۱۳۸۸/۱۲/۲۶

همسر عرب سرخی؛ بهار را به انتظار می نشینم که سبز بودنش جرم نیست

همسر عرب سرخی؛
بهار را به انتظار می نشینم که سبز بودنش جرم نیست

. ادامه راه سبز«ارس»: مریم قدس، همسر فیض الله عرب سرخی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که همچنان در بند است، در مطلبی که در وبلاگ خود منتشر کرده نوشته است: «گذشت … دویست و پنجاه روز یعنی شش هزار ساعت یا سیصد و شصت هزار دقیقه و باز هم دقیق تر بیست و یک میلیون و ششصد هزار ثانیه ! افسوس که فقط احساس درونیم می تواند لحظه هایش را برشمارد ، لحظه لحظه های فراق و هجران را که هر یک قرن ها گذشت.»

متن كامل اين نوشته را در زير مي خوانيد:

و اینک در آغاز بهار و فصلی نوین ، ثانیه ها را می شمارم و لحظه ها را می بلعم به امید لحظۀ شکستن دیوارها و فرو ریختن فاصله ها ، در آرزوی شکفتن غنچه های لبخند بر لبان منتظران که آزادگان در بندشان را به استقبال می روند .

سفرۀ هفت سین گسترانیده شد در حالیکه سبزه، سخت آزرده و محزون است و ماهی های قرمز ، گریانند و افسرده .

سنبل، دیگر نمی طراود و سرکه، آرام آرام ظرفش را به نابودی می کشد .

سفره را خاک غربت گرفته و اطرافش سیاهی و غم .

کجایند بلبلان عاشق تا غزل رهایی سر دهند و بال زنان تا کوی عدالت ، اوج بر گیرند ؟

زمین هنوز زنده است و پا بر جا ، و من فریادش را می شنوم که در گوش زمان می پیچد :

“ای عفریت بد دل زمستان ! من مانده ام تا رسیدن بهار را نظاره گر باشم . درختان من که ریشه در اعماق دارند، با طلیعۀ بهار بیدار می شوند و هوا را آکنده از عطر خوش میوه ها و شکوفه ها می سازند و تو چه داری جز رسوایی و روسیاهی ؟ چه خوش گفته اند پیشینیان که زمستان می رود و روسیاهی بر ذغال می ماند ”

پس بهار را زمزمه می کنم تا تو بیایی قهرمان من ، نه فقط تو که همۀ قهرمانان سبز میهنم … و مگر بهار جز این است ؟ بهار من ، بهار ما و بهار همۀ درد آشنایان مظلوم تاریخ .

بهار را به انتظار می نشینم که دیگر سبز بودنش جرم نیست و اینهمه زیبایی حقیقت را به رخ می کشد .

چه سالی گذشت بر ما و چه خوش درخشیدی همسرم که نام “فیض الله” بر قله های افتخار می تابد و بهار با تمام زیبایی در جبین تو گره می خورد .

و من به خون شهیدان سوگند می خورم محکم تر از همیشه به اتکاء عزم آهنین تو ایستاده ام که ستون های زندان را به زانو درآورده ای.

در این بهار ، شاید بیایی تا برایت قصه ها گویم از دلتنگی ها و مرارت ها …

شاید تو بیایی و من مبهوت شرف و ایمانت فراموش کنم غصه ها و رنج ها را و این نه حکایت من که شرح فراق دل های بسیاری است .

گفته بودم تو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی...

یک ‌سال با آینه ‌دار صبر و امید

یک ‌سال با آینه ‌دار صبر و امید

>. ادامه راه سبز«ارس»: فکر می‌کنم اکنون که سالِ دشوار، سال کشف و سال خودشناسی ۸۸ به پایان می‌رسد، وقت است که به فکر ادای دین بیفتیم. ملت ایران، چه سبز و چه غیر سبز، دین بزرگی به میرحسین موسوی دارد. بسیار دشوار است جایی که می‌توان و باید زبان به ستایش کسی گشود، صبر کنیم و به سوی اغراق و مبالغه نرویم. از همان روزهای نخستی که میرحسین دوباره به عرصه‌ی عمومی سیاست در ایران بازگشت، این حس، این شهودِ غریزی را داشتم که یک رهبر سیاسی تراز اول و فوق‌العاده هوش‌مند در حالِ شدن است؛ رهبری متولد شده است که عمیق‌ترین خواسته‌ها و شریف‌ترین مطالبات فروخفته، فروخورده و سرکوب‌شده‌ی ملت ایرانی را «آن سوی هفت‌پرده به بازار» کشیده است. بسیاری ابتدا چنین می‌پنداشتند که موسوی که سال‌ها از صحنه به دور بوده است و در گذشته نیز روحیه‌ای تند و رویکردی بنیادگرایانه داشته است، نامزد مناسبی برای دوره‌ی اصلاح و نمایندگی آن نیست. اما موسوی، در زمانی بسیار کوتاه نشان داد که از کوره‌ی به واقع گدازان هرچند به ظاهر خاموشِ صبر و سکوت بیست ساله، که با تقلب احوال فراوان همراه بود و بسیاری دیگر را از ادامه راه بازداشت و گوهر غیرمقاوم‌شان را آشکار ساخت، همچون الماسی سخت و مقاوم بیرون آمده است. نشان داد که سال‌های صبر و سکوت را به کسب بصیرت‌های تازه و پرورش نفس (که برای حضور در عرصه های کارزار سیاسی از اوجب واجبات است) صرف کرده است و سرمایه‌ای چشمگیر را به مثابه‌ی پشتوانه‌ی عمل برای خود فراهم آورده است.

میرحسین الگویی تازه و ستودنی را از رهبری سیاسی اخلاقی و مسؤول نمایندگی کرده است و در این ماه‌های پرتلاطم، لحظه‌ای از استقامت و صبر فروگذار نکرده است. این آشتی تازه با اخلاق، با مسؤولیت، با عملِ آگاهانه‌ی سیاسی را مدیون میرحسین هستیم. او در این ماه‌ها کارنامه‌ای از خود به جا گذاشته است که می‌توان قدم به قدم و لحظه به لحظه آن را سنجید. هم کنشِ میرحسین و هم واکنش‌اش، هوشمندانه بوده است. نه به ورطه‌ی افراط و تندروی غلتیده است (و مطالبات درشت و تند و خشن داشته است) و نه به مغاک بی‌عملی و اعتزالِ سیاسی یا زد و بند و معامله افتاده است.

میرحسین در موقعیتی قرار داشت که آسان نبود و دشواری‌های عظیمی پیش روی‌اش بود. نقدِ کردن نظام و نقد کردنِ خود و آموختنِ پیاپی، خود-تصحیح‌گری و انطباق با موقعیت‌ها و ابزارهای تازه‌ی رهبری، ویژگی‌هایی است که تصویری روشن از رهبری هوش‌مند را عرضه می‌کند. او نه رهبری بوده است که بخواهد ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و ملت را مصادره کند و از آن سودِ شخصی ببرد و نه کسی بوده است که خود فاقد یک نظامِ ارزشی منسجم باشد.

بسیار نوشته‌اند درباره‌ی این‌که جنبش سبز رهبری مشخص و روشنی ندارد. بخشی از این دیدگاه به این خاطر بوده است که تصور عده‌ای از فعالان سیاسی این بوده که جنبش سبز، جنبشی فراگیر است و یک نفر واحد نمی‌تواند نماینده‌ی مطالبات این طیفِ وسیع و گسترده از مردم باشد. دقیقاً به همین دلیل است که فکر می‌کنم موسوی بهترین نامزد برای تثبیت رهبری جنبش سبز است. این به این معنا نیست که نقش مهم و تأثیرگذار کروبی و خاتمی را نادیده بگیریم. باز این مضمون نتیجه نمی‌دهد که نقش مهم وزنه‌ی تأثیرگذارِ سیاسی جمهوری اسلامی، هاشمی رفسنجانی، را در این معادلات نادیده بگیریم. مدت‌هاست که فکر می‌کنم که اگر رهبر فعلی نظام یک مدافع و پشتیبان دلسوز و آینده‌نگر داشته باشد، آن یک نفر همانا شخص هاشمی رفسنجانی است. این نکته را البته با درنگ باید خواند و دید. اگر از تمام مخالفت‌هایی که با هاشمی یا شخص رهبری نظام می‌شود، فاصله بگیریم، هم‌چنان می‌بینیم که اگر یک نفر باشد که بتواند تعادلی در این نظامِ ایجاد کند و حاشیه‌ی امنی برای استمرارش فراهم کند، آن یک نفر رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اما این نکته چه ارتباطی به جنبش سبز دارد؟ فکر می‌کنم ارتباط‌اش دقیقاً در این است که جنبش سبز اصالتاً نه خواستار براندازی است و نه بدنه‌ی خردمند و هوشیار آن به سوی تندروی‌هایی از این جنس می‌رود. دقیقاً به همین دلیل است که هاشمی متحدی طبیعی برای این جنبش به شمار می‌رود و باز به همین دلیل است که، به نظر من، تخریب هاشمی – در سال‌های اصلاحات – حرکتی نسنجیده و شتاب‌زده بود. این‌ها به این معنا نیست که هاشمی رهبری مطلوب است. اما نادیده گرفتن توانایی‌های و نفوذِ سیاسی‌اش، و شناخت‌اش از مکانیزم‌ها و قابلیت‌های این نظام هم خطاست. بحث توانایی‌های مدیریتی و سیاسی هاشمی و قابلیت‌های رهبری سیاسی او، بحثی جداگانه است که باید در جای خود به آن رسیدگی شود. اما این اشاره‌ی طولانی صرفاً از این رو بود که ملاکی داشته باشیم برای یک رجلِ سیاسی در متن و پیکره‌ی تصمیم‌گیری‌های سیاسی نظام و یک رهبر سیاسی تازه که به سرعت قابلیت‌های رهبری‌اش را در زمانی کوتاه در صحنه‌ی سیاسی نشان داده است در حالی که هم‌چنان‌ خارج از ساختار تصمیم‌گیری سیاسی نظام است.

از سخن دور نیفتم. مغزِ حرفِ من این بود که میرحسین موسوی هم جلوه و جنبه‌ای تازه به عمل سیاسی و رهبری سیاسی داده است و هم جانِ تازه‌ای در سیاست‌ورزی مسؤولانه و خردمندانه دمیده است. این نکته برای کشوری که رهبرانِ سیاسی همواره در آن اسیر ملاحظاتِ جناحی و محبوس تملق و چاپلوسی بوده‌اند، نکته‌ای است مهم و فرصتی است مغتنم. پیام موسوی و خواسته‌ی ملت چیزی جز این نیست که حاکمانِ سیاسی، حاکمان خوب و باکفایتی باشند. خلع و عزلِ سیاست‌مداران، بدون این‌که راهِ بهبود و اصلاح را به آن‌ها نشان دهیم، بیشتر نشان‌دهنده‌ی سلیقه‌های شخصی و اشتیاق به قدرت است. میرحسین در سخنان‌اش و در عمل‌اش همواره نشانگری از عملِ سیاسی مسؤولانه بوده است. بر خلافِ سیاست‌مدارانی که با مصادره کردن نام ملت و نمایش اقتدار و عظمت به نام ملت، کاری جز تحقیر ملت نکرده‌اند، موسوی لایه‌های مختلف این ملت را جدی گرفته است و حتی در برابر مخالفان سرسخت‌اش از اصول اخلاقی‌اش دست نکشیده است. تندخویی و درشتی که صفت و ویژگی بارز مخالفان او بوده است، تبدیل به یکی از صفات او نشد. هر چقدر طرف مقابل با بی‌خردی و شتاب‌زدگی، به سوی تحقیر، تمسخر و رجزخوانی رفته است، میرحسین الگویی از خویشتن‌داری و صبر و ایمان بوده است. هر چقدر طرف مقابل با رفتارهای عصبی و خشم‌ناک کوشش کرده او را به سوی منازعه و خشونت سوق بدهد، او از بازی کردن در میدان خشونت و بی‌اخلاقی تن زده است. این‌ها دستاوردهای کمی نیستند. یک بار دیگر نوشته‌ام که مجموعه‌ی بیانیه‌ها و مصاحبه‌های موسوی منشوری است مثال‌زدنی از یک حرکت و نهضتِ سیاسی فوق‌العاده هوش‌مند که نه هدف‌اش را گم می‌کند و نه دست از ارزش‌های‌اش می‌کشد؛ نه مردم را نادیده می‌گیرد و نه اسیر بازی‌های تبلیغاتی و سیاسی می‌شود.

ملت ایران این تولد سبز را به موسوی مدیون است. بدون شک، آینده‌ای روشن و درخشان در انتظار مردمِ ماست. آینده‌ای که در آن هیچ کس محکوم به سکوت و ترس نیست. آینده‌ای که در آن هر شهروند ایرانی عزت و حرمت دارد. آینده‌ای که در آن هیچ رسانه‌ای ناگزیر به مجیزگویی قدرت نیست. آینده‌ای که در آن امنیت و کرامتِ انسان‌ها در پای میل صاحبان قدرت قربانی نمی‌شود. آینده‌ای که در آن سوءظن و پرونده‌سازی ویژگی بارز قدرت سیاسی نیست. آینده‌ای که در آن علم و معرفت، دانشگاه و دانش‌پژوهی حرمت دارد و حکمت – این گمشده‌ی مؤمنان – محبوس و مقیدِ هوس‌‌بازی‌های سیاسی و تقسیم‌بندی‌های جناحی نیست. آینده‌ای که در آن دین و اخلاق بازیچه‌ی رسیدن به جاه و مقام نیست. آینده‌ای که در آن دروغ و ریا تبدیل به فضیلت نمی‌شود. آینده‌ای که در آن بیدادگری خوار است و دادگستری و معدلت‌پروریِ بدون تبعیض چراغِ راهِ دستگاه قضاست. این آینده برای ما آینده‌ای است خواستنی و آرمانی که جهتِ کوشش‌های ما به سوی آن است. این خودآگاهی و این بصیرت را مدیون استقامت و پایداری موسوی هستیم که هم امید را در ما تقویت کرده است و هم خود دست از دامنِ امید نکشیده است. موسوی از آن رهبرانِ سیاسی است که نماد لکنت نداشتن در برابر قدرت است. و طرفه آن است که او نیز همچون موسی، هنگام سخن گفتن، آماج تمسخر حریفان تندخو و افراطی خود بوده است، اما قدرتِ ایمان و بینش و بصیرت بالای سیاسی‌اش مانع از منفعل شدن‌اش شده است.

این‌ها که نوشته‌ام شاید حمل بر ستایش و اغراق شود. اما وقتی خودِ موسوی از رفتن به سوی کیش شخصیت پرهیز دارد و مردم را از افتادن به دامِ تقدیس افراد باز می‌دارد و هنگامی که خودش به روی نقد و شنیدنِ همه‌ی سخن‌ها گشوده است، نمی‌توان این سخنان را اغراق درباره‌ی او دانست. ما در این یک‌سال با او زیسته‌ایم. مبارزه و استقامت را با او زیسته‌ایم. صبر و ایمان را با او زندگی کرده‌ایم. این‌ها دستاوردهای کمی نیستند. با تمام قربانیانی که داده‌ایم، با خیل شهدای‌مان، با تمام آرزوهای سبز و سرخی که داشته‌ایم، او قدم به قدم همراه ما بوده است. ما یک سپاس به او مدیون‌ایم. در این بیداری و این خیزش، این آگاهی و این بینش و در شکل دادن به آینده‌ای روشن برای ایران او سهمی مهم دارد. تردیدی ندارم که در این سالِ «صبر و استقامت» که در پیش داریم، جنبه‌های تازه‌تری از توانایی‌های او را برای رهبری سیاسی خواهیم شناخت و قدردانِ آن خواهیم بود.

داریوش محمدپور

۱۳۸۸/۱۲/۲۵

نوشتاری از محشتمی‌پور؛ یارآمد و یارآمد...

نوشتاری از محشتمی‌پور؛ "یارآمد و یارآمد":
شکایت تاج‌زاده از جنتی در قوه قضائیه موجود است

. ادامه راه سبز«ارس»: همسر سیدمصطفی تاج‌زاده در نوشتاری به مناسبت آزادی همسرش به تشکر از صدها چهره و فعال سیاسی و اجتماعی که این روزها به دیدار تاج‌زاده می‌روند پرداخت و گفت:«شکایت از جنتبی در وزارت کشور و قوه قضائیه موجود است و البته حق با سخنگوی شورای نگهبان است که شکایت به دست ایشان نرسیده چون اساسا به جریان نیفتاده است و همه نقد تاجزاده برای به جریان نیفتادن این شکایت است.پاسخ آقای بازجو را هم همسرم بعد از تعطیلات خواهد داد تا کامشان عجالتا در میان کانون گرم خانواده تلخ نشود.»

به گزارش متن یادداشت فخرالسادات محتشمی‌پور بدین شرح است:

سایه سیاه ناامیدی می خواست با زور راهی باز کند به همه منفذهای قلبم که بازِ باز است به روی روشنایی و نور و من مقاومت می کردم با ذکر دائم نام خدا و یادش.

دیروقت بود که درب آشیانه کوچک خوشبختی ما به روی ماه نو گشوده شد و از همان آغازین لحظات ورودش، ما ناشیانه میزبانی کردیم از بهترین میهمانان عالم که با یک دنیا محبت و صفا پای بر چشمانمان نهادند. از همان آغازین لحظات ورود یار دربند، انگار همه برکات الهی بر ما نازل شد به پاس صبر جمیل ما و دعای خیر مردم. من انگار صدای بال فرشتگان را اینجا در دامنه کوه و در همسایگی طبیعت پاک که به استقبال بهار رفته است، با گوش جان می‌شنوم. از صبح که با زیباترین نغمه های پرندگان خواب شیرین بامدادی را وداع می گویم تا دیرهنگام که صدای آرام و یکنواخت جیرجیرک ها ما را به آرامش شامگاهی نوید می دهد. از بدو ورود بهترین بندگان مخلص خدا، از خانواده معزز و مکرم شهدا و ایثارگران، چون خانواده های شهید بهشتی، شهید صدوقی، شهید اشرفی اصفهانی، شهید باکری، شهید منتظرقائم، شهید معتمدی، شهید موسوی، شهید داود کریمی، شهید صادقی، شهید گنجی و دیگرانی که سلامشان رسیده تا توفیق دیدارشان نیز نصیب گردد انشاء الله، چون شهید همت و شهید جهان آراء و ... تا خانواده و بیت مکرم فقیه و فیلسوف آگاه و فرزانه و معلم انسانیت و اخلاق، پیر و مرادمان، روح الله الخمینی، و خانواده مرجع بزرگوار آیة الله موسوی اردبیلی، و آقایان سید محمد خاتمی، میرحسن موسوی وهمسرانشان و نیز آقای مهدی کروبی و همچنین آقایان انصاری راد، هاشمیان و دیگر نمایندگان محترم فعلی و ادوار مجلس شورای اسلامی، سید علی اکبر محتشمی پور، عبدالله نوری، موسوی لاری و تعداد زیادی از استانداران، فرمانداران، بخشداران و مدیران وزارت کشور دوره اصلاحات و سفرا و مدیران وزارت خارجه دوره اصلاحات و چه عطری می پیچد در این سرای آغشته به عشق ما وقتی که خانواده ندا با دسته گلی سپید قدوم مبارکشان را بر آن می گذارند. این زن استوار که هرگز تن به دروغ نداد و و صبر و آرامشش تنها برازنده زن مسلمان ایرانی است و خواهر ندا که داغدار یار سفرکرده اش هست و وقتی من می خواهم همه گفتنی ها را سریع به همسرجان منتقل کنم عطوفانه می گوید: خبرهای خوب را بدهید به یار رها شده از بندتان که افتخار همه ماست و همه ایرانیان و یگانه برادرش که حسرت دیدار مهربان خواهرش را به گور خواهد برد و چه سخت است دیدار این عزیزان و تقسیم شادی ها در نگاه هایی که که غم از دست دادن بهترین جوانان برومند وطن و نیز دوری دیگر یاران دربند در آن موج می زند. و گفتگو با مادر اشکان که از مزار فرزند تماس گرفته تا سلام خودش وخانواده اش و اشکانش را به تاجزاده برساند و به ما که این روزها همه لحظاتمان را وقف او کرده ایم که تنها متعلق به ما نیست اما باید خوب امانت داری کنیم.

مادر سهراب هم که در آستانه سفرش زنگ زده و تمنای آزادی همسرجان و همه بی گناهان دربند را کرده است و اگر بود حتما در اولین فرصت به دیدار می آمد.

تماس های تلفنی لاینقطع ادامه دارد برای عرض تبریک و برای گرفتن آدرس منزل و برای تعذیر از عدم امکان حضور و پیام های محبت آمیز که از برخی اصولگرایان معتدل و منتقد سیاست های دولت و معترض به دستگیری های فله ای و بی حساب به ما می رسد و برای ما تسلای بزرگی است و مایه امید که دایره دوستان حق طلب روز به روز گسترده تر می شود. آیة الله طاهری، آیة الله بیات زنجانی و آیة الله موسوی تبریزی هم تماس می گیرند و پیام های ملاطفت آمیزشان را می رسانند و ما چقدر دلمان تنگ است برای صفا و صداقت و محبت آیة الله منتظری که ما را هرگز در روزهای سخت تنها نگذاشتند و هماره نسبت به مصطفی محبت داشته و برای آزادیش دعا می کردند.

ما این روزها میزبان بهترین هاییم : حجاریان بزرگ و لطف الله میثمی مردان اسطوره ای مقاوم که همسرجان همیشه این دو بزرگوار را سرمشق ایستادگی دانسته و به آنان ارادت ورزیده و می ورزد و ما همه آنان را تحسین کرده ایم. مردان و زنان بزرگ از شورای شهر چون دکتر ابتکار و آقای مسجدجامعی که طی این ماه ها، مسئولیت شهروندی را به واقع در این نهاد مردمی معنا بخشیدند . از نهادهای مدنی چون مجمع روحانیون مبارز، مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ،انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها، ادوار تحکیم، انجمن های اسلامی دانشگاه ها، نهضت آزادی و گروه ملی مذهبی ، جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران، جنبش مسلمانان مبارز، مجمع زنان اصلاح طلب، مادران صلح و مدرسه فمینیستی ، ان جی اوهایی که در زمینه های اجتماعی فعالند و روزنامه نگاران و بزرگوارانی چون دکتر معین و خانواده، استاد ملکیان، دکتر مهدوی، دکتر سروش دباغ و اعظم طالقانی خانواده ارجمند مرحوم طالقانی، دکتر صدیقه وسمقی که ما را به یکی از جدیدترین و زیباترین سروده هایش میهمان کرد وهمسرش، دکتر فاطمه راکعی که سروده هایش در این مدت هجران، مرهمی بر دردهایمان بوده است، دکتر الهه کولایی، خواهر و معلمم زهرا شجاعی که در بستر بیماری هم ما را فراموش نکرده و دلش را در میان دسته گل زیبایی توسط دوست مهربان مشترکی از خطه فارس روانه خانه گرممان کرده است و خانواده های زندانیان سیاسی، میردامادی، عرب، نوری زاد، زیدآبادی، باقی، محمد نورانی نژاد و دیگر عزیزان که با حضورشان ما را یادآور شدند که غصه هایمان تا آزادی همه زندانیان بی گناه در دل تلنبار شده خواهد ماند.و صدای حزن آلود مهدیه و مهسا که همسرانشان نام زندان رجایی شهر را اعتبار بخشیدند و آخرین ملاقات را به آنان داده اند تا زندان بان ها با خیال راحت بروند مرخصی و صدای غمگین همسر سحرخیز و ژیلا و فرزندان بدرالسادات مفیدی که فرستاده اندش به انفرادی تا به حرف بیاید و فرزندان منصوری و صمیمی و همسر باستانی نژاد و مادر و خواهر هنگامه شهیدی که نگران حال اویند.

حالا نوبت رها شده از بند است که یکی یکی بیایند برای تجدید دیدار و یادآوری آن روزهای سختِ سخت. همه می آیند: پس از حجاریان،طباطبایی و امین زاده و رمضانزاده و صفایی فراهانی و ابطحی وجواد امام و نوروزی، قدیانی ، محمدرضا جلایی پور،فریدی و تاجرنیا و خدایاری و شیرکوند و خانجانی و مظفر و کاظمیان و شریعتی و کیانوش راد و دکتر عرب وخرمی و محمد معین و حجت شریفی و روشنک سیاسی و شایسته امیری و منصوره شجاعی و نفیسه زارع کهن و محبوبه حقیقی و دیگران از کمیلیون سبز و برخی کهریزکی های جان سالم به در برده که در انتظار صدور احکام عادلانه برای مجرمین و قاتلان هم بندهای خود هستند و همه صاحبان نام های درخشان و روح های بزرگ که چه بسا در خاطر شلوغ این روزهای ما نمانده باشد و از این بابت عذرخواهی می کنم.همسر جان در تحیر از حجم انبوه زندانیان مانده است.و می پرسد چه خبر بوده است این مدت؟؟؟می گوییم : جانا شما زندان نرفته ها را شماره کنید آسان تر است!!!

درب خانه ما تا پاسی از شب رفته باز می ماند و همسایه های طفلکی باید ما را تحمل کنند و شریک شوند در شادی های ما، شادی های مردم. و آنان سخاوتمندانه از حقوق خود می گذرند و می گویند این تنها کاری است که می توانیم برای پاسداشت این «مرد» انجام دهیم و خانواده هایمان و همه دوستان همراه که فراموش کرده اند شب عید است و هنوز هزار کار ناتمام دارند. محبت دوستان ما را به غایت شرمنده کرده است. دلشان می خواهد همه نذرها و عهدها را یکجا ادا کنند و خانه ما می شود یک انبار بزرگ هدایایی که به سرعت رهسپار موسسات خیریه می شود تا شب عیدی به دست اهلش برسد.

و ما در این میان، حتی لحظه ای وقت برای مرور اخبار نداریم اما چندان هم بی خبر نمی مانیم از گفته ها و کرده های اصحاب قدرت. آخرین خبرها بعد از دستگیری های اخیر که سخت آزار دهنده است و خاطرمان را مکدر می کند، این است که سخنگوی شورای نگهبان هرگونه شکایتی علیه آقای جنتی را تکذیب کرده است. و نیز به نقل از شخصی که خود را بازجوی بهزاد نبوی معرفی کرده است، اتهامات بی اساس گذشته علیه همسرجان تکرار شده است. تکلیف جنتی که روشن است و نامه شکایت از او در وزارت کشور و قوه قضائیه موجود است و البته حق با سخنگوی شورای نگهبان است که شکایت به دست ایشان نرسیده چون اساسا به جریان نیفتاده است و همه نقد تاجزاده برای به جریان نیفتادن این شکایت است.

پاسخ آقای بازجو را هم همسرم بعد از تعطیلات خواهد داد تا کامشان عجالتا در میان کانون گرم خانواده تلخ نشود.

۱۳۸۸/۱۲/۲۴

نمآهنگ "بهار غم انگيز" به ياد تمامي شهداي جنبش سبز مردمي

نمآهنگ "بهار غم انگيز" با صداي بامداد فلاحتي
(به ياد تمامي شهداي جنبش سبز مردمي)

"پخش و دريافت نماهنگ بهار غم انگيز با صداي بامداد فلاحتي"


جهت دانلود نمآهنگ در فرمت mp4 بر روي تصوير كوچك كليك كنيد

"پخش و دانلود آهنگ بهار غم انگيز با صداي بامداد فلاحتي"

جهت دانلود آهنگ در فرمت mp3 "اينجا" كليك كنيد

شهدایی که هیچ گاه تعدادشان اعلام نشد...


. ادامه راه سبز «ارس»: به گزارش منابع رسمی ایران در حوادث بعد از انتخابات تا شهریور ماه 29 نفر کشته شده اند . اما علیرضا حسینى بهشتى، عضو كمیته پیگیرى امور زندانیان و کشته شدگان حوادث پس از انتخابات، اعلام كرد كه شمار كشته شدگان اعتراض هاى خیابانى به ۷۲ نفر رسید .این آمار بدون در نظر گرفتن کشته شدگانی است که خانواده های آنان به جایی اعلام نکرده اند .

روز عاشورا ،13 آبان و 16 آذرهم کشته شدگانی داشتند که اختلاف بر سر تعداد آن ها میان منابع رسمی ایران و منابع خبری مردمی بسیار است

"بکشید ما را ملت ما آگاه تر می شوند " شاید این جمله آیت الله خمینی شاه بیت کسانی بود که جان خود از دست دادند تا جامعه آگاه تر شود.

کسانی که رفته اند و خانواده هایشان اجازه ندارند صدای گریه خود را در غم نبودن عزیزانشان بلند کنند.

عزاداری در سکوت

25 خرداد ماه اولین گردهمایی خیابانی معترضین بود .هرچند که از این روز تصویر ندا آقا سلطان در جهان ماندگار شد اما او تنها قربانی نبود .

گزارشگران بدون مرز روز 7 مرداد ماه خبر کشته شدن علیرضا افتخاری خبرنگار سابق روزنامه ابرار اقتصادی را تائید کرد. این روزنامه نگار ٢٩ ساله در اثر ضربات باتوم بر سرش و خونریزی مغزی در ٢٥ خرداد ماه کشته شد. اما پیکرش ٢٢ تیر ماه به خانواده اش تحویل داده شد.

محرم چگينى 34 ساله نیزاز قربانيان 25 خرداد است. او در روز تجمع سكوت مقابل پايگاه بسيج مقداد در خيابان آزادى با شليك گلوله کشته شد و در بى خبرى دفن شد .پس از هفت ماه ، برادر وی خبر کشته شدنش را منتشر کرد .

او دو روز بعد ازاین حادثه فیلم کشته شدن برادرش را می بیند. به گفته وی برادرش وقتى داشت به سمتى كه گلوله ها از پايگاه بسيج شليك مى شد نگاه مى كرده یک گلوله به گونه او برخورد مى كند و از پشت سرش خارج مى شود.

على چگينى مى گويد: " در روز مراسم خاكسپارى از طرف معاونت سياسى استاندارى تهران به سراغ ما آمدند كه ما درباره مرگ محرم شلوغ نكنيم و اطلاع رسانى هم نكنيم. "

مهدی کرمی 20 ساله از دیگر کشته شدگان این روز است که بی هیچ مراسمی در قطعه 256 بهشت زهرا به خاک سپرده شد .

داود صدر 25 ساله نیز در این روز در پی شلیک گلوله از بام پایگاه بسیج مقداد، جان خویش را از دست داد.

پیکر نیمه جان وی به همراه 17 مضروب و مجروح دیگر به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل گردید و ساعاتی بعد بر اثر شدت جراحات وارده ناشی از اصابت گلوله به قلب و طحال وی درگذشت.

خانواده وی در همان ساعات اولیه به جستجوی فرزند خود پرداختند ولی تا 5 روز پس از آن تنها با اظهار نظرهای ضد و نقیض مسئولین امر در خصوص نحوه کشته شدن، ضاربان و محل نگهداری جنازه وی مواجه شدند.

محمود رئیسی نجفی یکی دیگر از کسانی است که در جریان حمله ماموران دولتی به معترضان جان خود را از دست داد.

شغل این فرد کارگری بود و هنگامی که روز 25 خرداد پس از چند ساعت تاخیر از کار به خانه بازگشت، به شدت زخمی شده بود.

محمود نجفی به اعضای خانواده خود گفت که هنگام عبور از محلی در نزدیکی میدان آزادی تهران که گروهی از تظاهرکنندگان در آن شعار می دادند، ماموران امنیتی او را گرفتند و به شدت از ناحیه سر و سایر نقاط بدن هدف ضرب و جرح قرار دادند . او مدتی در بیهوش به سر برده است.

ماموران او را در حالت بیهوشی داخل اتومبیلی که ظاهرا حامل تعدادی افراد زخمی یا اجساد کشته شدگان بود انداختند اما او پس از به هوش آمدن، به سروصدا و التماس پرداخت و سرانجام یکی از ماموران، او را از این خودرو به پایین انداخت

خانواده نجفی گفته اند که از بیم واکنش مقامات دولتی، محمود را به بیمارستان منتقل نکردند اما پس از ده روز بستری بودن در خانه، وضع جسمی او رو به وخامت گذاشت و خانواده را ناگزیر به مراجعه به بیمارستان طرفه کرد.در بیمارستان تشخیص داده شد که محمود هدف اصابت گلوله هم قرار گرفته بود و پزشکان از خانواده خواستند تا روز بعد برای بستری کردن او مراجعه کنند ولی محمود رئیسی نجفی قبل از بستری شدن در بیمارستان درگذشت.

ماموران دولتی جنازه او را به پزشکی قانونی کهریزک انتقال دادند و برای چند روز، با وجود پیگیری خانواده، از تحویل آن برای تدفین خودداری کردند.

سرانجام جنازه تحویل و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد اما اعضای خانواده از بیم مشکلاتی که ممکن بود برای آنان ایجاد شود، در اطلاعیه های مجلس ترحیم از علت درگذشت محمود سخنی نگفتند.

کيانوش آسا دانشجوی كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ،در ميدان آزادي بر اثر اصابت گلوله توسط افراد لباس شخصی به شهادت رسيد. پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد.

دانشجویان بی جان

حمله به کوی دانشگاه در شب 25 خرداد ماه نیز کشته شدگانی به جا گذاشت .حکومت ایران البته نپذیرفت که در این حملات کسی کشته شده است. اما دفتر تحکیم وحدت خبر از کشته شدن 7 نفر داد .شاهدان عینی آن روز می گفتند که تعداد بیشتری کشته شده اند و جنازه هایشان همان شب توسط نیروهای امنیتی به جایی نا معلوم منتقل شده است.

بعد ها نیز خبر و عکس هایی منتشر شد از خانواده های دانشجویانی که جسد فرزندانشان را به شرط سکوت تحویل گرفته بودند.بیشتر آنها در بهشت زهرا دفن هستند.

مصطفی غنیان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دركوي دانشگاه، تهران در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي کشته شد . پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم امام رضا به خاک سپرده شده است.

مبینا احترامی ، فاطمه براتی ،کامبیز شعاعی ،کسری شرقی و محسن ایمانی در كوي دانشگاه، تهران کشته شد ند و پیکرشان بدون اطلاع خانواده ها به صورت مخفیانه به خاك سپرده شد.

ایمان نمازی دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران نیز از جمله کشته شدگان در حوادث كوي دانشگاه، تهران بود.

خیابان های خونبار

اما آن روزها خیابان ها از هر جای دیگری نا امن تر بود .بسیاری از کشته شدگان کسانی بودند که در خیابان و بر اثر گلوله یا ضربه باتوم و حتی در مواردی بدون اینکه در گرد همایی شرکت کرده باشند کشته شدند.

بهزاد مهاجر 47 ساله بر اثر اصابت گلوله به سينه کشته شد و پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده است.

ناصر امیر‌نژاد دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا در خیابان محمد علی جناح، تهران بر اثر تیراندازی نیروهای بسیج کشته شد پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.

فاطمه رجب پور38 ساله و سرور برومند 58 ساله در خیاابان محمدعلی جناح، تهران کشته شدند .

فهيمه سلحشور 25 درميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي کشته شد .

مسعود هاشم زاده، ۲۷ ساله در ناآرامی های ۳۰ خرداد ماه در محدوده خیابان شادمان و نصرت در تهران به ضرب گلوله کشته شد.خانواده او اجازه نیافتند برای او مراسم بگیرند.ندا صالحی شانزده ساله بر اثر اصابت گلوله جان باخت .اشکان سهرابی دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین18 ساله در تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج کشته شد .امير حسين طوفانپور 32ساله بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود ، کشته شد .

سعید عباسی فر گلچینی 24 ساله بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی کشته شد .علی فتحعلیان روبروی مسجد لولاگر کشته شد .نادر ناصری در خیابان خوش، تهران کشته شد.واحد اكبري در خيابان ونك، تهران بر اثر اصابت گلوله به پهلو کشته شد . حامد بشارتی ، فرزاد جشني ،بابک و تينا سودي نیز بر اثر اصابت گلوله در خیابان انقلاب کشته شدند .

خانواده هیچ کدام ازاین کشته شدگان اجازه نیافتند که برای از دست رفتگانشان مراسم بگیرند.

تکذیب می کنیم

با این همه حکومت ایران این تعداد کشته شده در در گیری های خیابانی را قبول نداشت .به گفته محمد علی جعفری 29 نفر در این حوادث کشته شدند که 20 نفر انها نیروی بسیج بوده اند و 9 نفر را معترضان تشکیل می دادند .این خبر را وی شهریور ماه در حالی اعلام کرد که کشته شدگان مرداد ماه و 18 تیر نیز به این لیست اضافه شده بودند و 20 مرداد ماه نماینده میرحسین موسوی اعلام کرده بود که لیست 60 نفره از کشته شدگان را به مجلس ارائه کرده است .

تا این زمان پرده از کهریزک هم برداشته شده بود و مقامات رسمی ایران خبر از کشته شدن 3 نفر محسن روح الامینی ،امیر جوادی فر و محمد کامرانی داده بودند .سه نفری که بعدا یک نفر دیگر نیز به آنها اضافه شد.

عاشورایی که دوباره خونین شد

روز عاشورا به گفته مقام های رسمی 15 نفر کشته شدند. اما تصاویری که در روزهای بعد در اینترنت منتشر شد، نشان از کشته شدگان بیشتری داشت .

سرشناس ترین چهره در میان کشته شدگان خواهر زاده میر حسین موسوی بود .اما تصویری که از کشتار عاشورا در جهان منتشر شد و بسیار صدا کرد ،زیر گرفتن یک نفر توسط پاترول نیروی انتظامی بود .

ایران عزادار

اما این کشتار به تهران ختم نشد . در روزهای بعد از انتخابات شهرستان ها هم صحنه تظاهرات و در گیری میان مردم و نیروهای انتظامی و لباس شخصی بود .

اميد مداح شورچه فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی در مشهد چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده جان باخت. پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.

حسين طهماسبی 25 ساله در خيابان نوبهار، كرمانشاه مورد حمله‌ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده کشته شد.

حسام حنیفه، 19 ساله، ساکن کیان‌مهر کرج، در روز ۲۵ خرداد در میدان آزادی از ناحیه چانه هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد. خانواده وی پس از چند روز در پی تماس نیروهای امنیتی جسدش را تحويل گرفته و در امامزاده عبدالله كرج به خاک سپردند.

مهرداد حیدری، روزنامه‌نگار روز 21 تیرماه در مشهد کشته شد. وی پیش از مرگ در آخرین یادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در کسب اطلاعاتی ساختگی ، این وزرات خانه را محکوم به نداشتن اطلاعاتی کرد که با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد. حیدری که پیشتر در روزنامه خراسان فعالیت داشت به هفته نامه نسیم مشهد رفت و در این نشریه محلی به فعالیت پرداخت.

حسین اخترزند ٣۲ ساله ، در اصفهان و به وسیله افراد منسوب به نیروی بسیج از روی یک ساختمان سه طبقه به پایین پرت شده و در اثر جراحات وارده در گذشته است. مقامات امنیتی در استان اصفهان سقوط وی را ناشی از سهل‌انگاری شخصی دانستند در حالی که طبق گفته شاهدان بر روی جسد وی آثاری از ضرب و شتم قبل از سقوط مشاهده ه است.

مشتی از خروار

آنچه ازاسامی کشته شدگان در ایران بر روی اینترنت منتشر شد تنها نام و تصویر کسانی بود که یا مرگ بستگانش را اطلاع داده بودند و یا کسی با دوربین شاهد مرگ آن ها بوده است .

اما این آمار به هیچ وجه تمام واقعیت را نشان نمی دهد و گویای وضعیت کشته شدگان ماههای پس از انتخابات در ایران نیست. چرا که بسیاری از خانواده ها تحت فشار ، نامی از عزیزانشان را نبردند و مراسم بستگان خود را در سکوتی تلخ برگزار کردند .

همه می دانند

"مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است."

این ها سخنان میر حسین موسوی بود بعد از آنکه پس از تظاهرات سکوت خرداد ماه برای تسلیت گویی راهی خانه کسانی شد که فرزندانشان در راه آزادی کشته شده بودند .

عجبا بعداز هزاران سال، اكنون آيين و رسوم ملی و سنتی ایرانیان بايد مجوز شرعي بگيرد!

عجبا كه بعداز هزاران سال،
اكنون اجراي آيين و رسوم ملی و سنتی ایرانیان بايد مجوز شرعي بگيرد!



. ادامه راه سبز«ارس»: آیت الله خامنه ای اعلام کرد که مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و "مستلزم ضرر و فساد زیادی" است. اظهار نظر رهبر جمهوری اسلامی پس از آن منتشر شده که مقامات امنیتی و انتظامی از روزهای پیش نسبت به امکان حضور معترضان در مراسم چهارشنبه سوری و ادامه اعتراضات مردمی در این روز ابراز نگرانی کرده بودند.

مراسم چهارشنبه سوری یکی از آیین های ملی و سنتی ایرانیان است که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تریبون های رسمی حکومتی به عنوان خرافه آتش پرستی از آن یاد کردند و در صدد حذف این آیین دیرینه برآمدند. آیینی که از 1700 سال قبل از میلاد، ایرانیان طی آن با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند.

طی سالهای گذشته حکومت که از حذف این سنت ایرانی ناامید شده بود ترفند جدیدی به کار گرفت و در حالیکه این مراسم در آخرین شب چهارشنبه هر سال برگزار می شود، یک هفته قبل را به عنوان چهارشنبه سوری اعلام کرد و از مردم خواست در این روزبه برگزاری مراسم بپردازند؛ امری که با استقبال مردم ایران مواجه نشد و جوانان با دولتی خواندن این روز، هر سال دو مراسم چهارشنبه سوری برگزار کردند. یکی در حلقه حکومتی ها و براساس ضوابط و مقررات دولتی و دیگری آیین کهن ایرانی در آخرین شب چهارشنبه هر سال.و اکنون آیت الله خامنه ای در حالی مراسم چهارشنبه سوری را مغایر با شرع دانسته و خواهان اجتناب از برگزاری آن شده که سال گذشته این آیین با حضور مسئولان و كارشناسان ميراث فرهنگي در زمره ميراث معنوي ايرانيان به ثبت ملي رسيد.

آیین سنتی در سالی متفاوت

از سوی دیگر مراسم چهارشنبه سوری هر ساله به مراسمی برای نشان دادن اعتراضات جوانان به سرکوب های اجتماعی از سوی حکومت تبدیل شده است؛ اعتراضاتی که به علت ایجاد محدودیت های بسیار برای برگزاری آیین هایی از این دست، باعث شده تا جوانان برای برگزاری آن به روش های خطرناکی روی بیاورند. به همین جهت طی سالیان گذشته هم چهارشنبه سوری همواره با تقابل پلیس و بازداشت عده ای از جوانان از یک سو و از سوی دیگر انفجار بمب های دستی و ترقه و مجروح شدن عده ای از مردم... منجر شده است.

اما امسال با توجه به حوادث پس از انتخابات و سرکوب اعتراضات مردمی، چهارشنبه سوری هم رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و مسئولین دولتی ـ امنیتی نگران آن شده اند که مردم از این فرصت نیز برای ابراز اعتراضات خود استفاده کنند.

سخنان آیت الله خامنه ای که به فاصله دو روز مانده به چهارشنبه سوری از سوی پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر شده، نمونه ای از این نگرانی ها است که در پس فتوایی شرعی و تهدید نهفته است.

رهبر جمهوری اسلامی پیشتر هم گفته بود که "چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد".

همزمان، این پایگاه اطلاع رسانی به انتشار برخی استفتا ها از برخی اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پرداخته که محتوای پاسخ آنها تفاوت چندانی با نظر رهبر جمهوری اسلامی ندارد.

جعفر سبحانی، سید هاشم حسینی بوشهری و محمود رجبی، سه چهره نه چندان شناخته شده جامعه روحانیت نیز گفته اند که "مراسم چهارشنبه آخر سال، علاوه بر اینکه مبنای شرعی ندارد، نوعی آتش پرستی است و خواندن اشعاری مانند «زردی من از تو و سرخی تو از من» مصداق حاجت خواستن از آتش است."

هفته گذشته نیز، سایت تابناک، متعلق به محسن رضایی، نظرات چند سال پیش تعدادی از مراجع تقلید شیعه درباره چهارشنبه سوری و سیزده به در را منتشر کرد. فاضل لنکرانی، بهجت، تبریزی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و سیستانی در آن زمان آیین چهارشنبه سوری را دارای اشکال دانسته و گفته بودند برگزاری این مراسم "مشروعیت ندارد و شایسته مسلمانان نیست".

چهارشنبه سوری بدون سطل زباله!

اما ابراز مخالفت با آیین چهارشنبه سوری به همین جا ختم نمی شود. مقامات نظامی و امنیتی ایران طی روزها و هفته های گذشته بارها با هشدار و تهدیدهای فراوان تلاش کردند مردم را از برگزاری این آیین و تبدیل آن به بیان اعتراضات مردمی منصرف کنند.

مدیرعامل سازمان آتش نشانی شهر تهران،اولین کسی بود که در این مورد به ابراز نظر پرداخت و در جمع خبرنگاران گفت که "برای چهارشنبه سوری امسال قطعا مشکل داریم و باید برنامه های ویژه ای پیش بینی کنیم."

در خبری دیگر، مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني از شهرداري تهران خواست تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.

محمد رضا حاجی بیگی علت این امر را به صراحت چنین بیان کرده است: "اخلالگران نتوانند با استفاده از ضايعات، اقدام به آشوبگري کنند".

او البته توضیحی درباره برنامه ویژه ای که گفته نداده اما احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي از توقيف و بازداشت افرادي كه اقدام به مزاحمت در چهارشنبه سوري امسال كنند تا پايان تعطيلات نوروزي خبر داده است.

حسن نوروزی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس نیز اعلام کرده که کنترل نامحسوس از مراسم شب چهارشنبه سوری امسال انجام می گیرد و اغتشاشگران باقی مانده از جنبش فتنه انگیز سبز نمی توانند در این شب مرتکب عمل خلاف قانون شوند.

وی با بیان اینکه "سران فتنه نباید سعی کنند ترقه های این شب را به پرتاب ترقه توسط هواداران خودشان نسبت دهند"،به خبرگزاری برنا گفته: با توجه به اینکه کلان شهر تهران زیر پوشش 400 تا 500دوربین مدار بسته است، هر تحرک خلاف نظام توسط زیر مجموعه میر حسین موسوی و سران فتنه در روز چهارشنبه سوری کنترل می شود.

مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني هم از شهرداري تهران خواسته تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.از سوی دیگر به کسبه مناطق مختلف تهران دستور داده شده که در این روز مغازه های خود را قبل از ساعت 14 تعطیل کنند.

اما با همه این تهدیدها و هشدارها، مراسم چهارشنبه سوری امسال، بحث داغ سایت ها، وبلاگ ها و وب سایت های ایرانی است و مردم ایران از یکدیگر برای حضوری پررنگ تر در این مراسم دعوت می کنند. البته همگان هم تاکید بر عدم خشونت دارند و در عوض از ایجاد خشونت از سوی حکومت نگران اند تا بدانجا که زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی که چهارشنبه سوری را روز شادی ها دانسته، اعلام کرده است که : "جنبش سبز جنبش مهربانی مقاومت و ‏آرامش است و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهد ورزید.‏ بنابراین اگر خشونتی باشد بدانید از سوی ‏حاکمیت است".

نمآهنگ "چهارشنبه سوری جشنواره نور علیه تاریکی"



فرشته قاضی

ميرحسين موسوي: سال آینده را باید "سال صبر و استقامت" بدانیم و بنامیم

دیدار اعضای شواری مرکزی، دفتر سیاسی و جوان جبهه مشارکت با مهندس موسوی:
سال آینده را باید "سال صبر و استقامت" بدانیم

. ادامه راه سبز«ارس»: در پی ممانعت دولت دهم از برگزاری کنگره دوازدهم جبهه مشارکت اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی و تعدادی از جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی دیدار و تبادل نظر کردند.

متن کامل سخنان مهندس موسوی در این دیدار به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم

تشکر می کنم از حضور دوستان . شرایط ویژه و خاصی در کشور حکمفرماست . خیلی خوشحال می شدم که دوستان دیگر به ویژه دوستانی که در بند هستند امثال آقای میردامادی در این جمع بودند و از محضرشان استفاده میکردیم .شرایط کشور را شما که یک حزب سیاسی هستید بهتر می دانید . محدودیت هایی که برای حزب مشارکت است خودتان می دانید . معمولا درکشورها باید از فعالیت احزاب و تشکیلات استقبال شودتا مشکلات کشور را از طریق آنها پیگیری و با تکیه بر خرد جمعی حل و فصل کنند . در واقع تشکل های غیر دولتی و احزاب رابط مردم و دولت هستند و به این طریق از هیبت دولت در برابر مردم می کاهند علاوه بر اینکه بسیاری از فعالیت های اقتصادی – اجتماعی و... از این طریق انجام می شود.ویکی از نشانه ها و شاخص های توسعه یافتگی و پیشترفت کشورها وجود همین تشکیلات و نهادهای مدنی غیردولتی است ، حتی در کشورهایی که نظم و نسقی دارند وجود اینها ضروری است چون بسیاری از فعالیت های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی از طریق این نهادهای مدنی انجام می گیرد در واقع وجود تشکل ها در بین مردم باعث پیشرفت مردم می شود، و جامعه توده وار هرگز رشد مناسبی ندارد .

این مساله در کشور ما هم بی ریشه نیست و از قدیم مشابه اینگونه نهادها در جامعه ما وجود داشته و تشکل های کوچک محله ای داشته ایم و همین ها جامعه ما را حفظ کرده است . بطور نمونه می توان به بافت و ساختار شهر کاشان اشاره کرد که در درون محلاتش نهادهایی اینگونه وجود داشته و همین ها موجبات حفظ و رشد این شهر را فراهم آورده و این نهادها از طریق صدقات جاریه تامین مالی می شده است یا وجود هیئت ها نمونه دیگری است ، در جامعه مدرن وجود این نهاد ها به لحاظ شکل و محتوا گسترده تر شده و اهمیت ویژه ای پیدا کرده تا به تشکیلات سیاسی رسیده است . قانون اساسی ما در مورد حق تشکیل اجتماعات و احزاب وتشکل ها صراحت و تاکید دارد .

غفلتی که هست اینکه برخی فکر می کنند اینگونه تشکیلات تحفه ای است که از طرف دولت به مردم داده شده است . اشکال کار این است که فکر می کنیم این تشکلات باید توسط دولت ساخته و به مردم تحویل داده شود، در حالی که این یک خواست اجتماعی است و مردمی بودن آن باعث سلامت جامعه می شود، و دولت نباید مانع فعالیت آنها شود. مردم اگر تحت فشار نباشند و این تشکلات مردمی امکان فعالیت داشته باشند لازم نیست مردم به خیابان ها بیایند و اگر در خیابان ها هم حق انها پایمال نشود و خشونت اعمال نشود مردم آرامش خود را حفظ می کنند. متاسفانه در این نه ماه تمام این مسائل زیر پا گذاشته شده و بیشترین خسارت متوجه مردم شده است به خاطر خشونت بسیار زیاد خیابانی. این وضعیتی که با آن روبرو هستیم و وضعیتی که حزب مشارکت دارد خود دلیل اعتراض مردم است و اگر به خواست و حقوق مردم شود دلیلی وجود ندارد که مردم به خیابانها بیایند یا به سمت شعارهای تند بروند . مردم بدنبال استیفای حقوق خودشان هستند و آنچه در این نه ماه اتفاق افتاده است ناشی از هجمه و هجوم نیروهای دولتی به مردم بوده و آنها از این ناحیه خسارت بسیار دیده اند . بر راهپیمایی 25 خرداد که در آن راهپیمایی مردم مراقب شعارهای خود و مراقب همدیگر بودند، هرچند متاسفانه حادثه تلخ آخر آن پیش آمد. اوج حضور مردم راهپیمایی در روز 25 خرداد بود که باید تاکید و تکرار زیادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود، نوع اجتماع و حرکت مردم در آنروز نشانگر نظم و نشاط و مراقبت بود و مردم مراقب شعارهای خود و مواطی همدیگر بودند و متاسفانه آن حادثه تلخی که در انتها رخ داد آنروز پرشکوه را تلخ کرد اما باید بیش از این به این واقعه و روز پرداخت تا ماهیت مردمی و سبز این جنبش برای همگان و آیندگان روشن شود .

نوشتن مقالات متعدد در مورد 25 خرداد می تواند باعث شود که ماهیت جنبش و سرچشمه های آن شناسایی و بر آنها تاکید شود. خوشبختانه این تفکر همچنان در بین مردم باقی مانده و مردم در سطوح مختلف به آن عمق داده اند.و به رغم اتفاقات تلخی که در این نه ماه رخداده است روحیه مردم همانند آنروز حفظ و وجه مسالمت آمیز و مدنی جنبش برجسته شده و عمق گرفته است . البته این جنبش فراز و نشیب هایی داشته اما همه لازمه جریان است و باید هوشیارانه با آنها روبرو شویم،مخالفان این جریان با اتهامات و برچسب زدن ها تلاش کردند سران و متفکران این جریان و از جمله اعضای مشارکت را به جاهایی بچسبانند که مردم نمی پسندند،البته در این مسیر جنبش افت و خیزها و فشارهایی بوده ، که ازجمله حزب مشارکت در معرض بیشترین فشارها بوده و نسبت هایی به آن داده شده که نادرست و ناروا بوده است و ملت هم آنرا نمی پذیرد ،و ما نباید در مقابل این تهمت ها و بی اخلاقی ها حالت انفعالی بگیریم و باید تعادل خودمان را در هرلحظه و نقطه ای در مقابل فشارها حفظ کنیم .

بنده در یکی از مصاحبه ها اینرا مطرح کردم که گروهی می گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگلیس بوده، واز قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هرکاری ما بکنیم ممکن است روس ها یا انگلیسی ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اینطور باشد پس ما نباید کاری بکنیم؟ نه ، ما باید رفتار خود را بگونه ای تنظیم کنیم که درست باشد و به این اتهامات توجه نکنیم . ما نباید بر اساس خوش حالی و بد حالی بقیه کارها و برنامه های خود را تنظیم کنیم، ما باید کار خود را بکنیم . بخشی ار این تخریب ها برای این است که ما را به انفعال دچار کنند و بخشی برای اینکه بین ما و مردم فاصله ایجاد کنند و نسبت به ما بد بینشان کنند. ما نباید نسبت به اینگونه مسائل و تهمت ها و تحلیل ها منفعل باشیم .

اخیرا نشریه ای در نوشته ای حزب مشارکت و آقای خاتمی و...را با اوباما و ریگی بهم وصل کرده و نتایجی گرفته است عجیب و لابد اینگونه می خواهند برخی ها را توجیه کنند که اینها ریشه در خارج دارند و...اما ما باید روی اصول خودمان حرکت کنیم و در دام اینها نیفتیم و در عین حال که روی حفظ اصول و استقلال خود پافشاری می کنیم، نباید تعادل خود را از دست دهیم و دچار افراط و تفریط شویم. ما می خواهیم روابط خارجی را با توجه به مصالح خویش پیش ببریم، نه اینکه در هر سخنرانی برای خود کلی دشمن بتراشیم و یک دوست برای خود باقی نگذاریم. نباید این همه ماجراجویی کرد.یکی از نعمت هایی که انقلاب اسلامی برای ما آورده است استقلال ماست و ما نباید اینرا از دست بدهیم . البته ما مسائلی با جهان خارج داریم ، با آمریکا و اروپا ، اما روابط خارجی مان را باید بگونه ای شکل دهیم که در جهت تامین منافع و امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی و رشد و توسعه کشور باشد و سیاست خارجی ما نباید ماجراجویانه و تنش زا باشد و ما دوستان قابل اطمینان و همراهی در شرایط سخت نداشته باشیم .ما نباید این حالت تعادل را چون زیر فشار هستیم از دست بدهیم . حقیقت این است که در چند سال اخیر مدام از حربه ارتباط با بیگانه برای انفعال و سرکوب مردم و نیروهای متفکر جامعه استفاده شده و این باید روشن شود .

اطلاعات رسیده بما می گوید که مخالفان راجع به وقایع و جریانات پس از انتخابات یک افسانه ساخته اند و ظاهرا خودشان هم این افسانه را باور کرده اند و افراد و احزاب را با قلب اطلاعات در جایگاه هایی که می خواهند می نشانند، در این داستان برای هرکس و هر حزب یک نقش قائلند، یک تصویری از حرکت های مردمی و جنبش می سازند اما همه ابعاد این افسانه باید باز و شکافته شود . تصویری از ماهیت جنبش سبز و حرکت مردم ساخته اند که نادرست است و البته می خواهند از این تصویر ساخته شده برای توجیه مراجع و روحانیون و متدینین و...استفاده کنند و در این تصویر نقشی هم برای احزاب و گروهها قائلندکه اینها را وابسته به خارج نشان دهند . در برگه های تبلیغاتی که روز 22 بهمن توزیع می شد تحلیلی برهمین مضمون ارائه شده بود و این نشان می دهد که اینگونه تحلیل ها پشتوانه در برخی جاها دارد ! این کارها و رفتار ها مبتنی بر تحلیل هایی است که در پس پرده انجام می دهند و علاوه بر این یک باور نسبت به دورغ هایی که گفته اند و داستان هایی که گفته اند در ذهنشان به وجود آمده است.

آنچه ما باید انجام دهیم اینکه تلاش کنیم نشان دهیم که این حرکت و جنبش یقینا وابسته به بیگانه نیست، منافاتی با دین ندارد، در راستای زنده کردن قانون اساسی و احیا اسلام رحمانی است. ما باید ریشه های حرکت مردم و جنبش سبز را نشان دهیم و اینکه ریشه این حرکت در انقلاب اسلامی و حتی قبل از آن در جنبش مشروطیت است و این حرکت مخالف با اسلام نیست و برآمده از باورهای دینی مردم و ظلم ستیزی آنهاست . برآمده از قانون اساسی ماست که میراث گرانسنگ انقلاب و خونبهای هزاران هزار شهید است . این میثاق ملی مجموعه و منظومه ای بهم پیوسته از اصول است که با هم معنا دارد و مردم به این مجموعه رای داده اند و همه آنها باید با هم اجرا شود نه اینکه بخشی از آن را برداریم و سوء استفاده کنیم و به بخش های دیگر هیچ توجهی نکنیم . مردم به همه این اصول رای داده اند و همه آن را میثاق می دانند و هر نوع کم رنگ کردن بخشی از اصول لطمه های بزرگی را در پی دارد. جلوگیری از برگزاری کنگره یک حزب قانونی قطعا لطمه به این قانون و میثاق است، خراشی براین میثاق ملی و صورت نظام است و همه اینها باید برای مردم توضیح داده شود . در این شرایط همه ما باید باید از تکیه بر نخبه ها فراتر رویم و به گروههای مرجع دیگر و تاثیر گذارجامعه متوجه شویم ، باید به سمت معلمان ، کارگران و اقشار مختلف برویم و مسائل را برای آنها توضیح دهیم و اگر فراگیری هرچه بیشتر امواج حق خواهی رامی خواهیم باید این ندا به گوش همه اقشار جامعه برسد .

نکته دیگر استفاده از روحیه مذهبی مردم است و باید به گرایش مذهبی مردم توجه تام داشت . ما همه مذهبی هستیم، اما صرف اینکه مذهبی هستیم کافی نیست، تبلیغات پر شدتی که در جامعه براه انداخته اند برخی ها را دچار تردید کرده است به طوری که گاهی من با برخی افراد روحانی و مذهبی که به خوبی من را می شناسند صحبت می کنم گمان می کنند که پشت پرده اتفاقاتی افتاده و ماتغییر کرده ایم، اما وقتی با آنها صحبت می کنم و توضیح می دهم آرام می شوند . ما باید مردم را توجیه کنیم که اینگونه نیست و اینها دروغ و تهمت هایی بیش نیست . ارتباط با مراجع و روحانیت باید بیشتر و قوی تر شود، حداقل با ان بخشی که آمادگی ذهنی داردو دلسوز است. باید آنها را با اهداف جنبش آشناتر و نزدیک تر کرد، در راهپیمایی ها هم بعضی از روحانیون شرکت می کنند ولی باز هم لازم است که این ارتباطات بیشتر شود. این می تواند خنثی کننده افسانه آنها باشد. در ذهن مردمی که اطلاعاتی ندارند بعضا این افسانه می نشیند. اگر جنبش بخواهد پیش برود و عقبگرد نداشته باشد باید دامنه اهدافش را در بین مردم توسعه داد، هم در میان اقشار مختلف مردم و هم در شهر های مختلف، باید مسائل اقتصادی را برا ی مردم توضیح داد، باید به مردم نشان دهیم که برای کم شدن فشار اقتصادی، برای ثبات زندگی، برای کاهش طلاق و بسیاری مشکلات دیگرو کاهش اسیب های اجتماعی باید به اصول قانون اساسی برگشت. این را مردم باید حس کنند. نباید حس کنند این جنبش فقط در رای مردم خلاصه شده است و تنها خشم ناشی از پایمال شدن رای شان است. باید ایران پیشرفته و سعادتمند را با اهداف جنبش پیوند دهیم و یکی کنیم و به مردم نشان دهیم.

سال آینده سال صبر و استقامت ماست و نبودن دوستانی امثال آقای میردامادی در میان ما خسارت است اما در بند بودن همین ها اثراتی دارد که قابل مشاهده است . بنظرم زندان دیگر خاصیت و اثر خود را در مقابله با جنبش سبز از دست داده است . بارها در این هشت نه ماه گذشته فرصت هایی پیدا شده که دعا می کردم اینها زندانی ها را آزاد کنند ، روزنامه ها را آزاد کنند ، اما اینگونه نشد و مدیریت این تحولات انجام نشد . قطعا اگر روزنامه ها و رسانه های کشور محدود نبودند اقبال مردم به رسانه های خارجی کمتر می شد . اگر اینها تدبیر داشته باشند راه حل مسائل و مشکلات کشور از لشکر کشی و پادگانی کردن جامعه نمی گذرد ، راه حل در آزادی های قانونی است . اگر روزنامه ها رانبسته بودند، اگر محدودیت ایجاد نکرده بودند، اگر فضا را کمی باز گذاشته بودند، مردم خیابان ها را خالی می کردند، اگر این آزادی های حداقلی را داده بودند هم دولت قوی تر بود هم مجلس و در مجموع ارکان قوی تری داشتیم. البته این آزادیها برای صاحبان قدرت محدودیت ایجاد می کند اما این بنفع نظام و کشور است و ارکان نظام هم در سطح ملی و بین المللی قدرتمندتر می شوند . این ناراحت کننده است که قوه قضاییه که قرار بود مستقل باشد و هیچ کس نتواند برآن اعمال نظر کند، اکنون چنین وضعی داشته باشد که اطلاعات و سپاه به او دستور دهند که کی را بگیر، کی را ازاد کن، فلان حکم را بده... در اوایل انقلاب شورای عالی قضایی برای همین تشکیل شد که کسی نتواند به قوه قضائیه دستور دهد و متاسفانه این وضعیت تغییر کرد . نه اینکه قاضی دلسوز نداشته باشیم و اتفاقا همان قاضی های دلسوز و شریف بیشتر این ظلم را لمس می کنند و رنج می برند. قضات شریف و دلسوز زیادی در این قوه وجود دارند اما بازتاب بیرونی اینگونه نیست .

به هرحال امیدواریم چرخشی در راستای اهداف جمهوری اسلامی در مجموعه حاکم ایجاد شود. و در خود نظام و حکومت چرخشی متناسب با قانون اساسی در اداره امور ایجاد شود و فضای آزادی بوجود آید تا در سایه آن مسائل و مشکلات کشور و بحران حادث حل شود . احساس من نسبت به آینده این است که حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است، ما هیچ وقت به یکسال گذشته بر نخواهیم گشت، این تغییر ایده ها را باید غنیمت شمرد. من به آینده بسیار امیدوارم، باید به مردم صبر و امید را منتقل کرد، صبر در معنای ایمانی آن، این جنبش چیزی برای خود نمی خواهد، آزادی و بهروزی و سعادت و پیشرفت مردم را می خواهد وقطعا به آن دست خواهد یافت . حرکت بعد از انتخابات و خود انتخابات مردم را به حقوقشان آگاه کرد، باید مردم را به صبر و استقامت دعوت کرد، سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم. سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتیجه رسیدن .

در ابتدای این دیدار آقای کاشفی مسئول ستاد برگزاری کنگره مشارکت گزارشی از اقدامات انجام شده برای برپایی این کنگره و ممانعتی که از سوی وزارت کشور و اطلاعات در این باره به عمل آمد ،داد و با یادبودی از اعضای در بند مشارکت و دیگرافرادی که بدلیل همراهی با جنبش سبز در زندان بسر می برند و آرزوی آزادی همگی آنها در آستانه نوروز و سال جدید ، از مهندس موسوی بواسطه پایداری و همراهی اش با جنبش سبز تشکر و قدردانی کرد و از او خواست همچون گذشته در نیروبخشی و خط دهی یاریگر افراد و گروههای جنبش باشد . پس از سخنان مهندس موسوی نیز افراد حاضر به بیان نظرات و دیدگاههای خود در باره شرایط حادث و اینکه برای پیشبرد و موفقیت هرچه بیشتر جنبش سبز چه باید کرد به بحث و تبادل نطر با مهندس پرداختند و همگی براین موضوع توافق داشتند که سال آینده بدلیل مسائل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و بین المللی سالی سرنوشت ساز برای کشور به شمار می رود و باید آنرا سال صبر و استقامت برای پیروزی جنبش سبز قلمداد داد .

كروبي: جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است

مهدي كروبي در جمع دانشجويان و جوانان شاخه حزب اعتماد ملي:
جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است

. ادامه راه سبز«ارس»: به گزارش خبرنگار سحام نیوز، حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی در دیدار با جمعی دانشجویان و جوانان شاخه حزب اعتماد ملی استان اصفهان و گیلان به ایراد سخنرانی پرداخت. مهدی کروبی در این دیدار ضمن خوش آمد گویی به میهمانان ضمن تبریک عید باستانی نوروز به تمام ایرانیان و فارسی زبانان کفت: سالی که گذشت و آن ماجرای انتخابات و پیامدهایی که داشت توام با مشکلاتی بود که خداوند را شاکرم برای اینکه در عبور از این تلخی ها یاریمان کرد. مهدی کروبی افزود: واقعیت این بود که ما برای تغییر در اوضاع فعلی کشور وارد این انتخابات شدیم و چون متاسفانه جمهوری اسلامی از مسیر خود منحرف شده بود تلاش کردیم و میکنیم تا جمهوریت به معنای واقعی خود یعنی متکی بر رای مردم و اسلامیت که دین اصلی مردم این سرزمین است به صورت درست اجرا شود. همان جمهوری اسلامی که در ابتدای انقلاب امام فرمودند، اما متاسفانه جمهوریتی که از درون نظام برخاسته دچار استبداد زدگی شده است و انتخابات اینچنین بی خاصیت شده و فقط اسم و تشریفاتی از آن باقی مانده آنهم با دخالت های متعدد و اعمال نفوذ های فراوان از جانب برخی افراد. لذا میخواهم بگویم که من از همان انتخابات مجلس هشتم متوجه شدم که با ادامه این روند دیگر در ایران انتخابات به معنای واقعی برگزار نخواهد شد.

دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه افزود: من همیشه در برای خوب برگزار شدن انتخابات تلاش کردم ، همچنین برای گرفتن صلاحیت افرادی که واقعاً به ناحق رد صلاحیت شده بودند.من احساس کردم که انتخابات مجلس هشتم دیگر از آن قماش نیست؛ هرچه تلاش میکنیم کمتر به نتیجه میرسیم و اینکه در شورای نگهبان به جز یکنفر و آنهم دبیر شورا کسی کاره ای نیست و برخی پرونده ها در شورا اصلاً مطرح نمیگردد و برای اولین بار بود که شنیدم یک گروه پرونده افراد را کارشناسی و تعیین میکنند ؛ حالا این گروه چه کسانی هستند نمیدانم!؟ تا اینکه بعد از انتخابات مجلس هشتم از دوست محترممان، جناب آقای امامی جمارانی خواستم تا جلسه ای را ترتیب دهند و از بزرگان مجمع روحانیون مبارز و دوستان دعوت کردند و من گزارشی در آن جلسه ارائه کردم که بسیار برایشان تازگی داشت. به آنها گفتم”انتخابات سالم دیگر برگزار نخواهد شد،اگر این موضوع حل نشود ماجرای مشروطه و انتخابات بی خاصیت را در پی خواهد داشت”. لذا این اندیشه و فکر من صرفاً بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری نیست و این انفجار و اعتراضات مردمی فقط برای این انتخابات نبود چراکه از مجالس هفتم و ریاست جمهوری نهم به بعد و رد صلاحیت های کشترده باعث این انفجار و حوادث این چنینی شد.

بحث ما اینست که باید علت ریشه یابی شود؛ حاکمیت که از بررسی آن سر باز میزند و بجای حل مشکل، آن را به بیگانگان ارتباط میدهد و ما شاهد گرفتاری عده ای از مدیران عالی رتبه کشور با سابقه مدیریتی بالا و حمله به مطبوعات و بازداشت شدن روزنامه نگاران و دانشجویان به این گستردگی هستیم که قطعاً بی سابقه بوده. در همین سال جاری بیش از ۱۰ روزنامه و نشریه توقیف شد؛ به مراکز علمی حمله و بسیاری از دانشجویان را دستگیر و محاکمه کردند، آنهم در سطحی وسیع!

کروبی افزود: آقایان میگویند ۸۵% مردم بر سر صندوق های رای رفتند و رئیس جمهورشان را با رای بسیار بالایی رقبای خود را شکست داد. در صورتی که سه رئیس جمهور قبلی کشور در ۲۴ سال و هرکدام دو دوره پیاپی؛ رئیس جمهور این کشور بودند. دوتن از این بزرگان در انتخابات دوره دومشان با آراء کمتر و فاحش و قابل تاملی نسبت به دور اول پیروز شدند و تنها نفر سوم توانست با آراء نسبتا بیشتری یعنی ۱میلیون و نیم رای بیشتر نسبت به دور اول در انتخابات پیروز شود، در عین حال که شرکت کننده کمتر بود. حال چگونه باید باور کرد که دولت فعلی با اینهمه تورم و اعتراضات و بیکاری و روابط بین الملل ضعیف اینبار از طرفی ۷ میلیون(نتایج دور دوم سال ۸۴) و از طرف دیگر ۱۷ میلیون(نتایج دور اول سال ۸۴) رای بیشتر کسب کند!! مگر در دوره اول چه معجزه و شق القمری کرده که مردم بخواهند دوباره ریاست ایشان بر قوه مجریه تکرار شود؟ دولتی که بیشترین اعتراضات و جابجایی مدیران و البته لطایف زیادی را نیز به همراه داشت. آیا تعداد زیاد شرکت کننده در انتخابات و آراء خاموشی که اینبار به پای صندوق رای آمدند برای تغییر رئیس جمهوری که میخواست جهان را مدیریت کند نبود؟چرا که روسای جمهور قبلی مدعی نشده بودند برای ۶۰ کشور الگو هستند و در سازمان ملل هاله نور آنها را فرا گرفته باشد!! آیا شرایط سخت اقتصادی انگیزه برای حضور مردم در پای صندوق رای نشد و یا نمیخواستند که مسافتی را تا محل سکونت ایشان بروند و گوجه فرنگی تهیه کنند؟

شاید مردم از اینکه خس خاشاک خطاب شوند و به پای صندوق رای آمدند؟

مهدی کروبی در ادامه این دیدار گفت: من همچنان تاکید میکنم انتخابات غیر طبیعی را داشتیم و این دولت متکی بر رای مردم نیست که نتیجه اش همین انفجار مردمی بود.

مهدی کروبی افزود: البته مثالهای کوچکی زدم که عدله و اسناد فراوانی من جمله دخالت مدیران-توزیع پول-دخالت نیروهای مسلح-تصرف صندوق و تعرفه ها و گزارش تخلفات بسیاری قبل،حین و بعد از انتخابات دوستان از ۲ستاد انتخاباتی معترض در گزارش ۳۷۰ صفحه ای جمع آوری و ارائه دادند که آقایان عنایت و توجه نمیکنند و مکرر میگویند که آنها بدون سند و ارائه هیچ مدرکی صحبت میکنند و یا اصرار بر این دارند مه با ستون پنجم و عامل بیگانه همکاری میکنند.

خودشان هم خوب میدانند که ما نه جاسوسیم و نه از بیگانه خط میگیریم.تنها دلسوز این نظام هستیم و برای حفظ آن تلاش میکنیم و فقط معترضیم.مهدی کروبی در پایان این دیدار از دانشجویان خواست: هیچ گاه مایوس نشوند و مصمم و با اراده به فعالیت خود ادامه دهند. و در راه ایران و امام و شهدا همیشه کوشا باشند.