۱۳۸۸/۱۲/۱۱

انتشار كتاب الكترونيكي "راه دشوار آزادي"

مروري بر 8 ماه اوليه جنبش مدني سبز از 22 خرداد تا 22 بهمن:
انتشار كتاب الكترونيكي "راه دشوار آزادي"

. ادامه راه سبز«ارس»: تاب سبز دیگری با نام راه دشوار آزادی منتشر شد. این کتاب سبز توسط یک گزارشگر سبز، به نام حمید تکاپو و مخصوص مطالعه در دوران تعطیلات نوروزی تهیه شده است.


اين کتاب حاوی گزارش خلاصه اي از حوادث جنبش سبز در هشت ماه اول مقاومت نو در ايران است . اولين قسمت این گزارش در تاريخ ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در سا يت جرس منتشر شد و پس از آن در طول حدود يك ماه قسمت هاي ديگر گزارش نيز در همان سايت قرار گرفت. براي اينكه امكان دسترسي علاقه‌مندان به اين گزارشها در يك كتاب فراهم شود ما همه گزارش ها را در يك جا گردآوري كرده ايم و در انتهاي كتاب نيز يك بخش ضميمه افزوده شد ك ه شامل همه ي بيانيه هاي ميرحسين موسوي تا كنون (از بيانيه اول تا هفدهم) است

توصيه ما به دوستان و فعالان جنبش سبز اين است كه اين كتاب را تكثير كنند و در عيد نوروز كه به شهرستانهاي ايران سفر مي كنند براي آگاهي ديگر هموطنان مان توزيع نمايند.

نسخه الكترونيكي(pdf) کتاب را می‌توانید با كليك بر روي تصوير زير دانلود نماييد:


مراسم یكصدمین سالگرد تولد آیت‌الله طالقانی برگزار می‌شود

مراسم یكصدمین سالگرد تولد آیت‌الله طالقانی برگزار می‌شود


. ادامه راه سبز«ارس»: مراسم جشن یكصدمین سال تولد مرحوم آیت‌الله سید محمود طالقانی پنجشنبه هفته جاری توسط خانواده وی برگزار می‌شود.

به گزارش ایلنا، خانواده مجاهد نستوه آیت‌الله طالقانی در اطلاعیه‌ای با بیان اینكه عادت دیرینه این بوده ‌است كه برای بزرگداشت بزرگان و فرهیختگان سال‌روز درگذشت آنها مبنا گرفته‌می‌شود و همواره در افسوس و حسرت از دست دادن آن‌ها درسوز و گدازیم،تاكید گرفته است: یاد گرفته‌ایم كه از نداشتن‌ها و كمبودها بنالیم؛ از این كه بزرگان را نشناخیم، قدرشان ندانستیم و به راحتی از دست‌شان دادیم مرثیه بخوانیم؛ كمتر به فرصت‌ها و داشتن‌ها می‌اندیشیم؛ به گام‌هایی كه رفتگان برداشتند بها نمی‌دهیم، از تحولاتی كه آفریدند و درس‌هایی كه به ما آموختند نمی‌آموزیم؛ همواره در افسوسیم و سیاهی‌ها بیش از سپیدی‌ها چشممان را می‌گیرد.

در ادامه این اطلاعیه آمده است: اما امسال خانواده آیت‌اله طالقانی ازاین رویه مرسوم عبور كرده و كاری نو كردند؛ درحالی كه هرساله 19 شهریور سالروز درگذشت آن مرحوم را به سوگ می‌نشستند، اكنون 13 اسفند یكصدمین سال تولد مرحوم سیدمحمود طالقانی را جشن گرفته‌اند. توجه به تولدها و شكوفایی‌ها چه بسا در نگاه و احساس ما نیز امید و شكفتگی را به ارمغان آورد. تولد طالقانی همچون عمر پربارش پیام‌آور امید و شكوفایی بود. سال 1288درشرایطی كه سرنوشت مشروطه به اختلاف و كشمكش داخلی رسیده بود و دشمنان ایران نیز در فكر تجزیه و غارت ایران بودند و اوضاع داخلی كشور از هم گسیخته بود سیدمحمود چشم به جهان گشود. او از دوران جوانی درعرصه علمی و اجتماعی و سپس سیاسی نقش ایفا كرد و به تدریج تأثیرگذارترشد. بینش و منش او همواره در جهت تحكیم وحدت نیروهای سیاسی عمل می‌كرد.

خانواده آیت الله طالقانی با بیان اینكه تولد این نوزاد در آن شرایط سیاه، نمود دیگری از این اصل مهم تاریخی است كه با هر شكستی، پیروزی و در هر نومیدی روزنه ‌امیدی می‌توان یافت، یادآور می سازد: یكصدمین سالروز تولد طالقانی همزمان با سالروز تولد پیامبر رحمت شده است كه اتفاقی میمون است.

در پایان این اطلاعیه آمده است: خانواده آیت الله طالقانی جشن یكصدمین سال آن مرحوم را در روز پنجشنبه 88/12/13 در محل خیابان هدایت، نزدیك چهارراه صفی علیشاه، پلاك 119 برگزارمی‌كنند.

۱۳۸۸/۱۲/۱۰

نگرانی و دستپاچگی اقتدارگرایان از افشای چهره نیروهای خودجوش!

نگرانی و دستپاچگی اقتدارگرایان از افشای چهره نیروهای خودجوش!

خبرگزاریهای وابسته به اقتدارگرایان از افشای چهره نیروهای رسمی نهادها که تحت عنوان نیروهای مردمی خودجوش برای تجمع مقابل منزل شیخ اصلاحات اعزام شده بودند ابراز نگرانی کردند.

در حالی که رسانه هایی نظیر فارس، جوان و رجا نیوز ابتدا مدعی شده بودند جمعی از خانواده‌های شهدا و ایثارگران با تجمع در مقابل منزل شیخ اصلاحات خواستار مجازات کروبی در صورت عدم بازگشت وی به دامن نظام شده اند.

پس از اطلاع از فیلمبرداری بستگان آقای کروبی از تجمع کنندگان و افشای قریب الوقوع هویت انان که هیچیک از خانواده شهدا نیستند این خبرگزاری ها تصمیم گرفتند تا عنوان جعلی جمعی از خانواده شهدا را به جمعی از مردم تغییر دهند، اما همچنان نگران افشای چهره شناخته شده این افراد که همگی یک نهاد خاص اشتغال دارند می باشند.

در این تجمع افراد ذکر شده پلاکاردهایی با عناوین« مرگ بر ضد ولایت فقیه»، « خامنه‌ای کوثر است دشمن او ابتر است»، « مرگ بر منافق»، «حزب‌الله بیدار است، از آمریکا بیزار است» در دست داشتند.

تظاهرکنندگان اعلام می کردند: کروبی باید در مورد اغتشاشات پس از انتخابات عذرخواهی کرده و تمام هزینه‌ها و خسارات وارده را جبران کند در غیر این صورت با مشت محکم ملت مواجه خواهد شد.

شنیده می شود تلاشهایی توسط نهاد فوق الذکر برای دستیابی به فیلم تهیه شده توسط بستگان آقای کروبی از ماجرای فوق و جلوگیری از انتشار حواشی آن نظیر افشای چهره و هدایت میدانی فرماندهان نهاد فوق تلاش فراوانی صورت گرفته است .

دولت کودتا یک نشریه دیگر را توقیف کرد: روزنامه اعتماد هم توقیف شد

روزنامه اعتماد هم توقیف شد!

كاركنان روزنامه اعتماد پس از خبر توقيف V
. ادامه راه سبز«ارس»: هیئت نظارت بر مطبوعات در جلسه امروز خود روزنامه اعتماد را توقیف کرد.

معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در تماس با الیاس حضرتی مدیرمسئول روزنامه اعتم خبر از توقیف روزنامه اعتماد داد.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، به گفته محمدعلی رامین روزنامه اعتماد توقیف موقت شده است و می‌بایست دادگاه مطبوعات درباره تخلفات این روزنامه تصمیم‌گیری نهایی را انجام دهد.

گفتنی است در آستانه میلاد رسول اکرم(ص) علاوه بر روزنامه اعتماد، صبح امروز نیز هفته‌نامه ایراندخت توقیف شد. خبرهای تکمیلی دریافتی حاکی از آن است که هیات نظارت بر مطبوعات به استناد - از جمله - ‌ماده شش قانون مطبوعات «تخلف از حدود مطبوعات»، روزنامه «اعتماد» را به دلیل تکرار و اصرار بر تخلفات قانونی توقیف و پرونده آن را به قوه قضاییه ارسال کرد.

در ماده 6 قانون مطبوعات‌ آمده است:

نشریات جز درمورد اخلال به مبانی و احكام اسلام و حقوق عمومی و خصوصی كه دراین فصل مشخص می شوند آزادند:

1. نشر مطالب الحادی و مخالف موازین اسلامی و ترویج مطالبی كه به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد كند.

2. اشاعه فحشا ومنكرات و انتشار عكس ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی.

3. تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر.

4. ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه، به ویژه ازطریق طرح مسائل نژادی و قومی.

5. تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتكاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران در داخل یا خارج .

6. فاش نمودن وانتشار اسناد و دستورها و مسایل محرمانه، اسرار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نقشه و استحكامات نظامی، انتشار مذاكرات غیرعلنی مجلس شورای اسلامی ومحاكم غیرعلنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی بدون مجوز قانونی.

7. اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن و همچنین اهانت به مقام معظم رهبری و مراجع مسلم تقلید.

8. افترابه مقامات، نهادها، ارگانها و هریك از افراد كشور و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی كه حرمت شرعی دارند، اگر چه از طریق انتشار عكس یا كاریكاتور باشد.

9. سرقتهای ادبی و همچنین نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروههای منحرف و مخالف اسلام( داخلی و خارجی) بنحوی كه تبلیغ از آنها باشد.(حدود موارد فوق را آیین نامه مشخص می كند)

تبصره ـ سرقت ادبی عبارت است از نسبت دادن عمدی تمام یا بخش قابل توجهی از آثار و نوشته های دیگران به خود یا غیر، ولو بصورت ترجمه.

10. استفاده ابزاری از افراد (اعم از زن و مرد) درتصاویر ومحتوا، تحقیر و توهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات وتجملات نامشروع و غیرقانونی، طرح مطالب موجب تضاد میان زن و مرد از طریق دفاع غیر شرعی از حقوق آنان.

تبصره ـ متخلف از موارد مندرج دراین ماده مستوجب مجازاتهای مقرر درماده 698 قانون مجازات اسلامی خواهد بود و درصورت اصرار مستوجب تشدید مجازات و لغو پروانه می باشد.
11. پخش شایعات و مطالب خلاف واقع ویا تحریف مطالب دیگران.

12. انتشار مطلب علیه اصول قانون اساسی.

نامه توقیف روزنامه اعتماد با دعا و امضای رامین

سید محمد خاتمی: دستگیری ریگی، کاری بزرگ و هدیه‌ای ارزنده به ملت ایران بود

سید محمد خاتمی در ديدار با جوانان و دانشجويان مجمع نيروهاي خط امام:
امروز همه عادت کرده‌اند حرف خود را بزنند و بگویند این حرف‌ مردم است
«بروید از عاشقان امام و سیلی‌خوردگان بپرسید آیا آن چیزی که امروز در جامعه می‌گذرد همان است که می‌خواستید؟»
. ادامه راه سبز«ارس»: در آستانه ولادت با سعادت حضرت رسول اکرم(ص) جمعی از سازمان جوانان ودانشجویان مجمع نیروهای خط امام(ره) با رئیس دولت اصلاحات دیدار و گفتگو کردند.

به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، ریس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه حکومت باید مظهر رضایت مردم و اخلاق باشد، به ارائه راهکارهایی برای تغییر مثبت فضای جامعه پرداخت، او همچنین از دستگیر ریگی تمجید و بر ضرورت هوشیاری مقابل دشمن تاکید کرد.

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«من معتقدم اگر فشارها رفع شود، کسانی که در بند هستند آزاد شوند، برخوردها طبق موازین قانونی و شرعی باشد، آزادی‌های اساسی و قانونی تامین شود،فضای امنیتی به فضای سیاسی مبدل گردد و به خصوص مردم احساس کنند که نسبت به انتخابات آزاد و سالم و ساز و کارهای آن و اجراء درستش حساسیت هست و به فکر آن هستند فضای جامعه تغییر مثبتی خواهد یافت و بسیاری از مشکلات مرتفع خواهد شد.»

برگزيده: باید مراقب دشمن درونی باشیم / نقد رفتارهای غلط را مهار می‌کند / مطمئن باشید دشمن دلش برای ما نمی‌سوزد / حکومت باید اجازه دهد نقد وجود داشته باشد / حکومت باید مظهر رضایت مردم و اخلاق باشد / تنش زایی آسان و تنش‌زدایی در دنیا مشکل است / مشکلات را باید خودمان حل کنیم و نباید چشم به دیگران داشته باشیم / نمی‌شود امکانات اقتصادی،علمی، تبلیغاتی ونظامی را علیه مردم به کار برد / امروز همه عادت کرده‌اند حرف خود را بزنند و بگویند این حرف‌ مردم است / هر تهمتی از صداوسیما به اصلاح‌طلبان می‌زنند و اجازه دفاع به آنها را نمی‌دهند / هنر حکومت، دفع شر و مشکلات در عین پایبندی به اصول و تامین مصالح است / اگر دیدیم رضایت مردم لطمه دیده است وظیفه شرعی ماست که حداقل برای اقناع آنها اقدام کنیم / گروه‌های تندی در جامعه مانع از تبدیل خشونت به رحمت و در کنار قرار گرفتن همه نیروها هستند / علی (ع) هم با همه شایستگی‌هایی اگر مردم نخواستند کنار می‌کشد و چیزی را بر مردم تحمیل نمی‌کند / نباید گفت هر کس با یک جریان و یک فکر نیست دشمن است و بعد هم با دشمن همه کار می‌توان کرد / آیا دستگیری‌ها،تهمت زدن‌ها و افزایش کینه‌ها همانی است که انقلاب و سرداران و سربازان آن می‌خواستند؟ / بروید از عاشقان امام و سیلی‌خوردگان بپرسید آیا آن چیزی که امروز در جامعه می‌گذرد همان است که می‌خواستید؟ / صدا و سیما القاکننده جریان محدودی است که بسیاری از مشکلات کشور ناشی از ذهنیت‌ها و سیاست‌های آنان است

متن سخنان سيد محمد خاتمي كه توسط روابط عمومی دفتر ايشان انتشار يافته بشرح زير ميباشد:

رييس دولت اصلاحات با تبریک میلاد پیامبر اکرم(ص) و فرزند برومندش حضرت امام جعفر صادق (ع) گفت: «در این ایام مبارک و در هفته وحدت بسیار خوشحالم که در جمع شما عزیزان، جوانانی که هم درد دین دارید و هم برای سرنوشت کشور و مردم دغدغه دارید هستم.»

وی افزود:«من این ایام را به ملت ایران و همه مسلمانان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم خداوند این توفیق را بدهد که بیشتر راه آن بزرگواران را بشناسیم و آن راه را ادامه دهیم.»

رئیس بنیاد باران با اشاره به موقعیت حساس تاریخی ایران، اظهار داشت:« در‌ زمانه‌ای که انقلاب بزرگی رخ داده و در سایه آن نظامی منتسب به پیامبر و اسلام تشکیل شده، شناخت واقعیت‌ها و شجاعت عمل بر طبق این واقعیت‌ها مساله مهمی است، هم برای اینکه تکلیف خودمان را بدانیم و هم برای حفظ دستاوردهای بزرگی که حاصل انقلاب بزرگ ملت ایران هست و نیز اصلاح اموری که در آن‌ها انحراف و مشکل وجود دارد.»

وی تصریح کرد:« گاهی انحراف‌ها و مشکل هایی وجود دارد، به خصوص اگر این مشکلات سبب برانگیخته شدن احساسات شود که در اینصورت ممکن است سمت مقابل برای جلوگیری از اصلاح این انحراف دست به انحراف بزرگتری بزند و مسئله را حاد کند یا اگر راه اصلاح شد ممکن است خدایی ناکرده شاهد عکس‌العمل هایی باشیم که به همه چیز لطمه می‌زند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«معتقدم الان باید بسیار حساس باشیم؛ مشکلاتی در جامعه وجود دارد و انحرافاتی وجود داشته، در برخورد با این انحراف‌ها باید بیدار و واقع‌بین بود و هدف نهایی را مورد توجه قرار داد بنابراین شناخت در این مساله مهم است.»

خاتمی یادآور شد:«اصلاحات امری گسترده است و اصطلاحی انعطاف‌پذیر وکشدار است، هر کسی ممکن است اصلاحات را به گونه‌ای معنی کند و از آن تلقی خاص داشته باشد؛ اما اصلاحاتی که مدنظر ما ما به عنوان کسانی که دلبسته به انقلابمان در جمهوری اسلامی هستیم، اصلاحاتی است که در چارچوب معیارهای برآمده از انقلاب و اسلام و خواست و اراده ملت باشد.»

وی تاکید کرد:«اگر انحرافی از اسلام و خط امام صورت گرفته وظیفه ما این است که یا تذکر بدهیم یا اگر امکانش بود عملا نیز از راههای قانونی اقدام کنیم و در این میان تببین اصول جمهوری اسلامی و اعتقادات ما و چارچوب‌های اصلاح‌طلبی امری است بسیار مهم که بنده نیز در حد خود این کار را انجام داده‌ام.»


رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدنها سپس خطاب به دانشجویان پیرو خط امام(ره)گفت:«شما جوانانی هستید که اهل فکرو مسئولیت وکسانی که می‌خواهید فکرتان مبتنی بر معیارهای دینی و مصالح کلی کشور و درک زمان و روزگار خودتان باشد و هم عملتان در خدمت مردم و در مسیر مصالح جامعه باشد و این انگیزه گردهم آمدن شماست.»

وی افزود:«شما یک تشکل مدنی هستید، تشکل در دوران امروز بدین معناست که نمایندگی از مردم داشته باشد، در دوران جدید که مساله ملت و مردم مطرح شده است همه عادت کرده‌اند از طرف مردم صحبت کنند و حرف خود را بزنند و بگویند این حرف‌ مردم است در حالیکه در یک جامعه پیشرفته، به هم پیوسته و جامعه‌ای که دارای هویت است تشکل‌ها باید نماینده مردم و بخش های مختلف آن باشند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«این مساله مهم است که از مردم صحبت کنیم نه اینکه از طرف مردم حرف خودمان را بزنیم؛ همچنین باید در رابطه بیشتر و بهتر با نسل جوان برقرار کنیم به خصوص رابطه فکری و تبادل نظر و فکر با آنها را.»

وی گفت:« تاکنون متاسفانه بیشتر به مسائل روزمره و عملی گرفتار شدیم و برخوردهایمان هم نوعا احساسی بوده است. در حالی‌که ما نیازمند به تامل و تفکر هستیم.»

خاتمی در بخش دیگری از سخنانش گفت:«ما دشمنان بزرگی داریم،جمهوری اسلامی دشمن دارد، ایران دشمن دارد؛ ایرانی که در آن انقلاب رخ داد از کشوری که پایگاه قدرت‌های بیگانه و نقطه استیلای قدرت‌های توسعه طلب درمنطقه و دنیا بود تبدیل به کانون جوشانی شد که مردم به میدان آمدند، نظام وابسته را کنار زدند و نظام دلخواه خودشان را آوردند.»

وی یادآور شد:«انقلاب اسلامی ایران و مردمی که دست به این انقلاب زدند ایران را از یک کانون امن برای قدرت‌های بیگانه که بتوانند منافع خود را در منطقه و دنیا از این طریق بدست آوردند تبدیل به کانونی کردند که هم شعارش استقلال بود هم آزادی و مبدل به کانونی تاثیرگذار در دنیا شد.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« جمهوری اسلامی این کانون امن برای توسعه طلبان را به هم زد واز وابستگی رهید طبیعی است که دشمنان زیادی داشته باشد، دشمنان انواع و اقسام کارها کردند و هنوز هم می‌کنند یکی از آنها جنگ تحمیلی بود، امواج سهمگین تروریست و حتی توطئه برای کودتا از دیگر اقدامات دشمن بود.»

وی با اشاره به سیاست تحریم و در تنگنا قرار دادن ملت ایران اظهار داشت:«این سیاست دیروز بوده، امروز هست و فکر می‌کنم فردا هم خواهد بود البته این به آن معنا نیست ما هم ماجراجویانه در عرصه حضور به هم برسانیم و این مساله را تشدید کنیم، سیاست و تدبیر ایجاب می‌کند که عاقلانه رفتار کنیم و تا آنجایی که می‌شود بهانه به دست دیگران ندهیم.»

خاتمی با تاکید بر اینکه« حال که جمهوری اسلامی مستقر شده، اساسش را باید بر تعامل بگذارد»، گفت:«نباید چون دشمن داریم در دنیا ماجراجویانه عمل کنیم و مواضع و حرف هایی بزنیم که ریشه در اصل انقلاب و اسلام نداشته باشد و هزینه‌های زیادی به بار بیاورد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان سپس به دستگیری سرکرده گروهک تروریستی ریگی اشاره کرد و افزود:«نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کار بزرگی انجام دادند وکسی که مرتکب جنایت‌های بزرگی شده بود را با قدرت و تدبیردستگیر کردند که امیدوارم این دستگیری بتواند بسیاری از مشکلاتی که هست را کشف کند و ریشه آن را بخشکاند.»

وی با تاکید بر اینکه «ترور و تروریسم به هر صورتی محکوم است»، اظهار داشت:«تروریست باید جواب جنایت‌های خودش را بدهد و این کار بزرگ هدیه ارزنده‌ای به ملت ایران و همه کسانی که دلشان برای ایران می‌تپد و می‌سوزد بود.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«باید در مقابل دشمنان هوشیار بود و مطمئن باشید دشمن دلش برای ما نمی سوزد؛ ما اگر هم مشکلی داریم مشکلات را خودمان حل خواهیم کرد نه اینکه ببینیم دیگران چه تصمیمی برای ما می‌گیرند.»
وی یادآور شد:« هنر حکومت این است که در عین پایبندی به اصول و تامین مصالح، دفع شر و مشکلات هم بکند؛ تنش زایی آسان و تنش‌زدایی در دنیا مشکل است وتدبیر، فکر و شجاعت می‌خواهد که باید حکومت نیز در این زمینه گام‌های خودش را بردارد.»

خاتمی در ادامه سخنانش گفت:«این دشمن بیرونی است،ولی باید هوشیار باشیم که دشمن درونی هم هست و توجه به این دشمن بسیار مهم است و از جمله مهمترین آنها رفتارها و شیوه‌هایی است که سبب دلزدگی مردم شود.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «ما دلمان برای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی می‌سوزد»، اظهار داشت:« این نظام جمهوری اسلامی چه خصوصیاتی دارد؟آیا همه ما می‌کوشیم که به آن خصوصیات و امتیازات پای بند باشیم یا نه؟»

وی افزود:«اتفاقا اصلاحات هم اینجا معنا پیدا می‌کند، حفظ و دلبستگی به نظام ایجاب می‌کند اگر مشکلاتی در این زمینه هست خیرخواهانه درصدد شناخت و رفع آنها باشیم.»
رئیس بنیاد باران خطاب به دانشجویان پیرو خط امام(ره)گفت:«شما به عنوان کسانی که دلسوز انقلاب هستید باید نقد کنید؛ نقد هم فقط فحاشی نیست، متاسفانه امروز خیال می‌شود نقد فقط فحاشی است، خیر نقد یعنی خوب و بد را با هم دیدن و به کمک خوب‌ها، بدها را از میان برداشتن برای حفظ همین چارچوب، دستاوردها، ارزش‌ها، نظام و انقلاب و البته اصلاحات هم یعنی همین.»

خاتمی پیشنهاد داد:«بروید و از کسانی که سیلی خورده نظام گذشته هستند و عشق به امام داشته‌اند بپرسید بین خود و خدای بزرگ، وجدانتان را حاکم کنید، آیا آن چیزی که در متن جامعه می‌گذرد همانی است که ما می‌خواستیم یا مشکلاتی در این زمینه وجود دارد؟»

رئیس دولت اصلاحات افزود:« بپرسید آیا این دستگیری‌ها،تهمت زدن‌ها، افزایش کینه‌ها، هزینه‌های ملت را بالا بردن و این روش‌هاو رفتارهایی که وجود دارد همانی است که انقلاب و سرداران و سربازان انقلاب می خواستند ؟ اگر نیست وجدان حکم می کند همه دست به دست هم دهیم تا وضع بهبود یابد و برگردیم به همان معیارها.»

وی یادآور شد:«انقلاب، جمهوری اسلامی را مطرح کرد و مردم هم به آن رای دادند؛ جمهوری اسلامی لوازمی دارد که باید آنها را مورد توجه قرار داد و اولین مساله این است که مبنا و پایه این نظام رضایت مردم است.»

رئیس بنیاد باران با طرح این سئوال که «چه اراده‌ای حق دارد و می‌تواند اعمال قدرت و حکومت کند؟»، گفت:«امروز همه می‌گویند هر نهاد و اراده‌ای باید مبتنی بر رضایت مردم باشد و ما افتخار می‌کنیم این رضایت که اصل حکومت است در متن دینمان و به خصوص در سیره و منش پیامبر اکرم(ص) و امیرالمومنین به وضوح به چشم می‌خورد.»

وی همچنین اظهار داشت:«اصطلاحی در فقه است و آن بسط ید است، یعنی اگر معصوم امکان قدرت نداشته باشد، حق دارد قدرت را اعمال کند یعنی شایستگی‌اش را دارد اما شرط اعمال این شایستگی چیست؟»

خاتمی توضیح داد:« بسط ید فقط قدرت مادی و نظامی امنیتی داشتن نیست، بسط ید یعنی رضایت مردم، یعنی اگر مردم خواستند.علی (ع) هم با همه شایستگی‌هایی دارد اعمال حق می‌کند و اگر مردم نخواستند کنار می‌کشد و چیزی را بر مردم تحمیل نمی‌کند با اینکه شایسته ترین انسان برای حکومت است و این شایستگی را خدا و رسول او نیز تایید و اعلام کرده‌اند.»

وی یادآور شد:«امام هم در زمان ترمیم قانون اساسی جمله روشنی فرموند که لازم نیست رهبر مرجع باشد، مجتهد،مدبرو مدیر وعادل باشد، کافی است چون این مجتهد ولو مرجع و اعلم نیست، چون منتخب خبرگان مردم است ومردم به خبرگان رای داده‌اند وقهرا مورد رضایت و قبول مردم است و در نتیجه حکم او نافذ است و این مساله روشن است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «در جمهوری اسلامی رضایت مردم امری مهم و واقعی است»، گفت:«اگر مردم رضایت نداشته باشند بسط ید نیست، اگر دیدیم رضایت مردم لطمه دیده است وظیفه شرعی ماست که به دنبال آن برویم و ببینیم کجای کار عیب داشته که این رضایت لطمه دیده است و حداقلش این است برای جلب رضایت و اقناع آنها اقدام کنیم.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«اگر اقداماتی انجام دهیم که نه تنها این رضایت ایجاد نشد، بلکه بدبینی و فاصله‌ها زیادتر شد بدین معناست که ما طبق معیارهایی که داریم و بر اساس آن جمهوری اسلامی، کار نکرده‌ایم.»

وی در ادامه اظهار داشت:«اخلاقی بودن حکومت از مهمترین وجوهی است که ما معتقدیم در جمهوری اسلامی باید وجود داشته باشد، امری که در دنیای امروز فقدان آن منشا مشکلات بزرگی شده است.»

خاتمی اضافه کرد:«از مهمترین معیارهایی که در اسلام وجود دارد مساله اخلاق است، اینکه آیا رفتار و سیاست‌های حکومت، اخلاقی است؟ یا خیر، معیاری است که باید نقد شود، علی (ع) می‌فرماید " ما ظفر من ظفر الاثم به .الغالب بالشر المغلوب"کسی که اثم و گناه و انحراف و بداخلاقی بر او غلبه پیدا کرده پیروز نیست، کسی که از طریق شر، زور و ناروایی غلبه پیدا کند او مغلوب است.»

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تاکید کرد:«امروز عملا درهمه حکومت‌ها هدف وسیله را توجیه می‌کند، نباید گفت هر کس با یک جریان و یک فکر نیست دشمن است و بعد هم با دشمن همه کار می‌توان کرد! این روش‌ها غلط است، اگر این طور باشد ما از مسیر جمهوری اسلامی خارج شده‌ایم.»

وی با بیان اینکه «برای اینکه این اشتباهات نباشد باید آزادی باشد و باید بتوان حرف زد»، اظهار داشت:«ملاک نقد چیست؟ امروز چه از طریق تریبون‌های رسمی و غیر رسمی چه موافقان دولت و چه مخالفان آن آیا معیارهایی که امیرالمومنین فرمودند، رعایت می‌کنند؟ آیا حق را با افراد و گروهها می سنجیم یا افراد و رفتارها را با حق؟»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«حکومت باید مظهر اخلاق باشد، این همه تعبیر نسبت به افرادی که با یک حادثه خاص مخالف بودند و نسبت به مسائلی اعتراض داشتند به کار می‌برند و بر اساس آن، این همه فشار نسبت به افراد سالم و خوب می‌آورند، آیا اینها همان معیاریست که اسلام می‌خواست و ما می‌خواستیم؟ما باید این مسائل را نقد کنیم و حکومت باید اجازه دهد این نقد وجود داشته باشد.»

وی ادامه داد:«این نقد باید در معرض نظر مردم باشد و آنچه مردم می خواهند باید مبنا قرار بگیرد، یعنی داوری مردم مورد احترام قرار گیرد؛نه اینکه راهها به سوی بخش عظیم جامعه که اهل فکرند و دلسوز، بسته شود و توجهی به مشکلاتی که سبب بحران و اعتراض شده، نشود و در جامعه کدورت تقویت شود و دل‌های بخش‌های بیشتری از جامعه از حکومت و نظام دورتر شود و زمینه برای آن تقویت شود تا کسانی که اصل را نمی‌خواهند میدان‌دار شوند.»

خاتمی توصیه کرد:«وقتی فضا باز شد بحث شود که آیا سیاست‌های اقتصادی، رفتارهای امنیتی نظامی و سیاست خارجی و امور دیگر به نفع کشور است؟ که البته همین نقدها سبب می‌شود رفتارهای غلط مهارشود، وقتی نقد نباشد، طبعا رفتار غلط تشدید می‌شود و جامعه مشکل پیدا خواهد کرد.»

رئیس دولت اصلاحات افزود:«چارچوب حرکتی که ما قبول داریم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است البته اولا پیاده شدن همه قانون اساسی و ثانیا درست پیاده شدن آن است.»

وی با بیان اینکه «امام، قانون اساسی و عقل هم می‌گوید میزان رای مردم است»، گفت:« میزان رای مردم است یعنی انتخابات باید سالم و بدون حرف و حدیث باشد.»

خاتمی در بخش پایانی سخنانش تصریح کرد:«ما هم فضایی را ایجاد کنیم که همه به سرنوشت کشور و مصلحت جامعه وو سربلندی ایران بیاندیشیم وهمه متوجه دشمن اصلی باشیم، چه دشمنی که در درون ماست شامل هوای نفس، بداخلاقی‌ها، انحراف از اصول و معیارها که دشمن‌های خودمان است و چه دشمن خارجی که می‌خواهند به کشور و نظام لطمه بزند.»

وی افزود:«امروزهمه باید در کنار همدیگر، دلمان برای ایران و اسلام وانقلاب بسوزد؛برای مردم و حقوق مردم و بپرسیم الان در پس مسائل سیاسی وضع زندگی مردم چگونه است؟منابع چگونه مصرف شد؟ما دردنیا در چه وضعیتی هستیم؟»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «ما هر چه داریم،چه قدرت،چه امکانات اقتصادی،علمی، تبلیغاتی ونظامی- امنیتی همه را از مردم بدست آورده‌ایم»، اظهار داشت:«.ماامانت‌دار مردم هستیم، نمی‌شود هیچ کدام از اینها را علیه مردم بکار برد، این خلاف امانت‌داری است که باید به آن توجه لازم را داشت.»

خاتمی تاکید کرد:«چرا صدا و سیمای ما باید فقط القاکننده یک جریان محدود فکری باشد؟ جریانی که بنده معتقدم خیلی از مشکلاتی که در کشور است ناشی از ذهنیت‌ها، رفتارها و سیاست‌های آنهاست .چرا باید آزادی های اساسی که به صراحت درقانون اساسی مشخص شده است محدود شود؟»

وی یادآور شد:«هر تهمتی به اصلاح‌طلبان و چهره‌ها و دلسوزان انقلاب می‌زنند و حتی امکان این وجود ندارد که افرادی که مورد توهین و تهمت قرار گرفته‌اند بتوانند از خود دفاع کنند؟ در حالی‌که رسانه ملی باید در اختیار همه افکار و اندیشه‌هایی که در چارچوب نظام قرارگرفته‌اند، باشد.»

رئیس‌ دولت اصلاحات افزود:«ما همه حرفمان این بوده و هست که باید برای حکومت الگو بسازیم و البته الگو این است که به برکت اسلام، محور و مدار مردمند، میزان رای ملت است، حکومت هیچ هویتی جز اینکه برآمده از رای مردم است ندارد و در مقابل مردم مسئول است و الگو نیست که علاوه بر تامین عزت آزادی و حرمت مردم و استقرار عدالت همه جانبه در آن معیارهای الهی به خصوص اخلاق و عدالت رعایت می شود.»

رئیس بنیاد باران یادآور شد:«جمهوری ما اسلامی است، یعنی آن عنصر مفقودی که سبب مشکلاتی برای بشر شده است یعنی عرفان، معنویت، اخلاق و عدالت که در دنیا نیست را می‌خواهیم در کنار جمهوریت داشته باشیم.»

وی ادامه داد:«اگر کاری کردیم که لااقل در ذهن بخشی از جامعه این تلقی وجود داشت که نه رای مردم محترم نیست و معیارها رعایت نمی‌شود، ما حق داریم بگوییم هم جمهوریت و هم اسلامیت لطمه می‌بیند.ما دفاع از جمهوریت و اسلامیت می‌کنیم.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:« ما و شما جوان‌ها نباید از این مسائل کوتاه بیائیم و هرچه هم عده‌ای بر سر ما زدند نباید دست بکشیم و باید حداکثر تلاش خود را برای اقناع طرف به کار ببریم تا این انحرافات اصلاح شود و جمهوری اسلامی همانی شود که برایش انقلاب کردیم.»

رئیس بنیاد باران یادآور شد:«متاسفانه گروههای تندی در جامعه هستند که به هیچ‌وجه حاضر نیستند تفاهمی در درون جامعه انجام بگیرد و این خشونت‌ها تبدیل به رحمت شود و همه نیروها در کنار هم قرار گیرند.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«من معتقدم اگر فشارها رفع شود، کسانی که در بند هستند آزاد شوند، برخوردها طبق موازین قانونی و شرعی باشد، آزادی‌های اساسی و قانونی تامین شود،فضای امنیتی به فضای سیاسی مبدل گردد و به خصوص مردم احساس کنند که نسبت به انتخابات آزاد و سالم و ساز و کارهای آن و اجراء درستش حساسیت هست و به فکر آن هستند فضای جامعه تغییر مثبتی خواهد یافت و بسیاری از مشکلات مرتفع خواهد شد.»

اندک اندک جمع مستان می رسند

اندک اندک جمع مستان می رسند


. در خانه دکتر محمود خان همه به صفحه تلویزیون میخ شده بودند و با دیدن فیلم های سیتمائی مثل از این جا تا ابدیت و بازی خیره کنند همفری بوگارت و سوژه جذاب فیلم گاه اشک می ریختند و گاه شادی می کردند و هیچان نشان می دادند، از پنجره خانه همسایه شان پیدا بود، از خانه حاج لباسچی هم درختان حیاط خانه دکتر دیده می شد همین باعث شد که آن ها هم بزودی یک گیرنده تلویزیون خریدند. اما در همان شب ها که در خانه خانه دکتر محمودخان هیجان بود و اشک و شادمانی، با دیدن همان فیلم در خانه حاجی حاضران خشمگین و گاهی با غضب نیمه کاره و هنوز فیلم تمام نشده بر می خاستند و می رفتند بخوابند.

از دورانی می گویم که یک فرستنده تلویزیون آمده بود به تهران، که متعلق به مستشاری نظامی آمریکا بود و به زبان انگلیسی دو سه ساعتی در روز برنامه پخش می کرد. فقط خانه حاج لباسچی نبود خیلی از خانه ها کسی را نداشتند که زبان فیلم های آمریکائی را بفهمد، تلویزیون را خریده بودند که از قافله عقب نمانند. جعبه جادوئی جذاب آمده بود گوشه اتاق. و غوغائی بود شب های شنبه و یکشنبه که فیلم سینمائی نشان می داد.

آن جا که واکنش ها به فیلم طبیعی بود و هیچ عصبیت و نومیدی راه نداشت خانه هائی بود که یکی زبان می دانست و برای بقیه می گفت قصه کجا می رود. اما همچنان که قهرمانان داستان فیل در تاریکی مولانا هر کدام حدسی درباره فیل می زدند، در خانه حاجی هم همین بود، به حدس و گمان فیلم جلو می رفت و هیچ گاه آن چه رخ می داد با حدس و گمان کسانی که شمعی در کفشان نبود جور نمی آمد.

یکی می گفت این یارو به زن آرتیست نظر دارد، و پیش بینی می کرد که سرنوشتی دردناکی در انتظار اوست، آرتیسته تکه تکه اش می کند این ناکس را. اما لحظاتی بعد که آن یارو و آرتیسته با هم دوستانه گپ و گفت داشتند پیشگو نتیجه می گرفت که این آمریکائی ها بی غیرتند. در اثر زبان ندانی خواهر قهرمان قصه همسر او فرض می شد بنابراین معلوم نبود گفتگوی بسیار دوستانه این "خواهر" یا جوان همسایه چطور باید تحمل شود. برای همین دائم شنیده می شد که این فیلم ها بی سروته است. بنجل است. و به کارگردان و هنرپیشه و تهیه کننده فیلم ناسزا بار می شد. میهمانان خسته و نومید از جلو تلویزیون بر می خاستند. گاهی به آمریکائی ها بد می گفتند و هیچ نمی دانستند چرا در خانه دکتر محمود خان چنین نومیدی و عصبیتی حکمفرما نیست.

این واقعه که در سال های سی در تهران رخ می داد در این روزها به یادآوردنی است. در جنبش اعتراضی سبز نیز در این هفت ماه کسانی زبان قصه را ندانستند، از ظن خود یار این جنبش شدند، باور نکردند که این جنبشی است در داخل مجموعه جمهوری اسلامی با همه ضوابطش، به قصد پاک کردن بدعهدی ها و تندروی های دولت فعلی، برای در خواست زندگی بهتر و آزادتر، نه بیش از این. باور نکردند که کم اند آن ها که در ایران خیال تغییر نظام در سر می پزند، و ندانستند که اگر هم چنین خیالی در سرهائی باشد عبرت آموزی روزگار کار خود را کرده و همان ها هم معتقدند ابتدا بهترست چاه کنده شود بعد منار دزدیده. نفهمیدند که مردم ایران در صحنه واقعی با درد واقعی و شکنجه واقعی و تیر واقعی زندگی می کنند، با پول واقعی هر روز بی ارزش شونده خرید می کنند، بنابراین چنین نیست که گویا بازیگران یک نقش اند و خریداران تئوری هائی که هیچ کس ضامن اجرای آن نیست.

آن که خواهر آرتیسته را معشوق یا همسر وی فرض کرده بود، از زبان ندانی، به قاعده وقتی می بیند وی گردن آویز دیگری است، باید به زمین و اسمان بد گوید و به بدعهدی کارگردان و حتی زمانه بی درد خشم گیرد.

این روزها پرست فضای مجازی از کسانی که خشمگین اند و گاهی نومید. بیشتر همان ساده دلان دور مانده از واقعیت های جامعه اند که منتظر بودند با یک تکان دیگر بنا فرو ریزد، و فرونریخت.

به باورم چنین نومیدی و خشمی در بدنه اصلی سبز، در جوانانی که منتظر فرصت اند تا به ترتیبی بهتر و روشن تر، بی خدشه و کم هزینه سخن خود را به کرسی بنشانند وجود ندارد. به باورم کم خبران ساده دل و اسان گیرند که جز نومیدی نصیب نبرده اند البته هزینه ای هم بر دوش جنبش گذاشته اند. اما باک نیست. در مقابل دست ها رو شده است. اگر در یک طرف مقابله خطای محاسبه مشهود شده، در سوی دیگر ننگ بر چهره هائی نشسته که پاک شدنی نیست همان ها که خشونت وارد صحنه کردند، همان ها که بیمارگونه منتظر بودند تا جوانان مردم را بی بالاسر و مانع در چنگ خود ببنیند. همان بیماران که گویا سال ها بود در انتظار بودند تا بخشی از جامعه را لینچ کنند. انگار هواداران کوکلوس کلان بودند که به سوتی نیمه شبان با طناب دار، و آتش زنه زین می کردند که آدمیانی را زجز بدهند، شکنجه کنند و سرانجام بر درخت بیاوزیزند.

من یکی وقتی جمله آقای کلهر را خواندم که گفت من همه چیز را می گویم شرطم همین است و به خوشامد کسی کار ندارم برای همین هم حقوقم در صدا و سیما قطع شده و زندگیم پریشان شده، دلم لرزید. اما دریغا بر غفلت شما اگر تصور کنید که تنها مهدی کلهرست که حوادث این چهار سال خانه اش را ویران کرده است، خبر ندارید در خانه بزرگان چه خبرست. نگاه نکنید به ژست های مغرور که برای حفظ شغل می گیرند، همه نگرانند که مبادا فیلمشان منتشر شود، همه نگرانند مبادا بچه هایشان سئوال کنند. می نویسند آقای هاشمی گرفتار فرزندانش شده، انگار خودشان نشده اند. در حالی که به تعداد دانشجویان و جوانان با کار و بیکار بمب های ساعت شمار در خانه مشغول کارست.

بنابراین چه جای یاس. خواهید دید قبل از نوروز زندانیان جنبش سرفراز به خانه باز می گردند تازه حالا مانند بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده هنرهای تازه از همسران و بچه هایشان کشف کرده، تازه رنگ شادی به بنیان زندگیشان خورده. یک دم تصور کنید مهندس موسوی در این بیست سال که نامی از وی نبود خوشبخت تر بود یا حالا که جامعه ای و بگو دنیائی وی را شناخته اند به آزادی خواهی و صلح دوستی.

و حالا که کار بدین جا رسید نگاه کنید به دولت مردمگرا که کارش به جائی رسیده که در سفرهای استانی گروهی با پلاکاردهای ضد دولت دنبال ماشین می دوند و سی چهل تائی گارد هم از سر وکله رییس دولت به هوایند و نگران. از سوی دیگر به دهان گشاد ها نگاه کنید کوچک ابدال هائی که حوض دیده هوس شنا به سرشان زده امثال کوچک زاده و سید حمید زیارتی که سی سال است به هر سازی رقصیده مگر جای شجاع الدین شفا را به او بدهند و نصیب نبرده و گمان ندارم کسی ماند ایت الله خامنه ای یک بار وی را راه داده باشد. حالا آمده و پیشنهاد اعدام های دهه شصت را برای سبزها داده، تا مگر صدایش شنیده شود. یا امثال شجونی و محمد یزدی که دردی دیگر در جان دارند که آنان که باید می دانند و پوشیده نیست.

اما دیگرانی که هر از گاه برای عرض ادب دمی می جنبانند عجب خام هستند و عجب بی فکر که می بیند آنان که هم عزیزتر بودند و هم با اهمیت تر و موثرتر و بزرگ تر، اینک گاه در نوشته ها سکه یک پول می شوند و نامشان بازیچه کوی. می بینند و عجب که به فکر نمی افتند که با خودشان چه خواهد شد. به خود نمی گویند ما که نه چنان پیشینیه ای داریم و نه چنان هزینه ها داده ایم و نه فرمانده جنگ بودیم و نه مشاور و محرم بینان گذار بنگر کارمان به کجا خواهد کشید.

باری اگر نومیدی هست متعلق به کسانی است که صحنه را نمی شناسند و در خیالی بودند که نشد، این نومیدی مال صاحبان اصلی میدان نیست، همان ها که یا در زندان اند و یا در راهرو های دانشکده و دادگاه سرگردان. آنان خوب می دانند که آینده متعلق به فروتنان و زجر دیدگان و سر به داران است. آنان نومید نیستند.

شرمساری نیز از آن سبزها نیست، بلکه از آن کسانی است که رسوا شدند. طشتشان از بام افتاد.

آنان شرمسارند که آسان دین و دنیا را با هم فروختند و دیگر دمشان در کس نمی گیرد. قبول ندارید صبر کنید در انتخابات در پیش. یا باید چنان مهندسی انتخابات را جلو ببرند و چنان تیغ آقای جنتی را تیز کنند که با چند هزار رای مسخره شوراها و مجلس را پر کنند، و یا اگر خدا یارشان باشد و عقل در سرشان اندازد، کنار می کشند و رای مردم را خواهند دید. همان مردمی که در همین انتخابات و با همه دخالت های شورای نگهبان در سی سال گذشته سه بار مغروران را بور کرده اند.

پس اندک اندک جمع مستان می رسند. در انتظار باشید که امیدواران می رسند و روشنی به شب باز خواهد گشت و گرما به دل ها و سبزی به بهار.
مسعود بهنود

چگونه شما سه برادر می توانید بحران را انکار کنید؟

در ستایش تخریب گران دربند

. ادامه راه سبز«ارس»: این روزها، مردم جان به لب آمده، لاری جانی ها را صدا می زنند تا شاید جان دوباره بیابند در این وانفسایی که جمع زیادی از شهروندان تنها برای دست یافتن به حقوق اولیه خود در راهروهای نهادهای تصمیم گیر کشور از نفس افتاده اند.
جناب لاریجانی! نگران ثبت نام سه برادر در صدر صفحات تلخ تاریخ نیستید؟

این روزها فقر و فساد و فحشا دیگر سوژه فیلم ده نمکی نیست، در گوشه گوشه شهر، مردم دارند دروغ های حاکمان را برای هم بازگو می کنند و هنوز این همه سخت جانی خویش در برابر حاکمانی که به نام دین دروغ می گویند را باور نکرده اند. این روزها مقابل اوین صف بلند خانواده های زندانیانی است که اگر فقرشان اجازه پرداخت وثیقه های سنگین تعیین شده برای مرخصی چند روزه دربندان شان را نمی دهد اما از فقر ایمان حاکمان شان بیشتر رنج می برند. این روزها از هر گوشه کشور، فریاد داد خواهی بلند است که در این میان نام شما نیز کم بر زبان دردمندان جاری نیست.

رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه!

این روزها، مردم جان به لب آمده، لاری جانی ها را صدا می زنند تا شاید جان دوباره بیابند در این وانفسایی که جمع زیادی از شهروندان تنها برای دست یافتن به حقوق اولیه خود در راهروهای نهادهای تصمیم گیر کشور از نفس افتاده اند. یکی رییس قوه مقننه را صدا می کند و از او یاری می طلبد تا در کسوت قانونگذار به داد قوانین معلق مانده در نهادهای اجرایی برسد. یکی رییس قوه قضاییه را صدا می کند تا به داد آمار بالای زندانیان پس از انتخابات و وثیقه های سنگین برای رهایی دربندان و اجرای عدالت در مورد اعدامیان و خلاصه رعایت انصاف در صدور احکام برسد. یکی هم شما را در کسوت رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه مورد عتاب و خطاب قرار می دهد تا به داد پرونده های گم شده در هزارتوی دستگاه قضایی برسید تا شاید چشم در چشم دنیا ندوزید و حبس هفتاد روزنامه نگار به جرم نوشتن را انکار نکنید و نگویید معترضان به انتخابات در زندان نیستند بلکه تخریب گران به بند شده اند.

جناب جواد لاریجانی!

جمعی که به نام روزنامه نگار در زندان هستند به تعبیر بازجوی ژیلا بنی یعقوب، عرضه به آتش کشیدن شهر را ندارند. در حکم صادر شده برای روزنامه نگاران در بند، استناد به مقاله ها و مصاحبه ها و نوشته ها و فعالیت های آنان در سایت های خبری، مشهود است. حکمی که زیر نظر صادق شما در قوه قضاییه جاری شده است و مورد تایید علی شما در قوه مقننه است، که اگر نه، حداقل در راستای ایفای وظیفه نظارتی مجلس، صدایی از پارلمان ایران در اعتراض به روند زندانی کردن خبرنگاران پارلمانی بلند می شد. حال محافل حقوق بشری جهان شاهد است که احکام صادر شده و تایید شده توسط دو برادر، توسط برادر سوم در گوشه ای از دنیا انکار می شود.

آقای لاریجانی!

معترضان و منتقدان و مخالفان را اگر باور ندارید، حکم و نظارت دو برادر نسبی خود را که باور دارید. فرض را هم بر این بگذاریم که مسولیت انکار کار دو برادر به شما واگذار شد و ناگزیر بودید که جرم روزنامه نگاران زندانی و آمار بلندشان را انکار کنید. آیا تنها شیوه انکار این بود که روزنامه نگاران و دربندان شناخته شده را در محضر ناظران بین المللی تخریب گر و خشونت طلب بخوانید؟

اصلا جهان را بی خیال شوید، بگویید آخر هفته ها که سه برادر راهی خانه پدری می شوید مهمترین بحث های خانگی تان چیست؟ خیلی ها این روزها مایل اند بدانند، جواد و علی و محمد صادق لاریجانی وقتی تنها می شوند آیا به همین قدرتمندی و به همین اعتماد به نفس از پر شدن زندان های کشور دفاع می کنند؟ این روزها در محافل خانوادگی خیلی از ایرانیان پرسش های جدی در گرفته است، آیا فرزندان شما از شما نمی پرسند وقتی فصل فساد و فقر چنین در ایران مفصل شده است که هشت ماه، نزدیک به هشتاد کشه و هزاران زندانی و زخمی و مهاجر محصول این روند بیمار کشور است، چگونه شما سه برادر می توانید بحران را انکار کنید؟

نگران امروز اگر نیستید از تاریخی که نام سه برادر را در راس بحران این روزهای ایران قرار می دهد هم نگران نخواهید شد؟ نگران این نیستید که فردا نوادگان شما نام سه برادر را در صدر صفحات تلخ تاریخ ببیند و سرافکنده شوند؟ در قاموس خانواده شما اگر تخریب و خشونت جرم است و روزنامه نگاران را به جرم تخریب و خشونت زندانی کرده اید، پس چرا خشونت گران و تخریب گران کوی دانشگاه هنوز آزاد هستند ؟ چگونه ممکن است نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی قدرتمندی که این روزها تک تک روزنامه نگاران و دانشجویان و حتی جوانان شهرستان های ایران را هم شناسایی و به نام تخریب گر و خشونت گر احضار و زندانی کرده اند، قادر به شناسایی تخریب گران و خشونت گران کوی دانشگاه واقع در پایتخت کشور نیستید؟

جناب آقای لاریجانی!

بیایید فرض را هم بر این بگذاریم که مردم باور کرده اند، بهمن احمدی امویی و ژیلا بنی یعقوب زوج روزنامه نگاری هستند که برای به آتش کشیدن بانک ها به خیابان آمده بودند، مسعود باستانی و همسرش نیز برای شکستن شیشه های اتوبوس در یک روز گرم تابستانی به خیابان آمده بودند، مهمتر از همه سعید لیلاز و شمس الواعطین و خانم مفیدی و زید آبادی و کیوان صمیمی و عمادالدین باقی و باقی روزنامه نگاران پیشکسوت هم در خیابان آتش درست کرده بودند و مردم بی گناه را بی هوا هل می دادند میان آتش و از طرفی تاجزاده و صفایی فراهانی و عرب سرخی و میردامادی و باقی فعالان سیاسی هم با روزنامه نگاران دست شان در یک کاسه بوده است و بنا به گفته شما آنها هم به دلیل اعتراض، در زندان نیستند بلکه آنها هم در حال آتش زدن تاکسی ها و خودروهای مردم و تخریب اموال عمومی، توسط خادمان ملت دستگیر شده اند، فرض کنید ملت باور کرد که عبدلله مومنی و علی ملیحی و رشید و دانشجویان رشید دیگر نیز برای پایین کشیدن عکس احمدی نژاد و اعتراض به حاکمیت در زندان نیستند و ملت باور کرد که آنها در یک نیمه شب پاییزی مست و خراب و آوار در کوچه های شهر آواز می خواندند و و بر دیوارهای شهر شعار می نوشتند و خانه ها و خودروهای مردم را تخریب می کردند و اصلا هم روشنفکر و اهل اندیشه نبودند و فرض کنید جهان هم پذیرفت که ایران پرچمدار دموکراسی در کشور است، خودتان چطور؟ هیچ با خود فکر کرده اید کشوری که شما فخر دموکراسی اش را به جهان می فروشید چرا ناگهان این همه تخریب گر و ناراضی دارد که آوازه اش در دنیا هم پیچید و هرجا که می روید سئوال پیچ تان می کنند؟ چرا ناگهان شناخته شده ترین آدم هایش به خیابان می آیند و نه برای اعتراض بلکه به همان دلیلی که خودتان گفته اید دست به کار می شوند و اموال عمومی را تخریب می کنند؟

جناب رییس!

شاید وقت آن رسیده که اینبار وقتی به اتفاق باقی روسا، مسافر جاده های سبز شما به مقصد خانه پدری شده اید، به اتفاق برادران تان، بعد از این همه خدمت، کمی خلوت کنید تا دریابید اگر تخریب گران دربند، بنا بر گفته خودتان به اموال مردم آسیب زده اند، شما دارید تمام آمال و آرمان های یک ملت را تخریب می کنید. چشم باز کنید و ببینید این نارضایتی عمومی در کشور که رفته رفته دامنه گسترده تری هم می یابد، ریشه در چه عواملی دارد. اگرچه شما در خلوت خود خوب می دانید که ممکن نیست در یک جامعه سالم ناگهان مردم خوشی زیر دلشان را بزند و دست به تخریب بزنند اما خوب است این را هم بدانید که این روزها نا رضایتی مردم دیگر معطوف به دغدغه های سیاسی نیست و جامعه از فقر ایمان و رواج دروغ به یک فروپاشی عظیم رسیده است. اگر امروز چشم بر ریشه ها و عوامل نارضایتی یک ملت ببندید و تنها دل خوش بدارید که قدرت امنیتی و نظامی تان خیابان های شهر را تا حدودی خلوت نگاه داشته است، این قوم زخمی، قصه تلخ تخریب باورهای خود توسط سه برادر را به این آسانی ها فراموش نمی کند. با این روندی که شما در پیش گرفته اید که خوش نام های شناسنامه دار را به نام تخریب گر به زندان کرده اید و از سوی دیگر تخریب گران بدنام را به نام لباس شخصی های ناشناس در کشور رها گذارده اید، دیر یا زود حتی فرزندان خود شما نیز تخریبگران دربند را به تخریبگران آزاد ترجیح می دهند و روبروی پدران خویش خواهند ایستاد تا بپرسند: اگر روزنامه نگاران و زنان و دانشجویان و فعالان سیاسی و فرهنگی و مدنی به جرم تخریب در زندان هستند، این تخریب گران برازنده تر اند از حاکمیتی که با قاتلان مردم در خیابان و له کنندگان مردم در راهپیمایی و حمله کنندگان به کوی دانشگاه و شکنجه کنندگان در کهریزک و ترورکنندگان و تخریب گران و برهم زنندگان واقعی امنیت ملت، رفاقت و شفقت می کند.

مسيح علي نژاد