۱۳۸۸/۰۹/۰۹

حکم شش سال و سه ماه و یک روز حبس برای هنگامه شهیدی

حکم شش سال و سه ماه و یک روز حبس برای هنگامه شهیدی!

محمد مصطفایی وکیل هنگامه شهیدی روزنامه نگار در وبلاگ خود با اعلام حکم موکل خود که به شش سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شده است نوشته: امروز برای پیگیری پرونده خانم هنگامه شهیدی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب رفتم. گویا حکم صادر شده و آماده ابلاغ بود. مدیر دفتر شعبه حکم صادره علیه خانم شهیدی را به صورت حضوری ابلاغ نمود:

به گزارش «ارس» وی در ادامه آورده است :«در کیفرخواست صادره علیه خانم شهیدی اتهامات وی: ۱- اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور از طریق حضور در اغتشاشات مورخ شنبه ۲۳/۳/۱۳۸۸، یکشبه ۲۴/۳/۱۳۸۸، دوشنبه مورخ ۲۵/۳/۱۳۸۸، سه نشبه ۲۶/۳/۱۳۸۸ و چهارشنبه ۲۷/۳/۱۳۸۸ که موجب اخلال در نظم عبور و مرور شهروندان و اختلال ترافیکی در شهر و ایجاد بلوا و آشوب نیز بوده است. ۲- فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مصاحبه با شبکه ضد انقلاب بی بی سی در تاریخ ۲۳/۳/۱۳۸۸ و گزارش اغتشاش به شبکه مزبور و امضاء بیانیه های برخودار از جنبه تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از جمله کمپین یک میلیون امضا، کمپین لغو قانن سنگسار، امضاء بیانیه های تهیه شده خطاب به شورای حقوق بشر سازمان ملل در خصوص نقص حقوق بشر در ایران و تبیلغ علیع نظام از طریق وبلاگ نویسی. ۳ – توهین به ریاست جمهوری کشور به مناسبت انجام وظیفه عنوان گردیده است.»!

وی در این نوشتار در ادامه حکم دادگاه آورده است :«دادگاه به استناد سوابق خانم شهیدی که از روزنامه نگاران شاخص اصلاح طلب بوده که با روزنامه های زنجیره ای همچون نوروز، حیات نو، آفتاب یزد، زن، اعتماد و …. همکاری داشته است و در دوره دوم دولت اصلاحات و بر اساس سفارش آقای سیدمحمد خاتمی به عنوان مشاور رئیس سازمان ملی جوانان منصوب شد و در زمینه وضعیت حقوق بشر و حقوق زنان در ایران همسو با هدف ضد انقلاب فعال بوده و مقطعی عضو کمیسیون حقوق بشر بوده است و اینکه پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به کشور انگلیس رفته و با عناصر ضد انقلاب و بعضا وابسته به سرویس اطلاعاتی انگلستان و آمریکا و همکاران رادیو دولتی بی بی سی انگلیس داشته است .»!

در حکم هنگامه شهیدی ذکر شده است که وی دو مرتبه در انگلیس و در آزمون ورودی شبکه بی بی سی فارسی شرکت کرد و پذیرفته نشده و همچنین در کشور چک در آزمون ورودی رادیو فردا شرکت کرده و پذیرفته نشده و در نهایت در اواخر سال ۱۳۸۷ به کشور بازگشته و به عضویت در شواری مرکزی حزب اعتماد ملی استان تهران در آمده و در فاصله کوتاهی مشاور آقای مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی می شود. وهمچنین به استناد نامه به اکبر گنجی در تاریخ ۹/۵/۱۳۸۵ (موکل هرچند در مرحله تحقیقات به دلیل فشارهای روحی و روانی مفاد نامه را مورد تایید قرار دادند ولی در جلسه دادرسی منکر نوشتن این نامه شدند) که قسمت عمده دادنامه را در بر می گرفت! به استناد مواد ۴۹۹، ۵۰۰، ۶۱۰،۶۱۱،۶۰۹ و۴۷ قانون مجازات اسلامی موکلم را با این عقیده که اخلال در نظم عمومی و اخلال در امنیت تعدد معنوی است که دادگاه مکلف است اشد مجازات را مورد حکم قرار دهد در خصوص تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به یک سال حبس تعزیری و بابت تبانی و اجتماع و عضویت در تشکیلاتی که علیه امنیت کشور اقدام نموده است به پنج سال حبس تعزیری و بایت توهین به ریئس جمهوری کشور اسلامی ایران به نود و یک روز حبس تعزیر ( جمعا به شش سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری ) محکوم نمود.

وکلیل شهیدی اشاره کرد : «این حکم امروز به اینجانب به عنوان وکیل خانم شهیدی ابلاغ شد که در موعد قانونی بیست روزه، اعتراض خود را به دلیل اینکه خانم شهیدی بری از هر گونه اتهام بوده و اقرارهای اخذ شده به زیانش با توجه به دلایلی که ارائه نمودم تحت فشارهای روحی و روانی می باشند به مرجع بالاتر یعنی محاکم تجدیدنظر استان تهران تقدیم خواهم نمود.»

قالیباف: اجازه نمی‌دهم روزنامه‌های وابسته‌ام مانند کیهان عمل کنند

مصاحبه قالیباف شهردار تهران با ایلنا:
اجازه نمی‌دهم روزنامه‌های وابسته‌ام مانند کیهان عمل کنند


«ارس» به نقل از ایلنا: محمد باقر قالیباف شب گذشته در جلسه ماهانه جامعه اسلامی مهندسین گفت:مهمترین چالشی که امروز وجود دارد این است که دشمنان ما درصدد هستند بتوانند به نسل جوان ما نشان دهند که انقلاب کارایی لازم برای اداره کشوررا ندارد. لذا باید طبق فرمایشات رهبر معظم انقلاب که دهه چهارم انقلاب را دهه پیشرفت و عدالت نامیدند با حواشی سیاسی سپری نکنیم چرا که تنها دغدغه مردم این است که اقتصاد و چشم اندازها به کجا می رود و ما می‌ترسیم که این 10 سال را هم از دست بدهیم که این بزرگترین شکست برای ما می شود.

وی افزود: واقعا هر کس کشور را به سمت تنش ببرد خیانت می کند زیرا مردم از دعوا کردن متنفر هستند و کاری ندارند که چه کسی راست و چه کسی دروغ می گوید چراکه کارهای بسیاربر زمین مانده وجود دارد درحالیکه فرصت خیلی کمی در اختیار داریم. امروز کشور بدنبال احساسات بدون عقلانیت نمی تواند باشد و ما به عقلانیت و ارزشها نیازمندیم.

وی با اشاره به اینکه کارهای خوبی در شهرداری در زمینه مدیریت بحران و پدافند غیر عامل در حال انجام است، گفت: در مورد کندن مداوم آسفالت‌ها نیز تا زمانی که کارها را به صورت ملی و محلی تدوین نکنیم و امورات را به مردم واگذار نکنیم باز هم شاهد مشکل در این زمینه هستیم.

قالیباف در ادامه در مورد ضروریت وجود احزاب در کشور گفت: من مخالفتی با احزاب ندارم و احزاب می توانند بسیار به مشکلات کمک کنند اما حزب جاندارتاکنون نداشته‌ایم و حزب‌ها قبل از قدرت تشکیل می‌شوند و بعد از قدرت هم می‌روند اما قطعا احزاب می توانند به امور کشور کمک کنند اما سئوال این است که چگونه حزبی؟

برنامه‌ای را تحت عنوان پیشرفت و عدالت قبل از انصراف از کاندید شدن تنظیم کردم

قالیباف ادامه داد: بنده برنامه‌ای را تحت عنوان پیشرفت و عدالت قبل از انصراف از کاندید شدن در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم تنظیم کردم و به دوستان خود در مجلس فرستادم، این برنامه 82 جلد است و به اندازه برنامه پنجم از آن کار درآورده‌ام البته یک گروه 200 نفره در این خصوص کار کرده‌اند و بنده مدیریت کلان آن را برعهده داشتم و رئوس مطالب را برای احمدی‌نژاد، وزیران و نمایندگان مجلس فرستادم بنابراین اگر احزاب این گونه عمل کنند حتما به آنان نیاز است و بنده با حزبی که فقط برای بدست آوردن قدرت تشکیل می شود، حتما مخالفم.

به احمدی نژاد گفتم 50 درصد نامه‌ای که به خاتمی نوشته‌اید را می خواهم

شهردار تهران همچنین درمورد اختلاف شهرداری و دولت درباره مترو گفت: اجازه دهید در این زمینه سکوت کنم زیرا جز اینکه مردم را بیشتر ناراحت کنیم حاصلی بدست نمی آید.
وی تصریح كرد: مجلس، سازمان بازرسی و دیوان محاسبات هریک به عنوان یک مرجع گزارشی را از عملکرد مترو درآورند و لذا حرف‌هایی که در مورد مترو تهران گفته شده به طور حتم مورد تایید من نیست و سعی ما این است که 217 کیلومتر مترو تهران را تا پایان برنامه پنجم برسانیم البته اگر پول باشد.

وی تصریح کرد: در تهران برای هر کیلومتر مترو با واگن ، حفاری و ایستگاه 40 میلیارد تومان هزینه شده است و بنده در جلسه‌ای به احمدی نژاد گفته‌ام که من هیچ توقعی ازشما ندارم و50 درصد همان نامه‌ای را که شما یک روز به خاتمی رییس جمهور وقت آن زمان نوشته‌اید را می خواهم و 50 درصد آن را می بخشم.
دولت برای مترو تهران هیچ وقت پولی را پیشنهاد نداده است

قالیباف با تاکید بر اینکه دولت برای مترو تهران تاکنون هیچ وقت پولی را از زمانی که من آمده‌ام پیشنهاد نداده افزود:یکبار برای کل ریلی کشور اعتباری داد که ببینید سهم مترو تهران چقدر بود!؟ که من به مجلس گفتم به داد تهران برسید و ردیف مترو تهران در متمم بودجه جدا شد و به تهران 290 هزار میلیارد رسید.

وی با بیان اینکه تبصره 13 یکی از بهترین لوایحی است که تاکنون دولت به مجلس ارائه داده، افزود: آن را می‌توان جزو کارشناسی‌ترین کارهای اصولگرایان برشمرد ولی باید دید که در اجرا چگونه عمل شده است.

قالیباف در ادامه گفت: برخی افراد می گفتند چون محسن هاشمی در مترو است چوب لای چرخ آن می گذارد که بنده در شورای عالی امنیت ملی گفتم که شرکت مترو دو بخش است و محسن هاشمی مدیر عامل مترو در حوزه ساخت است و بهره برداری مترو با آقای ربیعی است و محسن هاشمی در زمینه تاخیر مترو هیچگونه دخالتی ندارد، حرف غیر مسئولانه نزنید. مگر من مرده ام که شخصی بیاید و در کار مردم اختلال ایجاد کند؟ هر کس باشد قلمش را خرد می کنم فقط او را به من معرفی کنید ، مگر بی غیرت شده ایم.
شهردار تهران تاکید کرد: راه برون رفت از این بحرانها این است که هر زمان توانستیم در هر تصمیمی خودمان را نبینیم کارمان درست می شود وگرنه تبدیل به فتنه خواهد شد که این یکی از خصوصیت بسیجیان و رزمندگان بوده است.

قالیباف با بیان اینکه چالش کارآمدی و مدیریت امروز مهمترین چالش ما در کشور است تصریح کرد: ما در منابع انسانی و مالی در کشورمان جلوتر از سایر کشورهای منطقه هستیم ولی در مدیریت وضعمان بد است و زیاد فرقی نمی‌کند که این یا آن جناح مدیریت را در دست داشته باشد، اگر در اتاقمان باز بود و کسی مراجعه نکرد این به معنای قدرت است ولی اگر مردم را پشت در اتاقمان به صف کردیم این به معنای ذلت و بی عدالتی است.جایی که باید مدیریت کنیم، مدیر نیستیم و جایی که متولی نمی‌خواهد می‌مانیم و مدیریت می‌کنیم.

اجازه نمی‌دهم روزنامه‌های وابسته‌ام مانند کیهان عمل کنند

شهردار تهران در ادامه در پاسخ به سئوالی درمورد اینکه چرا برخی رسانه‌های وابسته به شما حتی یک خط هم پس از انتخابات شفاف سازی نکردند گفت: این موضوع که شاید هر روزنامه‌ای که وابسته به جایی است مشکلاتی داشته باشد، درست است ولی اینکه روزنامه‌های زیرمجموعه‌ام شفاف سازی نکرده‌اند و حتی آن طرفی هم عمل کرده‌اند این موضوع را قبول ندارم ولی اگر بخواهند مانند کیهان عمل کنند نه قبول دارم و نه اجازه می‌دهم زیرا گاهی اقدامات شما هزینه‌های زیادی را موجب می شود و این شجاعت نیست.
قالیباف تصریح کرد:به برخی کارهای اصولگرایان منتقد هستم، هر انسانی ممکن است اشتباه کند و ممکن است روش حمایت من از ولایت با شما و افراد دیگر یکی نباشد. لذا من می گویم دایره خودتان را تا این اندازه تنگ نگیرید.

وی افزود: چرا با سخنان رهبر معظم انقلاب گزینشی برخورد می کنید، ایشان گفته‌اند به آقای هاشمی رفسنجانی اهانت نشود، بنده در سالهای 71 و 72 جزو منتقدین جدی آقای هاشمی رفسنجانی بودم لذا بنا نیست حرفهایی را که می‌توانیم رودررو بزنیم آنها را بیان نکنیم.ولایتمداری آن است که باید جایی که نظر مقام رهبری با نظر ما صد درصد مخالف است تبعیت کنیم اما الان اگر خیلی متدین باشیم سکوت می‌کنیم، کجای این رفتار حزب اللهی است.اینکه بگوییم هرکس درگروه با ماست و هرکس خارج برما، اشتباه است.

وی تصریح کرد: من به رسانه های وابسته به شهرداری گفته‌ام در چالش کشیدن تا جایی پیش برویم که دشمنان انقلاب نتوانند حرف شما را سند کنند و توی سر انقلاب بزنند، باید این مرز را رعایت کنند. همچنین به آنان یادآور شده‌ام که کار خوب دولت را منعکس کنید و کار اشتباه را هم به چالش بکشید ولی مرز موجود را هم رعایت نمایید.

سومین نامه انتقادی نویسنده سابق کیهان به آیت الله خامنه ای

سومین نامه انتقادی نویسنده سابق کیهان به آیت الله خامنه ای

. ادامه راه سبز«ارس»: محمد نوری زاد نویسنده سابق روزنامه کیهان سومین نامه سرگشاده و انتقادی خود را خطاب به آیت الله خامنه ای منتشر کرد.

در بخشی از این نامه آمده است: احساس می کنم شما بزرگان ، ما را جوری شکل داده اید که خدا از تماشای ما ، دوستی اش را از ما دریغ کرده است . خدا از تماشای شکل ما راضی نیست . از ما خوشش نمی آید . تمایلی به شاکله ما ندارد . و من ، خدا را می بینم که از تماشای ما چندشش می شود.

متن کامل این نامه بدین شرح است:


سلام به محضرمبارک رهبرجمهوری اسلامی ایران

اکنون که این نامه را برای شما می نویسم ، غروب غمبار عرفه است . یادآور آوارگی و سرگردانی حسین عزیز . که در این زمین بزرگ ، یک جای امن ، برای اطراق اهل خود ندارد . و یک بلندگو برای سخنان محبوس در سینه اش . و من ، از همه تنگناهایی که حسین را احاطه کرده ، از همین بی کسی او می گدازم . وعجب غربتی است این بی کسی . این که تو حسین باشی و کسی تو را نشناسد . حسین باشی و در غوغا و ازدحام آدمیان : تنها باشی .

من دراین غروب غم انگیز ، مانده ام که نسبت ما با حسین چیست ؟ با کسی که بظاهر بار غریبی خود بدوش می برد . اما یک تنه، نه بار غریبی ، که بارهستی را ، و بار بشر چشم به راه را ، به شانه دارد .

حسین می رود تا به دنیایی که خواستار عقل نیست ، بگوید : آهای ای همه آدمیان همه عصرها ، عقل زیباست . و به کسانی که عاشقی نمی دانند ، عشق ورزی بیاموزد . و به کسانی که بلد نیستند انسان باشند ، آداب انسان بودن بیاموزد . و به کسانی که از انسان بودن دیگران رنج می برند ، بیاموزد که عاقبت ، انسانیت پیروز است .

راستی نسبت ما با این حسین چیست ؟ دوستدار اوییم ؟ عزادار اوییم ؟ خواستار اوییم ؟ حسین هست تا ما بدانیم چگونه باید باشیم؟ یا نه، حسین چون پدران و فرزندانش بساطی برای رونق ما آراسته تا ما از آنان سخن بگوییم و بازار کسب خود بیاراییم ؟

من شخصا ای عزیز بزرگوار ، احساس می کنم خدا ما را دوست ندارد . و ملتی را که خدا دوست نداشته باشد ، کس دیگری او را دوست نخواهد داشت . و ملتی را که خدا از او روی بگرداند ، روی کردن قومی دیگر ، چاره سازش نیست . می بینید این روزها ، روس ها و چینی ها ، چگونه ما را به بازی گرفته اند ؟ و بعد از آنهمه پولی که از ما برده و می برند ، چگونه برلاشه رفاقت ما پایکوبی می کنند ؟ ما تقاص کدامین رفتار نابجای خود می پردازیم ؟

ای عزیز ، من احساس بی کسی می کنم . نه برای خود ، که برای همه مردم ایران . انگار مردم ایران ، این روزها بار غربت خود به دوش می برند . در غروبی غمبار . و تنها . و بلندگویی نیست که از آلام و درد آنان بگوید . زمین ، باهمه فراخناکی اش ، برای آنان تنگ شده . و عجبا که مظلومیتی با ما نیست . شرمنده ام که بگویم : ما ظالمیم . و خدا ما را دوست ندارد . و مردمی را که خدا دوست نداشته باشد ، همه داشته های عالم ، کفایتشان نمی کند .

احساس می کنم “حب” خدا ازجانب خدا ، از چرخه زندگی ما دریغ شده . و شاید راز این که ما در گردونه چه کنم های تمام نشدنی گرفتار آمده ایم ، درهمین بساط حب خداست که بدست خدا از میان ما برچیده شده است .

شما نیک می دانید که مردم هرقوم ، موم دست بزرگان خویشند . تا هرگونه که بخواهند شکلشان بدهند . این بزرگان قوم اند که می توانند از موم دست خود ، اشکال هیولاگون ، و یا انسان گون بسازند . و ما ، در این سالهای پس از انقلاب ، موم دست شما بزرگان خود بوده ایم . به امید روزی که از موم ما پرندگانی بسازید و با دم مسیحایی تان ، به پرواز مان درآورید .

احساس می کنم شما بزرگان ، ما را جوری شکل داده اید که خدا از تماشای ما ، دوستی اش را از ما دریغ کرده است . خدا از تماشای شکل ما راضی نیست . از ما خوشش نمی آید . تمایلی به شاکله ما ندارد . و من ، خدا را می بینم که از تماشای ما چندشش می شود .

راز این محبتی که در میان ما نیست ، و ما نسبت به همنوعان خویش ، اینگونه غلیظ و غضبناکیم ، شاید درهمین شکل نامتجانس ما باشد . و شاید راز تنهایی ما در جهان به این بزرگی ، که ملت ها تمایل چندانی به مراوده با ما ندارند ، به همین شکل ناجور ما مربوط باشد .

قرار بود با این انقلاب ، ما توسط شمایان ، شکل دیگری از انسان بودن را نشان جهانیان بدهیم . قرار بود به همگان بیاموزیم که اگر بلد نیستند انصاف و عدل و عشق بورزند ، به تماشای ما شتاب کنند . اگر راه روشن ” شکر” را بلد نیستند ، به قدم های ما بنگرند . ما با شما قرار بود به اکتشاف قاره های کشف نشده معنویت بشری شتاب کنیم . ما به قول هانری کوربن فرانسوی ، قرار بود ، ایران را – پارس را – نه فقط سرزمینی برای یک ملت ، نه فقط خاطره ای از یک امپراطوری بزرگ ، که بعنوان یک عالم معنوی و کانون تاریخ مذاهب به دنیا بشناسانیم . و باز بقول او : ایران را یک سرزمین منتظر تعریف کنیم . قلمرویی که در آن امام غایب دست اندرکار فرا رساندن ساعت موعود در امتداد غیبت خویش است .

اما چه دردناک که من ، در این غروب عرفه ، همان سرگردانی و بی کسی سیدالشهدا را در این ملک : برای دین خدا می بینم . با مردمی که بیش از سایرین ، علم حسین را برافراشته اند و بیش از سایرین ، به او جفا کرده اند . حسین حسین کرده اند و جز بظاهر ، به ذات سخن او راه نبرده اند . از نام حسین ، نان خورده اند و برای او ، که آزادگی را حتی در سپاه دشمن می جسته است ، آبرو بر نیاورده اند .

اینگونه است که می گویم : شما بزرگان قوم ، شکل خوبی از ما نپرداخته اید . وبهمین دلیل است که می گویم : خدا مارا دوست ندارد .

ما به زعم خود ، دیواری ضخیم و نفوذ ناپذیر در اطراف خویش آراستیم تا گزندی به ما نرسد . و برای بالا بردن این دیوار ، از ناب ترین فرزندانمان بهره بردیم . فرزندانی که داوطلبانه ، جسم خود را ملات جرزهای این دیوار کردند . به امید این که مردمان و آیندگان و بشریت ، در پناه این دیوار ، به رشد برسند .

این دیوار ، ای عزیز ، مدت هاست که ترک برداشته و نگران نسیمی است که هیبت طوفان بگیرد . اما شکاف سرتاسری این دیوار ، آن روزی بجان او دوید ، که شما از بلندای رهبری خود به زیر آمدید و سینه مبارک خود را برای پیروزی آقای احمدی نژاد ، سپرکردید . ظاهرا او – آقای احمدی نژاد – این شعار را می داد . که : آمده است تا خود را سپربلای شما کند . اما گذرشتابناک زمان ، نشان داد که او ، درهرچه که زیرک نیست ، در این که چگونه خود را از وجهه شما بیاویزد و از برکت حمایت های بی دریغ شما بهره ببرد ، زیرک است .

من راز این که چرا خدا ما را دوست ندارد ، خواهم گفت . اما پیش از آن بگویم : مبادا سخن این گمشده در غروب عرفه را در ردیف سخن صرف ناراضیان انتخاباتی محدود فرمایید . این کمترین ، سالها در سپاه شما بوده است . امین شما بوده است . و اکنون ، با همان امانت موکد ، شکاف هولناک آن دیوار را نشان شما می دهد .

چندی پیش ، دوستان قدیم جهاد سازندگی ، مرا به مراسمی در حرم امام خمینی (ره) دعوت کردند تا به رسم قدیم که مجری برنامه های تلویزیونی روایت فتح و جهاد سازندگی بودم ، اجرای آن مراسم را بعهده بگیرم . حاضرین ، عده ای از اولین ها و پیران جهاد سازندگی استانهای کشور ، وزیر جهاد کشاورزی ، نماینده حضرتعالی در این وزارتخانه ، حجه الاسلام حسن خمینی ، و معاونان و مدیران وزارت جهاد کشاورزی بودند . همه آمده بودند تا برای آخرین بار ، یادی از جهاد سازندگی بکنند و او را برای همیشه به تاریخ بسپرند .

آنروز پشت تریبون قرار گرفتم و یک به یک افراد مشخص شده را فراخواندم تا هر کدام بیایند و سخنی بفراخور حال بگویند و شعارهایی سر بدهند و بروند و سرجای خود بنشینند . نوبت به آقای حسن خمینی رسید . پیش از فراخواندن ایشان ، رو به حاضران گفتم : ای عزیزان ، همسنگران ، من تا همین چند وقت پیش ، هروقت به این مکان – حرم حضرت امام – می آمدم ، رعشه ای توفنده بجانم می افتاد . چرا که بخود نهیب می زدم : اگر دستی از داخل ضریح برون آید و مرا به درون کشد و از من بپرسد : بعد از من چه کرده اید ، من چه پاسخ بدهم ؟ و همین رعشه ، مرا از آمدن به این مکان باز می داشت . تا این که یک روز شهامت کردم و با اعتماد بنفس بخود تلقین کردم : اگر همان دست برون آید و مرا به درون کشد ، می گویم : امام عزیز ، خیالتان راحت ، ما بعد از شما کارها کرده ایم کارستان . چه کارهایی ؟ ما اول کشور جهان شده ایم در مصرف مواد مخدر . اول کشور دنیا شده ایم در میزان رفت و آمد رشوه و مفاسد اداری . امام عزیز ، بعد از رفتن شما ، در رواج ریا و چاپلوسی به تخصص بالایی دست یافته ایم . مقام اول دنیا در مصرف نفت و گاز و بنزین و روغن و شکر و خیلی چیزهای دیگر با ماست . جزو چند کشور اول دنیا در بدکاری و بیکاری و مطالعه کم هستیم . در میزان جریان جاری عدالت و انصاف ، در میان سایر کشورها ، از انتها ، به رتبه های فاخری دست یافته ایم ! در دروغگویی مسئولان ، در فرار نخبگان ، در تعداد مهاجران و فراریان از کشور ، در تعداد دختران و زنان تن فروش ، در خروج سرمایه های پولی از کشور ، در میزان واردات بی سرانجام ، و اتکای همیشگی به نفت و نفت و نفت ، سرآمد ورشکستگان دنیا شده ایم . و ….

و بعد ، آقای سید حسن خمینی را برای ایراد سخنرانی به جایگاه دعوت کردم .

ای عزیز ، ای بزرگوار ، این شکل هیولاگون ، همان است که از ما پرداخته اید . این است که می گویم خدای خوب ما را دوست ندارد . این همان احساسی است که می گوید : “حب” خدا ازجانب خدا ، از چرخه زندگی ما سلب شده . و شاید راز این که ما در گردونه چه کنم های تمام نشدنی گرفتار آمده ایم ، درهمین بساط حب خداست که بدست خدا از میان ما برچیده شده است .

ما توسط بزرگان قوم خود ، تربیت شده ایم برای مصرف . برای تناول دروغ . برای شنیدن وعده ها و شعارهای تکراری . برای هدر دادن فرصت ها . برای راندن دوست . برای خلق دشمن . برای بد اخلاقی . و برای مخدوش کردن چهره دین خدا به اسم دین خدا ! و این شاید معنی دیگر ” اسراف ” باشد . که خدا ، اسرافکاران را دوست ندارد . و ما : ای عزیز ، سخت اسرافکار شده ایم . چرا خدا ما را دوست داشته باشد ؟

ما ، ایرانیان سال ۱۳۸۸ هجری شمسی ، سالهاست که از چشم خدا افتاده ایم و بی جهت خود را نورچشمی خدا می دانیم . بخاطر اسراف های خارج از اندازه مان . این اسراف ، ربطی به مردم کوچه وبازار ندارد . در قرآن ، فرعون نیز جزو اسرافکاران است . و به زعم من ، اسراف ، در مصرف گزاف و بیهوده نیست . در هدر دادن نعمت ها نیز هست .

و ما ، ای عزیز ، نعمت انقلاب را هدر دادیم . نعمت با خدا بودن را هدر دادیم . نعمت اشتیاق مردم جهان را که با ظهور انقلاب از ما انتشار خوبی های خدا را انتظار داشتند ، هدر دادیم . و بالاتر از همه ، ما ، نعمت مردم را ، نعمت مردم ایران را هدر دادیم . آن شکوه بالقوه مردمان ایران ، امروز، به فعلیت سردرگمی در افتاده است .

غروب عرفه است و من ، مردمان ایران و آیندگان خود را می بینم که در این زمین بزرگ ، سرگردانند و جایی برای پناه خود می جویند . این سرگردانی را ، عزیز بزرگوار ، در این ببینید که : نخبگان کشور ، خود را از بدنه تعلقات نظام ، کنده و جدا ساخته اند و بی تفاوت ، به تماشای اطوار رییس جمهوری نشسته اند که ما و شما را با شتاب به سراشیب سقوط می برد.

ما ، در هواخواهی از او ، جمعی از نخبگان و فرزندان خود را به زندان افکنده ایم . کسانی را که یک روز ، همپا و همدوش شخص شما ، برای برقراری این نظام ، تلاش کرده و به زندان رفته بودند . وشاید ، راز این که خدا ما را دوست ندارد ، در این نیز باشد که ما ، قدر دوستان خود ندانستیم و انتقاد بدیهی آنان را بحساب براندازی خود گذاردیم و جلوی چشم دنیای عقل ، به رفتاری غیرعقلانی دست بردیم و سرو ته مجرمیت اغلب این زندانیان را در دادگاههای غیرعلنی به هم آوردیم .

آنهم با جرمهایی که از فرط کوچکی ، خنده دارند و ما دلیلی برای غیرعلنی بودن دادگاههایشان ، اقامه نکردیم . لابد اگر دادگاه های علنی تشکیل می شد ، مجرمیت خود ما در مظان اتهام قرار می گرفت . و ما ، از انتشار این نتیجه معکوس هراس داشتیم .

ای عزیز ، در دادگاههای غرب پلید و کافر ، متهمان ، دربهترین لباسهای ممکن ، از زندان به دادگاه برده می شوند و به آنان فرصت سخن و دفاع داده می شود . و ما ، متهمان را با زیر شلواری و دمپایی به دادگاه می بریم و کمترین بهایی نیز به حق انسانی شان قائل نمی شویم . تا : تحقیرشان کنیم و از تحقیر آنان بزرگی خود برآوریم . این است که می گویم خدا ما را دوست ندارد . که ما ، در کنار همه اسرافکاری ها ، عدالت را نیز در این ملک ضایع کرده ایم . و خدا ، چرا ما را دوست داشته باشد ؟

اکنون که قسمت های پایانی این نامه را می نویسم ، خبردارشدم حضرت آیت الله جوادی آملی ، از امام جمعگی قم انصراف داده اند . عزیز گرانمایه ، شکاف ، جدی است . چینی نازک نظام ، ترک خورده است . و اگر شما با اختیارات قانونی خود ، و رجعت به اصل انصاف و عدل ، چاره ای برای این ترک های یک به یک نیندیشید ، چه بسا روزی رسد که اصرار ما برای جابجایی آب با ظرفی شکسته بجایی نرسد .

من شخصا از موضع یک دوست ، حضرتعالی را در محاصره می بینم . در محاصره کسانی که از نخبگی ، هیبتش را و از صداقت الفاظش را ، و ازدوستی ، اطوارش را آراسته اند .

دوستان شما ، ای عزیز ، در این سوی نیز هستند . کسانی که صادق اند . و راز لبخند مجدد خدا را می کاوند .

رفتار دوستان دروغین شما باعث شده است که کشور ، از نخبگی تهی شود . و کارهای بزرگ ، به دست آدمهای کوچک بیفتد .

در چهار نمونه آشکار ، یک نگاهی به اندازه قامت وزیر ارشاد فعلی بیندازید ، و به وزیر علوم فعلی ، و به وزیر صنایع فعلی ، و به وزیر نفت فعلی . آیا اینان ، عصاره نخبگی ملت مایند ؟ یا نه ، در عین درستی و خوب بودن ، آدمهای کوچکی هستند که ما آنان را برای اطاعت محض از خود بر سرکارهای بزرگ گمارده ایم ؟

جاذبه آقای احمدی نژاد باعث شد که شما ، آن خود رهبری خود را خرج او کنید . خرج کسی که لیاقت این همه همراهی نداشت . شما بخاطر آقای احمدی نژاد ، مراجع را از دست دادید . بخش وسیعی از مردم و نخبگان کشور را از دست دادید . بخاطر او ، دوستی ملت های دیگر را از دست دادید . و این همان موجی است که درسراسر کشور، به سمت فراگیری می خزد . این موج ، شما را با آقای احمدی نژاد تنها خواهد گذارد . البته با جماعتی که نام و نان خود می جویند . و البته با کسانی که خوب خوبند اما راه بازگشتی ندارند . و البته با عوامی که می شد دست فهمشان را گرفت و از این مهلکه عوامیت بدرشان برد و بر مرتبه فهمیدگی نشاندشان و داغ عوام بودن را از ناصیه شان سترد . به سخن یکی از وزیران فعلی دقت بفرمایید : ” روستاییان ، احمدی نژاد را بر تمایل نخبگان ترجیح دادند ” ! در ذات این سخن چه می بینید ؟

اگر مشتاق این هستید که مجددا لبخند خدا را مشاهده فرمایید ، و مجددا خدای خوب ، ما را در جرگه آنانی که دوستشان دارد جا دهد ، این چند نکته را از باب رفاقت ، از نویسنده این سطور بپذیرید . که در قرآن شریف ، شان و جایگاه رفاقت ، ازهمه شئونات رایج بالاتر است :

۱ – با عنایت به اختیارات فراوانتان ، و برای نجات کشور ، از طریق مجلس ، آقای احمدی نژاد را به دلیل عدم کفایت سیاسی و اقتصادی و امنیتی ، و به دلیل دروغ های فراوانش ، و به دلیل هدر دادن فرصت های سرفرازی ما ، یا به زیر بکشید یا به شدت محدودش کنید .

۲ – فرمان دهید دوستان دیروز خود را ، و زندانیان امروز خود را آزاد کنند و در یک نشست رسمی از آنان دلجویی فرمایید .

۳ – برای برون رفت از این بحران ، ما را به مشاوران و همراهان شما امیدی نیست ، با یادی از حسین کربلا ، شخصا عمامه از سر بگیرید ، و پای برهنه و ژولیده موی ، همچون پدران بزرگوارتان ، برای رونق مجدد دین خدا ، نهضتی به اسم آشتی ملی به راه اندازید .

دل های گسسته و غم زده مردم را به اکسیر محبت محمدی به هم بند زنید . و به یاد سرگردانی حسین عزیز ، در غروب غمبار عرفه ، و برای پرهیز از مواجهه با فتنه هایی که ناگزیر به سمت ما شتاب می کنند ، زنگ در خانه تک تک مردم ایران را به صدا در آورید و آنان را به احیای مجدد روزهای خوب انقلاب بشارت دهید .

به مردم بگویید که من ، سید علی خامنه ای ، همچون شمایم . تفاوت من با شما ، تنها در بار امانتی است که به دوش می برم . و همین بار امانت ، مرا براین داشته است که پای برهنه و ژولیده موی ، به در خانه هایتان بیایم و از همه شما برای سرفرازی کشورمان مدد جویم .

و اگر کسانی – با یادآوری روزهای تلخی که داشته اند – در را به روی شما بستند ، نا امید نشوید . باز زنگ درخانه هایشان را به صدا درآورید . مشکل این دربستن ها در ناباوری آنان است . اگر باور کنند آن کس که پشت در است : علی است ، با کوله باری از عدالت ، و نجواهای عاشقانه ، و طبقی از محبت ، و عطری محمدی ، سراسیمه در را به روی شما خواهند گشود و برای ورودتان آب و جارو خواهند کرد .

باز آوردن مردم بر سر سفره نظام ، و جبران هرآنچه که به اسم سرفرازی از آنان دریغ شده ، آغاز روی آوردن خدای خوب به جانب ما خواهد بود . و خدا ، ما را دوست خواهد داشت . و دوستی خدا ، دوستان رمیده ما را از سراسر جهان ، باز خواهد آورد . و سرآخر این که : مردمانی را که خدا دوست بدارد ، همه مردمان دنیا دوست خواهند داشت . و آیندگان ، آفرینشان خواهند گفت . یاعلی !

محمد نوری زاد

کروبی: گروهی می خواهند مردم از اصلاحات دست بکشند

کروبی: گروهی می خواهند مردم از اصلاحات دست بکشند


دبیرکل حزب اعتماد ملی در دیدار با تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی با اشاره به وضعیت کنونی جامعه گفت؛ مسلماً ما از این وضعیت ناگوار و شرایط تلخ، عبور خواهیم کرد و من هر چند قصد ندارم به مساله انتخابات بپردازم اما به هر حال انتخاباتی انجام شد که برخی نسبت به آن معترض بودند و جمعیت انبوهی از مردم به خیابان آمدند. اینکه عده یی را پیشاپیش بگیرند و بگویند ما حوادثی را پیش بینی می کردیم درست نیست.

به گزارش نوروز، کروبی با بیان اینکه بسیاری از اصولگرایان نیز از این وضع ناراضی هستند، افزود؛ واقعیت این است که اگر نسبت های ناروا به بزرگان روا داشته شود و اعتبار آنها را از بین ببرند و اعتماد مردم را سلب کنند، اگر روزی واقعه تلخی رخ دهد و بخواهند به ملت ایران واقعیت را بگویند و همراهی آنان را بطلبند، خدای نکرده مردم باور و اطمینان نخواهند کرد.

کروبی با تاکید بر اینکه باید در مورد مرگ پزشک جوان کهریزک نیز واقعیت گفته شود تا زمینه ساز شایعه نشود، تصریح کرد؛ در فضای بی خبری، شایعه ها مطرح می شوند و اهمیت می یابند. کروبی اظهار داشت؛ باید در شرایط فعلی تذکر داده شود که گروهی به شدت به دنبال این هستند که مردم از حرکت اصلاحی دست بکشند و به خشونت روی آورند تا با حرکت مردم برخورد شود. ما باید مرز خود را شفاف کنیم تا توجیهی برای برخورد علیه مردم نباشد. بسیاری از بزرگان و دلسوزان از این وضعیت ناراضی اند، اما گروهی بی ریشه در انقلاب ایران قدرت را در دست گرفته اند و به هیچ وجه قصد ندارند از آن دست بکشند و این به ضرر جامعه است. من می گویم همه ما اعضای یک خانواده ایم و باید اختلاف سلیقه ها تحمل شود و از خشونت در جامعه پرهیز شود. من و آقای موسوی هم در همین جا با هم در مورد این مسائل صحبت کردیم که نباید هیچ خشونتی در جامعه وجود داشته باشد.

۱۳۸۸/۰۹/۰۸

دقایقی ویدئویی با بهزاد نبوی پس از آزادی

دقایقی ویدئویی با بهزاد پس از آزادی

. دانلود در فرمت mp4 "اینجا" - حجم ~ ۳مگ.
. دانلود در فرمت Flv "اینجا" - حجم ~ ۳مگ.

ادامه راه سبز«ارس»: بهزاد نبوی عضو بلند پایه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که به تازگی از زندان آزاد شده در جمع گروهی از دوستانش به شرح روزهای بازداشت و نحوه بازجویی ها پرداخته است.

نبوی که در روز۲۵ خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود پس از آزادی گفته است که تمام مدت بازداشت را در یک سلول انفرادی به سر برده است. او همچنین به حضور سعید مرتضوی دادستان سابق تهران در یکی از جلسات بازجویی اشاره کرده و گفته که مرتضوی قصد داشته وی را به تکذیب تقلب در انتخابات ترغیب کند.

به گفته نبوی، مرتضوی در جلسه بازجویی مدعی شده بوده که میرحسین موسوی و سایر سران اصلاح طلب سالم بودن انتخابات را پذیرفته اند واو نیز بهتر است در جلسه دادگاه های دسته جمعی اصلاح طلبان،سالم بودن انتخابات را بپذیرد. با این حال نبوی به مرتضوی پاسخ داده تنها در صورتی حاضر است سالم بودن انتخابات را بپذیرد که فیلمی از اظهارات موسوی مبنی بر سالم بودن انتخابات برایش نمایش داده شود.

او همچنین گفته که در طول دوران بازداشت هیچ روزنامه ای در اختیارش قرار نمی گرفته و از کل تحولات خارج از زندان نیز بی خبر بوده است. نبوی در اشاره به یکی دیگر از ترفندهای تیم بازجویی اش اعلام کرده که بازجویان نسخه ای از روزنامه کیهان حاوی اعتراف های یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را روبرویش قرار داده بودند تا روحیه اش را تحت تاثیر قرار دهند اما او برای خنثی ساختن این ترفند به بازجویان گفته روزنامه کیهان و محتوایش ارزشی ندارد.

وی همچنین در پاسخ به دوستانش که از ایستادگی وی در دوران بازداشت تقدیر می کردند به مقاومت بسیاری از کنشگران سیاسی و اجتماعی طی ماه های اخیر اشاره کرده و گفته وقتی می بیند و می شنود که چهره هایی با سابقه سیاسی به مراتب کمتر از او این طور مقاومت کرده اند اقدام خود در نپذیرفتن اتهامهای دادستانی را قابل تقدیر نمی بیند.

نبوی که به دلیل عارضه قلبی مدتی از دوران بازداشت خود را در بیمارستان سپری می کرد پس از آزادی و میزبانی گروهی از دوستان و کنشگران سیاسی و اجتماعی در خانه ،از روزیکشنبه برای انجام عمل قلب دوباره در بیمارستان بستری شده است.

زهرا رهنورد به عنوان سومین متفکر برتر سال ۲۰۰۹ انتخاب شد

توسط مجله معتبر «Foreign Policy»:
زهرا رهنورد به عنوان سومین متفکر برتر سال ۲۰۰۹ انتخاب شد


مجله بین‌المللی «سیاست خارجی»(Foreign Policy)، زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی را به عنوان نفر سوم در فهرست صد متفکر برتر جهان در سال ۲۰۰۹ انتخاب کرد.

مجله بین‌المللی «سیاست خارجی»(Foreign Policy) با انتشار فهرستی از صد متفکر برتر سال 2009، زهرا رهنورد را به عنوان نفر سوم در این فهرست، پس از «بن برنانکی» و «باراک اوباما» انتخاب کرد. این مجله در توضیح این انتخاب آورده است: "برای حمایت‌های فکری از جنبش سبز و کمپین همسرش، رهبر مخالفان(دولت ایران)، میرحسین موسوی"

در گزارش این نشریه سپس به حمله محمود احمدی‌نژاد به زهرا رهنورد در مناظره وی با میرحسین موسوی اشاره شده است و با ذکر اینکه رهنورد سپس در یک مصاحبه مطبوعاتی پاسخ اتهامات احمدی‌نژاد را داد، از این واقعه به عنوان یکی از حوادثی که باعث تحریک مخالفان و اتحاد هواداران میرحسین موسوی شد یاد کرده است.

این گزارش سپس به خدمات رهنورد در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ارتقا نقش زنان در جامعه اشاره کرده است و با یادآوری ریاست وی بر دانشگاه الزهرا از سخنرانی شیرین عبادی در این دانشگاه به دعوت زهرا رهنورد سخن به میان آورده است.

«سیاست خارجی» در پایان این گزارش با برشمردن گوشه‌هایی از نقش موثر زهرا رهنورد در کمپین تبلیغاتی میرحسین موسوی به برنامه‌های وی برای پیشرفت جایگاه زنان در جامعه آینده ایران اشاره می‌کند.

نقش برخی از مداحان در حوادث پس از انتخابات

مداحان يا ستاد فرماندهي لباس شخصي‌های حکومت
موسوی را دعا نکنید، مستجاب نمی‌شود!


در حالی‌که تعدادی از مداحان مشهور تهران سرحلقه تحریک و هدایت لباس‌شخصی‌ها را در جنایات پس از انتخابات برعهده داشته‌ و برخی مداحان نیز، در دعای عرفه امسال اقدام به تهدید جهت اقدامات خودسرانه کرده‌اند، اطلاعات خبرنگار “آینده” حاکی از آن است که برخی از اعضای این حلقه، هم‌اکنون به دلیل قتل در زندان به سر می‌برند.

به گزارش "آینده"، حلقه تعدادی از مداحان تهران که با ارتباطات گسترده سیاسی و اقتصادی، اقدام به سازماندهی گروهی از لات‌های تهران کرده و از این گروه به عنوان لباس‌شخصی در سرکوبی مردم و برخی جنایت‌ها نظیر مجتمع سبحان و کوی دانشگاه استفاده کردند، هم‌اکنون نیز که به دلیل سخنان صریح رهبر انقلاب در نهی این‌گونه اقدامات با بحران مواجه شده‌اند، تلاش می‌کنند با القای ناامنی و بحران، مجدداً فضا را ملتهب کنند.

گفته می‌شود در حوادث پس از انتخابات، ح – م که باجناق ح – س یکی از مداحان مشهور تهران است به همراه ر – م از دوستان وی به اتهام اقدام به قتل فردی در خیابان یوسف‌آباد تهران در زندان به سر می‌برد. این دو نفر متهمند قتل را به وسیله یک اسلحه که از ح – س دریافت کرده بودند، انجام داده‌اند.

اگرچه هنوز مشخص نیست این افراد با دستور چه شخصی مسلح شده و اقدام به قتل کرده‌اند، اما شنیده‌های حاکی از آن است که سرحلقه مذکور به تعدادی از عوامل خود دستور داده است پس از آزادی این افراد، از آن‌ها مانند قهرمان تجلیل شود!

تحریک به انجام خشونت توسط مداحان تلویزیونی و اقدام به قتل به وسیله سلاح گرم غیرمجاز در حالی انجام می‌شود ه مطابق با کلیه فتاوای شرعی و قوانین اسلامی مجازات اعدام بر مرتکبین و حبس‌های طولانی مدت برای تحریک‌کنندگان و مباشرین را به دنبال دارد.

همچنین "آینده" به نقل از یکی از مخاطبین خود آورده است، متاسفانه بار دیگر فضای معنوی روز عرفه توسط یکی از به ظاهر مداحان مورد هتک قرار گرفت.

اینجانب که جهت خواندن دعای عرفه در روز جمعه به مهدیه امام حسن در خیابان آزادی رفته بودم با رکیک ترین سخنان خواننده دعا نسبت به برخی از کاندیدا های ریاست جمهوری و همچنین رئیس دولت اصلاحات در حین دعا و روضه خوانی مواجه شدم.

گوینده این الفاظ حتی از نسبت دادن جنبش سبز به قوم لوط به کرات دریغ نکرد. موارد مکرر مانند ” مردک ۸ سال رئیس جمهور این مملکت بوده و الان گند کارهایی که کرده توسط رئیس دفترش بالا آمده که البته مصلحت نیست که مردم در جریان قرار بگیرند ” و یا ” این آقای کاندیدایی که جنبش سبز را به راه انداخته دیگر قابل هدایت نیست و دعا در حق این فرد اجابت نمی شود ، او را دعا نکنید ” در طول دعای عرفه از او سر زد و جالب اینجا بود که پس توهین های مکرر ” الهی العفو ” هم می گفت .

خدا آخر و عاقبت همه ما را ختم بخیر کند .

در این حال سایت خبرنامه دانشجویان نوشت: “سعید حدادیان در مراسم باشکوه دعای عرفه در لابلای دعا با اشاره به بیانیه میرحسین موسوی درباره بسیج گفت: بسیج خیلی مظلوم واقع شد و حرف های نابجایی درمورد بسیج زده شد. بیچاره کسانی که دین خود را به جای آیت الله از مهندس می گیرند نتیجه هم این می شود که می آیند و می گویند ما فرادینی هستیم و در دین سبز حتی همجنسباز ها هم هستند!

وی با اشاره به اینکه دعا در حق این سه نفر تاثیر ندارد، گفت: اینها از اول با ولایت فقیه مشکل داشتند، با امام هم مشکل داشتند، با رهبر انقلاب هم زمان ریاست جمهوری اش مشکل داشتند، نامه استعفای این آقا و جواب امام را بخوانید.

حدادیان در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه الان مد شده که به ما می گویند تو که رفتی پشت احمدی نژاد دست تکون دادی واسه مردم، برو مشکلاتت را هم به او بگو، ادامه داد: رفیقمون هم که برداشت یه مسئول دفتری انتخاب کرد که هیچ، نمی گم بده ها، جاش هم خیلی بالاست توی دل ما، اما در عالم رفاقت به ما نامردی کرد. ما بهش گفتیم اینو نذار به حرف ما گوش نداد لذا تو عام رفاقت به حرف ما اعتنا نکرد.”