۱۳۸۸/۰۸/۰۸

پاسخهای‌ بی ربط یک رهبر! به سوالات یک جوان نخبه

پاسخ‌ رهبری به یک جوان نخبه :
صدا و سیما باید بیشتر سانسور شود و بیشتر تبلیغ کند!

در گزارشی که از سخنان انتقادی یکی از جوانان فرهیخته در حضور آقای خامنه ای در سایت‌های رسمی آمده است، نوعی استیصال دیده می‌شود که حتی حفظ ظاهر نیز نتوانسته است، آن را پنهان سازد. هر چه سخنان این جوان فرهیخته از ساختمان محکمی برخوردار است، در سخنان آقای خامنه‌ای هیچ انسجامی دیده نمی‌شود.

آقای خامنه‌ای که تا کنون هیچ‌گاه در مقام پاسخ‌گویی قرار نگرفته است و همیشه یک سویه خطابه ایراد کرده است. در وضعیتی ناگهانی در برابر پرسش‌هایی قرار می‌گیرد و هیچ راهی جز پاسخگویی ندارد. پاسخ‌هایش پراکنده و در هم ریخته است. حتی نمی‌تواند حفظ ظاهر کند و در پاسخ‌گویی با لحنی متین‌تر پاسخ بگوید. با این همه همین که وی پس از سالیان دراز تک‌گویی مجبور به حضور در دیالوگی می‌شود که ناگزیر باید به سوال‌هایی پاسخ بدهد، فی نفسه مثبت است، هر چند پاسخ‌های او بسیار نامناسب با جایگاه و بی ربط به سوال‌هاست .

در پرسش‌های چهارگانه پرسش کننده، جدای از انسجام و به هم پیوستگی، صورت بندی از مسایل و مشکلات کشور دیده می‌شود.

.برای نمونه فقط یک بخش از پرسش‌های او را با پاسخی که آقای خامنه‌ای داده است مرور می‌کنیم. او می‌پرسد: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از کشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و کاریکاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی که به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی که از افراد می‌کند و یا رویدادهایی که روایت می‌کند، وفادارانه و منصفانه است؟»

آقای خامنه‌ای از این چند پرسش بخشی را بی پاسخ می‌گذارد و با تذکر این که نباید در انتقاد از بى‌انصافىِ یک دستگاه یا یک کس، خود ما باید دچار بى‌انصافى شویم، می‌گوید: «خیال نکنید آن حرف‌هائى که صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یک سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست که هر چه که انسان احساس می‌کند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»

در واقع این جوابی است که به پرسشی می دهد که درباره طرح دیدگاه‌های مختلف در صدا و سیماست، اما به جای پاسخ به گونه‌ای است که انگار پرسش‌کننده پرسیده است، آیا صدا و سیما تمام دیدگاه های شما را منتشر می‌کند. جواب این پرسش روشن است، اما پاسخ دهنده با فرار از پرسش به طرح بحثی می پردازد که عجیب و غریب است و البته به نظر می رسد ناشی از غافلگیری. طبیعی است که این جواب آن سوال نیست. اگر فرض را بگیریم که جواب ان سوال است، بلافاصله سوال بعدی این خواهد بود که مگر شما مسئول نیستید در این زمینه ؟ چرا زمینه طرح دیدگاه های مختلف را فراهم نکرده‌اید ؟

وی با اشاره به این سوال که «آیا صداوسیما وضعیت واقعى کشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ می‌دهد «نه، ناقص نشان می‌دهد.خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است که شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق کشور و پیشرفت‌هاى کشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود."

این دیگر نمونه روشن پاسخ گریزی و نوعی زرنگی ساده اندیشانه است که ناشی از دست کم گرفتن مردم است. البته کسی که مدام تعریف و تمجید بشنود و هرچه می‌گوید، تایید شود، طبیعی است که چنین پاسخ‌هایی به چنان پرسش‌هایی بدهد.»

اما در پاسخی که به انتقاد دیگر دانشجو می‌دهد، نمونه روشن‌تری از از فرار از پاسخگویی و حتی فرار از مسئولیت دیده می شود. این پرسش‌ها نشان داد که اگر فضای پرسش از رهبری در مطبوعات رواج داشت و و او ناگزیر به پاسخگویی بود ، چقدر افکار عمومی روشن تر از امروز بود.

خامنه‌ای می‌گوید: «شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌کنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم که از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى که زده شد و تظاهراتى که می‌شد و مجادلاتى که انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»

او ضمن فرار از بار مسئولیتی که در قبال این رسانه دارد ، نشان می دهد که همین حد از ارائه اخبار را هم نمی پسندد و معتقد است که صدا و سیما باید سانسور بیش تری اعمال می کرد . پاسخ های خامنه ای به پرسش های این جوان نخبه تصور او را از رسانه نشان می‌دهد؛ صدا و سیما باید بیش تر سانسور شود و بیش تر تبلیغ کند!

=========
پیوندهای مرتبط:

» انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری
سید مهدی اروندی

در گزارشی که از سخنان انتقادی یکی از جوانان فرهیخته در حضور آقای خامنه ای در سایت‌های رسمی آمده است، نوعی استیصال دیده می‌شود که حتی حفظ ظاهر نیز نتوانسته است، آن را پنهان سازد. هر چه سخنان این جوان فرهیخته از ساختمان محکمی برخوردار است، در سخنان آقای خامنه‌ای هیچ انسجامی دیده نمی‌شود.



آقای خامنه‌ای که تا کنون هیچ‌گاه در مقام پاسخ‌گویی قرار نگرفته است و همیشه یک سویه خطابه ایراد کرده است. در وضعیتی ناگهانی در برابر پرسش‌هایی قرار می‌گیرد و هیچ راهی جز پاسخگویی ندارد. پاسخ‌هایش پراکنده و در هم ریخته است. حتی نمی‌تواند حفظ ظاهر کند و در پاسخ‌گویی با لحنی متین‌تر پاسخ بگوید. با این همه همین که وی پس از سالیان دراز تک‌گویی مجبور به حضور در دیالوگی می‌شود که ناگزیر باید به سوال‌هایی پاسخ بدهد، فی نفسه مثبت است، هر چند پاسخ‌های او بسیار نامناسب با جایگاه و بی ربط به سوال‌هاست .

در پرسش‌های چهارگانه پرسش کننده، جدای از انسجام و به هم پیوستگی، صورت بندی از مسایل و مشکلات کشور دیده می‌شود.

.برای نمونه فقط یک بخش از پرسش‌های او را با پاسخی که آقای خامنه‌ای داده است مرور می‌کنیم. او می‌پرسد: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از کشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و کاریکاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی که به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی که از افراد می‌کند و یا رویدادهایی که روایت می‌کند، وفادارانه و منصفانه است؟»

آقای خامنه‌ای از این چند پرسش بخشی را بی پاسخ می‌گذارد و با تذکر این که نباید در انتقاد از بى‌انصافىِ یک دستگاه یا یک کس، خود ما باید دچار بى‌انصافى شویم، می‌گوید: «خیال نکنید آن حرف‌هائى که صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یک سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست که هر چه که انسان احساس می‌کند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»

در واقع این جوابی است که به پرسشی می دهد که درباره طرح دیدگاه‌های مختلف در صدا و سیماست، اما به جای پاسخ به گونه‌ای است که انگار پرسش‌کننده پرسیده است، آیا صدا و سیما تمام دیدگاه های شما را منتشر می‌کند. جواب این پرسش روشن است، اما پاسخ دهنده با فرار از پرسش به طرح بحثی می پردازد که عجیب و غریب است و البته به نظر می رسد ناشی از غافلگیری. طبیعی است که این جواب آن سوال نیست. اگر فرض را بگیریم که جواب ان سوال است، بلافاصله سوال بعدی این خواهد بود که مگر شما مسئول نیستید در این زمینه ؟ چرا زمینه طرح دیدگاه های مختلف را فراهم نکرده‌اید ؟

وی با اشاره به این سوال که «آیا صداوسیما وضعیت واقعى کشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ می‌دهد «نه، ناقص نشان می‌دهد.خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است که شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق کشور و پیشرفت‌هاى کشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود."

این دیگر نمونه روشن پاسخ گریزی و نوعی زرنگی ساده اندیشانه است که ناشی از دست کم گرفتن مردم است. البته کسی که مدام تعریف و تمجید بشنود و هرچه می‌گوید، تایید شود، طبیعی است که چنین پاسخ‌هایی به چنان پرسش‌هایی بدهد.»

اما در پاسخی که به انتقاد دیگر دانشجو می‌دهد، نمونه روشن‌تری از از فرار از پاسخگویی و حتی فرار از مسئولیت دیده می شود. این پرسش‌ها نشان داد که اگر فضای پرسش از رهبری در مطبوعات رواج داشت و و او ناگزیر به پاسخگویی بود ، چقدر افکار عمومی روشن تر از امروز بود.

خامنه‌ای می‌گوید: «شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌کنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم که از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى که زده شد و تظاهراتى که می‌شد و مجادلاتى که انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»

او ضمن فرار از بار مسئولیتی که در قبال این رسانه دارد ، نشان می دهد که همین حد از ارائه اخبار را هم نمی پسندد و معتقد است که صدا و سیما باید سانسور بیش تری اعمال می کرد . پاسخ های خامنه ای به پرسش های این جوان نخبه تصور او را از رسانه نشان می‌دهد؛ صدا و سیما باید بیش تر سانسور شود و بیش تر تبلیغ کند!

در گزارشی که از سخنان انتقادی یکی از جوانان فرهیخته در حضور آقای خامنه ای در سایت‌های رسمی آمده است، نوعی استیصال دیده می‌شود که حتی حفظ ظاهر نیز نتوانسته است، آن را پنهان سازد. هر چه سخنان این جوان فرهیخته از ساختمان محکمی برخوردار است، در سخنان آقای خامنه‌ای هیچ انسجامی دیده نمی‌شود.



آقای خامنه‌ای که تا کنون هیچ‌گاه در مقام پاسخ‌گویی قرار نگرفته است و همیشه یک سویه خطابه ایراد کرده است. در وضعیتی ناگهانی در برابر پرسش‌هایی قرار می‌گیرد و هیچ راهی جز پاسخگویی ندارد. پاسخ‌هایش پراکنده و در هم ریخته است. حتی نمی‌تواند حفظ ظاهر کند و در پاسخ‌گویی با لحنی متین‌تر پاسخ بگوید. با این همه همین که وی پس از سالیان دراز تک‌گویی مجبور به حضور در دیالوگی می‌شود که ناگزیر باید به سوال‌هایی پاسخ بدهد، فی نفسه مثبت است، هر چند پاسخ‌های او بسیار نامناسب با جایگاه و بی ربط به سوال‌هاست .

در پرسش‌های چهارگانه پرسش کننده، جدای از انسجام و به هم پیوستگی، صورت بندی از مسایل و مشکلات کشور دیده می‌شود.

.برای نمونه فقط یک بخش از پرسش‌های او را با پاسخی که آقای خامنه‌ای داده است مرور می‌کنیم. او می‌پرسد: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از کشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و کاریکاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی که به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی که از افراد می‌کند و یا رویدادهایی که روایت می‌کند، وفادارانه و منصفانه است؟»

آقای خامنه‌ای از این چند پرسش بخشی را بی پاسخ می‌گذارد و با تذکر این که نباید در انتقاد از بى‌انصافىِ یک دستگاه یا یک کس، خود ما باید دچار بى‌انصافى شویم، می‌گوید: «خیال نکنید آن حرف‌هائى که صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یک سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست که هر چه که انسان احساس می‌کند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»

در واقع این جوابی است که به پرسشی می دهد که درباره طرح دیدگاه‌های مختلف در صدا و سیماست، اما به جای پاسخ به گونه‌ای است که انگار پرسش‌کننده پرسیده است، آیا صدا و سیما تمام دیدگاه های شما را منتشر می‌کند. جواب این پرسش روشن است، اما پاسخ دهنده با فرار از پرسش به طرح بحثی می پردازد که عجیب و غریب است و البته به نظر می رسد ناشی از غافلگیری. طبیعی است که این جواب آن سوال نیست. اگر فرض را بگیریم که جواب ان سوال است، بلافاصله سوال بعدی این خواهد بود که مگر شما مسئول نیستید در این زمینه ؟ چرا زمینه طرح دیدگاه های مختلف را فراهم نکرده‌اید ؟

وی با اشاره به این سوال که «آیا صداوسیما وضعیت واقعى کشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ می‌دهد «نه، ناقص نشان می‌دهد.خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است که شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق کشور و پیشرفت‌هاى کشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود."

این دیگر نمونه روشن پاسخ گریزی و نوعی زرنگی ساده اندیشانه است که ناشی از دست کم گرفتن مردم است. البته کسی که مدام تعریف و تمجید بشنود و هرچه می‌گوید، تایید شود، طبیعی است که چنین پاسخ‌هایی به چنان پرسش‌هایی بدهد.»

اما در پاسخی که به انتقاد دیگر دانشجو می‌دهد، نمونه روشن‌تری از از فرار از پاسخگویی و حتی فرار از مسئولیت دیده می شود. این پرسش‌ها نشان داد که اگر فضای پرسش از رهبری در مطبوعات رواج داشت و و او ناگزیر به پاسخگویی بود ، چقدر افکار عمومی روشن تر از امروز بود.

خامنه‌ای می‌گوید: «شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌کنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم که از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى که زده شد و تظاهراتى که می‌شد و مجادلاتى که انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»

او ضمن فرار از بار مسئولیتی که در قبال این رسانه دارد ، نشان می دهد که همین حد از ارائه اخبار را هم نمی پسندد و معتقد است که صدا و سیما باید سانسور بیش تری اعمال می کرد . پاسخ های خامنه ای به پرسش های این جوان نخبه تصور او را از رسانه نشان می‌دهد؛ صدا و سیما باید بیش تر سانسور شود و بیش تر تبلیغ کند!

نوزده اسیر مراسم دعای کمیل همچنان در چنگال کودتاچیان هستند

«نوزده اسیر مراسم دعای کمیل همچنان در چنگال کودتاچیان هستند»

ادامه راه سبز«ارس»: یک هفته از هجوم ناجوانمردانه عوامل کودتا به دعای کمیل جوانانی که برای آزادی دوستان و یاران دربندشان دست دعا و استغاثه بر آسمان بلند کرده بودند، می گذرد.

اسیران کمیل سبز

جوانانی که تنها جرمشان خواندن دعای کمیل بود، جوانانی که به جرم زیاده خواهی! آنهم از نوع آزادی هم قطارانشان گرفتار میله های ظلم و جور شده اند.

تلاش خانوادههای آنها برای اطلاع از وضعیت اسیران سبزشان تا به امروز به هیچ نتیجه ای نرسیده و تنها خبری که از آنها موجود است، به اولین روز بازداشت بازمی گردد که در تماس کوتاهی در اولین روز بازداشت به خانواده های خود اطلاع دادند که در زندان اوین هستند.

تنها خبری که می توان درخصوص 19 نفری که از جمع بیش از 71 بازداشت شده پنجشنبه گذشته با قاطعیت به آن استناد کرد، حضور همه آنان در زندان اوین است. خانواده های آنان تا امروز هیچگونه اطلاعی از اتهام و جرم فرزندان خود ندارند.

اسامی 19 تن از بازداشت شدگان دعای کمیل که از هفته گذشته هنوز آزاد نشده اند به شرح زیر است:

1- محمد کیانوش راد
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی
نماینده مردم اهواز در مجلس ششم

2- میثم وره چهر
عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی
فرزند شهید وره چهر

3- محمدحسن خوربک
عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی

4- اسماعیل صحابه
عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی

5- محمد تقی رمضان زاده
برادر عبدالله رمضان زاده قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی

6- ابراهیم شیرکوند
پسر سعید شیرکوند عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی

7- سعید نورمحمدی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

8- داور میر
رئیس کمیته روستایی ستاد مهندس موسوی
نائب رئیس جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه کرج

9- عطا تهرانچی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

10- سعید قریشی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

11- ایمان میراب زاده
برادر همسر سیدشهاب الدین طباطبایی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی

12- امید میراب زاده
برادر همسر سیدشهاب الدین طباطبایی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی

13- اشکان مجللی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

14- محمد شکوهی
عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی

15- هادی حیدری
عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی

16- امین شیرزاد
فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
فرزند احمد شیرزاد عضو موسس جبهه مشارکت ایران اسلامی و نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم

17- مهدیه مینوی
عضو شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی

18- محبوبه حقیقی
عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی

19- محمدجواد مظفری

یادآور می شود، در هجوم نیروهای امنیتی به مراسم دعای کمیل که در منزل پدر همسر شهاب طباطبایی، عضو در بند شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شده بود، 71 نفر از مردم مومن که در مراسم دعا حضور داشتند، بازداشت شدند.

تماس هنگامه شهیدی پس از ۱۲۱ روز بازداشت با مهدی کروبی


تماس تلفنی هنگامه شهیدی با مهدی کروبی ار اوین


ادامه راه سبز«ارس»: :هنگامه شهیدی، مشاور امور زنان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در انتخابات اخیر روز گذشته پس از ۱۲۱ روز بازداشت موقت، از زندان اوین با مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی تماس گرفت.

به گزارش نوروز، دبیرکل حزب اعتماد ملی در این تماس تلفنی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت هنگامه شهیدی و دلجویی از او ابراز امیدواری کرد که این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر به زودی آزاد شود.

هنگامه شهیدی که در بند عمومی به سر می برد، از حمله به کروبی در نمایشگاه مطبوعات مطلع شده و به همین دلیل با او تماس گرفته بود. او ضمن احوالپرسی از کروبی در گفتگو با شیخ اصلاحات تاکید کرد که "مانند این یار و یاور امام راحل در جهت حرکت در مسیر آرمان های امام قدم برداشته است و در این مسیر همانند کروبی ثابت قدم و استوار خواهد بود."

هنگامه شهیدی در روز نهم تیرماه و پس از کودتای انتخاباتی اخیر بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. این روزنامه نگار و فعال امور زنان در روز چهارم آبانماه با فریب وعده آزادی به سازمان زندانها تحویل داده شد.

شهیدی از روز سوم آبانماه دست به اعتصاب غذا و دارو زده است. او که به خاطر شرایط سخت زندان به بیماری های جسمی و روحی مبتلا شده است، روزی 28 عدد انواع قرص مصرف میکند که اعتصاب دارو و غذا در این شرایط برای او خطرناک است.

محمد قوچانی از اسارت کودتاچیان رها شد

محمد قوچانی از اسارت کودتاچیان رها شد.


محمد قوچانی روزنامه‏نگار و سردبیر روزنامه اعتماد ملی بامداد روز جمعه پس از ۱۳۱ روز اسارت از زندان آزاد شد.


به گزارش پایگاه خبری تغییر، محمد قوچانی که بامداد روز شنبه ۳۰ خرداد توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود و تمام مدت اسارت خود را در بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد، ساعت ۲ نیمه شب جمعه ۹ آبان او را روبروی یک آژانس رها کردند.

محمد قوچانی، سردبیر روزنامه توقیف شده اعتمادملی پس 131 روز بازداشت بامداد روز جمعه هشتم آبان از زندان آزاد شد.

آقای قوچانی یک هفته بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری در روز شنبه سی‌ام خرداد بازداشت شده بود.

سردبیر روزنامه اعتمادملی یکی از بازداشت‌شدگانی بود که در یکی از چهاردادگاه برگزار شده برای متهمان انتخابات ریاست‌جمهوری حاضر شد.

به نوشته سایت تغییر که به مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتمادملی نزدیک، آقای قوچانی ساعت دو بامداد در برابر «یک آژانس» رها شده است. همچنین به گزارش ایلنا برای آزادی آقای قوچانی 100 میلیون تومان وثیقه گذاشته شده است.

آقای قوچانی پیش از سردبیری روزنامه اعتمادملی، سردبیر مجله توقیف شده «شهروند امروز» و روزنامه‌های شرق و هم‌میهن بود.

روزنامه اعتماد ملی روز دوشنبه 26 مردادماه پس از انتشار نامه مهدی کروبی درباره تجاوز و آزار و اذیت زندانیان در بازداشت توسط دادستانی تهران توقیف موقت شد.

در طول بازداشت آقای قوچانی این روزنامه بدون سردبیر منتشر می‌شد.

به گفته مریم باقی، همسر آقای قوچانی، تا تاریخ 17 شهریور با وجود آنکه دادستان اجازه آزادی آقای قوچانی را صادر کرده است، اما بازپرس با آزادی او مخالفت کرده است.

خانم باقی در مصاحبه با سایت نوروز گفته بود: اینک در حالی‌که حکم آزادی برایش صادر شده و هیچ قرار جدیدی به او ابلاغ نشده است و بدون قرار و به صورت غیرقانونی نگه داشته شده، بیش از 10 روز است که تحت بازجویی‌های فشرده و طولانی مدت با انتقال به بند 240 زندان اوین قرار دارد و سپس به بند 209 بازگردانده می‌شود.

محمد قوچانی یکی دیگر از بازداشت‌شدگانی است که پس از تحمل بیشتر از چهار ماه بازداشت در هفته‌های اخیر آزاد شده است.

مازیار بهاری، روزنامه‌نگار مجله نیوزویک نیز هفته گذشته آزاد و سپس از کشور خارج شد.

۱۳۸۸/۰۸/۰۷

خلاصه اخبار گویا: پنجشنبه ۰۷ آبان

اخبار شنیداری روزانه


- آیا رسانه ملـی، میـلی شـده؟
- فرصت خوانـدن اخبـار را ندارید؟
- می‌خواهید از اخبار آگاه شوید؟
- پس با اخبـار گویـا با ما باشید!



«خلاصه اخبارگویا: پنجشنبه ۰۷ آبان ۱۳۸۸»

دانلود:‌
اینجا~۲مگ