مرور کارنامه روابط احمدی‌نژاد با مردی که در دولت کودتا به معاونت اول منصوب شد بهترین یادآوری است برای ما که بدانیم چرا مبارزه می‌کنیم و چرا ماندن احمدی‌نژاد در راس دولت به باد دادن سرمایه‌ها، آبرو، زندگی، ایمان و تاریخ ماست. محمدرضا رحیمی که چندی پیش به معاونت اول احمدی‌نژاد منصوب شد، از بارزترین مصادیق فساد در نظام اداری ایران است، مردی از زمره آن‌ها که مدارج ترقی را یک به یک صرفا با پشت هم اندازی، چاپلوسی و دستمال به دستی طی می‌کنند. می‌توان گفت که در تمامی سال‌های پس از جنگ هر جا سخنی از فساد بوده، نام محمدرضا رحیمی است که می‌درخشد: چه در دولت هاشمی، چه در دانشگاه جاسبی، چه در مجلس حداد، و چه در دولت کودتایی احمدی‌نژاد. موج سبز آزادی پیش از این در گزارشاتی مفصل پرده از تقلب‌ها و سرقت‌های علمی دو تن از وزرای دولت کودتا پرده برداشت.حال نوبت به محمدرضا رحیمی رسیده است که اینک معاون اول رئیس دولت کودتاست. بد نیست مردم بدانند علاوه بر تقلب، مهره‌های این دولت برآمده از کودتا در فساد اداری هم سابقه درخشانی دارند. برای اینکه این حرف در حد ادعایی صرف باقی نماند با هم نگاهی می‌اندازیم به سوابق نه چندان درخشان محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس دولت کودتا:

۱) در دولت دوم هاشمی رفسنجانی: رحیمی که زمانی در شهرداری سنندج و دانشگاه آزاد این شهر پرونده‌هایی مرتبط با زمین‌خواری این دانشگاه داشت، از سال ۷۲ به استانداری کردستان می‌رسد و در حلقه‌ای قرار می‌گیرد که غلوگویی‌های غریبی را درباره هاشمی رفسنجانی شروع کردند. آن طور که حامد طالبی، وبلاگ‌نویس حامی کودتا و از همکاران دستگاه‌های امنیتی، بیش از یک سال پیش افشا کرد، در جریان سفر«سردار سازندگی» به کردستان رحيمي كشاورزان را واداشت تراكتورهای خود را طوری پارك كنند كه از بالا جمله «درود بر هاشمي» را شكل بدهند! در همين سفر رحيمي خم شد و دستان هاشمی را بوسید. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ رحیمی از حامیان سرسخت ناطق نوری بود و پس از انتخابات پرونده‌ای از تخلفات او در جریان رای گیری در وزارت کشور گردآوری شد.

۲) در مجلس هفتم: رحیمی که در انتخابات نهم ریاست جمهوری از هاشمی رفسنجانی حمایت کرده بود، در مجلس هفتم به ریاست دیوان محاسبات رسید. دیوان محاسبات عملا بازوی نظارتی مجلس شورای اسلامی است اما گرینه حدادعادل برای ریاست این بازوی نظارتی اعتقاد چندانی به «نظارت» نداشت، اگر می‌دید که می‌شود با «رفاقت» کلاهی از نمدی دوخت. این جا بود که نام رحیمی بر سر زبان‌ها افتاد. او در همایش سراسری مدیران دیوان محاسبات در خرداد ۸۵ از احمدی‌نژاد دعوت کرد برای سخنرانی حاضر شود و در حضور احمدی‌نژاد سخنانی بر زبان راند که گوی سبقت از تمامی متملقین هاشمی رفسنجانی ربود. او از این‌جا شروع کرد که «ما حاضریم در امر نظارت همکاری همه‌جانبه‌ای با دولت داشته‌ باشیم»! با وجودی که پیام این جمله روشن بود، رحیمی احساس کرد که ممکن است احمدی‌نژاد متوجه «نکته» نشده باشد. این است که اضافه کرد: «من در همايش ديوان در سال گذشته گزارش و آماري از تخلفات دولت قبل ارائه دادم ولي در اين همايش آماري ارائه نمي‌دهم و مطمئن هستم در دولت جديد كه مملو از مديران و وزراي كارآمد است، تخلف به شدت كاهش پيدا مي‌كند.»! ولی او حتی به این‌جا هم ختم نکرد!

به گزارش ایسنا، رحيمي افزود: «ديوان محاسبات كل كشور خود را موظف مي‌داند كه با دولت برآمده از آراي مردم با تمام وجود همكاري كند و ما در حال حاضر سعي مي‌كنيم علاوه بر بحث نظارت اگر گره‌اي در كار اجرايي باشد آن گره را بگشاييم» (!!). عجله نکنید! هنوز ادامه دارد: «رييس ديوان محاسبات كل كشور، گفت: اعتقاد قلبي بنده اين است كه بايد با دولت جنابعالي بيشتر از دولت‌هاي قبل همكاري كنيم. البته ما با دولت‌هاي قبل نيز همكاري مي‌كرديم ولي اكنون بايد همكاري با اين دولت به صورت ويژه باشد، چرا که اكنون تمام مديران ديوان محاسبات مطمئن هستند كه اين دولت، دولت خدمت‌گزار است و براي خدمت‌گزاري تلاش مي‌كنند.» به این ترتیب رحیمی به یکباره نهاد نظارتی مجلس را دو دستی تقدیم احمدی‌نژاد کرد تا آینده‌ سیاسی خود را در کنار او تضمین کرده باشد. با این حال تمام ماجرای آن جلسه به این سخنان ختم نشد. به گمان ناظران آن‌چه باعث شد رحیمی دل احمدی‌نژاد را «مطلقا» به دست آورد، سخن دیگری بود که او بر زبان آورد:

«وجود مبارك جناب‌عالي را محترم مي‌شمرم. ما خود را پاره‌اي از دولت جناب‌عالي مي‌دانيم و در سراسر كشور در عرصه‌هاي اجرايي با جناب‌عالي همراهي و سعي خواهيم كرد تا اگر گره‌اي در كار اجرايي وجود داشته باشد، آن را بگشاييم. در دو سفر اخير كه به تركيه و سوريه داشتم، دو نكته توجه من را جلب كرد. در يكي از سفرها شاهد بوديم كه آن‌جا مردم به وجود شما افتخار مي‌كردند و حتي در يك جا و محله به بركت وجود شما به ما هديه دادند و گفتند رييس‌جمهور شما كسي است كه يك تنه، در برابر استكبار و آمريكا ايستاده است. در حلب ما افتخار مي‌كرديم؛ چرا كه در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به بركت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌كردند و مي‌گفتند دكتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهور ماست. در اين كشورها حال و هواي ديگري حاكم بود. در اين شهرها ما را مورد نوازش قرار مي‌دادند و شما را به خاطر اقداماتتان مورد ستايش. البته من اينها را اين‌جا نبايد عرض مي‌كردم، ولي عمدا گفتم و تاكيد دارم كه ديوان با دولت شما بيشترين همكاري را خواهد داشت. به شما مي‌گويم كه ديوان در خدمت شما خواهد بود. ديوان جايي است كه به هيچ دستگاهي نيازمند نيست، اما ما در كنار شما خواهيم بود. در گذشته ما در كنار دولت‌ها بوديم و در آينده نيز خواهيم بود. ما با عزم و جزم زياد در كنار شما خواهيم بود. در سوريه در شهر تاريخي بصرا كه اسم آن را بعضا ممكن است نشنيده باشيد، يكي از مسلمانان به من گفت كه من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است.»

حدادعادل چنین فردی را در راس نهاد نظارتی مجلس قرار داد و او نیز به درستی رگ خواب احمد‌ی‌نژاد را پیدا کرد. از آن جلسه تا امروز که رحیمی به معاونت اول دولت کودتا رسید کارنامه او مشحون است از سه سال پادویی در خدمت دروغ‌های پیاپی احمدی‌نژاد

۳) در دولت نهم: در مجلس هشتم رحیمی از دیوان محاسبات کنار گذاشته شد. احمدی‌نژاد او را به معاونت مجلس ریاست جمهوری منصوب کرد و در مراسم معارفه‌اش گفت: «در ابتدا تصميم داشتم آقاي رحيمي را به وزارت كشور ببرم اما به دلايلي اين تصميم تغيير كرد كه يكي از آن‌ها را در اينجا مي‌گويم. وقتي ديدم قلم‌ها و زبان‌هايي حاضر شده‌اند او را در اين سمت قطعه قطعه كنند و فرصت خدمت را از او بگيرند از تصميم خود صرف نظر كردم، با اين حال امروز يك نفر ديگر به جمع ما در قوه مجريه اضافه شد. آقاي رحيمي در دوران تصدي مسووليتش در ديوان محاسبات هيچ‌گاه عليه دولت مانع‌تراشي نكرد، در حالي كه برخي بدون اين كه يك سوال از دولت بكنند نامه مي‌نويسند و حكم مي‌دهند و بعد اعلام و مردم را نگران و ناراحت مي‌كنند.» در این دوران نام رحیمی با ماجرای استیضاح علی کردان، وزیر کشور سه ماهه دولت نهم، بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاد. هنگامی که نمایندگان اقدام به افشای تقلبی بودن مدرک کردان کردند او به آب و آتش زدن را شروع کرد تا اعتراضات را خاموش کند. او ابتدا با ایرنا مصاحبه کرد و گفت نماینده‌ای را به انگستان فرستاده تا سایت دانشگاه آکسفورد را بررسی کنند (!) و در نتیجه‌ بررسی این نماینده مشخص شده است که «مطالب مربوط به مدارک وزير کشور از روي سايت اينترنتي کاملا حذف شده و اطلاعاتي دراين خصوص وجود ندارد، در نتیجه نماینده ما اقدام به استخدام وکيل کرد. وکيل انگليسي از طريق مقامات قانوني به سايت اصلي دانشگاه آکسفورد مراجعه و همه اطلاعات مربوط به دکتراي کردان را که در جلسه اخذ راي اعتماد توزيع شده بود، از آن سايت استخراج کرد. وکيل انگليسي بعد از مراجعه به مقامات قضايي مراتب صحت مدرک را تاييد کرد و از طريق سفارت ايران براي آقاي کردان فرستاد که اين مدرک شنبه گذشته به دست وي رسيد و من شخصا مدرک را ملاحظه کردم(!)» (این خبر پس از تایید جعلی بودن مدرک کردان از خروجی ایرنا حذف شد، اما موج سبز آزادی تصویر آن را این‌جا منتشر می‌کند)


مدرک مورد اشاره رحیمی منتشر شد و چیزی نبود مگر کاغذی جعلی سرشار از غلط‌های تایپی و گرامری و صوری! (تصویر آن را این‌جا ببینید) پس از آن رحیمی اقدام به تطمیع نمایندگان و پرداخت وجوه پنج میلیونی به نام کمک‌هزینه تعمیر مساجد کرد ولی از آن‌ها رسیدی گرفت که در آن اعلام می‌کردند امضای خود را از نامه استیضاح کردان پس گرفته‌اند! عوض حیدرپور، نماینده شهرضا، و علی‌اصغر زارعی، نماینده تهران، این موضوع را افشا کردند و به دنبال آن عباسی، مدیرکل پارلمانی دولت، از مجلس اخراج شد. با این حال اعتراض نمایندگان مبنی بر دخالت رحیمی در این موضوع راه به جایی نبرد و احمدی‌نژاد ضمن حمایت از او از در تهدید نماینگان درآمد و دستور داد از این پس هیچ کمک مستقیمی از طرف دولت به نمایندگان مجلس صورت نگیرد

در همین زمان بود که نوع حمایت رحیمی از کردان نمایندگان را مشکوک کرد و مشخص شد مدرک دکترای رحیمی (که با آن در دانشگاه آزاد تدریس هم کرده) دوقلوی مدرک کردان است.

با انتصاب رحیمی به معاونت اول بار دیگر بحث مدرک دکتری او بالا گرفت، اما این بار همه می‌دانند که با احمدی‌نژاد سخن گفتن از معایب دروغگویی و تقلب بی‌معناست و شبیه شکایت بردن از دزد به راهزن است. از همین روست که رییس کمیسیون آموزش مجلس به گفتن این جمله اکتفا می‌کند که «در قانون برای معاون اولی مدرک تحصیلی خاصی درج نشده است»، الیاس نادران می‌گوید «دلایل عدم صلاحیت معاون اول رئیس‌جمهور را فعلا رسانه‌ای نمی‌کنم» و احمد توکلی قضیه را شخصی می‌کند تا بلکه رحیمی خودش خجالت بکشد(!): «رحیمی به جعلی بودن مدرکش واقف است». الیاس نادران که پیش از این سندی منتشر کرده بود که برمبنای آن رحیمی به یک موسسه بی‌اعتبار سفارش داده بود تا برایش با عنوان «دکتر رحیمی» تقدیرنامه‌ای دانشگاهی صادر کنند - این بار می‌گوید «دلایل عدم صلاحیت معاون اول رئیس‌جمهور را فعلا رسانه‌ای نمی‌کنم». مشابه همین خبر را سایت فرارو، روزنامه جمهوری اسلامی، و سایت تابناک نیز منتشر کردند و همگی با شکایت رحیمی مواجه شدند بدون این که رحیمی متن خبرشان را تکذیب کند!

در همین گیرودار پارلمان نیوز در خبری ویژه خبر تحت تعقیب قرار گرفتن رحیمی را در تاریخ بیست و پنجم مردادماه امسال منتشر کرد و نوشت: در پی بی اعتنایی معاون پارلمانی محمود احمدی نژاد به احضار کتبی جهت حضور در دادگاه عمومی جزایی تهران، بازداشت وی در دستور کار دادگاه قرار گرفته است. محمد رضا رحیمی به دو اتهام "تحصیل مال نامشروع" و "تصرف غیرمجاز در اموال دولتی" از سوی شعبه 1057 دادگاه عمومی جزایی تهران تحت تعقیب قرار گرفته است و نیز اعلام کرد در صورتی که رحیمی مجددا در مهلت مقرر از حضور در دادگاه خودداری نماید، دستور جلب وی صادر خواهد شد. اما این شخص ناباورانه همچون متقلبان دیگر این کابینه بی هیچ دغدغه‌ای به فعالیت خود در کابینه کودتا ادامه می‌دهد.

حضور افرادی چون کامران دانشجو، حمید بهبهانی، عوضعلی کردان، اسفندیار رحیم‌مشایی و محمدرضا رحیمی در حلقه‌ نزدیک‌ترین افراد به احمدی‌نژاد و ترک کابینه توسط نیروهایی که حداقلی از کارآمدی داشتند (فتاح و باقری لنکرانی و امثالهم) جای کوچکترین شبهه‌ای برای بی‌کفایتی مطلق این دولت باقی نگذاشته‌ است. از همه دیدنی‌تر در این میان عملکرد مجلس شورای اسلامی، یا همان خانه ملت سابق است که به جای به سوال کشیدن این کابینه پرخطا و تقلب راه سکوت در پیش گرفته است. رای ملت را که به هیچ گرفتند، لااقل کاش برای آبروی این مردم پشیزی ارزش قائل باشند!

فیلم مستند "ایاک و الدماء"، درباره وقایع پس از انتخابات (کیفیت بالا)

فیلم مستند "ایاک و الدماء" (از خونریزی بپرهیز)

بنا به درخواست اکثر دوستان، لینک دانلود و نمایش آنلاین مستند ایاک و الدماء با کیفیت بالا ویدیو سی دی VCD نیز از هم اکنون در دسترس عزیزان قرار گرفت.

ادامه راه سبز «ارس»: جغرافی از تاریخ، راست‏تر حرف می‏زند، طبیعی است. جغرافیا، طبیعت خدا است و تاریخ، طبیعت خان! و اما، تقدیری که بر طبیعت و تاریخ حکم می‏راند، نشان می‏دهد که علیرغم چنین توفیق بزرگی که جبهه "زور" و "ظلم" و "مذهب حاکم" به دست آورد، عدالت پیروز می‏شود و آرزوی برابری انسانی و زوال نفاق و نزاع ددمنشانه روباه‏ها و گرگ‏های تاریخ آدمی تحقق می‏پذیرد و مگر نه حق و عدل، هنگامی در جهان پدید می‏آید که کفر و ظلم، به اوج قدرت خود برسد؟ این است که "‏شط‏العرب" به "دریا" می‏ریزد.
"حسین، وارث آدم" – معلم شهید، دکتر علی شریعتی

بسم رب الشهدا
میخواستم مطلبی درمورد این واقعیت به پرده کشیده شده بنویسم ولی هرچه بنویسم گویا تر از خود این ویدیو نخواهد بود بخصوص که می بینیم که یک نفر از کشورم با اسم مردم ایران پا به مجامع بین المللی می گذارد و به جای دفاع از مردم کشورش سخن به گزاف از اوهامات و خیال پردازیهایش می گوید و خود را زیر بار مسوؤ لیت مردمی می خواند که در جواب عکس یک شهیدش عکس فردی از کشور دیگری را بیرون می آورد و دفاع می کند. دیدن این صحنه ها تمام وجود را مملو از نفرت می کند، نه از آنچه که او داعیه حمایتشان را دارد، حتی نه از خود او که او خود بس ناچیز است، که ازدروغگویی، پلیدی، بی شرمی و هرآنچه که خصلت او و یاریگرانش است. (ا.ح)

فیلم مستند "ایاک و الدماء" توسط گروهی از هنرمندان دفاع مقدس به سرپرستی ا.ح ساخته و تولید شده است. این مجموعه ارزشمند با اشاراتی از نهج البلاغه، حاوی صحنه‏هایی تکان دهنده از وقایع اخیر بعد از انتخابات ایران، کشتار و تیراندازی به مردم بی دفاع توسط بسیجان و سپاهیان جنگ نرفته است. مستند ارزشمند ایاک و الدماء (از خونریزی بپرهیز) به همه ایرانیان صبور و ظلم‏ستیز تقدیم شده است:

نمایش کامل مستند ایاک و الدماء (کیفیت بالا VCD مناسب اینترنت پرسرعت)


نمایش کامل مستند ایاک و الدماء (کیفیت و حجم پایین مناسب اینترنت کم سرعت)


نمایش همین مستند (کیفیت پایین) در شش قسمت به همراه لینکهای دانلود شش قسمتی
نمایش قسمت اول

نمایش قسمت دوم


نمایش قسمت سوم

نمایش قسمت چهارم


نمایش قسمت پنجم


نمایش قسمت ششم



به درخواست مخاطبین عزیز، لینک دانلود هر شش قسمت فیلم مستند ایاک و الدماء (از خونریزی بپرهیز) در زیر درج میگردد:

دانلود قسمت-۱ اینجا (فرمت flv حجم~ ۱۲ مگ)
دانلود قسمت-۲ اینجا (فرمت flv حجم~ ۱۳ مگ)
دانلود قسمت-۳ اینجا (فرمت flv حجم~ ۱۲ مگ)
دانلود قسمت-۴ اینجا (فرمت flv حجم~ ۱۳ مگ)
دانلود قسمت-۵ اینجا (فرمت flv حجم~ ۱۲ مگ)
دانلود قسمت-۶ اینجا (فرمت flv حجم ~ ۲ مگ)
و
دانلود فایل فیلم از خونریزی بپرهیز (فرمت flv کیفیت بالا VCD در حجم ۱۸۷ مگ):
روی اینجا کلیک راست کرده و Save ... As را انتخاب کنید.

۱۳۸۸/۰۷/۰۹

موسوی، راهبر مدرن

موسوی، راهبر مدرن
مرتضی کاظمیان: میرحسین موسوی را به جرات می‌توان «راهبری مدرن» برای جنبش اعتراضی این روزهای ایران دانست. کمتر کسی پیش از رویدادهای سخت و نفس‌گیر اخیر، چنین رفتار مدرن و کنش هوشیارانه‌ای را از موسوی پیش‌بینی می‌کرد. او اما نشان داد، چنان‌که خود تصریح کرده بود، «اصلاح‌طلبی اصول‌گرا» یا «اصول‌گرایی اصلاح‌طلب» است. مستقل از پایمردی و ایستادگی ستایش‌برانگیز موسوی در برابر فشارها و تطمیع‌ها و تهدیدها، وی در مقام «راهبری مدرن» آگاهی و بینش مدرن و اشراف علمی خود را در قبال تحولات اخیر، به نمایش گذاشته است.

موسوی با فاصله گرفتن از جایگاه یک «رهبر کلاسیک»، چنان‌که در خور جنبش‌های اجتماعی جدید است، به‌مثابه‌ی یک «نماد» و البته، «راهبری مدرن» ایفای نقش کرده است.

او تکثر و تنوع موجود در جنبش سبز را شناخته و فهم کرده و به‌خوبی پذیرفته است. از همین زاویه است که در بیانیه شماره 11 خود تاکید می‌کند: « تاريخ به‌روشنی نشان می‌دهد که هرگاه حکومت‌ها خواسته‌اند به‌سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر يکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هايی که نتيجه آن نه يکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنين رويه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما ياد می‌دهد مطلوب است.»

در همین بیانیه او تاکید می‌نماید: «مردم ما اينک با پوست و گوشت و استخوان خود دريافته‌اند که تنها راه همزيستی مسالمت‌آميز سليقه ها و گرايش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و اديان گوناگونی که در اين سرزمين پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شيوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هويت ديرينه‌ ای است که آنان را به يکديگر پيوند می‌زند.»

موضوع مبارزه‌ی جنبش‌های اجتماعی، «منافع مشترک» است؛ موسوی این منافع مشترک را به خوبی تبیین کرده و مورد تاکید و دفاع قرار داده است: «تقويت وحدت ملی، احيای هويت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترين مولفه قدرت ساختار سياسی کشور ، که جز با پذيرش حق حاکميت مردم و کسب رضايت نهايی آنان از نتايج اقدامات حکومت، و شفافيت در تمامی اقدامات از طريق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نيست.»

او تصریح می‌کند: «در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی‌خواهيم؛ آنچه ما می‌خواهيم استيفای حقوق از دست رفته ملت است.» (بیانیه ۱۱)

وی با پیوند زدن مطالبات کنونی معترضان به خواست‌های مردم ایران از زمان مشروطیت، می‌گوید: «اين دستاورد مبارزات يک‌صد ساله‌ی مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستيابی به آزادی، استقلال، عدالت و پيشرفت در سايه‌ی دينداری است.»

موسوی با دقت، و از منظری ایران‌دوستانه، «حفظ تماميت ارضی و استقلال ملی و صيانت از کيان کشور در مقابل مطامع بيگانگان» را نیز مورد اشاره قرار داده و می‌افزاید: «پس از سی سال ما هنوز با اصولی از اين ميثاق ملی روبرو هستيم که سخن گفتن از اجرايشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گويی گوينده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمين آزادی‌های سياسی و اجتماعی، رفع تبعيض، امنيت قضايی و برابری در مقابل قانون، تفکيک‌ناپذيری آزادی، استقلال و تماميت ارضی کشور از يکديگر، مصونيت حيثيت، جان و مال اشخاص، ممنوعيت تفتيش عقايد، آزادی مطبوعات، ممنوعيت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعيت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دريافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعريف جرم سياسی و رسيدگی به آن با حضور هيات منصفه، آزادی بيان و نشر افکار در صدا و سيما و بی‌طرفی آن و . . . هر يک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و يا به صورتی ناقص و براساس تفسيرهای مخالف با روح اين ميثاق ملی به اجرا درمی‌آيند.» (همان جا)

یکی از ویژگی‌های مهم جنبش های اجتماعی آن است که «حاصل عقلانیت و مدنیت مسلط شده بر اعتراضات به وضع موجود هستند.حامیان و بازیگران جنبشهای اجتماعی با روشی عقلانی در این عمل و واکنش جمعی وارد می شوند و با بسیج منابع اهداف مورد نظر خود را به پیش می برند.» موسوی این نکته را به‌بهترین شکل، محقق نموده، و حداکثر عقلانیت و محاسبه‌ی «هزینه ـ فایده» را در کنش سیاسی خود لحاظ کرده است.

برای موسوی، «راه» و «رفتن» بیش از مقصد و هدف‌های کوچک، واجد ارزش است؛ از همین منظر، تلاش خود و همدلان و همراهانش را گام زدن در «راه سبز اميد» توصیف می‌کند. او به دقت توضیح می‌دهد که «برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ايم از عنوان «راه» استفاده می‌کنيم تا توفيق‌‎هايی که در هر مرحله به دست می‌آوريم پايان کار ندانيم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزيم.»

اما شاید «شاه کلید» استراتژی و «راه» موسوی، توجه او به مفهومی به‌نام «شبکه‌های اجتماعی» است. شبکه­های اجتماعی به‌مثابه‌ی «واحدهای سازمانی جنبش‌های اجتماعی» از جایگاهی ویژه در پیشبرد تلاش‌ها و نیل به مطلوب‌ها، برخوردارند. این شبکه‌ها، در سامانی از روابط و نظامی از مناسبات نزدیک و همدلانه، محقق می‌شوند که تاثیراتی فراتر از عمل سیاسی را موجب می‌شوند. فعالیت‌های خویشاوندی و تعامل‌های فامیلی، دوستانه، مذهبی، و یا جماعتی و محلی و هنری و حتی همسایگی و هم‌کاری و ...، نظامی از روابط را سامان می‌دهند که به میزان زیادی در مقابل تهدیدها و سرکوب‌ها و تحدیدهای حکومت، نفوذناپذیر و مصون می‌مانند. از طریق همین پیوندهاست که فعالان اجتماعی، برداشت‌ها و نگرش‌های ویژه‌ای از جهان را در خود پرورش می‌دهند؛ اطلاعات و حداقل شایستگی‌های لازم را برای عمل جمعی کسب می‌کنند؛ از تجربیات کسانی که قبلا درگیر بوده‌اند درس می‌آموزند؛ و نیز، از انگیزه و فرصت‌های لازم برای کنش جمعی و مبارزه‌ی اجتماعی پرخوردار می‌شوند.

موسوی در بیانیه ۱۱ خود تاکید می‌کند: «آنچه اينک در جامعه ما نقش‌آفرينی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در ميان بخش وسيعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پايمال شدن حقوق خود معترض است. اين شبکه دارای ويژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصميم‌گيری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، بايد به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد کرد پيشنهاد می‌کنم، تقويت و تحکيم اين شبکه اجتماعی است.»

او تصریح می‌نماید: «بايد اين هسته‎های اجتماعی را در ميان خود تقويت کنيم.» وی از منظر راهبری مدرن، بر اقدام واقع‌بینانه و مورد توافق میان معترضان، تاکید می‌کند: «ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با يکديگر خواهيم شد که در شعاری مشترک همصدا شويم؛ شعاری دقيق و عميق که قادر به تأمين خواسته‌های ما باشد.»

از یاد نبریم که جنبش های اجتماعی، واکنشی هستند به وضعیت‌های بحرانی که اغلب از طریق شکل گیری یک هویت مشترک به عنوان اساسی نو برای همبستگی جمعی رخ می‌دهند. بنا‌براین جنبش اجتماعی محصول یک کنش یا اقدام جمعی و تجلی احساس محرومیت مردمی است که به هویت مشترک جنبش پیوند خورده‌اند.

موسوی به مقوله و مفهومی که با عنوان «عرصه عمومی» مشهور شده ـ و یورگن هابرماس، اندیشمند برجسته‌ی معاصر، آن را تبیین کرده است ـ توجهی خاص دارد؛ چنان که به‌عنوان نمونه، در همین اظهارات دو روز پیش خود، گفته است: «امروز يک شبکه اينترنتی در فضای مجازی شکل گرفته است که در فقدان رسانه بسيار مؤثر عمل می‌کند و هسته‌های اجتماعی که در ورای اين فضای مجازی فعال هستند آسيب‌پذيری کمتری دارند و اعضای اين هسته‌ها ماهيتی پويا به جنبش داده‌اند که ما را بيش از بيش به کارآمد بودن اين تشکيلات اميدوار کرده است.» اشاراتی از این دست، در بیانیه‌ها و اظهارات موسوی، پرشمارند.

تاکیدات او بر «زندگی» و «نفی خشونت» نیز به قدر لازم، قابل توجه هستند. او زندگی را برای تمام ایرانیان می‌خواهد؛ چنان که در همین بیانیه‌ی اخیر خود (شماره ۱۳) می‌نویسد: «اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند... پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند... خشونت چاره ساز نیست... خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند... ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم.»

موسوی خودخواهانه و خودمحورانه سخن نمی‌گوید؛ ابایی ندارد که از دیگران بیاموزد؛ خود را در جایگاه معلم یگانه و استاد و خطیب بلافصل و یکه نمی‌نشاند؛ و این‌گونه است که بارها بر «ابتکارات مردم و حامیان جنبش سبز» تاکید می‌کند؛ به «راه»هایی که خود مردم می‌گشایند و نشان می‌دهند، تکیه می‌کند و توجه می‌دهد. از همین روست که در بیانیه ۱۳ خود می‌گوید: « اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چند ماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم،»

موسوی خودشیفته و «خود خورشید پندار» نیست؛ به‌قدری که این ماه‌ها نشان داده ـ و نیز سکوت بیست ساله‌اش ـ از کیش شخصیت و جنجال به‌دور است؛ و اینها ویژگی‌های کمیابی در ایران امروز (و بخصوص در میان نخبگان) محسوب می‌شوند. چنین است که سخن او بر دل می‌نشیند؛ که از دل برآمده است: «زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌‌طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند. مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.»

بر مضمون این نوشتار می‌توان فراوان افزود؛ اما به نظر می‌رسد برای مدعای ابراز شده در ابتدای مطلب، شواهد و دلایل نه چندان اندکی ردیف شده باشد؛ میرحسین موسوی چونان راهبری مدرن، و البته موفق و قابل اطمینان، جنبش اعتراضی سبز مردم ایران را «همراهی» کرده است. او نخواسته «سر» و «مغز متفکر» و «سخنگوی اول و آخر» جنبش سبز باشد. همچنان که نخواسته به همه‌ی اقدامات و کنش‌های رخ داده، تمکین کند. از همین‌روست که نقد و نفی خشونت می‌کند؛ آرمان‌ها و شعارهای انقلاب 57 را آدرس می‌دهد؛ استقلال و تمامیت ارضی ایران را یادآور می‌شود؛ و ...

موسوی، زنهار می‌دهد که «آقای همه‌چیز دان» نیست و تنها مانند یک «هم‌گام و هم‌راه» در «مسیر سبز»، بااحترام و تکریم به مطالبات مردم، تلاشی مشترک را با تمام توان، پی‌می‌گیرد. موسوی اینک به‌مثابه‌ی «سرمایه‌ای اجتماعی» در خور توجه و تکریم است؛ سرمایه اجتماعی، چونان سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی.

بی‌تردید تاریخ سیاسی معاصر ایران، نام میرحسین موسوی را در کنار نام‌ کنشگرانی اصول‌گرا، آزاده و آزادی‌خواه، و مردمی و ملی، چون زنده‌یاد دکتر محمد مصدق، حک و ثبت خواهد کرد؛ مردی که در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، تصویری قابل تامل و احترام برانگیز از یک «راهبر مدرن» و پیگیر حقوق ملت ایران، ارائه کرد.

مذاکرات ژنو: عقب نشینی ایران ، خوش بینی غربی ها

مذاکرات ژنو: عقب نشینی ایران ، خوش بینی غربی ها

ادامه راه سبز به نقل از جرس: "در حالی که رسانه های دولتی در ایران با عناوین کلی چون " گفتگوهاي ژنو موفقيت‌آميز بود" و "ايران هرگز از حقوق مسلم خود دست بر نمي‌دارد" ، رسانه های غربی با احتیاط از برخی توافقات با ایران خبر می دهند. در همین حال مذاکرات دو جانبه ایران وآمریکا نیز خبر ساز شده است."

"در حالی که رسانه های دولتی در ایران با عناوین کلی چون " گفتگوهاي ژنو موفقيت‌آميز بود" و "ايران هرگز از حقوق مسلم خود دست بر نمي‌دارد" ، رسانه های غربی با احتیاط از برخی توافقات با ایران خبر می دهند. در همین حال مذاکرات دو جانبه ایران وآمریکا نیز خبر ساز شده است."

تعهدات ایران و تردید غربی ها

خاویر سولانا ، مسئول امور سياست خارجى اتحاديه اروپا گفت: "طرف‌های مذاکره توافق اصولی کرده‌اند، اورانیومی که در ایران با ضریب پایین غنی‌سازی شده است، برای غنی‌سازی بیشتر به کشورهای دیگر حمل شود". این پیشنهاد از سوی ایران طرح و با استقبال کشورهای غربی روبرو شده است.

این سخنان در حالی از سوی سولانا ابراز می گردد که پیش از این ایران هرگونه گفتگو در مورد غنی سازی اورانیوم در کشوری ثالث را رد کرده و احمدی نژاد به صراحت از بسته شدن پرونده مذاکرات هسته ای سخن گفته بود.

سولانا همچنین مدعی شد که ایران به کشورهای غربی تعهد داده است که در زمینه بازرسی از تاسیسات هسته ای قم همکاری کاملی نماید. وی اضافه نمود: "قدرت هاى جهانى انتظار دارند كه ايران تا دو هفته آينده به بازرسان آژانس بين المللى انرژى اتمى اجازه دهد تا از تاسيسات غنى سازى اورانيوم در قم بازديد كنند".

به نظر می رسد با وجود توافقات حاصل شده، کشورهای غربی چندان به پایبندی ایران به تعهدات خود خوشبین نیستند. هیلاری کلینتون ، وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به اینکه مذاکرات صورت گرفته سازنده بود، افزود: "موضوعاتی مطرح و روی میز گذارده شد و ما اکنون منتظریم بینیم با چه سرعتی و آیا اصلا با پاسخی از سوی ایران روبرو خواهیم شد."

مذاکرات هسته ای یا بررسی بسته پیشنهادی!؟

مهدی صفری ، معاون اروپای وزارت خارجه و جزو تیم هسته ای پس از پایان مذاکرات در مصاحبه با خبرگزاری دولتی فارس، گفتگوها را بسيار خوب و موفقيت‌آميز خواند و آن را "برد – برد" توصيف كرد. وی همچنین مدعی شد "غربي‌ها در ابتدا در تلاش بودند موضوع مذاكرات را به سمت هسته‌اي بكشانند، اما آنها موفق به اين كار نشدند و بسته پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران موضوع غالب در گفتگوهاي امروز بود". در همین حال مهدی صفری در پایان این مصاحبه اشاره کرد: " قرار است در آينده درباره ارسال اورانيوم (7 درصد) راكتور تحقيقاتي تهران جلسات كارشناسي برگزار شود".

حاشیه ای پر رنگ تر از متن: مذاکرات دوجانبه

در تحولی دیگر معاون وزیر امور خارجه آمریکا و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در حاشیه مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در ژنو، به صورت دوجانبه گفت و گو کردند.

دیدار ویلیام برنز و سعید جلیلی در زمان استراحت بین جلسات صبح و عصر نخستین روز از دور تازه مذاکرات مربوط به پرونده هسته ای ایران انجام شده است.ملاقات مقامات دو کشور در این سطح، از زمانی که روابط رسمی میان دو کشور قطع شد، بی سابقه بوده است.

جلیلی پس از پایان مذاکرات در یک کنفرانس خبری گفت که این گفت و گوها را مثبت ارزیابی می کند. وی گفت دو طرف توافق کرده اند که این مذاکرات در ظرف یک ماه آینده ادامه پیدا یابد.

در همین ارتباط بی بی سی گزارش داد :"خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز که خود در گفت و گوها میان نماینده ایران و امریکا حاضر بود، گفت که مذاکرات بعدی پیش از پایان ماه اکتبر انجام خواهد شد. او گفت که این مذاکرات در مورد نگرانی جهانی از برنامه هسته ای ایران و موضوعات دیگری که ایران مطرح کرده انجام خواهد شد. اشاره آقای سولانا به مجموعه پیشنهاداتی است که ایران به گروه ۱+۵ ارائه کرده است".

واکنش اوباما ؛ امیدواری با چاشنی تهدید

باراک اوباما ، رئیس جمهور آمریکا ساعاتی پس از پایان مذاکرات در سخنانی گفت: "مذاکرات ايران با گروه ۱+۵ در ژنو "آغازی سازنده" بود، ولی تهران باید گام های عملی در اين زمينه بر دارد. ما از حق ايران برای استفاده صلح آميز از انرژی اتمی حمايت می کنیم، به شرط آن که ايران تعهدات بين المللی خود در اين زمينه را اجرا کند".

رییس جمهور آمریکا افزود:" دولت ايران پيام روشن و متحد جامعه بين المللی را در ژنو شنيد. ايران می بايست از طريق گام های عملی نشان دهد که مسئوليت های بين المللی خود در قبال برنامه هسته ايش را انجام می دهد. ما به تعامل جدی و معنی دار با ايران متعهد هستيم، ولی به گفت وگو به صرف گفت وگو علاقمند نيستيم".

باراک اوباما با اظهار اینکه حرف ، جای عمل را نمی گیرد و صبر ما نا محدود نخواهد بود، افزود:"اگر ايران در آينده نزديک گام های عملی در زمينه تعهداتش بر ندارد، آنگاه ايالات متحده به تعامل ادامه نداده و ما آماده ايم تا در مسير افزايش فشارها حرکت کنيم."

دیدار اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعالان جنبش زنان با خانواده مسعود باستانی

دیدار اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعالان جنبش زنان با خانواده مسعود باستانی

ادامه راه سبز «ارس»: حضور در خانه ای که بیشتر از ۱۰۰ روز پیش، قدم های مأموران وزارت اطلاعات در آن گذاشته شده و زنی را به گروگان برده اند تا همسرش خود را معرفی کند، سخت است و این حضور آنگاه سخت تر می شود، که زن از زندان آزاد شده باشد و خود را به خاطر همه فشارهای وارد بر همسرش ملامت کند.

مهسا امرآبادی در نامه اش به مسعود باستانی نوشته است:" قول داده بودم هیچ گاه مانع رسالت خبررسانی و شغلی که هیچ گاه حاضر به ترک آن نشدی، نشوم اما می ترسم ناخواسته وارد بازی شده باشم که تمامی ندارد."

او می گوید که بازجویان با اعمال فشار بر مسعود باستانی، او را وادار کرده اند برای آزادی همسرش تن به اعتراف دهد و درست هنگامی که مسعود می پذیرد که در دادگاه، برگه های از پیش نوشته شده بازجو را بخواند، مهسا امرآبادی از زندان آزاد می شود. او به مدت دو ماه گروگان نگه داشته شد، تا مسعود باستانی ناچار شود به هر آنچه نبوده، اعتراف کند و چه کسی است که نداند در این مدت بر مهسا و مسعود در بند ۲۰۹ زندان اوین چه گذشته است.

مهسا امر آبادی در مورد آخرین ملاقات خود با همسرش می گوید:" حال مسعود چندان مساعد نبود، احساس کردم که دوباره او را اذیت کرده اند و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است."

وی همچنین می گوید که هم اکنون همسرش به همراه چند تن دیگر از زندانیان که از آنها اعترافات ساختگی اخذ شده است در یک سلول نگهداری می شوند.

مسعود باستانی روزنامه نگار و فعال سیاسی، صبح روز ۱۴ مردادماه درحالی كه برای پیگیری امور همسرش به دادگاه انقلاب تهران مراجعه كرده بود با حكم قضایی بازداشت شد. پیش تر مأموران وزارت اطلاعات در شامگاه ۲۴ خردادماه، با حضور در منزل مسعود باستانی قصد دستگیری وی را داشتند که به دلیل عدم حضور او در منزل، این امر میسر نشد.

وی همچنین تحت فشار، در نامه ای اعلام کرد که " نیازی به حضور وکیل در جلسه محاکمه خود ندارد."

مهسا امرآبادی از روزهای زندان می گوید و از روند بازجویی ها، برای وضعیت همسرش بسیار نگران است و خودش را مسبب بازداشت و اعترافات مسعود می داند. او در تمام روزهای پس از آزادی، هر روز و هر لحظه، این جمله مسعود را به یاد می آورد که گفته بود :" نمی دانی برای آزادی تو چه کردم!" و حالا، این زن تمام روزهای پس از آزادی اش را در مسیر دادگاه انقلاب و زندان سپری کرده و امیدوار است و منتظر تا همسرش از زندان آزاد شود و به قول خودش بتواند از او حلالیت بگیرد.


تشدید فشارها بر هنگامه شهیدی

تشدید فشارها بر هنگامه شهیدی

ادامه راه سبز «ارس»: خانواده هنگامه شهیدی، روزنامه نگار و مشاور امور زنان مهدی کروبی موفق شدند روز سه شنبه با او در زندان اوین ملاقات کنند. به گفته مادر این روزنامه نگار "قرار بود ملاقات به صورت حضوری باشد، اما یکی از زنان زندانبان مانع شد و گفت که باید ملاقات کابینی صورت بگیرد."

مادر هنگامه شهیدی به "روز" گفت: وقتی به هنگامه گفتند که ملاقات کابینی است از نظر روحی به شدت به هم ریخت و خودش را مثل یک پرنده به قفس میزد و به در و دیوار و شیشه های کابین می کوبید و فریاد میزد که امروز تولد دخترم است و من به جای دخترم میخواهم مادرم را در آغوش بگیرم.

مادر هنگامه شهیدی افزود: هنگامه فقط فریاد می کشید و می گفت که به همه بگویید مرا به شدت تحت فشار گذاشته اند و حتی اجازه دستشویی رفتن هم نمی دهند.

مادر این روزنامه نگار که به شدت منقلب بود، افزود: یکی از زندانبانان زن هنگامه را مورد آزار و اذیت قرار می دهد.

مادر هنگامه شهیدی بعد از خروج از زندان اوین به دفتر دادستانی تلفن کرده و گفته است : من خواهر دو شهید هستم و یک معلم بازنشسته. دختر من بچه همین انقلاب است کار به کجا کشیده که یک زندانی حتی حق دستشویی رفتن هم ندارد؟

او گفت: بعد از ظهر بازجوی هنگامه زنگ زد و گفت که صبح در زندان حضور نداشته و ملاقات باید به صورت حضوری انجام می شد و از ما خواست دوباره به زندان اوین برویم و ما هم رفتیم و با هنگامه به صورت حضوری ملاقات کردیم.

مادر این روزنامه نگار در عین حال وضع جسمی و روحی دخترش را بهتر از ملاقات های قبلی توصیف کرد و افزود: ما نگران ناراحتی قلبی و افت فشار هنگامه هستیم و الان هم که مشکل کلیه پیدا کرده به شدت نگران هستیم؛ اما در کل وضع جسمی هنگامه خیلی بهتر از دفعات پیش بود و ملاقات حضوری خیلی در روحیه اش تاثیر گذاشت.

خانم شهیدی افزود: ۹۰ روز است که زندگی من یا پشت دیوار های اوین می گذرد و یا در راهروهای دادگاه انقلاب و دادستانی و هنوز هم مشخص نیست هنگامه را کی آزاد خواهند کرد و بلاتکلیف هستیم.