۱۳۸۸/۰۹/۱۰

واگويه اي با سه آذر اهورايي ۱۶ آذر

واگويه اي با بزرگ نيا ؛ قندچي و شريعت رضوي سه آذر اهورايي ۱۶ آذر

خون مي چكد زناله ي بلبل در اين چمن
*************************

. «اگر اجباري كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش مي‌زدم، همان‌جايي كه بيست و دو سال پيش، « آذر» مان، در آتش بيداد سوخت، او را در پيش پاي «نيكسون» قرباني كردند! اين سه يار دبستاني كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصيلشان فراغت نيافته اند، نخواستند - همچون ديگران - كوپن ناني بگيرند و از پشت ميز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خويش فرو برند. از آن سال، چندين دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما اين سه تن ماندند تا هر كه را مي آيد، بياموزند، هركه را مي‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نميروند، هميشه خواهند ماند، آنها «شهيد» ند. اين «سه قطره خون» كه بر چهره ي دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكي مي توانستم اين سه آذر اهورائي را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در اين سموم كه مي وزد، نفسرند! اما نه، بايد زنده بمانم و اين سه آتش را در سينه نگاه دارم.»

اين سخن دكتر شريعتي است سنگ چخماق جرقه هاي بيداري در جوانان كه اينك شماري از دست پرورده هاي او در زندان بسر مي برند.

گويي باز اين سخن را بايد تكرار كرد اينك نگه دارنده اين سه آتش در سينه ؛ ققنوس وار از خاكستر گرمتان ؛ شعله هاي بيداري برافروختند و در اين سال و ماه بارها بر خوابگاه هم كلاسي هاي شما يورش آوردند ؛ بيدار دلان را از اتاق ها به زير افكندند؛ در خيابان ها آتش گشودند؛ خون بر سنگفرش دانشگاه و خيابان ريختند.

اي سه اذر اهواريي بگذار بگويم كه برما در اين زمانه چه گذشت ؛ پيشتر؛ شب ها پيش از انتخابات بود ؛ در خبايان ها ي شهر شور و شوقي شگفت بود كه در تمام 30 سال جمهوري اسلامي سابقه نداشت حتي شادي پايان جنگ ؛ پيروزي تيم ملي در استراليا ؛ چهارشنبه سوري ها و ... چنين نبود شهر حال و هوايي داشت كه آدم هاي سرد و بي روح و خسته را به وجد مي آورد.

آن روزها بهانه براي شادي به دست آمده بود گويي ملت تا زه زاده شد تا اندوه هزاران را فراموش كند جوانان پسر و دختر تا پاسي از شب در خيابان شعار مي دادند هوادارن دو طيف روبروي هم بي آن كه به يكديگر توهين كنند از كانديداي خود حمايت مي كردند تبسم ها به خنده و خنده ها به قهقه تبديل مي شد مخالفان با خنده همديگر را بدرقه مي كردند و از خشونت خبري نبود .

فضاي تحمل بود و مدارا ؛ كسي به پايان انتخابات فكر نمي كرد برخي جوانان مي گفتند مهم نيست فردا چه مي شود مهم اين است كه ما داريم دمكراسي را تمرين مي كنيم .

جوانان بي قرار رنگ بودند ؛ رنگ سبز جايگزين رنگ تيره و شب زدگي شده بود.

اما 22 خرداد از راه رسيد ؛ گمان مي كردند روزان و شبان پس از آن انتخاب شور انگيز ادامه دارد ؛ با اين پندار؛25 خرداد به خيابان ها آمدند با ترانه ي آشتي بي دشنه و آتش اما دريغ .

همه ي اميدها برباد رفت و هر سخني و شعاري آتش فشان شعله ي خشمي شد ؛ ديگر طاقت فريبكاران از آن همه شادي ملت تمام شده بود در پستوي خود احكامي را نوشتند و هنوز شب از نيمه نگذشته بود كه گزمكان نقاب از چهره برگشودند و از در و ديورا شهر فروريختند با دشنه و آتش ؛

ديگر در شهر كسي خنده نمي خريد خشم چهره برافروخته بود و كينه توزان و زورمداران نگران از تخت و بخت خويش خون مي طلبيدند.

از سه قطره خون شما در سال 32 بيش از نيم قرن مي گذرد و اكنون در سال 88 مردان و زنان اين مرزو بوم به انتظار 16 آذر ايستاده اند كه از راه برسد بي قرارند تا سرخي خون شما را با رنگ "سبز" گره بزنند تا شايد ديگر براي حق گويي و حقيقت خواهي خوني بر زمين ريخته نشود.

اما در ان سوي اردو داعيه داران مبارزه با جانشينان نيكسون از فرارسيدن 16 آذر پريشانند و نگران؛ از هم اكنون در تدارك برچيدن بساط ياران دبستاني شمايند؛ گروهي وعظ و خطابه مي كنند و گروهي راه تهديد و ارعاب را در پيش گرفته اند تا شايد جوشش خون شما در رگ هاي دانشجويان و جوانان اين مرزو بو م را فرو نشانند.

افسوس نمي دانند يا نمي خواهند بدانند كه خون شما اكنون زنگ بيداري و رويش سبز آزادي است و بي ترديد خواب خفتگان را آشفته خواهد كرد.

رامين پور اندرجانی را من كشتم !

رامين پور اندرجانی را من كشتم!


. با عنايت به تائيد دادستاني محترم و مستقل قوه غذائيه مبني بر به قتل رسيدن رامين پور اندرجاني كه قرار بود اول با سكته قلبي خودكشي شده باشد ليكن بعداً توي كاسه سالاد نامبرده كه از رستوران آورده بودند قرص پيدا شد اينجانب عليرضا رضائي 90 كيلو از تهران بدينوسيله با تحرير اين نامه به قتل مشاراليه اعتراف نموده براي خودم تقاضاي اشد مجازات ميدارم . بنده البته مرض ندارم ليكن به دو دليل اين قتل را گردن ميگيرم : يكي براي منافع ملي چون ترسيدم قاتل رامين پيدا نشود فردا خواهران بسيجي با نشان دادن پلاكارد به دوربين فارس خواستار استرداد گارسن رستوراني كه سالاد آورده از خارج بشوند و انگليسي مردم دنيا بيخود و بي جهت قوي بشود دوم براي منافع شخصي خودم اينطوري كه ديدم اگر منرا با وبلاگ بگيرند هفتصد ميليون وثيقه ام ميشود وسعم نميرسد درحاليكه قتل كرده باشم قضيه با چهل پنجاه هزار تومن حل ميشود . مراحل ارتكاب اينجانب به قتل دكتر رامين بپيوست اين اقرارنامه اصولاً در زير مي آيد :

با توجه به اطلاعاتي كه دكتر رامين درباره نحوه سرايت مننژيت از راه بطري در كهريزكولا داشت در ابتدا قرار بود پاي ايشان بشكند و چون ايشان از مامانش خجالت ميكشيده سه ماه برود منزل يك فرد نيكوكار چون اخيراً ايرانيها بدتر از ژاپنيها شبيه همديگر هستند و بالاخره يك مشابهي براي او پيدا ميشود كه در 20:30 جريان را توضيح بدهد ليكن چون اين اتفاق قبلاً در ونزوئلا نيفتاده بود مطابق استعلام سردار روزبهاني كه اتفاقاً غير از كلانتري رئيس ثبت احوال هم هست معلوم شد كه در كره زمين جمعاً سه تا رامين پور اندرجاني داريم : يكي چهارده سال پيش در چهارده سالگي رفت زير قطار يكي پيارسال با يك پيراهن نخي توي آسانسور گير كرد هنوز همانجاست يكي ديگر هم همين الآن كه حرف ميزنيم رفته قطب شمال ماهيگيري همانجا ازدواج كرده اسكيمو شده مانده بچه اش يخمك ليس ميزند .

تا اينكه يكروز رستوران زنجيره اي مك دونالد وسط بـرّ بيابون نبش كهريزك فوراً شعبه زد تا براي پزشكان كهريزك غذا بياورد . البته قرار بود اول چلوكبابي نايب شعبه بزند ولي چون نايب ايراني است و هيچ اسكلي براي پناهندگي فرار نميكند بيايد ايران اين شد كه مك دونالد شعبه زد . دكتر رامين عموماً دوبل برگر ميخورد با چيبس و خردل و سالاد استوائي . البته نوشابه هم ميخورد كه چون در خود زندان كهريزك موجود بود از رستوران نمي آوردند هر وقت ميخواست ميرفت اتاق بازجوئي يكي ميگرفت . روز حادثه گارسن براي تحويل سالاد به او مراجعه كرد و طبق گزارش دادستاني ديد كه رامين بعد از دريافت سالاد در اتاق را از پشت قفل كرد درحاليكه قبلاً هيچوقت پشت درهاي بسته سالاد نميخورد . بعد من به رامين دوتا قرص دادم گفتم بخور كه چون ترسيديم توي گلويش گير بكند خفه بشود انداختيم توي سالاد هم زديم كه معلوم نشود و فقط بكشد خفه نكند .

ضمناً اگر راست ميگوئيد و رامين را من نكشته ام پس عكس اين مروه الشربيني توي خشتك احمدي نژاد چيكار ميكند ؟ بنده بعنوان يك استاد قاتل دانشگاه از شما سوال ميكنم : آيا در امريكا هيچ دكتري توي سالادش قرص نميريزد ؟ اينجا سيبيل گربه ميرود زير چرخ تريلي حقوق بشر ده تا بيانيه ميدهد اينهم نمودار چرخ تريلي در دولتهاي قبلي بازم بگم ؟ بگم ... بگم ؟!

شیوا نظرآهاری: ما ایستاده‌ایم دوست من، تو ایستاده بمان

شیوا نظرآهاری، برای سعید جلالی‌فر و سعید کلانکی:
ما ایستاده‌ایم دوست من، تو ایستاده بمان
.

. هي سعيد.. حالا پشت درب آهنين كدام سلول انفرادي كدام بازداشتگاهي نمي‌دانم؟ حالا براي چه چشم‌بند زده‌اي و داري بازجويي پس مي‌دهي، نمي‌دانم؟.. حالا كدام بازجو و كدام تيم وزارت اطلاعات دارند سيم جيمت مي‌كنند، نمي‌دانم؟

اما سعيد، من ايمان دارم به آن روزهايي كه مي‌آيند و سلولي نيست تا ما را، شما را، در تنهايي خود اسير كند.

راستي سعيد، بگو ديوار كدام خانه را در نيمه شب بالا رفتي؟.. كدام محموله قاچاق را وارد كشور كرده‌اي..؟ دستت به خون كدام آدمي آلوده شده است؟.. كدام بنده خدا را آزار داده‌اي؟

رفيق شب‌هاي فرياد و دلهره، روزهاي ستاره‌دار بودن و اعتراض، روزهاي زندان و نگراني، روزهاي بي من، روزهاي بي همه، رفيق تمام روزهاي اين سال‌ها....

دلت كه براي يك انسان و حقش لرزيد. آن‌جا آغاز لغزيدنت بود . آنجا نقطه آغاز بازجويي‌ها و سوال‌هاست.

دلت كه براي يك انسان لرزيد. براي يك زنداني. يك زن. يك كودك كار. آن‌جا نقطه آغاز مجرميتت بوده..

اصلا همان‌جا بود كه اولين جرم را مرتكب شدي. كه به انسان ايمان آوردي. كه انسان را پاس داشتي و نه هيچ چيز ديگر را.

حالا سعيد.. گوشه سلول انفرادي بند نمي‌دانم چند زندان اوين. تمام خاطرات اين سالها را با خودت مرور كن. ديوارهاي انفرادي شرمسار طاقتت مي‌شوند، رفيق من.

حالا تو رفته‌اي پشت آن ديوارها كه من تازه تركشان كرده‌ام.

و باز، روزهاي بازداشت و دلهره و اعتراض. لعنت به این روزها که قرار است بیایند بدون شما... لعنت به انتخابات...

سعيد، 9 آذر در يادت مي‌ماند تا هميشه. چراغ بزن تا نگهبان در را باز كند براي دستشويي. پايت را كه دراز نمي‌شود به عرض سلول، جمع كن در خودت. نگذار ديوارهاي انفرادي تو را از خودت دور كنند.

سعيد.. سعيد.. سعيد..

حالم خوش نيست. اما ما چاره‌اي نداريم جز ايستادن. ما ايستاده‌ايم دوست من. تو ايستاده بمان

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

بازداشت سعید جلالی‌فر از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر

. کمیته گزارشگران حقوق بشر- سعید جلالی‌فر، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر و از اعضای "جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان"ٰ صبح دیروز توسط نهادهای امنیتی بازداشت شد.

بنابر گزارش‌ها، وی صبح دیروز پس از خروج از منزل، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد و خانواده او به مدت یک روز هیچ ‌گونه اطلاعی از علت بازداشت و مکان نگه‌داری وی نداشتند. سپس نهاد مربوطه طی تماس تلفنی با خانواده ی این فعال حقوق بشر، بازداشت او را تایید و اعلام نموده تا دو هفته ی دیگر مشخص خواهد شد که چگونه وضعیت فرزندشان را پی گیری کنند.

سعید جلالی‌فر، یک فعال اجتماعی است که در سا‌لهای گذشته به سبب فعالیت‌های خود، از ادامه تحصیل محروم شده و از دانشگاه زنجان اخراج شد. وی دانشجوی رشته فیزیک این دانشگاه بود.

همچنین سعید کلانکی دیگر همکار کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز صبح دیروز بازداشت شده است.

با بازداشت این دو نفر، شمار اعضای دستگیر شده این کمیته در ماه‌های پس از انتخابات به 3 نفر می‌رسد. این درحالی است که سایر اعضای کمیته نیز بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار شده و مورد تهدید قرار گرفته‌اند.

با نزدیک شدن به روز 16 آذر، دور جدیدی از فشار و بازداشت فعالان سیاسی و اجتماعی آغاز شده است. به نظر می‌رسد این دستگیری‌ها تا روز 16 آذر ادامه پیدا کند.

تا ۱۶ آذر سبز - نماهنگ "شوری دیگر در سر ماست"

تا ۱۶ آذر سبز - نماهنگ "شوری دیگر در سر ماست"

جهت دانلود کلیپ بر روی عکس زیر کلیک کنید:

فرزند شهيد باکری: اگر پدر و عمويم زنده بودند اكنون در زندان بودند + ویدئو

ويدئوي سخنان فرزند شهید باکری در دانشگاه تهران
(۹ آذر ۱۳۸۸)


دختر شهيد حميد باكری:
اگر پدر و عمويم زنده بودند اكنون در زندان بودند


. ادامه راه سبز«ارس»: روز دوشنبه نهم آذر ماه در تالار شيخ مرتضی انصاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران؛ مراسمی با عنوان "بسيجی واقعي همت بود و باکری" از سوی بسيج اين دانشکده از ساعت ۱۵ برگزار گرديد که در جريان تريبون آزاد آن دختر شهيد حميد باکری به شدت از سوء استفاده اي که امروزه حکومت از نام شهيدان می کند اعتراض کرد.

"آسيه باکری" فرزند شهيد حميد باکری از فرصت تريبون آزاد استفاده کرده و در سخنانی به شدت از رفتار و اقدامات بسيجيان در برخورد با مردم معترض به نتيجه انتخابات انتقاد کرد. آسيه باکری به انتقاد از رفتار سران نظام نسبت به خانواده باکری به خاطر اظهار نظرهايی که در حمايت از مردم کرده بود، پرداخت و در پايان صحبتهای خود گفت: اگر پدر و عمويم زنده بودند مطمئنا جناياتی که بسيجيان در جريان انتخابات بر ضد مردم انجام دادند را تحمل نمی کردند و اکنون در زندان هاي رژيم به سر مي بردند.

اين سخنان آسيه باکری به شدت مورد استقبال دانشجويان آزاده ای قرار گرفت که در انتهای سالن نشسته بودند؛ ولي بسيجيان که خود متولي برگزاری مراسم بودند در چند مورد با ايجاد سر و صدا سعي داشتند مانع از سخنراني وی شوند و حتي يکی از آنها شروع به فحاشی به خانم باکری نمود که با عکس العمل بقيه دانشجويان روبرو شد.

خانم باکری پس از گفتن صحبت هايش مراسم را ترک کرد.

دانلود در فرمت 3gp "اینجا" با حجم کم و مناسب موبایل (۲.۶مگ)
دانلود در فرمت flv "اینجا" مناسب اینترنت و کامپیوتر (۴.۳مگ)

جهت دانلود با فرمت mp4 روی عکس زیر کلیک کنید (۷.۸مگ)

فراكسيون خط امام مجلس: ما تابع ملت هستیم، انتخابات از نظر ملت تمام شده نیست

در نشست خبری فراکسیون خط امام مجلس تاکید شد:
ما تابع ملت هستیم، انتخابات از نظر ملت تمام شده نیست

. ادامه راه سبز«ارس»: نشست خبری فراکسیون خط امام مجلس، ظهر امروز با حضور حسین هاشمیان رئیس شورای مرکزی این فراکسیون، محمدرضا تابش دبیرکل فراکسیون، داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون و نصرالله ترابی و محسن نریمان از اعضای فراکسیون خط امام برگزار شد.

به گزارش پارلمان‌نیوز، در این نشست خبری که با حضور رسانه‌های مختلف برگزار شد، اکثر سئوالات پیرامون این جمله بنیانگذار انقلاب که مجلس در امور است مطرح شد و خبرنگاران نظر اعضای فراکسیون خط امام(ره) را در مورد اینکه مجلس در راس امور است جویا می‌شدند، مباحث دیگری همچون مسائل مربوط به حوادث بعد از انتخابات، عملکرد مجلس، عدم قرائت گزارش مربوط به کهریزک، عدم نظارت مجلس بر عملکرد دولت در اجرای قوانی و قانون‌شکنی‌ها، طرح هدفمندسازی یارانه‌ها و میزان تاثیرگذاری اقلیت در مجلس مطرح شد.

حسین هاشمیان در این نشست با شرح اتفاقاتی که منجر به جنبش مشروطه و تاسیس مجلس شد، تصریح کرد: ‌"اگر مجلس اسیر دست دولت باشد یا اینکه اعتبارنامه نمایندگان قبل از ورود به مجلس رد شود، این مجلس نمی‌ تواند استقلال داشته باشد، امام همواره بر استقلال مجلس تاکید داشت و مجلس نباید دست نشانده دولت بلکه باید تجلی اراده ملی باشد." این نماینده اصلاح‌طلب مردم رفسنجان تاکید کرد: "مجلسی که تصمیم‌گیر نباشد و اسیر دست برخی جناح‌ها باشد، نمی‌تواند نظارت کند و بودجه عادلانه‌ای را تقسیم کند؛ ماباید از تاریخ درس بگیریم تا آسیب نبینیم و این در گرو داشتن مجلسی مستقل است."

محمدرضا تابش نیز درباره استقلال مجلس گفت: "ما از مجلس در راس امور، علی رغم آنکه لوازم آن در قانون پیش‌بینی شده، فاصله گرفته‌ایم و به همان میزان که مجلس در راس امور نیست، مردم هم در راس امور نیستند." نماینده اردکان افزود: "وقتی مجلس نمی‌خواهد از همه ظرفیت‌های قانونی خود در استیفای حقوق مردم استفاده کند نمی‌توان گفت مجلس در راس امور است."

دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس با بیان اینکه «در هشت مجلس گذشته همواره قوانین ناظر به حقوق حاکمیت بوده است»، اظهار داشت: "با افتخار عرض می‌کنم چه در دولت و چه در مجلس اصلاحات ما تقریبا برای اجرای مواد مندرج در اصول 3قانون اساسی که فصل حقوق ملت است تلاش کردیم که برخی از آنان به نتیجه رسید و برخی از آنها به دلیل فیلترهای موجود به سرانجام نرسید."

در این نشست مطبوعاتی همچنین نصرالله ترابی اظهار داشت: "همه باید باور داشته باشیم که مجلس در راس امور است، در غیر اینصورت اگر مجلس قانونی تصویب کند اجرای آن سلیقه‌ای می‌شود و هر کسی دوست داشت بخشی را اجرا و بخشی را اجرا نمی‌کند." نماینده مردم شهرکرد سپس افزود: "هرچند انحرافات فردی مشاهده می‌شود اما در کل نظام مجلس در راس امور است و باید تلاش کنیم این جایگاه حفظ شود. در مسائلی که مجلس نگران است مردم باید خود را باید در صحنه نشان دهند و کنار نکشند که معلوم شود مطالبات مردم توسط نمایندگان پیگیری می‌شود."

به گزارش پارلمان‌نیوز، خبرنگار فارس نیز در این نشست مطبوعاتی از اعضای فراکسیون درباره انتخابات پرسید و گفت آیا به نظر شما انتخابات تمام شده است و باید به مسائل دیگر پرداخت؟ هاشمیان در پاسخ به این سئوال گفت: "ما تابع ملت هستیم؛ آیا ملت انتخابات را تمام شده می‌داند یا نه؟ هر از چندگاهی ملت همچنان می‌گوید انتخابات تقلبی بوده است و ما هم تابع ملت هستیم؛ دستگیری‌ها، محاکمات غیراصولی و اعترافاتی که گرفته شد اثبات می‌کنند که خودشان هم اعتقادی به این مسائل ندارند."

وی با اشاره به حدیثی از امام علی گفت: "چهار نوع اقرار اعتبار ندارد از جمله اقراری که از روی تهدید، ترس و یا در شرایط زندان صورت گرفته باشد." رئیس شورای مرکزی فراکسیون خط امامى مجلس سپس تصریح کرد: "انتخابات از نظر ملت تمام شده نیست و ما هم تابع ملت هستیم."

تابش نیز در این خصوص با اشاره به حضور شورآفرین مردم در انتخابات که جلوه‌گر دموکراسی بود گفت: "در این انتخابات جناح‌های مختلف و بخصوص اصلاح‌طلبان با قدرت و قوت و با امید به پیروزی به میدان آمدند و اصلاح‌طلبان تلاش زیادی در این راه انجام دادند اما حوادث بعد از انتخابات به نظر من به دلیل بی‌تدبیری متولیان امر اتفاق افتاد و به نظام آسیب رساند. اکثر کاندیداهای حاضر در انتخابات، از چهره‌های خدوم و مورد وثوق امام و رهبری بودند، هیچ برچسبی به آنها نمی‌چسبد و بسیاری از آنها جزو منزه‌ترین، پاکترین انقلابی‌ترین افراد هستند."

دبیرکل فراکسیون خط امام(ره) مجلس افزود: "علی‌رغم رنجش و رفتاری که با آنان بعد از انتخابات شد در بیانیه آنها شاهد دلسوزی‌شان برای نظام و انقلاب و صف‌بندی و خط بندی آنها با منافقین و بدخواهان و سلطنت‌طلبان هستیم. وی با اشاره به عملکرد برخی رسانه‌های مخالف اصلاحات و اظهارات برخی فعالان سیاسی یادآور شد:«این راندن‌ها، منافق‌سازی، قضاوت‌های عجولانه و تسویه حساب‌های جناحی وضعیت را بدتر می‌کند، این مسئله خانوادگی است که باید با تدبیر حل شود. اگر در این وضعیت دنبال مقصر بگردیم باید توجه کنیم که کسانی که بدبینی به اصلاح‌طلبان را با گفتارهای تند خود به وجود آوردند مقصر اصلی هستند."

قنبری نیز در پاسخ به سئوالی در خصوص مسائل مربوط به کهریزک و عدم ارائه گزارش در مجلس تصریح کرد: "در مورد حوادث کهریزک ابهامات فراوانی وجود دارد؛‌ اتفاقاتی به وقوع پیوست که سابقه نداشته و هزینه‌های زیادی را به نظام تحمیل کرد. اینکه آیا اصلا کهریزک بازداشتگاه بوده یا خیر جای سئوال است و کسانی که از این مکان به عنوان بازداشتگاه استفاده کردند باید پاسخگو باشد."

سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود: "مرگ‌هایی که در آنجا اتفاق افتاده از پسر روح الامینی گرفته تا پزشک کهریزک که هر روز اظهارات متناقضی در خصوص مرگ این پزشک مطرح می‌شود بر ابهامات افزوده است و لازم است که مسئولین ارشد نظام برای مجازات مسببین واقعی وارد عمل شوند و موضوع را پیگیری کنند."

نماینده اصلاح‌طلب ایلام در پایان اظهار داشت: "مجلس کمیته‌ای تشکیل داد اما متاسفانه نتیجه‌ای حاصل نشد و مشخص نیست علی‌رغم پیگیری‌های فراوان فراکسیون خط امام و دیداری که با رئیس مجلس داشتیم گزارش حوادث پس از انتخابات و کهریزک به نمایندگان ارائه شود یا خیر. علاوه بر عاملین با آمرین و فرماندهان که دستورات اجرای آن رفتارها در کهریزک را داده‌اند باید برخورد شود و دادگاه آنها علنی باشد."




دادستانی تهران از مسموميت دارويی پزشك كهريزك خبر داد.

دادستانی تهران از مسموميت دارويی پزشك كهريزك خبر داد.


دادستان تهران مسموميت دارويی را علت فوت پزشك كهريزك عنوان كرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، عباس جعفری دولت‌آبادی در حاشیه مراسم تودیع و معارفه سرپرست دادسرای جرایم پزشكی در خصوص آخرین وضعیت پرونده مرگ پزشك كهریزك گفت: "پزشكی قانونی در مورد علت فوت پزشك بازداشتگاه كهریزك اظهار نظر كرده و علت مرگ وی را مسمومیت دارویی عنوان كرده است. "

دادستان تهران ادامه داد: "قرص‌هایی كه در سالاد كنار وی كشف شده با آنچه كه پزشكی قانونی اعلام كرده مطابقت دارد و تا این لحظه نشان میدهد مرگ ناشی از مسمومیت دارویی بوده است. اما اینكه این اقدام ناشی از قتل است همچنان ادامه دارد." وی از بازجویی كارگر رستورانی كه برای پزشك بازداشتگاه كهریزك غذا آورده، خبر داد و گفت: "كارگر رستورانی كه غذا برای پزشك آورده شناسایی شده و بازپرس از وی تحقیقات كرده است. كارگر رستوران در بازجوییهای خود اعلام كرده كه زمانی كه غذا را برای دكتر آورده اتاق بسته بود و خود پزشك كهریزك ظرف را باز كرده و بعد از تحویل غذا مجددا ظرف را بسته است. ما فكر میكردیم كه چگونه این غذا وارد این اتاق شده بنابراین تحقیقات مفصلی انجام دادیم."

دادستان تهران اظهار داشت: "همچنین بررسی تلفن‌ها و ایمیل‌های پزشك كهریزك شروع شده و از اولیای دم نیز تحقیقاتی به عمل آمده است و فرض این مسئله كه این واقعه خودكشی بوده یا قتل همچنان ادامه دارد."

گفتنی است مرگ دکتر پوراندرجانی سوالات بسیاری را در مورد سرنوشت پرونده جنایات کهریزک ایجاد کرده است، به خصوص که تاکنون شواهد و قرائن از قتل این شاهد پرونده جنایات کهریزک خبر می‌دهد.